حجت الاسلام سيد جلال يحييزاده، نماينده مردم تفت و ميبد و عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و رئيس کميته جوانان و تربيت بدني اين کميسيون است که به علت علاقه به مباحث ورزشي جزو چهرههايي است که در مجلس در خصوص حوزه ورزش اظهار نظرها و ايدههاي زيادي دارد. هر وقت قرار است خبرنگاران در زمينه ورزش سوژهاي را در مجلس دنبال کنند حتما به سراغ يحيي زاده ميروند و وي نيز در بيشتر موارد اطلاعات و موضعگيريهاي جالبي در اين حوزه دارد. بحث تحقيق و تفحص از سازمان تربيت بدني و حوزه ورزش کشور مسئلهاي است که بيش از يک سال با مديريت سيد جلال يحيي زاده در حال پيگيري بوده و گزارش نهايي آن به زودي در صحن علني قرائت ميشود که به گفته وي به بيش از دو ساعت زمان احتياج دارد. طبق آئيننامه داخلي مجلس در حالت قانوني براي قرائت اين دست گزارشها 30 دقيقه وقت داده ميشود و يحيي زاده ميگويد که بايد براي کوتاه شدن گزارش اين تحقيق و تفحص عريض و طويل براي قرائت در مجلس فکري کند. همچنين يکي از مهمترين مسائلي که اين روزها در مجلس و حوزه ورزش به آن بايد پرداخت طرح تشکيل وزارت ورزش و جوانان است که به تصويب نمايندگان خانه ملت رسيده است. در خصوص اين موضوع و بسياري مسائل ورزشي ديگر که در مجلس بررسي ميشود، به سراغ اين نماينده ورزش دوست مجلس رفتيم تا در خصوص موضوعات روز ورزش کشور در اين بخش با وي گپ و گفتي کوتاه داشته باشيم... مهمترين موضوع ورزشي اين روزهاي مجلس تصويب وزارتخانه ورزش است. ورزشيهاي سازمان تربيت بدني و ورزشکاران ميگويند که اين يک تصميم شتابزده از سوي مجلس بوده است.اين طور نيست. انتظارات بسيار شتابزده هستند. همه ميدانند که اين طرح تقريبا دو سالي است که در کميسيونهاي مختلف مجلس مورد بررسي قرار گرفته وحتي يک بار نيز در صحن علني مجلس مطرح شد. بنابراين اصلا شتابزدگي در اين زمينه وجود نداشت. با وجود اينکه از دو يا سه سال قبل خيليها به فکر اين بودند که وزارتخانه ورزش هر چه زودتر راهاندازي شود، به تازگي اين طرح از سوي مجلس نهايي شد و تا شوراي نگهبان موضع خودش را اعلام نکند، قانون نخواهد شد. بنابراين بيان اينکه اين تصميم مجلس، شتابزده بوده است به نظرمن اصلا حرف درستي نيست. بنابراين چه دليل و استدلالي براي اين مخالفت از نظر شما وجود دارد؟من احساس ميکنم بعضي عزيزان که در ورزش دستي دارند اصلا انتظار اينکه وزارتخانه مصوب بشود را نداشتند وبيشتر به آنها شوکي وارد شده است و از روي احساسات سخناني را بيان ميکنند. در حال حاضر 49 کشور در دنيا وزارت ورزش دارند که معمولا وزارت ورزش و جوانان است و در صورت تأييد شوراي نگهبان، ايران پنجاهمين کشوري است که وزارت ورزش و جوانان دارد. بسياري از رؤساي فدراسيونها ميگويند، درکشورهايي که داراي اين وزارتخانه هستند، ورزش به بن بستهايي رسيده که يکي از آنها، دخالتهاي زياد دولت در امر ورزش است. براي اين موضوع چه فکري کردهايد؟ما چند سال است که در مجلس و کميسيون فرهنگي در دوره هفتم وهشتم مجلس تأكيد داشتيم که بايد خصوصيسازي در ورزش طبق تکليف برنامه باشد که صورت نگرفته است. ما معتقديم که انتخابات فدراسيونها مانند انتخابات کشورمان بايد کاملا سالم باشد، ولي بررسيهايي که گاهي در مورد انتخابات فدراسيونها کرديم چيزهاي ديگري ديديم و شنيديم که اين را تأييد نکرد. ما اعتقاد داريم تا به حال دولت در بخشهايي از ورزش که نبايد دخالت کند دخالت ميکرده است و اگر در رأس ورزش وزير حضور داشته باشد مجلس ميتواند مانع خوبي براي ورود دولت در بخشهاي غيردولتي ورزش باشد و مجلس با اين وزارتخانه آماده است که به فدراسيونها و کميته ملي المپيک کمک کند. همه حرف شما بر سر وزارت ورزش است در حالي که اين وزارتخانه دو بال دارد و يکي از اين دو بال ورزش و ديگري سازمان ملي جوانان است. به نظر ميرسد با تفاسيري که اين روزها از وزارت ورزش ميشنويم؛گويا سازمان ملي جوانان در اين ميان به فراموشي سپرده شده است؟من به عنوان يکي از کساني که به اين طرح راي دادهاند، ميگويم که وزارت ورزش مورد خوبي است ولي نبايد سازمان ملي جوانان در آن ادغام ميشد در حالي که رأي مجلس بر ادغام هر دو سازمان بود. به هرحال بايد کاري کنيم که جوانان زمين نخورند، زيرا دغدغه اصلي ما بيشتر جوانان هستند. من نسبت به ورزش اصلا دغدغهاي در زمينه تشکيل وزارت ورزش ندارم و مطمئن هستم با وزارتي شدن ورزش اين بخش از قبل بهتر خواهد شد. تشکيل وزارت ورزش يک طرح سياسي بود يا يک طرح ورزشي و اجتماعي؟ به نظر من طرح وزارت ورزش يک طرح سياسي نيست، برخي افراد ادعاهايي داشتند که ادغام اين دو سازمان در يکديگرسياسي است که شايد نشانههايي هم دراينباره وجود داشت. اين دسته از افراد معتقد بودند به شکلي که مجلس اين دو سازمان را در هم ادغام کرد وکميسيون فرهنگي اجازه نيافت به صورتي که درکميسيون فرهنگي مصوب شده بود پيشنهادهاي خود مبني بر وزارت ورزش منهاي جوانان را در صحن علني اصرار کند، يک اتفاق سياسي بود. اين در حالي است که اصل وزارت ورزش به هيچ وجه سياسي نبود. من چند سال است که در کميته تربيت بدني کميسيون فرهنگي مجلس در بين نمايندگان حضور دارم و خدا را گواه ميگيرم حتي اگر اين پندار در قضاوت اشتباه باشد، بيشترين، اصليترين و مهمترين دليل اينکه وزارت ورزش راهاندازي شد، توقع نمايندگان براي تعامل بيشتر ومفيد ترسازمان ورزش با مجلس بود. يعني اين طرح انعکاس آن پنداري بود که نمايندگان داشتند که تعامل سازمان ورزش با مجلس دراين سه يا چهار سال اصلاً خوب نبوده است. من شهادت ميدهم آنها که ميگويند در خصوص وزارت ورزش کار کارشناسي نشده باشد، حرفهايشان در فضايي احساسي است. يعني مجلس در يک فضاي کاملاً منطقي و به دور از هر گونه احساس اين طرح را به تصويب رسانده است؟به هر حال اگر بخواهيم اين ادعا که اين تصميم در فضايي احساسي گرفته شده باشد را تأييد کنيم، ازاين جهت حرفشان قابل تأييد است که کار مجلس مقداري هم در فضاي احساسي قرار داشت اما نه فضاي احساسي سياسي، يعني روي احساسات سياسي نبود. به طور مثال مجلس توقع داشت که يک درصد بودجه ورزش را براي سال 89 مصوب کند و يک نماينده بعد از 9 يا 10 ماه بخشي از اين پول را در پروژههاي نيمه تمام مصوبات سفر در شهر و استان خودش ببيند و کسي هم باشد که نسبت به فشارهاي موکلينش در خصوص پروژههاي ورزشي پاسخگوي استانها باشد. بنابراين من به واقع و به صورت قاطع و بدون هيچگونه مبالغهاي ميگويم، مسئله اصلي انتظار تعامل مؤثر و وسيعتر سازمان با مجلس بود نه اينکه بخواهند موضوع را سياسي کنند. برخي از رؤساي فدراسيونها معتقدند، با اين تدبيري که مجلس انديشيده در واقع فدراسيونها بين وزارتخانه تازه تأسيس و کميته ملي المپيک سرگردان خواهند شد و نهادهاي موازي بيشتري در ورزش ايجاد ميشوند، اين موضوع را پيشبيني کردهايد؟ اعتقاد ما اين نيست. بگذاريد راحتتر صحبت کنم. در حال حاضر مگر کسي از نمايندهها گفته که شخصي به غير از آقاي سعيدلو براي وزارت معرفي بشود؟ بنده اعتقاد دارم که رئيس جمهور بايد ايشان را معرفي کند. دکتر سعيدلو به هر حال توفيقات خوبي هم در اين مدت و در عين انتقاداتي که به سازمان تربيت بدني وارد است، داشته و اگر رئيسجمهور نميخواهد سعيدلو را به عنوان وزير اعلام کند ميتواند شخص ديگري را معرفي کند که به ورزش ايمان و اعتقاد داشته باشد. فدراسيونها هم در کنار وزارت ورزش بايد خودشان باشند و خودشان تصميم بگيرند. انتخابات اين بخش مهم ورزش بايد درست شود و نبايد آويزان بوده و بين هوا و زمين معلق بماند. مجلس که نيامده بگويد حال که وزارت ورزش را تشکيل داديم بايدx و y بيايند و وزير بشوند وهر چه را هم که ما خواستيم او انجام دهد. مجلس هرگز نميتواند از اين دست دخالتها در امور ورزش داشته باشد. تنها کار مجلس اين است که در زمان تشکيل وزارت ورزش بيشتر از قبل به کمک دولت بيايد. در اين حال هر کسي که در راس ورزش قرار ميگيرد گفته ميشود که مورد حمايت مجلس و دولت است تا ورزش را نجات دهد. ما معتقديم سعيدلو در اين يک سال و چند ماه خوب توانسته است به خوبي کار انجام دهد و دولت ميتواند خود ايشان را معرفي کند تا بيايد و به کار خود ادامه دهد. به نظر شما آقاي سعيدلو در مجلس رأي دارد؟به نظر من آن طور نيست که کاملا شفاف باشد که راي ندارد... اما زماني که براي وزارت نفت معرفي شد راي اعتماد نداشت. شايد در زمان معرفي براي وزارت نفت راي نداشت اما من به ياد ميآورم که چند ماه بعد از آن که ايشان براي وزارت نفت راي نياورد، خيلي از همکاران در مجلس ميگفتند که اگر در موقعيت فعلي دوباره معرفي ميشد ما حتما براي همان وزارت نفت به وي راي ميداديم. دليل آن راي ندادن و بعد پشيمان شدن نمايندگان در آن زمان چه بود؟بگذاريد ما از جنبه مثبت به مسئله نگاه کنيم. دليل اين بود که ميگفتند ما از کارايي و مديريت ايشان تا آن وقت به آن شکل خبر نداشتيم. مگر آقاي سعيدلو آن زمان چه کار خاصي انجام داده بودند؟پس از اينکه مجلس راي اعتماد نداد رئيس جمهور سعيدلو را به عنوان معاون اجرايياش منصوب کرد. آقاي سعيدلو در سفرهاي استاني بيشترين ارتباط را با نمايندگان داشت و همه کارها در دست ايشان بود. قبل از هر سفر با نمايندگان به گفتوگو مينشست وهمه اينها موجب شد که ايشان در چشم نمايندگان ملت جلوه کند. به هر حال جامعه ورزش، فدراسيونها و مجلس چنين اعتقادي دارند که اگر ايشان معرفي شود، راي ميآورد بنابر اين چرا نگران هستند؟ در اين صورت دليل مخالفت علي سعيدلو در خصوص تشکيل وزارت ورزش چيست؟مجلس به زعم خود با تاسيس وزارت ورزش ميخواهد به شکلي متولي ورزش را مقتدرتر نمايد ولي در ديداري که به همراه چند نفر از نمايندگان قبل از راي به وزارت ورزش با ايشان به دعوت خودشان داشتيم وي کاملا معتقد بود که اگر وزير در راس ورزش قرار بگيرد ورزش از وضع فعلي هم ضعيفتر خواهد شد. به هر تقدير اگر شوراي نگهبان اين مصوبه مجلس را تأييد کرد و قرار شد اين کار زودتر صورت اجرايي به خود بگيرد ميتوانيم با ايشان در خصوص اين مسئله صحبت کنيم و فکر ميکنم وي نيز متوجه خواهد شد که در قضاوتهايي که در اين مدت در خصوص تشکيل وزارت ورزش داشته کمي داراي مقدمات و استدلالهاي غير صحيح بوده است و وقتي ايشان آن منطقي که حاکم بوده است را بپذيرد و آن را باور کند، به نظر من تمامي استدلالهايش تغييرکرده و نتيجه اين ميشود که وزارت ورزش را باورخواهند کرد. با اين تفاسيري که شما گفتيد اگرگزينه آقاي سعيدلو مطرح شود صددرصد راي اکثريت نمايندگان را خواهند داشت. فضاي کل مجلس در مورد شخص ايشان در صورت معرفي چگونه است؟من ادعا ندارم و نميخواهم اين را ادعا را کنم که صددرصد راي با ايشان است، فقط خواستم به اين نکته اعتراف کنم که مجلس گاردي در مقابل شخص آقاي سعيدلو نگرفته است. من خواستم پشت اين حرفهايم به صورت شفاف به آقاي سعيدلو و همکارانشان بيان کنم، اين اتفاقي که افتاد به عنوان کارت قرمز به آقاي سعيدلو نبود. بنابراين تشکيل وزارت ورزش کارت قرمز به ورزش بود. خير، کارت قرمز به ورزش هم نبود. کارت قرمز نبود، بلکه يک کارت زرد بود که البته مجلس يک کارت آن هم به بخشهايي از ورزش نداده است. اين تصميم تمام بخشهاي ورزش را تحت تاثير قرارخواهد داد؟ شايد تحت تأثير قرار بگيرد. شما حساب کنيد در بازي يک تيم فوتبال بازيکنان در صورت خطا با کارت قرمز بيرون ميروند يا اگر خطا کوچکتر بود، کارت زرد ميگيرند که تا آخر بازي آرام باشد و درواقع ديگر نميتواند به صورت جسورانه بازي کند و تمام تيم تحت تاثير قرار ميگيرد. اين کارت زرد مجلس بود که البته به صورت مستقيم به آقاي سعيدلو و ورزش داده نشد بلکه بيشتر به دليل مناسبات و ارتباطات في مابين ورزش و مجلس داده شد. شما گفتيد که مجلس کارت قرمز را به مديريت آقاي سعيدلو نداده است. اگر بخواهيد دورهاي را که سعيد لو وارد سازمان تربيت بدني شده است، نقد کنيد چه مواردي از همه مهمترند؟ در واقع شايد نخواهيم وارد بطن و ماهيت کارشويم وصرفا نقد دستاوردها و نتايج مد نظر ما باشد. شايد از ديد مردم عملکرد سازمان تربيت بدني در اين دوره نيز نسبت به گذشته چندان موفق نبوده است؟علي سعيدلو به نظر من براي ورزش وقت خوبي گذاشت. خود من گاهي وقتها ساعت 10 و 11 شب با وي ملاقات داشتم. يعني ايشان واقعا به صورت تمام وقت در خدمت ورزش بود. اين شرايطي بود که کمتر در ميان رؤساي ورزش کشور مشاهده کرده بوديم زيرا معمولا چند شغلگي در ورزش کشور ما بيداد ميکند و اين مسئله در راس ورزش هم وجود داشته است. يعني در زمان مسئوليت علي آبادي شرايط به اين شيوه نبود؟ آقاي علي آبادي هم وقتگذار بود ولي به نظر من آقاي سعيدلو با توجه به اينکه فقط در تربيت بدني مسئوليت داشت و در کميته ملي المپيک نبود، وقت خيلي خوبي براي سازمان گذاشت و دلسوزيهاي زيادي داشت. در همان ابتداي کار يک غربالگري نسبتا مناسبي انجام داد که متاسفانه خيلي زود چراغش خاموش شد و ادامه پيدا نکرد. ميتوانيد در خصوص اين وقت گذاريها و دلسوزيهايي که در غربالگري گفتيد به صورت مصداقي صحبت کنيد؟اجازه دهيد مصداق نگويم ولي اعتقاد دارم که بعضي از افرادي که اول امر آورد و چند جابهجايي خوب داشت و در بدو امر چند نيروي خوب به سازمان تزريق کرد. ايشان با توجه به اينکه با کميته به نوعي رقيب محسوب ميشد و رئيس کميته فرد ديگري بود که اتفاقا رئيس سابق سازمان تربيت بدني نيز بود به نظر من ميتوانست تمام افتخاراتي را که در گوانگژو و پارآسيايي و آسيايي کسب شد نابود کند ولي به اين صورت نشد. يعني واقعا تشويقها و پولهايي را که تزريق ميکرد و وعدههايي که براي جايزههاي فوري داد از جهت کسب افتخار در ورزش دخالت داشت. اين کارهاي رئيس سازمان تربيت بدني خوب بود ولي به هر حال تعامل وي با مجلس و بسياري از نمايندهها به نظر من بهتر نشد. منظور شما مسائلي است که در اين يک سال رخ داد يا اظهارات پس از تصويب وزارت ورزش؟اتفاقاتي که در اين چند روز بعد از مصوب شدن وزارت صورت ميگيرد واقعا وارونه است و راه را اشتباه ميرود. شما حساب کنيد بعد از اينکه کليات اين طرح مصوب شد 51 رئيس فدراسيون نشستند و عليه مجلس موضع گرفتند. وقتي که من اين را شنيدم گفتم که 10 تا 20 تا از رايهاي مجلس براي وزارت بيشتر شد و اتفاق نيز رخ داد زيرا مجلس هم براي کارهايش روانشناسي دارد. وقتي چيزي تصويب شده راهش اين نيست که بروند و در جاي ديگر بنشينند وحرفهاي ديگري بزنند. پس چطور بايد مخالفت خود را با اين تصميم مجلس نشان ميدادند؟خيلي خوب بود که پيش نمايندهها ميآمدند وحتي اگر لازم شد با هريک از نمايندهها صحبت ميکرده و مسئله را توضيح و توجيه ميکردند، نه اينکه از مجلس فاصله بگيرند ويک سري حرفها و بيانههايي را به آن شکل ارائه دهند. به نظر شما آنهايي که مخالفت کردند، از تغيير موقعيتشان در هراس بودند؟متاسفانه من اطلاعاتي دارم مبني بر اينکه با تشويق همين مرکز ميخواهند در استانها و شهرستانها نيز چنين دست مخالفتهايي را صورت دهند در حاليکه اين مسئله مصوبه مجلس است و در صورت تأييد شوراي نگهبان به صورت قانون لازم الاجراست. اين نوع برخوردها واقعا در شأن مجلس، نظام و ورزش نيست. چرا که نشان دهنده تعامل ضعيف است زيرا اگر تعامل در ميان مجلس و ورزش وجود داشته باشد بالاخره بايد قبول کنندکه حتي اگر يک نماينده سواد ورزشي صفر هم داشت يا راي موکلين به وي براي انتخاب تنها هزار نفرهم بود، به همان اندازهاي در يک تصويب و رد مصوبه در مجلس دخالت دارد که رئيس مجلس در آن دخيل است، يعني وي يک راي دارد و ديگري هم يک راي و اينها روانشناسي دارد، بي توجهي به اين مسائل موجب ميشود که اين فاصلهها همچنان بيشتر شود. بنابراين من معتقدم که اين مسائل بوده است و من سوگند ميخورم که دراين چند روز بعضي روساي فدراسيونها بدون اينکه من به سوي آنها بروم خود آنها پيش من آمدهاند و از آن جلسه گلايه داشتند. اما رؤساي فدراسيونها در ميان اظهاراتشان ادعاي شما مبني بر ديدار با برخي از آنها و اعلام موافقت ايشان براي تشکيل وزارت ورزش را کاملا تکذيب کرده اند؟ عجيب است که تکذيب ميکنند. من در جلسه سهشنبه گذشته مجلس با آقاي سجادي تماس گرفتم و گفتم آقاي دکتر من ميدانم که اگر اسم اين افرادي را که با آنها ملاقات کردهام را ببرم اين افراد ممکن است فردا عزل بشوند ومن بي تقوايي نميکنم که اسم ببرم. البته خود شما ميدانيد که بعضي از اين عزيزان با من در اين مورد صحبتهايي کردهاند و من سعي ميکنم در اين مسائل به عنوان يک طلبه ونه صرفا يک نماينده دروغ نگويم. حتي مسئله جالب اين است که همين هفته گذشته بعضي از همان رؤسا پيش من آمده و گفتند که کاش اين صحبت را نکرده بوديد. من از آنها دليل پرسيدم و آنها گفتند به خاطر اينکه دوباره در حال تحمل فشار هستيم و ممکن است که به اجبار و در رد حرفهاي شما مجبور به امضا بشويم. من به آقاي سعيدلو ارادت داشته و دارم. همان طور که به آقاي علي آبادي هم داشتم و اگر نقدي هم در اين زمينه کردهام آن را وظيفه خود ميدانم. برخي افراد ادعا ميکنند اگر مجلس برهمه دستگاهها به عنوان وزارتخانه نظارت کند کار آنها را لنگ کرده است در اين زمينه چه نظري داريد؛ آيا اين درست است؟اين طور نيست. ما در وزارتخانههاي ديگر وزيري داريم که در رأس دستگاه است و درهمان دستگاه نيز NGOهاي فراواني وجود دارد. ما معتقديم فدراسيونها و کميته ملي المپيک کاملا حالت NGO داشته و نهادي غيردولتي هستند و دولت نبايد درامور آن دخالت کند. اگر صحبتها و استدلالهاي ما براي تشکيل وزارت ورزش به صورت جدي و درست براي فدراسيونها تبيين شود، 51 فدراسيون حتما تشکيل اين وزارتخانه را امضا و از مجلس تشکر هم ميکنند. من واقعا به اين مسئله اعتقاد دارم. برخي از رؤساي فدراسيونها که در اين زمينه اظهار نظر کردهاند، تشکيل وزارت ورزش را موجب ضربه خوردن به ورزش ميدانند و ميگويند که اگر هم تأييد نهايي صورت گرفت و اين وزارتخانه تشکيل شد زيرساختها و بخش عمومي را بر عهده وزارتخانه بگذاريم ولي وزارتخانه کاري به مسائل نرم افزاري کار نداشته باشد و اصولا کارهاي نظارتي را انجام داده و فدراسيونها به شکل قبل ادامه کار دهند، چنين مسئلهاي قابليت طرح دارد؟هم از جهت سخت افزاري و هم از جهت نرم افزاري آن بخشي که تا به حال سازمان تربيت بدني مسئوليت آن را بر عهده داشت بعد از اين هم وزيرمسئوليتش را بر عهده ميگيرد. در مصوبه مجلس به صراحت ذکر شده که اين مسئله بدون هيچ تغييري رخ ميدهد وشکل هيئتهاي ورزشي هرچند تا هستند به همان شکل و فدراسيونها نيز به همان شکل خواهند ماند. ورزش قهرماني ساختارش به همان شکلي که در حال حاضر تعريف شده ميماند اين سه ورزش در واقع در همان بخشهايي که سازمان تربيت بدني بايد دخالت دولتي ميکرد دولت دخالت ميکند و در بخشهايي که نبايد احيانا دخالت ميکرد بعد از اين هم نميتواند دخالت کند. بنابراين چرا ورزش حرفهاي و قهرماني بايد نگران باشد يا بترسد. تکاليف به جا مانده از جمله محول کردن ورزش حرفهاي به بخش خصوصي بايد زودتر انجام شود. شما حساب کنيد تا پايان سال 88 کل ورزش حرفهاي بايد به بخش خصوصي داده ميشد براي پرسپوليس و استقلال هم خود رئيسجمهوردر بهار سال 88 دستور ويژه کتبي داد ولي تا به حال که ما در خدمت شما هستيم هيچ اتفاقي در اين حوزه رخ نداده است. فکر نميکنيد با تشکيل وزارت ورزش باز هم بخش ورزشي دولتي ميماند؟ وقتي وزير در راس ورزش قرار ميگيرد مجلس ميتواند به وي در اينباره تذکر دهد در حالي که در شرايط فعلي نمي توان اين کار را انجام داد، يعني در اين شيوه بايد به سراغ رئيسجمهور ميرفتيم که البته تذکرش راحت تر بود ولي مردم ميگفتند که چرا نماينده مجلس براي اين جاي ورزش به رئيسجمهور تذکر داده است و شايد مصحلت هم نبود ولي با تشکيل وزارت ورزش يک نماينده هم ميتواند به وزير تذکر دهد، بر مسائل ورزش کشور نظارت و در مورد آنها سوال کند که شما به عنوان متولي ورزش فلان تکاليف را داشتهايد و چرا تا به حال انجامشان نداديد؟ با وزارت ورزش ما ميگوييم اين پولي که ما مصوب کرديم را نبايد اينجا و به اين صورت خرج کنيد و آن را بايد به بخشهاي ديگري ببريد و در جاي مناسب آن را خرج کنيد. يکي از نکات مهم ابهام تشکيل وزارت ورزش، بار مالي آن است؛ براي اين منظور چه تدبيري انديشيده شده است؟بار مالي شبههاي است که من هم دارم و ممکن است شوراي نگهبان به همين دليل از اين مصوبه اشکال بگيرد که البته اشکالي قابل رفع است. رئيس مجلس و عدهاي اعتقاد داشتند که سازمان ملي جوانان و سازمان تربيت بدني دو دستگاه است که وقتي يکي شوند مقداري ازهزينهها کم شده و آن بار مالي که به خاطر تاسيس وزارتخانه اضافه ميشود به اين صورت جبران خواهد شد و از اين رو شوراي نگهبان ديگر ايراد نميگيرد. بايد بدانيد که طبق اصل 75 قانون اساسي مجلس اگر طرحي را مصوب کند که يک ريال بر هزينه دولت افزوده شود تا محل اين هزينه و بودجه را مشخص نکرده باشد شوراي نگهبان آن را تأييد نخواهد کرد. در حال حاضر نيز فرض بر اين است که اگر قرار باشد اين ادغام 100 تومان صرفهجويي داشته باشد ولي تاسيس وزارتخانه 101 تومان مستلزم هزينه شود، شوراي نگهبان ميگويد اين يك تومان اضافي از کجا تامين ميشود و شما آن را مشخص نکردهايد و آن را رد ميکند. البته راههايي وجود دارد که اگر بنا باشد ايرادهاي شوراي نگهبان مسائل مالي باشد بتوانيم در مجلس نسبت به اصلاح آنها اقدام کنيم. موضوع تحقيق و تفحص از ورزش کشور به کجا رسيد؟براي تهيه گزارش تحقيق و تفحص از مجلس 13 ماه زحمت کشيديم تا بتوانيم ورزش مملکت را نجات بدهيم و اگر مشکلي نبوده همه متوجه شوند که هيچ مشکل مالي و مديريتي و جابهجايي و تحميل به آن شکل در ورزش وجود نداشته است و اگرهم وجود داشته آن را اصلاح کنيم. به هر حال به زودي گزارش اين تحقيق و تفحص به اطلاع مردم خواهد رسيد. نکته جالبي که دراينباره به ذهنم رسيد اين است که وقتي آقاي سعيدلو انتخاب شدند به ما گفتنداي کاش شما کل دوره ما را از همين زمان تحقيق و تفحص و بررسي کنيد، پس چرا در حال حاضر بايد کساني از حضور نظارتي مجلس بر دستگاه ورزش به صورت عميقتر، وسيعتر، نهادينهتر و قانونمندتر وحشت داشته باشند؟گفته نهايي؟من هم از شما ممنون هستم. به نظر من روزنامه جوان روزنامهاي است که مسائل را به صورت اصولي و ارزشي نگاه ميکند و حداقل دو صفحه براي ورزش دارد که من به خاطر مسئوليتي که در اين حوزه دارم سعي ميکنم، هر روز اين بخش روزنامه و البته بقيه بخشهاي آن را مورد توجه قرار دهم. روزنامه يک نوع نگاه ابتکاري دارد که اين طور رويکرد را من در 20 تا 21 روزنامه ورزشي و روزنامههاي ديگري که بخش ورزشي دارند کمتر ميبينم واين جاي تشکر دارد. اميدوارم همه رسانهها از جمله رسانههاي مکتوب و روزنامهها و مجلات در مورد ورزش، همه هم و غمشان ارتقاي جايگاه ورزش باشد. ما در کشورمان جواناني داريم که در سختترين فناوريها خيلي راحت توانستند ما را به جايگاهي رفيع در دنيا ببرند و جزو دو يا سه کشور ممتاز دنيا قرار دهند. حرف ما حق اين جوانان است که در ورزش هم ميتوانند جزو دو يا سه کشور اول دنيا شوند، اما برنامه، سياست ، حمايت و پول ميخواهد و به هر حال به صورتي بايد اين مسير مشخص شوند. اميدواريم اين کارها با وزارتي شدن ورزش هر چه سريعتر صورت بگيرد.