
در وانفسای فاز اول جنگ نرم دشمنان علیه نظام اسلامی در سالهای پایانی دهه 70 در اوایل دهه 80 یکی از خلأهای اساسی برای مقابله با القائات و ارزشستیزیهای تفکرات انحرافی که در این سالها در پشت عنوان «اصلاحطلبی» سنگر گرفته و اصول و مبانی نظام اسلامی و ارزشهای انقلاب را هدف گرفته بودند، وجود گفتمانی فراگیر و متقن در میان فعالان سیاسی برای تنظیم تلاشها و فعالیتهای سیاسی آنها و پاسخگویی به شبهات و هجمههای فکری و فرهنگی دشمنان بود.
در این عرصه اگرچه نهادهای مسئول مؤثر در انقلاب در مواجهه با این هجمهها ایفای نقش کرده و به لحاظ امنیتی و سیاسی بستر را برای تعامل مناسب و منطقی نیروهای انقلاب فراهم کرده بودند ولی به طور طبیعی این فعالان و تلاشگران در عرصه سیاسی و اجتماعی بودند که باید گفتمان مناسب را در فضای افکار عمومی تبلیغ و تبیین و عرصه را برای گفتمانهای انحرافی محدود سازند.
با توجه به روند تحولات سیاسی کشور بعد از ارتحال امام و آسیبهایی که به گفتمانهای سنتی «چپ و راست» سیاسی از جانب عوامل نفوذی و وادادگان فکری گفتمانهای انحرافی وارد شده بود و از سوی دیگر رشد تعلقات و درگیر شدن فعالان آنها در چرب و شیرین منافع مادی، سبب شده بود که فعالان این دو طیف سنتی گذشته قادر به مقابله و هماوردی با این گفتمان «انحرافی» جدید نباشند. به ویژه آنکه بخش عمده فعالان این گفتمان انحرافی را فعالان «چپ» سنتی گذشته شکل داده بودند که البته با حفظ ظاهر چپ انقلابی، به تمام اصول و آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی پشت پا زده بودند.
در این شرایط طرح گفتمان «اصولگرایی» و تبیین اصول و شاخصههای آن از سوی مقام معظم رهبری بستر مناسبی بود برای تعامل و تلاش نیروهای مؤمن به انقلاب از دو طیف مذکور در عرصه سیاسی کشور برای تنظیم و تحکیم زیرساختها و مقابله با تفکرات و القائات جریانهای منحرف سیاسی. بستری که در صورت تحکیم و تعمیق توسط نیروهای بدنه اجتماعی میتوانست از بسیاری از بحرانها و تنشهای سیاسی جلوگیری کند که البته توفیقات زیادی نیز در سالهای پایانی دهه 70 و اوایل دهه 80 در عرصه سیاسی کشور داشت.
آنچه راکه این روزها در فضای سیاسی کشور تحت عنوان «منشور اصولگرایی» با اهتمام دو نهاد روحانی کشور جامعه مدرسین حوزه علمیه و جامعه روحانیت مبارز تهران منتشر گردیده است را باید گامی در این راستا ارزیابی کرد.
آنچه را که اتفاقاً به عنوان الزامی برای تدوین این منشور بر آن تأکید شده است توجه به نیاز کنونی جامعه اسلامی برای حفظ انسجام و وحدت نیروهای مؤمن به انقلاب در برابر هجمهها و تهدیدات دشمنان بیرونی و داخلی انقلاب است، چرا که امروزه از یک سو دشمن و ایادی استکبار، عداوت خود را با به کارگیری هر روش ممکن علیه انقلاب اسلامی آشکار کردهاند و هر وسیلهای را برای تضعیف نظام اسلامی به کار گرفتهاند و از دیگر سو فریبخوردگان داخلی نیز به ابزار دست بیگانه تبدیل شدهاند و مصالح ومنافع ملی را بازیچه خودبینی و لجاجت قرار داده، هویت، افتخارات، تاریخ پربرکت انقلاب اسلامی و آرمانهای امام راحل عظیمالشأن را با هیاهو و هلهله اجانب سودا کردهاند.
نگاهی به اصول چهارگانه و دوازده شاخص مورد اشاره در این منشور دقیقاً همان الزاماتی است که در شرایط کنونی نظام اسلامی برای تداوم اصول و ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام به آن نیازمند است و این فارغ از دستهبندیها و جناحبندیهای رایج سیاسی برای زمانهای خاص نظیر آستانه انتخابات در کشور است.
اگرچه به دلیل وجود سلایق فردی یا حزبی میتوان روشها و تاکتیکهای متفاوتی را برای تحقق اصول و شاخصها در میان اشخاص و طیفهای معتقد به نظام اسلامی پذیرفت و همین امر میتواند زمینهای برای تنوع احزاب و گروهها در جریانها از جمله جریان اصولگرایی باشد ولی به طور طبیعی التزام به اصول و شاخصهای مورد اشاره در منشور که در اصل همان اصول و مبانی پایه انقلاب است، شرط اصلی برای حضور در این جرگه است. اما به لحاظ تاریخی و وجود برخی از مؤلفهها،پیشینه تحولات سیاسی کشور نشان داده است که علاوه بر روشها و تاکتیکها، سطح تعهد و التزام به اصول و شاخص در دوران گذشته سبب عدم همراهی لازم میان طیفهای مدعی اصولگرایی شده است و این اتفاقاً همان آسیبی است که در سالهای گذشته کلیت این جریان را مورد تهدید قرار داده و یکی از دلایل تدوین و انتشار منشور بوده است. در شرایط کنونی نیز یکی از آسیبهای جدی که این جریان را همچون جریانهای دیگر تهدید میکند، عدم باور و اعتقاد و عمل بعضی از مدعیان نسبت به اصول و شاخصهاست که البته بروز آن در عرصه اجتماعی اغلب در عدم وحدت و انسجام و «ادعای اصالت» سلایق گروه متبوع تجلی مییابد که این خود آفت بزرگی است.
به نظر میآید بعد از نوشتن منشور یکی دیگر از ضرورتهای وحدت، آزمون التزام و تعهد و پایایی در اجرای آن توسط گروهی، احزاب و افراد مدعی است. در آن صورت است که میتوان به تجسم و تحقق عینی اصول و شاخصها باور داشت.
متأسفانه آسیب جدی بعضی از احزاب و گروهها در ایران اسلامی این است که تنها رسالت خود را برنامهریزی برای انتخاباتها و کسب پست و مقام میدانند بدون آنکه به سایر رسالت ها توجه داشته باشند.