کد خبر: 431728
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۸
نقش دولت اصلاحات در پلوراليسم ديني
محمود موافق | كثرت گرايي ديني كه از مباحث فلسفه ديني و كلام جديد مي‌باشد بر حقانيت تمام اديان بشري چه الهي باشد يا ريشه زميني داشته باشد تأكيد مي‌كند.اين بينش سعي به القاي مفاهيمي دارد كه تمام اديان موجود اعم از الهي و بشري، آسماني و زميني، تعريف شده و نشده همه و همه حق هستند.اين نظريه در ابتدا توسط جان هيك فيلسوف انگليسي به صورت نظام‌مند مطرح گرديد و پيرو آن توسط فيلسوفان كاسه ليس وطني دوران اصلاحات با نام صراط‌هاي مستقيم ترجمه شد. مؤسسه‌هاي اديانيكي از كاركردهاي مؤسساتي كه با نام اديان در دوران اصلاحات ايجاد شد و بالطبع از بودجه‌هاي دولتي نيز بهره‌مند بود معرفي جهت اديان تحريف شده بود تا باعث تضعيف اعتقادات ديني مسلمانان شود. البته در اصل بحث درخصوص معرفي علمي اديان و مذاهب ديگر هيچ خدشه‌اي وجود ندارد اما مسئله اينجاست كه آنچه در خروجي‌هاي اين مؤسسات ديده مي‌شد تعيين خالص و بدون بررسي و نقد و پاسخگويي به شبهاتي بود كه در سطر سطر اين كتاب‌ها به خوانندگان القا مي‌شد. اين در حالي است وقتي نويسنده‌اي مسلمان به بررسي انديشه‌هاي اديان و مذاهب مختلف مي‌پردازد بايد حداقل در پاورقي به شبهات فرضي خوانندگان پاسخگو باشد و نقدها و تحليل‌هاي خود را نسبت به اديان و مذاهب تحريف شده بنگارد.پشت پرده مركز گفت‌وگوي تمدن‌هاشايد وقتي انديشمندان غربي همچون هانتينگتون و فوكوياما از تقابل نهايي در آخرالزمان بين اسلام و مسيحيت سخن مي‌گفتند صحبت از گفت‌وگوهاي تمدن‌ها بينشي منطقي در جهت تقابل با افكار راديكال در عرصه جهاني به شمار مي‌آمد ولي وقتي كار كرد واقعي اينگونه مراكز در دوران اصلاحات نشو و نما گرفتند نظاره مي‌كنيم چيزي جز شعارزدگي در آن مشاهده نمي‌كنيم.مركز گفت‌وگوي تمدن‌ها در دوران اصلاحات و ساير مراكز و مؤسساتي كه در اين دوره راه‌اندازي شدند با تدوين ترجمه و نشر اديان و مذاهب غير‌اسلامي به جاي بررسي به ترويج انديشه‌هاي آنها پرداختند. اين مراكز فعاليت عمده خود را به ترويج مسيحيت‌، يهوديت، بوديسم، زرتشت، هندوئيسم و بعضي از فرق اسلامي مانند اسماعيليه پرداخت.شاهد مثال صدها كتاب است با عنوان‌هايي مانند: ميترا، بينش زرتشت، گزيده كتاب مقدس اپانيشاد، سيري در تلمود، آيين كاتوليك، دين مهر و يهود كه منشتر شد. البته اين عنوان‌ها به غير از صدها عنوان ديگري است كه در زمينه عرفان‌ها وآيين‌هاي شرقي مانند بوديسم و هندوئيسم منتشر شده است.اين در حالي است كه اين مراكز با وجود اعتبار مالي فراوان حتي يك كتاب درباب اعتقادات شيعه اثني عشري منتشر نكرد‌‌ه‌اند.بي‌شك رواج اينگونه كتاب‌ها به خصوص اگر اينگونه مباحث به صورت استدلالي و منطقي دنبال شود به تشويش اذهان مخاطبين عام خواهد پرداخت.عاليجنابان بازمي‌گردنديكي ديگر از كاركردهايي كه اينگونه مؤسسات در دوران اصلاحات به دنبال داشت بازگشت و بازخواني مجدد كارگزاران فرهنگي طاغوت بود. از آن جمله مي‌توان به نشر افكار افرادي مانند سيد‌حسن نصر و داريوش شايگان اشاره كرد.با اينكه اين دو نفر از نظر افق بينش با هم بسيار متفاوت هستند - نصر در پي گره زدن عرفان و مدرنيسم است و شايگان غرق در معابد هندوئيسم - ولي هر دو از اعضاي مؤثر دفتر فرح پهلوي بوده‌اند.از سوي ديگر مي‌بينيم كه در همين حوزه بسياري از نوانديشان جوان كه محصول حيات‌طلبي انقلاب اسلامي مي‌‌باشند مورد بي‌مهري قرار مي‌گيرند و به آرا و انديشه‌هاي آنان توجهي نمي‌شود. سؤال اينجاست كه تلون مزاجي از كجا نشأت گرفته است؟آيا بعد از گذشت دو دهه از انقلاب آنقدر توليد تفكر در نسل انقلاب نبوده كه به ناچار بايد به بازخواني متفكران طاغوت بپردازيم؟ متفكراني كه سال‌ها ترك وطن كرده و حالا بازگشته‌اند تا با متد غربي به نسخه‌پيچي فرهنگي براي مردم عزيز بپردازند؛ مردمي كه جنگي سخت را پشت سر گذاشته و با رشادت در مقابل استعمارگران جهاني ايستاده‌اند حالا بايد به افاضات آقايان از فرنگ برگشته گوش فرا‌دهند. بهتر نبود اين روشنفكران در بحبوبه جنگي كه هزاران تن از شريف‌ترين مخلوقات خداوند را به خاك و خون كشيد با حضور خود به ترويج مكتب شهادت بپردازند تابررسي و تحليل و پيشامدهاي زرتشت؟ فرمول كثرت‌گرايي ديني به درد اروپايي‌ مي‌خورد كه به دليل فقدان معنويت در آن اديان خانوادگي ساخته مي‌شود.البته اينگونه اتفاقات در اروپا بسيار طبيعي است. اروپايي‌ كه مناديان مدرنيسم قبل از جنگ جهاني اول و دوم مدعي بودند كه با مدرنيسم مي‌توان به جامعه پيشرفته در همه ابعاد دست يافت ولي عكس آن اتفاق افتاد و اين نهضت مدرنيسم جنگ و كشتارهاي فراوان را به بار آورد.اين عامل باعث گسترش رويكردهاي ضد مدرنيسم در غرب شد و از سوي ديگر معنويت‌گرايي رشد چشم‌گيري پيدا كرد.در همين بزنگاه با توجه به اينكه برخي از غربيان به مسيحيت معتقد نبودند و از سوي ديگر با دين اسلام هم آشنايي نداشتند، چون كمبود معنويت را احساس كردند دين‌هاي جديدي جعل كردند و از اين طريق خواستند تا خلأ معنويت را پر كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار