علي رضائي | از اين رو يک سال و چند ماه است که مدام اعداد و ارقام گفتاري و کرداري را در سپهر سياسي خود جا به جا ميکنند، اطلاعيهاي را از داخل يک بيانيه درميآورند و کلام سوختهاي را در قالب مصاحبهاي تازه منتشر ميکنند، جوابيه صادر ميکنند و همان حرفهاي باطله را تکرار ميکنند و ميکوشند تا حاصل جمع و ضرب سياستهايشان را تغيير دهند تا رويگرداني مردم برگردان شود اما هر بار حاصل همان ميشود و حتي وخيم تر از قبل. تجديد خاطرات منافقين در عملکرد مجمع روحانيونبار نخست که مجمع روحانيون مبارز پس از انتخابات 88 دست به اقدام عملي زد تا شانس خود را درعرصه سياست بيازمايد، درخواست راهپيمايي اين مجمع در روز چهارشنبه 27 خرداد 88 براي روز شنبه 30 خرداد يعني روز پس از برگزاري نمازجمعه به امامت مقام معظم رهبري بود. اين درحالي بود که خبرگزاريها از روز دوشنبه 25 خرداد اعلام کرده بودند که نمازجمعه اين هفته به امامت مقام معظم رهبري برگزار خواهد شد. البته اين مجمع در روز 23/3/88 بلافاصله با حمايت از ادعاهاي موسوي اعلام موضع کرد و گفته بود: «مهندس موسوي عزيز را تنها نخواهيم گذاشت»!مجمع روحانيون اما پس از برگزاري نمازجمعه 29 خرداد در لغو راهپيمايي 30 خرداد تعلل ورزيد و اين تأخير و تعلل مشکوک تا زماني ادامه داشت که ديگر دير بود و کار از کار گذشته بود. بيانيه لغو تجمع غيرقانوني مجمع روحانيون که ساعتها معطل امضاي موسوي خوئينيها دبير مجمع ماند، تلاشي بود در راستاي تغيير حاصل جمع و ضرب و تقسيم سياستهاي غيراصولي در افکار عمومي و مسئولان نظام. چنانکه سياست لغو راهپيمايي جا به جايي همان اعداد و ارقامي بود که درخواست راهپيمايي را عنوان کرده بود و همان مشي و خطي بود که در حمايت از موسوي قصد استفاده ابزاري از احساسات مردم و نتيجه گيري به نفع يک جناح مشخص را داشت. اما اين تلاشها بي فايده ماند و مردم به اين اقدام مجمع روحانيون همان نگاهي را دارند که به اقدامات مسلحانه منافقين در سال 1360 دارند. اين نگاه به قدري عميق است که حتي خود مجمع روحانيون خواسته يا ناخواسته پس از حوادث 30 خرداد 88 و قتل مشکوک ندا آقا سلطان بيانيهاي را صادر کرد که بيشتر شبيه بيانيه مجاهدين خلق بود. در بخشي از آن بيانيه که به همان سبک و سياق گروهکهاي ضدانقلاب نوشته شده بود، چنين گفته شد: « آيا پاسخ اين فريادهاي حقطلبانه، سفير گلولههايي است كه سينه فرزندانشان را بشكافد و پير و جوان و زن و مرد را به خاك و خون بكشد؟»نجات از سياهي با سوء استفاده از احساسات مردمديگر بار که مجمع روحانيون مبارز سعي کرد با جا به جايي بينشها و منشهاي سياسي، تصوير فکري مردم از يک مجمع را رنگارنگ کند و خود را از سياهي نجات دهد، در دهه اول محرم امسال بود. البته در اين فاصله يعني از خرداد 88 تا آذر 89 مجمع روحانيون تلاشهاي فراواني در اين راستا داشت، اما مثال اخير از بابت نزديکي آن به زمان حال ذکر ميشود. حرمت شکني در روز عاشوراي سال گذشته و ظلمي که به محرم و عاشوراي سال 61 قمري شد را همه به ياد دارند. دقيقاً يک سال پس از اين حادثه با فرا رسيدن ماه محرم مجمع روحانيون با وجود زمينه سازي سران آن در فتنه سال گذشته که منجر به حرمت شکني بي سابقه روز عاشورا شد، بيانيهاي در تکريم ماه محرم و حضرت امام حسين(ع) صادر کردند. در اين بيانيه نيز قصد و هدفي دنبال نشد مگر براي سوء استفاده از احساسات مردم. چنانکه در بخشهايي از آن آمده بود: «با الهام از عاشورا بايد ظلم وستم و استيلا طلبي و خود خواهي و مردم ستيزي در هر شکل و نحوه آن محکوم شود. . . »، «هستند کساني که به نام انقلاب و اسلام چهره نظام و حتي شخصيت والاي امام را زشت جلوه ميدهند. . . » ولي اينبار هم آنان با جا به جايي اعداد و ارقام سياسي نتوانستند حاصل دلخواه خود را به دست آورند. بهرهکشي سياسي از برخي تشکلهاي دانشجويي و اينک مجمع روحانيون با ورود به راهروهاي تازه همان قصد بهره کشي سياسي از سربازان خود را دنبال ميکند و مرد خاکستري اصلاحات براي ادامه تحرکات اين تشکل در قالبي جديد، برنامهاي مدون را تنظيم و طراحي کرده است تا شايد اينبار بتواند حاصل تازهاي را رقم زند. مرد خاکستري اصلاحات که محور اصلي تحرکات مجمع روحانيون مبارز است، پس از شدت گرفتن مخالفتهاي مردمي با مواضع و عملکرد ضد انقلابي اين تشکل، برنامهاي را تدارک ديده که به موجب آن قرار است طي يک فرار به جلو در وهله اول اين تشکل از تيررس رصدها و انتقادات دور شده و در وهله دوم يک تعداد تشکل واسطه ضمن بيان مطالب اين تشکل در سيبل فعاليت قرار گيرند. بر اين اساس طبق اخبار مرد خاکستري اصلاحات بر اين باور است که برخي تشکلهاي دانشجويي به دليل جواني، خامي و احساسي بودن ميتوانند به سهولت مورد بهرهبرداري قرار گرفته بدون اينکه هزينهاي متوجه اين تشکل شده و آنان مورد فشار قرار گيرند. اين تلاش در حالي دنبال ميشود که مرد خاکستري اصلاحات پيش از اين نيز بازي خود با برخي تشکلهاي دانشجويي را در قالب تز هزينه کردن پياده نظام دوم خرداد در حوادث 18 تير 78، در کارنامه خود ثبت کرده است.