کد خبر: 431768
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۶:۴۶
مصرف گرایی؛ آفت اقتصاد خانواده
آزاده غلامی | حتما شما هم وقتی وارد فروشگاه می‌شوید و از کنار قفسه‌ها عبور می‌کنید، می‌بینید که مثلا فرزندی به مادرش می‌گوید: «این را هم بخر»، و مادر در حالی که اصرار در فهماندن این مطلب دارد که این کالا به درد تو نمی‌خورد، مجبور می‌شود آن را برای فرزندش تهیه کند، یا بانوانی که برای خرید یک کالا از خانه بیرون می‌روند و با دستی پر از کالاهای رنگارنگ به خانه برمی گردند و در جواب اینکه «تو که همین چند وقت پیش این کالا را خریدی» می‌گویند، «بودنش در خانه ضرر ندارد!» مواجه شدید. واقعاً علت مصرف گرا شدن برخی خانواده‌ها چیست؟ چرا وقتی چشمشان به کالایی که مانند آن را دارند می‌افتد، دست و پایشان می‌لرزد و دل به دریا زده و آن را خریداری می‌کنند؟ دکتر «علی اصغر اصغرنژاد»، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، درباره مصرف گرایی برخی خانواده‌های ایرانی می‌‌گوید: برخی افراد از اینکه کالاهای مختلفی را بخرند احساس خوبی پیدا می‌کنند و لذت می‌برند. در واقع خرید‌کردن برای این گونه افراد یک نوع کسب لذت به شمار می‌آید. از سوی دیگر، نوعی برون ریزی و تخلیه روانی است که سبب احساس ارزشمندی و رضایت در فرد می‌شود. این طور افراد وقتی برای خرید به بازار مراجعه می‌کنند، با مشاهده رفتار فروشنده که به اصطلاح آنها را تحویل می‌گیرد و به آنها احترام می‌گذارد، احساس خوشایندی پیدا می‌کنند و همین موضوع باعث افزایش میل آنان به خرید می‌شود، حتی اگر به کالای مورد نظر نیازی هم نداشته باشند. وی در ادامه سخنانش و با تأکید بر حس خوشایند ناشی از خرید در برخی افراد، اظهار کرد: این طور افراد متوجه این نکته نیستند که اگر فروشنده با آنان محترمانه برخورد می‌کند، به قصد فروش کالایی که دارد این کار را می‌کند. آنها تصور می‌کنند که چون فرد دوست داشتنی هستند، فروشنده با آنان این طور برخورد می‌کند.ایجاد نیاز کاذب در افراد، یکی از مشکلاتی است که توسط تبلیغات و سرمایه‌داری ایجاد می‌شود. این سیستم افراد مختلفی را که در نقاط متفاوت زندگی می‌کنند، متقاعد می‌کند که نسبت به خرید آنچه نیاز ندارند هم اقدام کنند. برای مثال افرادی را که در قطب شمال هستند به خرید دستگاه‌های خنک‌کننده و افرادی که در استوا زندگی می‌کنند را به خرید دستگاه‌های گرم‌کننده تشویق و تحریک می‌کند. این گونه رفتارها نتیجه سیستم تبلیغات است که با ایجاد نیاز کاذب، افراد را دچار مصرف‌زدگی می‌کند. قدیمی‌ها، روز «مبادا» را جایگزین مصرف‌گرایی می‌کردنداین روانشناس به اینکه چنین نیازهای کاذبی در نسل‌های پیشین کمتر دیده می‌شد، ادامه داد: گذشتگان ما کمتر به سراغ خرید و تهیه کالاهایی که نیاز نداشتند می‌رفتند، زیرا سیستم تبلیغات و رسانه‌هایی که اکنون در کشورهای مختلف مشوق خرید کالاهای مدرن هستند، در آن دوره و برای متقاعد کردن آنان وجود نداشته است. از طرفی، نسل پیشین بیشتر به نیازهای اساسی و اولویت‌های زندگی اهمیت می‌دادند و نیازهایی که در مرتبه‌های پس از این نیازها قرار می‌گرفتند چندان اهمیتی برای آنان نداشتند. این حس نیز از نگرانی آنها برای روز «مبادا» ناشی می‌شد و‌ترس از اینکه مبادا روزی پیش آید که نیازمند تهیه کالایی باشند و نتوانند آن را تهیه کنند. از این رو در خرید مایحتاج خود نیز محافظه کارانه برخورد می‌کردند. به گفته دکتر اصغرنژاد، علاوه بر سیستم سرمایه‌داری و تغییراتی که در افکار و رفتار افراد برای خرید کالاها ایجاد می‌کند، چشم و همچشمی افراد نسبت به یکدیگر، نیز عامل دیگری است که می‌تواند این حس را در افراد تقویت کند. بسیاری از افراد حس برتر بودن را در داشتن آخرین فناوری‌های روز که به بازار می‌آید می‌بینند و سعی می‌کنند آن کالا را تهیه کنند تا به وسیله داشتن آن، شخصیت خود را بزرگ نشان دهند و به چشم بیایند. این حس وقتی بروز پیدا می‌کند که انسان به دلیل ویژگی‌های شخصیتی و ارزش‌هایی که خودش کسب کرده است، نتواند خود را به دیگران بنمایاند و از این رو سعی کند با داشتن و مصرف کالاهایی که شاخص زندگی مدرن است یا مردمی که در سطح بالای جامعه زندگی می‌کنند، احساس ارزشمندی کند. در واقع انگیزه‌های درونی افراد سبب می‌شود که آنان بخواهند خودشان را در سایه کالاهای شیک و مدرن که به اصطلاح مد روز است معرفی کنند. مصرف گرایی حد و مرز ندارداین کارشناس در ادامه از مضرات تأثیر چنین گرایش‌هایی روی زندگی افراد یاد کرد و گفت: وقتی فرد دچار عطش کاذب می‌شود، دیگر به سادگی احساس رضایت نمی‌کند و همین احساس سبب می‌شود که در سیکل معیوب و دور باطل گرفتار شود؛ به این معنی که تلاش می‌کند با خرید هر چه بیشتر کالاهای مدرن، احساس رضایت را در خود بالا ببرد، غافل از اینکه چنین سیکلی حد و مرز ندارد و هر روز کالای مدرن دیگری وارد بازار می‌شود و مانند این است که چنین فردی به دور خود می‌گردد. دکتر اصغرنژاد، این ویژگی را مختص زنان یا کودکان ندانست و افزود: ممکن است چنین رفتاری در مردان هم دیده شود. مانند پدری که تلاش می‌کند برای همسر و فرزندش هر چه بیشتر هزینه کند. تصور چنین شخصی این است که با فراهم کردن امکانات بهتر، شاخص شخصیتی خانواده‌اش و خود وی بالا می‌رود یا می‌تواند جایگزین نیازهای عاطفی که از طرف او ارضا نمی‌شود، باشد. به این معنی که بخواهد با ارائه کالا به اعضای خانواده‌اش، کاستی‌های حضوری و رفتاری خود در قبال آنان را جبران کند. این فرد درصدد بیان این است که پدری لایق و دست و دلباز است که همه نیازهای خانواده‌اش را تأمین کرده است و تصور کند که چون مایحتاج خانواده‌اش را بیش از حد نیاز برآورده می‌کند، انسان ارزشمند و با کفایتی است. قدرت مانور زنان در خرید کالاهای غیرضروری بیشتر استوی همچنین به تفاوت دید زنان و مردان در تنوع خرید کالاهای غیرضروری‌اشاره کرد و گفت: تنوع مدل‌های لباس برای زنان بیش از مردان است و شاید یکی از دلایلی که بانوان در خرید این کالا هزینه بیشتری صرف می‌کنند همین موضوع باشد، زیرا رنگ و مدل‌های لباس برای آنان متنوع‌تر است در حالی که این ویژگی برای مردان کمتر وجود دارد و آنها از محدودیت بیشتری در این حوزه برخوردارند. از این رو زنان قدرت مانور بیشتری دارند و در این موارد دستشان بازتر است و شاید بتوان گفت آن جذابیت‌های ظاهری که برای بانوان مهمتر است تا مورد توجه بیشتری قرار گیرند، سبب توجه بیشتر آنان به لباس‌های متنوع و رنگارنگ و خرید این کالا حتی در صورت عدم نیاز می‌شود، زیرا خواسته آنان را تأمین می‌کند. دکتر اصغرنژاد درباره این ویژگی توضیح داد: لباس بخشی از انگیزه زنان است که پاسخگوی خواسته آنان درباره مورد توجه قرار گرفتن است. این ویژگی ناشی از خود کم بینی نیست، بلکه تفاوتی است که میان دو جنس مذکر و مونث وجود دارد. همان طور که مردان به خاطر جذابیت‌های شخصیتی، مثل محکم یا قابل اعتماد بودن مورد توجه زنان قرار می‌گیرند. از این رو چنین انگیزه‌ای مصرف‌گرایی کاذب را افزایش می‌دهد. به باور این روانشناس، فرزندان نیز بسته به اینکه تحت تأثیر کدام یک از والدین قرار گیرند، در معرض مصرف گرایی قرار می‌گیرند. این موضوع بستگی به این دارد که فرزند توسط کدام یک از والدین و با چه نظام ارزشی و شیوه تفکری‌تربیت ‌شود. هر چه نقش مادر برجسته‌تر و حضور پدر کمرنگ‌تر باشد، فرزندان هم بنا به رفتاری که آنها در پیش گرفته‌اند تحت تأثیر قرار می‌گیرند. در واقع با مشاهده رفتار والدین کودکان متأثر می‌شوند.مصرف گرایی در زنان شاغل کمتر استوی اظهار کرد: یکی از اصلی‌ترین عوامل ناسازگاری خانواده‌ها و طلاق که در بین آنها پیش می‌آید در اثر همین مشکل است، زیرا بخشی از رضایت زناشویی، مدیریت مالی خانواده است و وقتی مشکلی در مدیریت مالی خانواده به وجود آید، بحث میان زن و شوهر افزایش پیدا می‌کند. نامشخص بودن انتظارات یا عدم پذیرش طرف مقابل از دیگر عواملی است که سبب طلاق می‌شود. وقتی منبع درآمد همسر محدود است و از سوی زن این موضوع پذیرفته شده نیست مشکلاتی را به دنبال خود دارد، زیرا زن قادر به تأمین خواسته‌های خود نیست و باید از بسیاری کالاها چشم بپوشد و همین موضوع بر کشمکش می‌افزاید. در این وضعیت مدیریت درآمد که محدود است، خود مشکل دیگری است.دکتر اصغرنژاد تأکید کرد: در چنین مواردی همسران باید در محیطی آرام و بدون استرس و بر اساس منطق با هم به مذاکره بنشینند و دیدگاه‌های خود را برای طرف مقابل مشخص و بیان کنند. مردها معمولا آینده نگرتر هستند و زنان بیشتر در زمان حال زندگی می‌کنند. این اختلاف نظر در برنامه ریزی نیز ایجاد مشکل می‌کند، زیرا اولویت بندی زوجین با هم متفاوت است. در هر صورت مذاکره اولین و آخرین اقدام است. زن و شوهر باید خود را جای یکدیگر بگذارند تا بتوانند موقعیت همسرشان را درک کنند. در این میان زنانی که شاغل هستند و خود به کسب درآمد می‌پردازند، محتاطانه‌تر عمل می‌کنند زیرا درک درستی از زحمتی که برای کسب درآمد کشیده می‌شود دارند و می‌دانند که باید هزینه‌شان را به درستی صرف کنند. اینگونه زنان مسائل مالی را اقتصادی‌تر و منطقی‌تر مدیریت می‌کنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار