
او میگفت:
«با گذشت زمان دین نیاز به اصلاح و ترمیم دارد. دین در اصل نزول خود آنچه در جامعه بود را نفی نکرد، نفی قبیله نکرد. بنده تردید ندارم که اگر پیامبر اسلام(ص) امروز بودند همان مفاهیم و مبانی اصلی به تناسب امروز در قالبهایی که میتوانست جوابگوی زندگی انسان باشد را بیان میکردند، جامعه، زن، اقتصاد امروز با گذشته متفاوت است و دینی که میخواهد جاودانه بماند، نمیتواند قالبهایی که متناسب با زندگی در یک دوره است را برای همیشه بشریت جاودانه بداند و معتقد بود: حدود اسلام بسیار مهم است. اما وضع این حدود به این معنا نیست که ما مسابقه بدهیم در اجرای هر چه بیشتر آن.
من به شیرین عبادی گفتم بهتر است که به عنوان یک زن مسلمان برای دریافت جایزهاش از روسری استفاده کند، اما همه در انتخاب آزاد هستند. مشتی متولیان دین و متعصبان دارای قدرت، جوانان را سوسول و دانشگاهیان را منحرف نامیدند و خشونت خود را به کار گرفتند تا آنچه مردم، بخشی از آن را از آنان گرفته بود، بازیابند.
حوزه علمیه قم حق ندارد به صدا و سیما اعتراض کند که چرا فلان برنامهات سبک بود، یا اشکال داشت،صدا و سیما که تولیدکننده فکر نیست، شما باید فکر و کمک کنید. بعد از دوم خرداد 1376 آن اسلام کذایی، بیپرواتر و خشنتر وارد صحنه شد و ارعاب و ترور را در دستور کار خود قرار داد. اما این اسلام به شدت در جامعه منزوی است، هر مکتبی که در حال انزواست به خشونت متوسل میشود.»
او با دفاع از عملکرد ناصواب وزارت ارشاد دوران خود میگوید: «بنده به سهم خودم، فعالیتهایی که در وزارت ارشاد انجام میشده را یکی از افتخارات دوره خود میدانم.با وجود همه مشکلات و فشارهایی که وجود داشته، وزارت ارشاد توانسته است با درایت و آرامش و حفظ اصول که متعلق به همه ملت و انقلاب است! مسیر خود را طی کند. اگر وزارت ارشاد به خاطر فشارها نتوانسته از حقوق اصحاب رسانه، خبررسانی و هر که حقوقشان پایمال شده، دفاع کند، من به نمایندگی از همه همکارانم معذرت میخواهم.» هیچ مسئله فوقالعادهای در عرصه فرهنگی کشور رخ نداده است، چیز تازهای پیش نیامده که موج ایجاد میشود و میگوید: «دین و فرهنگ از بین رفته است. اگر دین و فرهنگ از بین میرود، باید کسانی که متصدی هستند و رسالت آنها تقویت فرهنگ و دین است، پاسخگو باشند.»
نکته دارای اهمیت در حوزه عملکرد برخی از مطبوعات این است که اگر چه حجم تهاجم مطبوعاتی سالهای نخست دهه سوم همچون سالهای نخست دهه اول انقلاب اسلامی از شتاب بالایی برخوردار بود و برخورد دستگاه قضائی براساس قوانین مطبوعاتی و اساسی صورت گرفته است و بیشتر آنها یا لغو و تعطیل شده یا در مسیر صحیح قرار گرفتهاند، در سالهای پایانی دهه سوم انقلاب اسلامی کاسته شده ولی همچنان شاهد شبهه افکنی و تخریب و توهین و تحریک علیه نظام دین هستیم. به عنوان نمونه ماهنامه گزارش در مقالهای مینویسد: «کسی که کودتا کرد و همه مسائل قانونی را نادیده گرفت، مصدق بود نه شاه، مثل انقلاب سال 1357 و قیام علیه موجودیت ایران و ایرانی، به خاطر منافع کشورهای اروپایی و امریکایی و حتی عربی ... ما الان حکومت اسلامی داریم، بدبختیهایی در این چند ساله بر سر ما آمد که مروری بر آن، دل هر ایرانی واقعی را به درد میآورد.
ای کاش! کسانی که قلم به مزد نیستند، بنویسند که ایران در زمان رضا شاه و پسرش چه بود، لااقل 95 درصد مردم زندگی خوبی داشتند، پنج درصد ناراضی بودند، تبلیغهای دروغ و غلط رادیو BBC نقش خود را ایفا کرد و یک سری مردم ناآگاه در خیابانها ریختند. شاه رفت و شماها به آرزوهایتان رسیدید. مقایسه کنید و شرمنده شوید.»