سیدهاشم آغاجری: او از حماسه بزرگ دوم خرداد 1376 تحت عنوان یك جنبش نام میبرد و معتقد است كه این جنبش محصول شكاف میان دولت و ملت است. او با قائل شدن به روشنفكری دینی و سنتگرایان مذهبی در بدو پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پیروزی انقلاب اسلامی را محصول روشنفكری دینی و گفتمان مسلط بر انقلاب را گفتمان روشنفكری بیان میكند.آغاجری مهمترین مانع اجرای قانون اساسی را وجود رهبری كاریزمایی حضرت امام(ره) و ساختار تودهای جامعه ایران پس از انقلاب برمیشمرد. او وضعیت پس از رحلت حضرت امام(ره) را مدل توسعه آمرانه معرفی میكند و نتیجه این حاكمیت را جدایی دولت از ملت و در نتیجه ظهور جنبش اصلاحطلبی دوم خرداد میداند و تنها راه نجات ایران را تغییر در ساختار حاكمیت و قانون اساسی برمیشمارد.دوم خرداد، محصول شكاف میان دولت به عنوان ساختار قدرت و ملت به عنوان ساختار اجتماعی بود. انقلاب اسلامی 1357 ایران محصول یك فرآیند اصلاحطلبانه و احیاگرانه دینی و پدیدهای به نام روشنفكری دینی بود كه از دهه اول قرن نوزدهم شروع و در نهایت منجر به تولید گفتمان روشنفكری دینی شد. قانون اساسی نیز برآیند این گفتمان با برخی خرده گفتمانهایی بود كه از سال 1357 به بعد، از سوی لایههایی از روحانیت به درون گفتمان انقلاب نفوذ كرده بود. روح غالب بر قانون اساسی، روح روشنفكری دینی برسنت گرایان مذهبی بود. جریانهایی كه نسبت به پدیدههای مدرن از قبیل آزادی، پارلمان مشروطیت و دموكراسی واكنش منفی نشان میداد.او مبنای تحلیل حركت انقلاب و تحولات آن را در چارچوب جامعهشناسی سیاسی ماكس وبرمیداند و در ادامه مینویسد: به دلیل اینكه ساختار اجتماعی ما یك ساختار تودهای وپوپولیستی بود و وجود رهبری كاریزماتیكی داشت كه تودههای انبوه، حول این رهبری بسیج شده بودند و لذا آن ویژگیهایی كه معطوف به جمهوریت، دموكراسی، كثرت گرایی و رقابت بود امكان تحقق پیدا نكرد. بعد از رحلت امام، یك مدل توسعه آمرانه و اقتدارگرا طراحی شد و جامعه را روز به روز از دولت جدا كرد و گفتمان روشنفكری انقلاب و دوم خرداد فرآیندی بود كه در متن جامعه وجود داشت و آقای خاتمی صرفا به عنوان یك سخنگو عمل كرد.