
تأکید وزیر محترم اطلاعات بر این نکته که حفره اطلاعاتی ناشی از فتنه سال 88 موجب جسارت موساد برای ترور دانشمندان هستهای کشورمان شده، تنها بخشی از خسارتهای ناشی از ظلم بزرگ سران فتنه را میتواند نشان دهد که با کاربست سیاست «فشار از پایین، چانهزنی از بالا» تلاش کردند با فریب افکار عمومی به شیوه جعل و خلق اطلاعات جهتدار، طرفداران خویش را به کف خیابانها کشانده و با تحریک و تهییج آنان و رادیکالیزه کردن حرکت، نظام را وادار به پذیرش خواسته خویش یعنی ابطال انتخابات کنند. البته این باجگیری مقدمه اقدامات بعدی بود که فرآیند بحرانسازی، بیثباتسازی تا تغییر ساختار سیاسی را دنبال میکرد. به عبارتی این فرآیند از «نه احمدینژاد» برای ایجاد ائتلاف بین تجدیدنظرطلبان سیاسی شامل مدعیان اصلاحطلبی و بخشهایی از نیروهای اپوزیسیون مثل منافقین، سلطنتطلبان، مارکسیستها، بهائیان، کومله، پژاک و گروهک ریگی و جلب حمایت بیگانه، شروع و در پایان به عبور از نظام مقدس جمهوری اسلامی و نیل به یک نظام جمهوری لائیک ختم میشد که نشانه های آن را میتوان شعارهای خیابانی فتنهگران مثل جمهوری ایرانی وشعار علیه اصل ولایت ولی فقیه در روز عاشورای سال گذشته دانست.
در چنین شرایطی طبیعی است تمام توان اطلاعاتی، امنیتی، نظامی و انتظامی کشور به مقابله با فتنه و مهار آن تمرکز یافته و پاسداری از اصل نظام در اولویت قرار گیرد که نتیجه آن جولان اشرار، ضدانقلابیون، تروریستها و نفوذ جاسوسان و فعال شدن شبکههای ترور و جاسوسی است که روی شکارها و اهداف ارزشمندی چون دانشمندان هستهای کشورمان هدفگیری شده بود. همانگونه که حفره امنیتی و انتظامی ناشی از فتنه 88 زمینه ورود باندهای شرارت و افزایش سرقتهای مسلحانه و تجاوز به عنف را موجب شد و جرائم پرخطر روندی جهشی به خود گرفت، آمار استفاده از سلاح گرم و سرد در جرائم افزایش یافت و فضای امنیت عمومی را تهدید کرد. بیاعتنایی به هنجارهای اجتماعی و هنجارشکنیها نیز گستردهتر و شدیدتر شد و موج اعتراض نیروهای مذهبی، مراجع و خانوادهها را پدید آورد. مروری بر اخبار و آمار حوادث و بزهکاریهایی مثل زورگیری، ارعاب و محاربه در دوران پس از فتنه 88 نشانگر تأثیر حفرههای پدید آمده از این ظلم بزرگ علیه منافع و امنیت ملی است که چنانچه در قالب پروژهای علمی و حقوقی به مطالعه و ارزیابی گذاشته شود، بار آن اگر سنگینتر از جنایات و خیانتهای مستقیم سران فتنه در فتنهانگیزی و پدید آوردن میدان کشتار و جرح، آتش زدن مسجد، جسارت به تصویر حضرت امام(ره)، اهانت به مقدسات، شکستن حرمت محرم، تمسخر شعارها و ارزشهای انقلاب و... نباشد، سبکتر از آن نیز نخواهد بود.پیامدی چون ایجاد بیاعتمادی مردم به نظام که میتواند موجب بیتفاوتی آنان در صحنههای مختلف شود، خود عامل بسیاری از آسیبهای سیاسی و اجتماعی است که پدید آمدن صحنه جنایت در میدان سعادتآباد تهران در جلوی چشم صدها تماشاچی و تردید مأمور نیروی انتظامی در نحوه برخورد با آن، از جمله آثار این بیاعتمادی و بیتفاوتی است. طبیعی است جبران این حفره با همت و تلاش مضاعف مدافعان انقلاب و نظام اسلامی میسر است و همانگونه که سربازان گمنام امام زمان(عج) توانستند، با تمرکز روی پرونده ترور شهید علیمحمدی ضربات سنگینی بر این شبکه تروریستی صهیونیستها وارد آورند، سایر نیروهای مشمول نیز با تمرکز بر مأموریتها و وظایف بسیاری از این حفرهها و خلأها را پوشش داده و توانستهاند سطح امنیت ملی را ارتقا دهند، اما آنچه تأسفآور است، لجاجت سران فتنه و اصرار آنان به ادامه راه پر از گناه و خسرانی است که بر نفرت خلق و خشم خالق از آنان میافزاید. به نظر میرسد حفرههای ایجاد شده از این اشتباه بزرگ، آنان را تا اعماق جهنم به سوی خود میکشد و دیدن این همه مسائل عبرتآموز نمیتواند بر لجاجت آنان فائق آید.