کد خبر: 434758
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۸:۴۸
زمانی میان «دیپلماسی» به عنوان اصلی‌ترین ابزار سیاست خارجی و «دفاع» به عنوان اصلی‌ترین ابزار سیاست دفاعی، خط و مرز مشخصی وجود داشت. بر این اساس نظامیان صرفاً زمانی وارد عمل می‌شدند که دیپلماسی سیاسی با بن‌بست مواجه می‌شد. این رویکرد همان رهیافت کلاسیک نسبت به موضوع راهبرد و جنگ بود که براساس آن، جنگ ادامه سیاست تلقی می‌شود. در عصر حاضر و در عرصه جدید سیاست بین‌الملل، با فراهم شدن زمینه همکاری‌های مختلف میان کشورها در حوزه نظامی و دفاعی، خط سیر جدیدی برای فعالیت حوزه دفاع در عرصه دیپلماسی تعریف شده است. به نحوی که هر روز بیش از پیش سخن از «دیپلماسی دفاعی» به میان می‌آید. اصطلاح دیپلماسی دفاعی را اولین‌بار صاحب‌نظران بریتانیایی از سال 1998 وارد ادبیات روابط و سیاست بین‌الملل کردند. به گمان انگلیسی‌ها، دیپلماسی دفاعی یکی از هشت مأموریت تعریف شده برای نیروهای نظامی بریتانیاست که هدف از اجرای آن، دفع دشمنی‌ها، ایجاد و حفظ اعتماد و پیشبرد کنترل دموکراتیک نیروهای نظامی است. به نظر می‌رسد که مفهوم دیپلماسی دفاعی به لحاظ نظری، بسط و توسعه‌نیافته است.
ضمن اذعان به فقدان تعاریف نظری از این نوع دیپلماسی، دیپلماسی دفاعی عبارت از انجام مذاکرات و دیگر روابط بین ارتش‌ها توسط دیپلمات‌های نظامی است که هدف از آن، تأثیرگذاری بر محیطی است که نیروی نظامی در آن فعالیت می‌کند. برخی نیز دیپلماسی دفاعی را فعالیت‌هایی مانند انجام گفت‌وگوهای امنیتی، راهبردی و سطح بالا، تبادل‌های آموزشی و حرفه‌ای نظامی، واردات و صادرات تسلیحات و تجهیزات نظامی، برگزاری رزمایش و تمرین‌های نظامی مشترک و نظایر آن از سوی ارتش‌های کشورها تعریف کرده‌اند. موفقیت دیپلماسی دفاعی منوط به شناخت شرایط، مهارت‌های دستگاه دیپلماسی و برخورداری از سطح قابل توجهی از توانمندی است. بدون قدرت، دستیابی به اهداف دیپلماسی دفاعی بسیار دشوار خواهد بود.
دیپلماسی دفاعی به عنوان مکمل دیپلماسی سیاسی، مقوله‌ای است که به طور عمده از سوی سازمان دفاعی کشورها مورد پیگیری واقع می‌شود. این سازمان‌ها تلاش دارند با استفاده از ظرفیت‌های
سخت/نرم‌افزاری این مقوله، تعاملاتی را با بازیگران بیرونی برای تأمین بهتر منافع ملی و بهبود شاخص‌های امنیت ملی برقرار کنند. فهم درست دیپلماسی دفاعی مستلزم توجه به رابطه بین نیروی نظامی و سیاست است. دیپلماسی دفاعی، مفهوم و عملی است که حکایت از درک نفوذ و کارآیی ارتش (نیروی نظامی) و فعالیت‌های نظامی فراسوی کار ویژه اصلی آن یعنی جنگ و دفاع و همچنین درک پیوند الزامی بین نیروی نظامی و دیگر عناصر قدرت ملی دارد، البته پیوند بین فعالیت‌های نظامی، دیپلماتیک، اقتصادی، اطلاعاتی و دیگر عناصر قدرت ملی از ابتدا مورد اذعان نظریه‌پردازان و دست‌اندرکاران نظامی و سیاسی بوده است.
بحث اصلی در این دیپلماسی آن است که در مواردی که اختلافاتی میان دو یا چند کشور یا گروه بروز می‌کند، این اتاق‌های فکر با دعوت از طرفین اختلاف یا گرایشات فکری- سیاسی مختلف به گفت‌وگو، در قالب برگزاری میزگردها و سمینارهای باز یا بسته، نقش مهمی در آشنایی طرفین اختلاف با یکدیگر و ایجاد روابط مستقیم بین آنها ایفا می‌کنند. اینگونه روابط باعث نزدیکی دیدگاه‌ها شده و می‌تواند در حل و فصل اختلافات بسیار مؤثر باشد. از آنجا که در این محافل، مبنای تعامل، قدرت نبوده بلکه منطق است، این نوع دیپلماسی اتاق‌های فکر در بسیاری از موارد موفقیت‌آمیز بوده است.
بر پایه آنچه بیان شد، می‌توان هدف‌هایی را برای دیپلماسی دفاعی مشخص کرد:
1- دستیابی به تجهیزات دفاعی مورد نیاز: یکی از اهداف مهم دیپلماسی دفاعی، فراهم کردن زمینه تأمین فناوری تجهیزات یا تسلیحات دفاعی است.
2- مدیریت حوزه‌های امنیتی: برقراری روابط و تعاملات مناسب دفاعی بین سازمان‌های دفاعی کشورها نقش تعیین‌کننده‌ای در بهبود محیط امنیتی کشورها دارد. بسط و تعمیق این روابط می‌تواند تغییراتی جدی در محیط پیرامونی ایجاد کند. به خصوص که شفاف‌سازی و درک متقابل، پیوندی ناگسستنی با اعتمادآفرینی دارند.
3- کنترل تسلیحات: یکی از اصلی‌ترین هدف‌های دیپلماسی دفاعی می‌تواند نقش‌آفرینی آن در کنترل تسلیحات باشد.
4- کسب منافع اقتصادی: یکی از دلایل گرایش برخی کشورها به دیپلماسی دفاعی، فروش محصولات صنایع دفاعی آنهاست.
5- ثبات‌سازی: دیپلماسی دفاعی می‌تواند بسترساز همکاری، هماهنگی، درهم‌تنیدگی و گره‌خوردگی سرنوشت کشورها شود. طبیعی است در چنین شرایطی ضریب احتمال وقوع مناقشات به حداقل کاهش خواهد یافت. افزون بر این، دیپلماسی دفاعی دارای این ظرفیت است که حتی اگر منازعه‌ای رخ دهد، بتواند از راه برقراری ارتباط با طرف‌های درگیر، شرایط را برای پایان بخشیدن به درگیری فراهم کند. به طور کلی در دنیایی که تفکر استراتژیک براساس امنیت نسبی قرار می‌گیرد، طبیعی است که ابزارهای تحقق امنیت، صرفاً براساس قابلیت‌های نظامی سازماندهی نخواهد شد. قدرت نظامی به گونه تدریجی تبدیل به یگان‌های عملیاتی برای ایفای نقش پلیس جهانی شده‌اند. به این ترتیب، دیپلماسی دفاعی را باید محور اصلی تفکر استراتژیک نوین دانست. به عبارت دیگر، به موازات قدرت سخت و نیروهای نظامی، از ابزارهایی همانند قدرت نرم و اصول و روش‌های دیپلماتیک نیز استفاده می‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار