
سردار شهید احمد کاظمی را همگان در هیبت یک فرمانده مقتدر و شجاع نظامی میشناسند. اما این تنها یک خصیصه از هزار ویژگی فرماندهانی است که بالاترین افتخار خود را سربازی ولایت در نظام جمهوری اسلامی ایران میدانند.
به گزارش فارس،در مورد این شهید بزرگوار صحبت زیاد شده اما آنچه در این بین کمتر بدان پرداخته شده است، روح ایمان، تعبد و اخلاص این سردار نستوه سپاه اسلام است.
19 دی ماه؛ پنجمین سالگرد شهادت این سردار عاشورایی به همراه جمع دیگری از فرماندهان نیروی زمینی سپاه پاسداران، بهانهای شد تا فرازهایی از سخنان و گفتههای نورانی سردار کاظمی را که نشان دهنده روحیه ایمان، تعبد و شهادتطلبی اوست، به دوستداران شهدای انقلاب اسلامی تقدیم کنیم.
باشد که در روز جزا شفاعتش نصیب ما نیز گردد.
* اگر میخواهید تاثیرگذار باشید، اگر میخواهید به عمر و خدمت و جایگاهتان ظلم نکرده باشید، راهی جز این که یک شهید زنده در این عصر باشیم، نداریم.
* اگر یکی از این شهدا الان بیاید به این دنیا و شروع کند برای ما صحبت کردن، چه میگوید؟
میگوید در راه خدا ثابتقدم باشید. ایمانتان را حفظ کنید. در تقویت ایمانتان تلاش کنید. قدر جمهوری اسلامی را بدانید. خودتان را شایسته فداکاری در راه جمهوری اسلامی بدانید. در راه ولایت فقیه ثابتقدم، استوار، دلپاک، همه چیز خودتان را آماده کنید برای دفاع از اسلام. صادق باشید. راستگو باشید. اینها را به ما خواهند گفت.
* دوستان! عزیزان! هر چه که تلاش کنیم کم است. ما برای این ملت زنده، برای این ملت پیشتاز، برای این ملت خدایی، نباید هیچ کم بگذاریم.
* ما اگر آماده باشیم، ما اگر بانشاط باشیم، اگر آماده حرکت باشیم، هیچ گونه تهدیدی برای ملت ایران نیست. سرزمین اسلام امن امن است.
* ما این لباس را به کردیم تا پاسدار باشیم. پاسداری یعنی چه؟ یعنی اینکه هم این دنیا را دارد و هم آخرت را. الکی به کسی آخرت نمیدهند. این دنیا هم برادران، اگر هم آدم کاذب یک جایش بالا رود، گیر میکند. بدانید این دنیا هم وصل است به آخرت. نمیتواند یکی با ناصداقتی تا آخرش برود. به زمین میخورد.
* خیانت این نیست که آدم برود با دشمن ببندد. این یک نوعش است. خیانت این نیست که یک چیزی بخری پولش را ببری، این یک نوعش است. خیانت این است که آدم در یک جا قرار بگیرد ولی او نباشد.
* برادرا! لبخند را هیچ وقت از روی لبهاتون برندارید. همیشه بخندید. البته نه خنده بد! لبخند.
من خودم هم لبخند ندارم. من هم خودم متاسفانه این همه دنبال لبخندم ولی خودم ندارم. از من تعریف هم که میکنند میگویند این آدم خشونتطلبیه. ولی دلم اینجوری نیست.
همیشه لبخند؛ لبخند برگرفته از صفا، صمیمیت، عشق، علاقه به کار. این لبخند همیشه روی لبتان باشد.
* باید تلاش کرد به کمال رسید. باید تلاش کرد روح را بزرگ کرد. باید تلاش کرد قلب را گسترده کرد. باید تلاش کرد به نور نزدیک شد. باید تلاش کرد یک رابطه قلبی بزرگ با امام حسین(ع) برقرار کرد. باید خودمان را خالص خالص کنیم. بگیم ما سربازان امام زمانیم.
* اگر ماها از واقعیت خودمان دور شدیم، برایمان دنیا سخت و تنگ و تاریک خواهد شد. ما یک واقعیتی داریم که این است: ما لشکر امام زمان(عج) هستیم. ما لشکر ولایت هستیم. این قدرت بیهمتا و این قدرت برگرفته از قدرت خداوند و این افتخار جاودانه همیشه تاریخ خواهد بود و چیزی از آن بالاتر نیست.
* برادرا! برای خوشایند هیچ کس جهنم نروید. کاری نکنید که بخواهد کسی خوشش بیاید شما هم جهنمی شوید. هیچ وقت دین خدا را، دستور خدا را، وظایف شرعیتان را با هیچ چیزی معامله نکنید.
* باید خلاص شد. باید خلاص شد. خلاص از چی شد؟
خلبانها وقتی که کارهای هواپیما را میکنند و هواپیما را میآورند سر باند، همه تنظیمها را میکنند. موتور را میآورند روی دور. سیستمهای بالها را تنظیم میکنند. سیستم هواگیری و درجهیاب را تنظیم میکنند. وقتی این پاور هواپیما را میگیرند و فشار میدهند، فشار میدهند که همه چیز را بکنند و وقتی این فشارها غالب میشود بر جاذبه، این کنده میشود. میآید بالا. وقتی کنده شد، آدم احساس میکند واقعا چه شکلی راحت میشود از زمین کنده شد. از زمین که آدم کنده باشد، میرود در فضای لایتناهی قرار میگیرد. مسلط میشود بر همه چیز. سبک میشود. حالا این علم و فیزیک هواپیماست ولی آن هم دل میخواهد.
برادرای عزیز! اصل و اساسمان در سپاه همین است. ما از شما در این لشکر دلهایتان را میخواهیم. دل بدهید به پاسداریتون و سر دلهاتان باقی بمانید.
* خدای متعال را بینهایت سپاسگذارم که توفیق داد تا این لباس شهدا را به تن کنم. واقعا نمیدانم که چرا از جنگ تا اینجا رسیدم. ولی خدا را شاهد میگیرم که هیچ روزی نیست که از این واماندگی از این کاروان، غبطه و حسرت نخورم. قطعا گیر در خودم هست. از خدا میخواهم به حق حضرت فاطمه زهرا(س) و به حق این مکان مقدس که متبرک به نام حضرت فاطمه زهرا(س) است من دوست داشتم در نیروی هوایی شهید شوم. ولی در نیروی زمینی دوران شهادت ما فرا برسد. من از خدا فقط همین را میخواهم. اگر کاری کردم رزمنده اسلام بودم. اگر هم گناهکار هستم به خاطر دوستان شهیدم، خدا مرا ببخشد و ما شرمنده نشویم و سرافکنده نباشیم. نمیخواهیم غیر از شهادت به آن دنیا وارد شویم.
* حیف است از ما که وارد آن دنیا شویم و صف شهدا جلوی ما نباشد. حیفه بر ما. واقعا حیفه.
* اصل فلسفه دنیا این است که بندگان صالح خدا راه صداقت، راه نیکی، راه خوشبختی را طی کنند و به دیگران یاد بدهند.
* اول خودتان را آماده کنید. خودتان را آماده بکنید یعنی چی؟ یعنی یک شهید همت باشید. یعنی یک شهید خرازی باشید.
* دلتان را گرفتار این پیچ و خم دنیا نکنید. این پیچ و خم دنیا انسان را به باتلاق میبرد و گرفتار میکند. از آن نجات هم نمیشود پیدا کرد.
* دلتون را شاد کنید به رحمت الهی. دلتون را باز کنید. دلتون را باز کنید و امیدوار کنید به رحمت خدا.
* یک لحظه زندگی با آقامهدی (باکری)، حمید (باکری)، شهید خرازی، همت، زینالدین و اون بچه بسیجیها. حالا که اینا واقعا گوهرهایی بودند. مهدی در نوع خودش بینظیر، حسین (خرازی) در جایگاه خودش کمنظیر و بینظیر. زینالدین، همشون، حمید. ولی خب چه بگیم. باید بسازیم. راهی هست؟
* واقعا برای ما روزگار، روزگار سختی شده. برای ما سخته. چون به هر حال اینها یه چیزایی بودند. یک کسایی بودند، رفتند.
* جایی معامله ما با خدا خواهد بود که ما خودمان را فدا کنیم. فدای راه خدا کنیم. فدای اون مسئولیتی که برایش پذیرفتیم.
* احساس میکنم در این حسینیه حضرت فاطمه زهرا (س) که شهدا هستند. واقعا با تمامی وجود احساس میکنم. شهدا هستند و با ما هستند.