کد خبر: 433240
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۵
بازخوانی مطبوعات دوره اصلاحات (12)
با توجه به اینکه مطبوعات یک کالای اجتماعی و فرهنگی و غیرتجاری محسوب می‌شود، در ایران اسلامی با توجه به رسالت و تعریفی که در قانون مصوب مطبوعات برای آن آمده است، نمی‌تواند اشرافیت مطبوعاتی حاصل شود زیرا با اهداف مطبوعات و رسانه‌های غربی کاملاً متفاوت می‌باشد و بنابراین صحت و سقم آزادی، مسئولیت و حقوق مطبوعات نظام جمهوری اسلامی ایران را نباید از دولتمردان غرب و رسانه‌های مدعی اصلاحات و آزادی در غرب شنید زیرا کارکرد دموکراسی و قوانین حاکم بر مطبوعات در غرب در نقطه مقابل و در جهت نفی ارزش‌های اسلامی است که در رسالت مطبوعات ایران گنجانده شده است. مطبوعات در چارچوب دموکراسی و نظام سرمایه‌داری غرب یک نوع تجارت است و ابعاد اجتماعی آن را خود روزنامه‌نگاران به دلخواه خود و نسبت به زمان و مکان و از طریق حرفه‌ای تعیین می‌کنند، در حالی که در نظام جمهوری اسلامی ایران براساس قانون اساسی و قانون مطبوعات با توجه به اصولی که در مورد رسالت مطبوعات اشاره گردیده است، علاوه بر آزادی، ‌دموکراسی، اصلاحات و جامعه مدنی باید به اصل مهم مسئولیت اجتماعی مطبوعات توجه نمود و در اسلام تنها یک نوع اشرافیت، یعنی اشرافیت توحیدی مبتنی بر تقوا – امانت و مسئولیت دینی و اجتماعی وجود دارد. از مجموع تفاوت رفرم با انقلاب و اساس کارکرد مطبوعات در غرب و انقلاب اسلامی ایران و تلاش دشمن برای براندازی انقلاب اسلامی در سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در حوزه‌های جنگ سخت و نیمه سخت و نرم، شدت هجوم سیاسی و فرهنگی با استفاده از ابزار تبلیغاتی در جنگ نرم به خصوص با مطبوعات در دهه سوم را شاهد بودیم. انتخابات دوم خرداد 1376 فرصتی بود تا اصلاحات اساسی مورد نظر انقلاب اسلامی ایران به اجرا درآید، ولی با سوء‌برداشت از پیام دوم خرداد توسط برخی از گروه‌های سیاسی پیروز در انتخابات و به تدریج نفوذ جریان سوم مخالف حکومت دینی و با استفاده از مطبوعات و با حمایت غرب، در مسیر تغییر بنیادین و ساختارهای قانونی در نظام جمهوری اسلامی ایران پیگیری شد. نارضایتی بخشی از مردم نسبت به برنامه‌های تعدیل اقتصادی دوران سازندگی و اجرایی شدن استحاله فرهنگی دشمن در ایران و فریب اطلاعاتی و جنگ روانی موجب شد که جریان هواخواه لیبرالیسم خود را یکباره در دوم خرداد 1376 بر امواج مردمی دیده و پیروز انتخاب گردد. همچنان که گری سیک از اعضای برجسته سازمان اطلاعاتی امریکا (سیا) پس از حماسه بزرگ مردمی دوم خرداد 1376 می‌گوید: «من چگونه خوشحال نباشم از اینکه در ایران موج تازه‌ای برپا شده که مصمم است طومار حکومت اسلامی را در هم بپیچد و حکومتی نظیر حکومت ایران در دوران شاه و عربستان سعودی را روی کار بیاورد.»
فرد هالیدی، استاد روابط بین‌المللی دانشگاه لندن، می‌گوید: «ظهور اصلاح‌طلبی در ایران وقتی می‌تواند در افق مطلوبی با غرب دست رفاقت بدهد که از سنگلاخ ولایت فقیه بگذرد و ایران پس از آخوندیسم را ترسیم کند. اصول مترقی و مدرن حقوق بشر، جایی برای طرح حقوق اسلامی باز نمی‌کند که حالا شاهد حکومتی آن نیز باشیم.
جالب اینکه همین نسخه مورد نظر برای ایران قبلاً در شوروی سابق اجرا گردیده بود. الکساندر پروخانوف نویسنده و سردبیر هفته‌نامه زافترای روسیه می‌گوید: گورباچف کاری بسیار دشوار بر عهده گرفته بود و آن این بود که سبب فروپاشی شوروی و کشورهای بلوک شرق گردید و به همین دلیل رسانه‌های گروهی و جمعی غرب سعی بر این داشتند که از او یک بت بسازند و او را یکی از بهترین انسان‌های نوع بشر و آزادیخواه جلوه دهند. در اینجا دو هدف دنبال می‌شد، زیرا گورباچف فردی بود دوستدار تملق و چاپلوسی، به همین دلیل هم، رسانه‌های گروهی سعی در تحسین و تشویق هر چه بیشتر وی داشتند. تبلیغات غربی‌ها در جهتی بود که بگویند کارهای اصلاح‌طلبانه گورباچف در جهت مصالح ملی و پیشرفت مردم شوروی است. برژینسکی، مشاور وقت امنیت ملی امریکا و از طراحان پروژه فروپاشی شوروی سابق در کتاب «شکست بزرگ» خود استفاده از رسانه‌ها را در این فروپاشی، مهم‌ترین ابزار می‌داند: «ما نه روی قدرت سیاسی و نه روی قدرت نظامی و اقتصادی تکیه کردیم. ما تنها از طریق فرهنگ و استفاده از رسانه‌ها و مطبوعات، توانستیم به این هدف برسیم. رسانه‌هایی که برای نفوذ درون شوروی به راه انداخته شدند.»
سرگئی نیکولایویچ مشاور دومای روسیه معتقد است: «امریکا در مطبوعات ما سرمایه‌گذاری کرده بود. گاهی اوقات به صورت مستقیم و گاهی اوقات به صورت غیرمستقیم.» به قدرت رسیدن جریان‌های سیاسی با سلایق متفاوت در اوایل دهه سوم انقلاب اسلامی امیدهای زیادی را برای غرب و معاندان داخلی در پی داشت. ابراهیم یزدی از اعضای نهضت به اصطلاح آزادی که قبل از حماسه دوم خرداد 1376 نیز سیاست براندازی و استحاله فرهنگی انقلاب اسلامی ایران را در سر می‌پروراند، در روزنامه توس چنین می‌نویسد: «تنها راه معقول، مطمئن و مفید و عملی برای بهبود وضع موجود، ‌مبارزه سیاسی با هدف تغییرات تدریجی و آرام است.» همین گروه در اطلاعیه شماره 1554 خود در سال 1374 اعلام می‌کند: «نهضت آزادی ایران به استراتژی مبارزه مسالمت‌آمیز علنی و در جهت ایجاد و تغییرات سیاسی تدریجی و سنگر به سنگر معتقد می‌باشد.»‌ درست چندین سال پس از فروپاشی شوروی سابق، مقامات امریکایی طرح بازسازی شده آن را برای جامعه سیاسی ایران در دستور کار خود قرار دادند که امیدوار به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران بود. رامسفلد وزیر وقت امور خارجه امریکا با اظهار خوشحالی از فعالیت‌های جریان موسوم به دوم خردادی در تاریخ 27 اردیبهشت 1382 می‌گوید: امریکا احتیاجی در توسل به عملیات نظامی و یا فعالیت‌های مخفی برای سرنگونی حکومت ایران احساس نمی‌کند. امیدوارم در طول حیاتم حکومت ایران از درون متلاشی شود. من فکر می‌کنم در طول حیاتم شاهد تغییراتی در ایران باشیم. در این راستا کنت تیمرمن از نظریه‌پردازان امریکا در تیرماه 1377 نیز می‌گوید: «ما باید از دموکرات‌های خواهان تغییر رژیم در ایران حمایت سیاسی و معنوی کنیم.» پیروزی جریان موسوم به اصلاحات در این انتخابات، تحلیل‌های متفاوت دیگری نیز با خود داشت. بخشی از این جریان پیروز، رأی 20 میلیون مردم مسلمان ایران به رئیس جمهوری منتخب را به عنوان «ارتش 20 میلیونی در مقابل نظام و رهبری قلمداد و منظور اکثریت آرای رأی‌دهندگان را تضعیف حاکمیت ولایت فقیه تعبیر کردند.» نشریه ایران فردا با مسئولیت عزت‌الله سحابی، عضو نهضت آزادی، در شماره تیرماه 1376 پیام انتخابات را آزادی به عنوان تنها راه حل همه مشکلات موجود جامعه دانست و قانونمند کردن کشور را تنها راهکار آن معرفی کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار