
چندی پیش خبری در خصوص یكی از دانشمندان پرافتخاركشور اسلامی توجهم را به خود جلب كرد. جوانی كه در 15 سالگی به جبهه جنگ رفت و با ایثارگری كم نظیر دوبار به سختی مجروح شد. با پایان جنگ تحمیلی، وی كه فاتح سنگر دفاع از ارزشهای انقلابی و اسلامی كشورمان بود، موفق شد با تلاش فراوان یكی از دانشمندان پرافتخار ایران اسلامی در صحنه بینالمللی باشد. او كسی نیست جز پروفسور ولیالله میرخانی كه برای آشنایی بیشتر با افتخارات این عزیز مصاحبهای با وی ترتیب دادهایم كه از نظرتان میگذرد.برای شروع كمی از خودتان بگویید.ولیالله میرخانی هستم در سال 1345 در روستای دلیكان، حومه اصفهان به دنیا آمدم و تا مقطع دبیرستان در این روستا درس خواندم. سال 66 وارد دانشگاه اصفهان شدم و دوره كارشناسی و كارشناسی ارشد را به صورت پیوسته خواندم.سال 77 موفق به گرفتن مدرك دكترای دررشته شیمی معدنی شدم و یك سال بعد نیز به استخدام دانشگاه اصفهان در آمدم، سال 82 دانشیار شدم و در سال 86 به كسب درجه استادی نائل آمدم و یك سال بعد نیز در جایگاه پروفسوری قرار گرفتم.
شما از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس نیز هستید، در چه سالی به جبهه رفتید؟سال 61 در حالی كه 15 سال بیش نداشتم داوطلبانه به جبهه رفتم، چرا كه رفتن را برای خود یك تكلیف میدانستم. خوشبختانه ما در یك خانواده مذهبی رشد و تكامل یافتیم و پدر و برادرانم از مبارزان زمان انقلاب بودند. در ضمن قبل از من، برادران بزرگترم كه یكی از آنان از مجروحان هشت سال دفاع مقدس است نیز به جبهه رفتند.از نظر من و خانوادهام رفتن به جبهه و دفاع از دین و كشور، مانند نماز برایمان واجب و تكلیف بود.
شنیدیم كه از نیروهای تحت فرماندهی شهید خرازی بودید، از ایشان خاطراتی دارید؟سال 61 كه برای اولین بار از اصفهان به جبهه اعزام شدم جزو بیسیمچیهای لشكر امام حسین (ع) اصفهان بودم و افرادی كه در این پست خدمت میكردند همواره در كنار فرماندهان خود بودند. لذا این سعادت نصیبم شد كه در كنار شهدای بزرگواری همچون سرداران شهید حسین خرازی، شهید احمد كاظمی، شهید موحد دوست، شهید باقری، سردار قربانی، سردار آقایی، سردار ابوشهاب و سردار رضایی باشم اما باید در مورد سردار بزرگوار شهید حسین خرازی بگویم من در مدتی كه در كنار ایشان بودم هیچگاه خوف و ترس در او ندیدم و همیشه توكلش به خدا و ائمه معصوم مخصوصاً حضرت فاطمه (س) بود. ایشان بدون در نظر گرفتن عوارض و خطرات، وظیفه خود را به نحو احسن انجام میداد و اطاعت از فرماندهان را تكلیف و وظیفه میدانست و توصیهاش به نیروها این بود كه باید مطیع فرماندهان بالاتر خود باشند.اما اینجا لازم میدانم خاطرهای از فرمانده مستقیم خودم سردار شهید محسن زاهدی بگویم. یك روز قبل از عملیات كربلای 5 ما به اتفاق سردار رشید اسلام حسین خرازی برای بازدید از منطقه سوار بر قایق شدیم. منطقه طوری بود كه مرتب به سمت ما گلوله و تیر و تركش توپ و خمپاره میآمد. به طوری كه چند بار مجبور شدیم از قایق پیاده شده و در خشكی بخزیم. از آنجایی كه مرتب تیر و تركش به سمت ما میآمد شهید زاهدی از من خواست تا مانند او اطراف شهید حسین خرازی را بگیریم كه تیرو تركش به ایشان نخورد و بتواند به راحتی منطقه را شناسایی كند، و این در حالی بود كه شهید خرازی از ما میخواست كف قایق بنشینیم. این خاطره مرا به یاد نماز روز عاشورا انداخت. البته قصد مقایسه شهید خرازی با امام حسین(ع) را ندارم اما این خاطراتی بود كه من از این دو بزرگوار داشتم.
طی حضور در جبهه مجروح هم شدید؟یك بار در سال 61 بعد از عملیات رمضان در منطقه پاسگاه زید از ناحیه دست مجروح و یك ماه در بیمارستان بستری شدم. مدت 3 تا 4 ماه هم تحت درمان بودم. دومین بار در سال 65 و در عملیات كربلای 5 از ناحیه شكم و پا بر اثر انفجار بمب خوشهای كه به نیم متری من اصابت كرد، زخمی شدم. به طوری كه مدتی را در كما به سر بردم و مدت بستری شدنم در بیمارستان شش ماه به طول انجامید. شش ماه نیز درخانه بستری بودم و اكنون مجروح 55 درصد هستم.
چطور توانستید با حضور در جبهه درس هم بخوانید؟همان طور كه اشاره كردم من در دوران دبیرستان در حالی كه 15 سالم بود به جبهه رفتم و بعد در رفت وآمدهایی كه به خانه داشتم مانند سایر همكلاسیها و دوستانم امتحان میدادم تا دیپلم گرفتم.
لطفاً از رتبههای علمی كه كسب كردید نیز برایمان بگویید.به شخصه معتقدم كار بزرگی انجام ندادهام. یك روز لازم و واجب بود از دین و كشورم دفاع كنم و زمانی لازم بود از لحاظ علمی وارد شوم. بحمدالله و با یاری خداوند و با رهبری حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری قلههای علمی كشور به دست دانشمندان و جوانان ایرانی در حال فتح شدن است.امام خمینی (ره) فرمودهاند: باید علم را از انحصار شرق و غرب بیرون بیاوریم. همچنین بعد از رحلت امام (ره) مقاممعظم رهبری برای توسعه علمی و جنبش نرم افزاری درجامعه علمی كشور و چشمانداز برنامه 20 ساله اهتمام ویژهای قائل شدند و بارها هر دو این عزیزان به ما سفارش كردهاند كه برای داشتن حرفی در دنیا باید بنیههای علمیمان را تقویت كنیم.در مورد خودم باید عرض كنم همه این موفقیتها جز خواست خدا چیز دیگری نبوده و گرنه من با هیچیك از دوستان و همكلاسیهایم تفاوتی نداشتم و شاید این آزمایش بود برای من.اما در مورد مقامهایی كه تاكنون كسب كردهام باید بگویم در گردهمایی كه مربوط به دانشجویان ایرانی ایثارگر و شاهد هر سال در كشور برگزار میشد رتبه اول كشوری را به دست آوردم. دوبار دانشجوی نمونه دانشگاه شدم. در طول تحصیل یك بار دانشجوی نمونه كشور شدم. همچنین رتبه نخست جشنواره جوان خوارزمی را به دست آوردم و به عنوان جوانترین دانشیار و استاد دانشگاه، پژوهشگر نمونه دانشگاه اصفهان و استاد نمونه ایثارگر كشور برگزیده شدم.
در خصوص انتخاب خود به عنوان استاد پر استناد جهان بگویید.موسسه اطلاعات علمی جهانی information science institue كه مخفف آن i.s.i است سالانه در چندین نوبت تعدادی از دانشمندان جهان را كه در رشتههای مختلف علوم پایه، علوم پزشكی، علوم انسانی، فنی و مهندسی كشاورزی و هنر بیشترین مقالات علمی را منتشر كرده و بالاترین ارجاعات به مقالات آنها انجام گرفته است را به عنوان دانشمندان پر استناد بینالمللی معرفی میكند كه هدف آن این است كه دانشمندانی كه مقالات علمی آنها در مؤسسات و پژوهشها، نشریات و مجلات علمی به چاپ میرسد را رتبهبندی كند كه این رتبهبندی بر اثر اعتبار علمی مقالات است و موسسه E.S.A كه وابسته به I.S.A در سایت خود به نام essential scienceindicator دانشمندان كه به مقالات آنها بالاترین ارجاع شده است را به عنوان دانشمند بینالمللی آن رشته انتخاب میكند و باید بگویم تاكنون 152 مقاله در مجلات بینالمللی در زمینههای مختلف شیمی از جمله شیمی معدنی، بیوشیمی و شیمی كاتالیزور به چاپ رساندهام كه محققان و پژوهشگران رشته شیمی جهان، آنها را 1303 بار مورد استناد قرار دادهاند.
چه سمتهایی داشته و دارید؟مدیر كل آموزش دانشگاه اصفهان، مدیر تحصیلات تكمیلی دانشگاه اصفهان و مدیر گروه شیمی به مدت دو سال بودم و در حال حاضر عضو انجمن شیمی ایران، عضو شورای عالی و هیئت مدیره انجمن شیمی ایران، معاون پژوهشی و تحصیلات تكمیلی دانشكده علوم و مدیر قطب كاتالیست و پیل سوختی و آلایندههای زیست هستم.
جایگاه حقیقی دانشمندان ایرانی در مدیریت علمی كشور كجاست؟ معتقدم برای انجام هر كاری باید با نخبگان آن جامعه و قشر خاص، مشورت شود و از این لحاظ در تدوین نقشه جامع علمی كشور دچار نقص هستیم؛ بنده هنوز خود را دانشجو میدانم، اما سخن اصلی اینجاست اگر مؤسسه I.S.I، تاكنون 39 ایرانی را به عنوان یك درصد از دانشمندان پراستناد جهان برشمرده است، در اداره امور علمی كشور یا حداقل دانشگاهی كه در آن تدریس میكنیم، چقدر از نظرات ما بهرهبرداری میشود و جایگاه ما كجاست؟! منظورم جایگاه اجرایی نیست و به دنبال جایگاه هم نیستیم اما دلمان میخواهد حداقل در برنامهریزیها با ما مشورت شود. افتخارآفرینی معلولان و جانبازان كشورمان در بازیهای آسیایی گوانگژو موجب سربلندی همه ماست؛ چه آنها كه مدال آوردند و چه آنها كه موفقیتی هم نداشتند، چون نام جمهوری اسلامی ایران را در آسیا پرآوازه كردند و از مسئولان هم ممنون هستیم كه به این قهرمانان در حد توان خود رسیدگی كرد، اما وزارت علوم، معاون علمی فناوری و بنیاد نخبگان برای معرفی این 39 دانشمند كشور چه كردهاند آیا تا به حال آنها را به مردم كشورمان معرفی كرده یا به واسطه سالها تلاش و مجاهدت فكری، از آنها تقدیر كردهاند. اگر عنوان میشود برای جوانان باید شاخص و الگو معرفی كنیم و اگرهمانطور كه شعار میدهند، قبول دارند كه ما میتوانیم برای نسل جدید انقلاب الگوی علمی باشیم، پس چرا ما را معرفی نمیكنند و عرصه را برای گسترش فعالیتهای علمی ما بیشتر باز نمیكنند؟
با چنین توضیحاتی، چه توقعی از مسئولان دارید؟ توقع ما این است به همان میزان كه به یك مدال آسیایی توجه میشود، بودجههایی مكفی هم برای فعالیتهای پژوهشی نخبگان درنظر بگیرند تا دست ما برای فعالیتهای علمی بازتر باشد؛ حتی حاضریم برای آنها فاكتور هم بپردازیم و بر نحوه هزینه شدن آن هم نظارت كنند اما زمینه را برای تولیدات و تحقیقات علمی هموار كنند. امروز جوانان كشور به قلههای دستنیافتنی، دست یافتهاند بنابراین باید راه را برای پیشرفتهای بعدی هموار كرد؛ وقتی جوانان و اندیشمندان خود را درنمییابیم، مهاجرتها اتفاق میافتد لذا باید فضایی در كشور ایجاد شود كه احساس ارزشمندی تحقیق و تولید علم در كشور در میان نخبگان و اندیشمندان كشورمان روز به روز بیشتر شود، چرا كه موفقیتهای آینده و صدور پیام انقلاب اسلامی در گرو توسعه و پیشرفت علمی است.
به نظر می رسد بخشی از انتقادات شما مربوط به رسانهها شود که مسئولیت معرفی الگوها به جامعه را دارند، درست است؟ بله، مسئله دیگر معرفی الگوها به جامعه است كه این نقش صدا و سیماست؛ حرف من این است كه چند نفر از اساتید اصفهان چنین عنوانی دریافت كردهاند كه صدا و سیمای مركز اصفهان یك مصاحبه سه دقیقهای با بنده انجام داد و فقط یك دقیقه آن را پخش كرد! آیا سهم ما در میان برنامههای فرهنگی كشور فقط یك دقیقه است. چرا كوچكترین اتفاق ورزشی كه در استان رخ میدهد اقدام به انعكاس تفصیلی آن خبر میكنند ولی عرصه علمی با بیمهری روبهرو میشود؛ آیا جوانان كشور به همان اندازه كه نیازمند آشنایی با قهرمانان ورزشی یا بازیگران هستند، نیازمند الگوی علمی نیستند! مركز تحقیقات سیاست علمی كشور یا وزارت علوم باید بگردند لابه لای اخبار جهانی، جایی كه نامی از ایران برده شده است را مانند بمب منفجر كنند؛ نه اینكه بنده این خبر را از طریق همكاران خارج از كشور متوجه شوم؛ جالب اینجاست كه این خبر به جای آنكه توسط وزارت علوم منتشر شود، توسط بنیاد شهید منتشرشد! این چه معنایی میتواند داشته باشد. در مدتی كه به عنوان دانشمند پراستناد جهان معرفی شدهام، پیامهای تبریك زیادی را از همشهریان، حتی مردم روستای زادگاهم، همكاران، اساتید و دانشجویان دانشگاه اصفهان دریافت كردهام كه از همه آنها ممنونم اما جای بسی تأمل دارد كه چگونه مسئولان وزارت علوم و تحقیقات و حتی مسئولان دانشگاه اصفهان كوچكترین عكسالعملی نشان ندادهاند. امروز مردم ما تشنه علم هستند و در دورترین روستاهای این كشور پدر و مادرها آرزویشان درسخواندن فرزندانشان است. مردم به علم نیازدارند، كشور به علم نیاز دارد و آینده ما نیز برای هویتسازی به تولید علم نیاز دارد اما نمیدانم چرا عمل نمیشود. دانشجویان دوره دكتری كه در داخل كشور فارغالتحصیل میشوند از نظر اقتصادی و درجه علمی برای كشور مؤثرترند و اساتیدی كه به پرورش چنین نیروهایی در داخل اقدام میكنند از نظر مالی تقویت نمیشوند و این در حالی است كه اگر این دانشجو در خارج از كشور به تحصیل بپردازد، هم ضرر ارزی برای كشور دارد و هم نتایج آن از نظر علمی با داخل قابل قیاس نیست.
به عنوان یك استاد پژوهشگر جوان با كوله باری از موفقیت چه صحبتی برای جوانان دارید؟ما باید در هر زمان و مكان كه هستیم وظیفهای كه بر عهده داریم را به نحواحسن انجام دهیم. باید توجه ویژهای به اصل ولایت فقیه داشته باشیم و شاخصهایی را كه مقام عظمای ولایت حضرت آیتالله خامنهای تعیین كردهاند را رعایت كنیم. ما مأمور به وظیفه هستیم نه نتیجه چرا كه نتیجه آن دست خداست چرا كه در قرآن به آن اشاره كردند اگر عمل انسان با نیت خالص باشد خودش او را كمك خواهد كرد.
و سخن آخر؟باید بگویم این موفقیت فقط مختص من نیست بلكه ما یك تیم علمی هستیم كه من افتخار شاگردی چون دكتر تنگستانی، دكتر محمدپور و دكتر مقدم را دارم و از طرفی كار اصلی با دانشجویانی است كه نتیجه تحقیقات ما را در آزمایشگاهها به نتیجه میرساند. و آنها امید آینده كشور ما به شمار میروند. همچنین از والدینم كه موفقیت خود را مدیون آنها هستم تشكر میكنم.از همه بیشتر از همسرم كه به خاطر مشغله كاری در نبود من وظایفی را كه برعهدهام است به خوبی انجام میدهد و برای فرزندانم علاوه بر نقش مادری نقش پدر را هم ایفا میكند، ممنون و قدردانم.