
صدور منشور اصولگرایی توسط تشکلهای روحانیت، تحلیلهای متفاوتی را به دنبال داشت. اگر چه ضمانتی برای تمکین همه اصولگرایان به این منشور وجود ندارد اما میتواند برای حفظ و انسجام و چارچوب بخشی به گفتمان انقلاب اسلامی، یک گام به پیش تلقی شود. امروزه تلقی از اصولگرایی در داخل و خارج از گفتمان اصولگرایی با تفاسیر مختلفی صورت میگیرد و هر کسی از ظن خویش معنادهی به چارچوبهای اصلی گفتمان را وظیفه خود میداند یا احتمالاً دیگران را با جوهره ضعیف اصولگرایی در صفوف انتهایی اصولگرایان میپذیرد. در چرائی تدوین منشور اصولگرایی اجماع نظر بیشتری نسبت به چگونگی آن وجود دارد زیرا لزوم اتخاذ چارچوبهای گفتمانی و مرزبندی با غیریت خواسته همه نحلههای اصولگرایی است اما حد و مرزها و تفسیر از غیریت نیز دارای نوسانات قابل توجهی است که چرایی این منشور میتواند به رفع این نوسانات کمک کند. اما درباره چگونگی آن اگر موارد ذیل به خوبی در آن نگنجد نمیتواند پیش برنده این گفتمان در عمق آینده انقلاب اسلامی باشد.
1- فرا زمانی بودن: گفتمان اصولگرایی نمیتواند متأثر از مسائل روز تهیه شود و سایه حال جامعه بر آن سنگینی کند زیرا پروسه انقلاب اسلامی امری دائمی، پیش رونده و آیندهنگر است، به طور مثال نمیتواند غیریت را صرفاً فتنهگران انتخاب کرد یا به بهانه فلان جریان انحرافی در اصولگرایان، فقط در زمان حال متوقف شد.
2- فراگیر بودن: گفتمان اصولگرایی در عمق و طول جامعه اسلامی طرفداران بسیاری دارد و نمیتوان آن را به نگاه چند تشکل خوشسابقه یا منفعل تقلیل داد. منشور اصولگرایی امری فراسلیقهای است و باید بتواند از آبشخور خویش قاطبه مردم متدین ایران اسلامی را سیراب کند.
عدم افراط و تفریط شرط لازم برای محقق شدن این مهم است. حال آنکه منشور مذکور در حد ساختارهای اصولگرایان نیز به شور گذاشته نشده است.
3- غیرساختاری بودن: اصولگرایی در نظام جمهوری اسلامی ایران محصور در ساختارهای تشکلها، احزاب و جمعیتها نیست، اصولگرایی تفکری معادل انقلاب اسلامی است. بنابراین تلقی جناحی، راست گرایی و جبههبندی از آن ظلم به این تفکر است. مقام معظم رهبری در دو جلسه مفصل به تبیین اصولگرایی پرداختند تا آن معادل راستگرایی تنزل نیابد که اگر اینگونه شود نمیتواند چتر خود را رای همه نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی باز نماید. بسیاری از جوانان مؤمن به انقلاب اسلامی فاقد تعلقات گروهی و حزبی هستند و در عین حال خود را اصولگرا میدانند، اگر تفکر اصولگرایی به سطح جناحهای سیاسی تقلیل یابد، پراکندگی و ابراز برائت در بین بسیاری از نیروهای معتقد به انقلاب اسلامی مشهود خواهد بود.
4- جامعیت: گفتمان اصولگرایی باید جامعالاطراف باشد، یعنی برای همه ابعاد زندگی اجتماعی و اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و اعتقادی تدوین شده باشد. نمیتوان یکی از ابعاد انقلاب اسلامی را برجسته کرد و بعد دیگری را به کلی نادیده گرفت، بنابراین جامعیت در منشور اصولگرایی شرط تطابق آن با اصل انقلاب اسلامی و تفکر اصولگرایی است.
5- قابلیت چفت اجتماعی: منشور اصولگرایی باید تلفیقی از ذهن و عمل یا آرمانگرایی و واقعگرایی باشد که یک طرف آن مطالعه آرمانهای انقلاب اسلامی در جهان و یک طرف آن مطالبات اجتماعی مردم باشد. منشور اصولگرایی باید مبتنی بر واقعیتهای اجتماعی، اولویتهای مردم و راهبردهای کلان نظام جمهوری اسلامی باشد. در غیر این صورت اصولگرایان به بسته نگری، انتزاعی بودن و تقطیع اجتماعی متهم خواهند شد. امید است در بازنگری و تقویت منشور مذکور موارد ذکر شده لحاظ گردد.