
مقام معظم رهبری در دیدار مردم گیلان یکی از نتایج فتنه سال 1388 را امیدوار شدن دشمنان اعلام کردند. شاخص برای دیدن این امیدواری، ورود همه جانبه قدرتهای غربی به صحنه بود. به صورتی که هیچ ابایی از خروج از عرف حاکم بر دیپلماسی حاکم در روابط نداشتند. امیدوار کردن دشمن در تعبیر حضرت امام «خدمت ارزنده به استکبار» شمرده میشد. یعنی حضرت امام به جای واژه امیدواری دشمن از مفهوم خدمت به استکبار استفاده میکردند و انصافاً این دو مفهوم چقدر همپوش و هممعنی هستند. خدمت به استکبار توسط حضرت امام نیز جهت کسانی به کار رفت که از مراجع فکری و فقهی فتنه 1388 بودند، بنابراین جریانی که به تعبیر حضرت امام(ره) به استکبار خدمت ارزنده میکرد و جریانی که با فتنهجویی خود، دشمن را امیدوار کرد، یکی است. نکتهای که نباید از نظر دور داشت، این است که اقدامی که موجب شد حضرت امام، قائممقام خویش را به خدمت به استکبار متهم کند، بسیار کوچکتر از فتنه سال 1388 بود. آیتالله منتظری به جرم یک دفاع از منافقین، اینگونه مورد شماتت و حمله امام قرار میگرفت، بنابراین یک دفاع از منافقین کجا و 19 بیانیه و دهها مصاحبه دشمن شادکن کجا. «در همین دفاعیه شما از منافقین، تعداد محدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و میبینید که چه خدمت ارزندهای به استکبار کردهاید.» در ادامه سخنان امام با آیتالله منتظری، مجدداً به وی یادآور میشود که «نامهها و سخنرانیهای منافقین که به وسیله شما از رسانههای گروهی به مردم میرسید، ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحی له الفدا- و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب شد. برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید. شاید خدا کمکتان کند.» اگر قائم مقام وقت رهبری صرفاً خدمت رسانهای به منافقین میکرد، در فتنه 1388 زمینه حضور میدانی منافقین به راحتی فراهم شد. سران فتنه درخواست تجمع و راهپیمایی میکردند و منافقین با نفوذ در بین مردم معترض، دستورالعملهای خود را اجرا میکردند. اگر آقای منتظری از زبان منافقین سخن میگفت، آقای موسوی آمارهای اقتصادی کشور را از قول رسانههای صهیونیستی اعلام میکرد. اگر آیتالله منتظری «خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان کرد»، موسوی همین کار را درباره بسیج و سپاه و شورای نگهبان و صداوسیما و دستگاههای امنیتی و انتظامی انجام داد و کروبی عرصه دین و اخلاق نظام جمهوری اسلامی را نشانه رفت و هتک حرمت از نظام را به حوزه جنسی سوق داد. حال اگر امام میبود برای این جماعت تقدیرنامه صادر میکرد؟ نوع مواجهه مقام معظم رهبری با فتنهجویان با عنایت به بزرگی خیانت آنان بسیار کریمانه است. به تعبیر بهتر معظمله فقط در فضای عمومی به تبیین فتنه پرداخته است و هنوز سران فتنه را مورد شماتت اختصاصی قرار نداده است و بارها به بازگشت آنان تأکید کرده است، این در حالی است که دست آنان به خون بیش از 40 نفر از هموطنان آلوده است. نهیب امام به آیتالله منتظری در حالی بود که وی در ریختن هیچ خونی دخالت نداشت و فقط به خاطر سادگی، خونریزی مهدی هاشمی را باور نمیکرد، اما امام برای وی آرزوی بازگشت نمیکرد، فقط از وی میخواست که اعتراف به اشتباه کند و به سمت توبه الهی گام بردارد، بنابراین اگر امام روزهخواری روز قدس را میدید و شعار «جمهوری ایرانی» را میشنید چه میکرد؟ وقتی جبهه ملی در 25/3/1360 در رد لایحه قصاص موضع گرفت، امام به جای جبهه ملی، نهضت آزادی را مخاطب قرارداد و از آنان خواست مواضع خود را در اینباره مشخص کنند، بنابراین اگر امام میبود درباره این همه قتل و جنایت و آتشسوزی اموال عمومی و کف و سوت غربیان و منافقین چه واکنشی نشان میداد؟ سران فتنه باید با مقایسه نمونههای کوچکتر و مشابه در زمان حضرت امام(ره) از مقام معظم رهبری به خاطر لطف فراوان به خود تشکر کنند که بیش از 18 ماه است راه بازگشت را مسدود نکرده است. البته جادهای که توابین از آن بازمیگردند جاده بازگشت قهرمانان نیست.