
حسن كلاته | ايران و امريكا در سال 2007 براي اولين بار طي 30 سال گذشته رودررو بر سر مسئله عراق پشت ميز مذاكره نشستند؛ مذاكراتي كه سه دور برگزار شد و طرفين به صراحت نگرانيهاي خود را از سياستهاي طرف مقابل در مورد عراق بيان كردند. اسنادي كه به تازگي توسط سايت جنجالي ويكي ليكس منتشر شده، نشان ميدهد كه سفير سابق انگليس در تهران طي 3 جلسه گفت و گوي مستقيم با مقامهاي امريكايي از جمله ديويد پترائوس، به آنها آموزش داده است كه چگونه با مذاكرهكنندگان ايراني به گفتوگو بنشينند. اين جلسات فقط به فاصله سه روز قبل از شروع دور اول مذاكرات تهران- واشنگتن در بغداد برگزار شده و فقط يكي از چند ده موردي است كه نشاندهنده نقشآفريني سفارت انگليس در تهران در تنظيم و كمك به سياستهاي امريكا در مورد ايران است. تحليل محتواي اين سند را ميخوانيم:
عمر دولت دوم جرج بوش به نيمه رسيده است اما سياستهاي اين دولت همچنان در صحنه عراق ناكارآمد است. ايالات متحده به شدت در عراق درگير شده و نه امكانرهايي از مشكلاتي كه به وجود آورده است را دارد و نه توان حل آنها را. تحقق نيافتن بخش عمدهاي از اهدافي كه در تصرف عراق براي آن متصور شده بود به مشكلات ميافزايد. در مقابل جمهوري اسلامي ايران دوران كمسابقهاي را در منطقه سپري ميكند. ايران به بازيگر عمده تحولات بدل شده است و اساساً هر طرحي درباره عراق كه بدون همكاري با ايران طراحي شود و يا با امنيت ملي آن در تعارض باشد با چالشهاي اساسي مواجه خواهد شد.امريكاييها كه از سه دوره مذاكره قبلي خود در هفتم خرداد، دوم مرداد و پانزدهم مرداد 1386 به نتايج قابل قبولي دست نيافتهاند درصدد هستند در مذاكرات دور چهارم كه قرار بود تا قبل از پايان سال 2007 ميلادي برگزار شود به يك نتيجه قابل قبول دست پيدا كنند. مذاكرات دور اول و دوم در سطح سفيران برگزار شده بود و دور سوم، كارشناسان دو طرف تلاش داشتند تا به بحث و بررسي عميقتر درباره جزئيات كارهاي اجرايي و شناخت مشكلات موجود بپردازند.ويكيليكس اخيراً سندي را منتشر كرده است كه پرده از اقدامات پشت پرده امريكاييها و متحدان آنها در چگونگي پيشبرد مذاكرات سه جانبه ايران، عراق و ايالات متحده برميدارد. در اين سند، بازيگر جديدي وارد مذاكرات ميشود كه در قالب توصيه و دستورالعمل طرف امريكايي را در صحنه مذاكرات راهنمايي ميكند. سند شماره 07BAGHDAD3895 كه ويكي ليكس آن را در روز شنبه 28 نوامبر 2010 (7 آذر 1389) منتشر كرده گزارشي است تحت عنوان «سفير پادشاهي بريتانيا در ايران درباره روش مذاكره با ايران (ميگويد)» كه سفارت واشنگتن در بغداد در 30 نوامبر 2007 تهيه كرده است.موضوع اصلي سند، توصيهها و راهكارهايي است كه جفري آدامز، سفير وقت انگلستان در تهران، خطاب به ديويد پترائوس، سفير واشنگتن در بغداد و تني چند درباره چگونگي مذاكره با ايرانيان در دور چهارم عنوان ميكند.جفري آدامز كه از اول آوريل 2006 تا مارس 2009 به عنوان سفير لندن در ايران حضور داشت فارغالتحصيل رشته تاريخ اسلام و سياستهاي خاورميانه از دانشگاه آكسفورد است.وي علاوه بر ايران در كشورهاي عربستان سعودي، فرانسه، آفريقاي جنوبي و مصر نيز حضور داشته است و مدتي به عنوان كنسول بريتانيا در بيتالمقدس، سكاندار تنظيم روابط انگلستان با مردم فلسطين نيز بوده است.بر اساس اين سند، جفري آدامز به همراه دبير اول سفارت لندن در تهران، چندين ملاقات با مقامات امريكايي از جمله ديويد پترائوس و سران نيروهاي چند مليتي در عراق داشته است. اين ملاقاتها كه در تاريخ 24 تا 25 دسامبر 2007 انجام گرفته است دقيقاً مقارن با زماني بود كه هيئتهاي امريكايي و ايران قرار بود دوره چهارم مذاكرات را آغاز كنند. طرفهاي امريكايي كه در اين ملاقاتها حضور داشتند عبارت بودند از: رايان كراكر، سفير امريكا در بغداد، ديويد پترائوس فرمانده نيروهاي چند مليتي در عراق، ديويد پيراس و ماركي ريس، مشاور وزير در امور نظامي و سياسي.آنچه از فحواي 15 بند اين سند به دست ميآيد اين است كه آدامز در دو سطح اهداف ايران از مذاكرات و دستورالعملهاي چگونگي مذاكره تلاش ميكند امريكاييها را در دست يافتن به اهداف ترسيم شده خود از اين مذاكرات نزديكتر سازد.آدامز معتقد است كه هدف ايران از مذاكرات سه جانبه درباره عراق، نهادينه كردن گفتوگوها و امكان بسط دادن موضوعات قابل بحث است. از نظر آدامز، ايرانيان به دنبال دو چيز هستند: اول اينكه قصد دارند پرستيژ خود را حفظ كنند و دوم آنكه بفهمند دولتمردان امريكايي چه درسردارند. بر اساس اين سند، ايرانيان بر سر اينكه چگونه از فرصت به دست آمده براي منافع خود بهرهبگيرند با يكديگر مجادله دارند. به اعتقاد سفير وقت لندن در تهران، در داخل ايران، يك لابي قدرتمند مخالف مذاكره با امريكاست.آدامز با اين پيشفرض، راهكارهاي چند گانهاي را در خصوص چگونگي مذاكره با ايرانيها به طرف امريكايي ارائه ميدهد. به اعتقاد آدامز و به توصيه او، ايرانيان به شدت از نگاه منفي غرب نسبت به جمهوري اسلامي ايران دلخور و عصباني هستند ضمن آنكه جنگ ايران و عراق، حمايت دولتهاي غربي و كشورهاي منطقه از عراق يا بيطرفي آنها براي ايرانيان مسجل شده است كه دولتهاي غربي و منطقهاي مصمم هستند تا از دستيابي يك دولت شيعي به قدرت در عراق جلوگيري كنند.آدامز به هيئت امريكايي توصيه ميكند كه بايد بدانند ايرانيان درباره آنها چه فكر ميكنند. آدامز كه ادعا ميكند گفتههاي او برآمده از تجربيات حضور او در تهران است از تفكر ايرانيان درباره امريكاييها اينگونه سخن ميگويد: «ايرانيان معتقدند حكومت امريكا به دنبال حذف و براندازي جمهوري اسلامي و جايگزيني آن با يك رژيم طرفدار غرب است؛ سياستگذاران امريكايي وقت و انرژي زيادي را براي انديشيدن به ايران ميگذارند. هر آنچه امريكاييها انجام دهند يا بگويند معني خاصي دارد و به دقت درباره آن انديشيدهاند چه در سياستهاي داخلي و چه در سياستهاي خارجي با انگلستان هماهنگ هستند؛ ايرانيان به امريكا به چشم يك دشمن مصمم و سخت نگاه ميكنند و پايگاه سياسي دولت فعلي ايالات متحده بسيار ضعيف و با مخالفتهاي عمده داخلي مواجه است بنابر اين تهديد ايالات متحده اقدام نظامي عليه ايران، واقعگرايانه نيست.»از اين رو آدامز به هيئت امريكايي توصيه ميكند كه بايد در طول مذاكره «آرام» ، «متين» و «محكم» باشند اگر چه هيچ گاه حالتي «تهاجمي» به خود نگيرند. امريكاييها در طول مذاكره بايد صبوري بيشتر كنند و بدون هيجان مذاكره كنند. امريكاييها نبايد انتظار داشته باشند كه مسائل به زودي حل و فصل شود چرا كه ايران هيچگونه اعتمادي به غرب و امريكا ندارد.آدامز توصيه ميكند براي آنكه به جنگ با متانت و صبر ايرانيها برويم بايد چند راهكار را وجهه همت خود قرار دهيم. به گفته آدامز امريكاييها در طول مذاكرات بايد طوري القا كنند كه زمان و مكان به نفع ايرانيها نيست. هيئت امريكايي بايد سعي كند منافع خود را به منافع ايران پيوند بزند و اينگونه وانمود كند كه اگر به منافع ايالات متحده در عراق آسيبي وارد شود لاجرم منافع ايران در خطر قرار خواهد گرفت. امريكاييها بايد تلاش كنند اين باور را به ايرانيها بقبولانند كه اكنون زمان عمل است و عدم انجام كار به منافع دو طرف ضرر خواهد زد.بايد هيئت ايراني به گونهاي متقاعد شوند كه حكومت امريكا ممكن است گفتوگوها را متوقف كند اگر پيشرفتي در كار نباشد. البته نبايد همه راهها بسته شوند.آدامز توصيه ميكند براي كشاندن ايران به حالت انفعالي بايد توپ را به زمين ايرانيان انداخت. سؤالات متعدد پرسيده شود و از موضوعاتي صحبت به ميان آيد كه در دستور كار جلسه نبودهاند تا ذهن ايرانيان مشوش شود.آنچه از مجموعه مباحث مطرح شده در اين سند برميآيد آن است كه نگاه غرب به جمهوري اسلامي ايران از موضع قدرت شكل گرفته است. آنان اگر چه ميدانند كه ترسيم تحولات منطقه بدون حضور ايران ناقص و حتي غيرممكن است اما در همان حال سعي دارند همچنان سياست «چماق – هويج» را در پيش بگيرند.اگر چه ايران همواره از برقراري امنيت در عراق حمايت كرده است و حتي در اواخر سال 2007 و اوايل سال 2008 ميلادي، هيئت خود را براي مذاكرات سهجانبه به بغداد اعزام كرد اما گويا سياستها و دستورالعملهاي جفري آدامز هم نتوانست، موضع مبهم و متناقض امريكا در قبال عراق را از بنبست خارج كند و امريكاييها به علت عدم آمادگي، از حضور در دور چهارم نشست مذاكرات سهجانبه ايران، عراق و امريكا طفره رفتند.