کد خبر: 430514
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۰
میرحمید موسوی | حامیان این نظریه تمامی سنت‌های دینی را دارای اعتبار یکسان می‌دانند و این مطلب را پروفسور جان هیک در کتاب «تفسیر دین» آورده است.

فلاسفه معاصر تشیع از جمله: علامه سید محمدحسین طباطبایی، علامه محمدتقی جعفری، استاد مرتضی مطهری و عده کثیر دیگر از صاحبنظران حوزه دین و اندیشه، پلورالیسم دینی را که از الوهیت مسیحیت نشات گرفته است را اندیشه‌ای غلط و نادرست عنوان می‌کنند.
این در حالی است که افرادی مانند سروش با وام‌گیری از نظریات اندیشمندان عرب مانند ادوارد سعید و نصر حامد ابو زید و... دیگران با رنگ لعابی جدید با فضای به‌وجود آمده از دوران سازندگی و اصلاحات به پاشیدن بذر پلورالیسم در نهاد جامعه دینی ما پرداختند.
پلورالیسم در لغت
پلورال به معنای جمع و کثرت است و پلورالیسم یعنی تکثرگرایی یا گرایش به تعدد و کثرت. گرایش پلورالیستی در مقابل گرایش «مونیستی» (MONOISTIE) به معنای وحدت‌گرایی است. اگر پذیرفتیم کار در اختیار چند فرد یا چند گروه باشد به آن پلورالیسم گفته می‌شود، ولی اگر پذیرفتیم کار در انحصار یک فرد یا گروه باشد، آن را مونیسم می‌نامند.
زادگاه این واژه، مغرب زمین است. در گذشته به هر کسی که در کلیسا مناصب متعددی داشت یا به کسی که معتقد بود اشکالی ندارد یک فرد در کلیسا چند منصب داشته باشت، پلورالیست اطلاق می‌شود.
اجتماع نقیضین
هواداران پلورالیسم گفته‌اند: «پلورالیسم (تکثر و تنوع را به رسمیت شناختن و به تباین و ناکاستنی و قیاس‌ناپذیری فرهنگ‌ها و دین‌ها و تجربه‌های آدمیان، فتوا دادن...) به شکل کنونی آن متعلق به عصر جدید است... علی‌ایحال با تنوعی روبه‌رو هستیم که به هیچ رو، قابل تحویل به امر واحد نیست و باید این نوع را به حساب آوریم و نادیده نگیریم و برای حصول و حدوث تنوع نظریه داشته باشیم... پلورالیسم مثبت، معنا و ریشه دیگری هم دارد و آن این که بدیل‌ها و رقیب‌های موجود واقعاً کثیر هستند؛ یعنی تباین ذاتی دارند... اختلاف مؤمن و گبر و جهود، اختلاف حق و باطل نیست، بلکه اختلاف نظرگاه، آن هم نه نظرگاه پیروان ادیان، بلکه نظرگاه پیامبران علیهم السلام است.»
با توجه به این رویکرد، هیچ مرزی برای ادیان و تجربه‌های دینی و فهم‌ها و تفسیرهای به رسمیت شناخته شده، قائل نیستند؛ یعنی همه را «عین وحی حق» می‌پندارند و همه ادیان را حق می‌دانند. با توجه به اینکه ادیان با یکدیگر تقابل دارند، می‌پرسیم: می‌توان پذیرفت که طرفین نقیض، حق و صحیح باشند؟ برای نمونه، آیا اعتقاد به اقانیم سه‌گانه (مسیحیان) و ثنویت (زرتشتیان) و خدای یگانه (مسلمانان و یهودیان) همه حق و صحیح است؟ آشکار است که بر موضوع واحد، نمی‌توان محمول‌های متناقض را حمل کرد؛ زیرا به اجتماع نقیضین می‌انجامد. از این رو، وقتی می‌گوییم مبدأ، یگانه و واحد است، بدان معناست که دوگانه و سه‌گانه نیست. اگر هم بخواهیم همه این ادعاها را بپذیریم، اجتماع نقیضین را پذیرفته‌ایم که بطلان آن آشکار است.
امتناع ایمان
ایمان، عقد قلبی است که بر یقین و نفی و شک استوار است. بنا بر مبانی پلورالیسم، آنچه نزد ماست «فهم و قشر» دین است، نه بطن و متن آن. فهم‌ها نیز ممکن است خطا و غلط باشند. اگر هم فهم درستی در میان باشد، به دلیل «تبیین ذاتی فهم ها» همه آنها نمی‌توانند درست باشند. با تغییر در علم و فلسفه- که سیال هستند - پیش فرض‌های ما نیز دگرگون می‌شود. همچنین فهم ما از متن صامت، جای خود را به فهم مغایر می‌دهد. البته اگر فرض کنیم که علم و فلسفه و در پی آن، فهم ما تا ابد ثابت بماند، فهم صادق، مصدق ندارد؛ زیرا فهم ما، فهم متن وحیانی و درک نفس‌الامر گزاره‌ها و آموزه‌های دینی نیست. در اصل، فهم ما چیزی جز پژواک انتظارها و پرسش‌ها و پیش فرض‌های ما نخواهد بود. اینگونه برخورد با مسئله دین به شکاکیت می‌انجامد که با ایمان سازگاری ندارد؛ زیرا ایمان بر پایه یقین بنا می‌شود.
نقش هدایت گرایانه دین
مبانی پلورالیسم با نقش هدایتگری دین و خداوند سازگاری ندارد؛ زیرا اگر فهم آدمیان از متون دینی متنوع و متباین است (این، یکی از مبانی پلورالیسم است) و تفسیرهای تجربه‌کنندگان تجربه‌های دینی نیز یکسره متکثر و متضاد است (مبنای دیگری از پلورالیسم)، دین و تجربه تفسیر ناشده‌ای نخواهیم داشت. پس همه ادیان و تجربه ها، دستخوش تفسیرهای گوناگون گشته و همگی تحریف شده‌اند. در این صورت، دسترسی به جوهر دین و دین حق، اندیشه‌ای بیهوده است و این به معنای بسته بودن باب هدایت و بی‌مصداق شدن اسم هادی حق تعالی است. رسیدن به رستگاری نیز پنداری ساده‌لوحانه خواهد بود. در اینجا، این پرسش مطرح می‌شود که چرا خداوند پیامبران را برای هدایت مردم فرستاده است، در صورتی که خود می‌دانست ممکن است وحی حق، ذهن آلوده شود و به «نظرها و منظرها» گرفتار گردد؟ یعنی با تأثیر پذیرفتن از شرایط قومی، ذهنی و روحی شخصِ پیامبران، پیش فرض‌های مفسران، دستخوش «قبض و بسط تئوریک» گردد و در اقیانوس تفسیرهای متباین و متناقض، فرو رود.
جواز بدعت و تعطیلی شریعت
براساس مبانی پلورالیسم، «در معرفت دینی هم چون هر معرفت بشری دیگر، قول هیچ‌کس، حجت تعبدی برای کس دیگر نیست و هیچ فهمی، مقدس و فوق چون و چرا نیست.» این سخن به معنای جواز «بدعت» و ظهور پیاپی پیامبران دروغین است و بر همین اساس، شریعت‌ها تعطیل می‌شوند؛ زیرا آنچه در اینجا راهزنی می‌کند، عنوان کافر و مؤمن است که عنوان‌هایی صرفاً فقهی و دنیوی هستند. نظیر این عنوان‌ها در همه شریعت‌ها وجود دارد و ما را از دیدن باطن امور، دور می‌دارد این عنوان‌ها که «تمایزهای ظاهری» است، باید از میان برداشته شود؛ زیرا «عمل کردن به این یا آن آداب، مایه سعادت و هدایت نیست».
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار