روز 9 دی یک روز معمولی نیست چراکه خروش عظیم مردم در اعتراض به هتک حرمت عاشورای حسینی واقعهای بزرگ بود که سپهر سیاسی کشور را دچار تغییرات اساسی کرد؛ تغییراتی که ثمره بصیرت بالای مردم بود. آن هم در شرایطی که تعداد زیادی از نخبگان سیاسی سکوت اختیار کرده بودند و به دنبال منافع خود در آب گلآلود میگشتند، اما به راستی چه چیز باعث این خروش مردمی و فوران بصیرت در میان عموم جامعه شد؟ این موضوع گفتوگوی روزنامه «جوان» با دکتر یدالله جوانی مسئول اداره سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که در ادامه میخوانید. 9 دی محصول چه وقایعی در عرصه سیاسی کشور بود؟روز 9 دی یکی از یوماللههایی است که در ادبیات سیاسی انقلاب برای همیشه جاودانه خواهد شد، اما نباید این واقعه بزرگ را تنها در حادثه روز عاشورا دید، چراکه بیشک وقایع طول هفت ماه قبل از 9دی نقش بسیار مهمی در این رویداد داشت. متأسفانه پس از انتخابات 9 دی کشور دچار فتنه عمیقی شد که در این فتنه سه جریان حضور داشت؛ جریان اول دشمنان خارجی ملت ایران بودند که فضای پس از انتخابات را بهترین فرصت برای هجوم خود قرار داده بودند. در رأس این دشمنان امریکا و رژیم صهیونیستی قرار داشت. جریان دوم جریان ضدانقلاب بود که پدیدهای شناخته شده برای مردم و نظام بود که نمونه آن سلطنتطلبها، منافقین، بهائیان و نظایر آنها بودند. جریان سوم نیز خواص آلودهای بودند که به علت دنیاگرایی از نظام خارج شده بودند. این جریان پس از انتخابات ادعاهایی واهی نظیر تقلب در انتخابات را مطرح کرد و پس از آن نیز زمینه حضور مردم در خیابانها را فراهم کردند تا از این طریق بتوانند خود را وارد ساختار قدرت کنند. خوشبختانه این جریان با واکنش خوب مردم و نیروهای امنیتی مواجه شد و نتوانست در وقایع روزهای نخست پس از انتخابات به اهداف خود برسد، بنابراین تصمیم گرفت تا از مناسبتهای موجود در کشور سوءاستفاده کند تا از این طریق ضمن رسیدن به اهداف خود بتواند هوادارانی را نیز برای خود دست و پا کند. آنها حضور فعالی در راهپیماییهای روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و عاشورا داشتند اما این حضور فعال با رفتارهایی همراه بود که این جماعت را از سایر مردم متمایز میکرد. آنها در روز قدس روزی که قرار است از مردم مظلوم فلسطین و لبنان دفاع کنند، شعارهایی نظیر نه غزه و نه لبنان سر دادند و رسماً اعلام کردند که ما مخالف آن چیزی هستیم که حضرت امام بیان کرده است یا وقتی که شعار نه شرقی و نه غربی جمهوری ایرانی را مطرح کردند و بازتاب زیادی در رسانههای خارجی داشت، در واقع مشخص شد که این جریان راهی متفاوت از راه امام را در پیش گرفته است. هرچند سران فتنه مدعی بودند که اینها نیروهای مردمی و معتقد به نظام هستند و خود اینها ادعا داشتند که ما خط امامی هستیم. خود حضرت امام در سال 58 به صراحت گفتند که جمهوری اسلامی ایران، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد اما این جریان شعار محوری نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی را به جمهوری ایرانی تبدیل کرد. این موضوع در مناسبتهای دیگر نیز تکرار شد. به طور مثال در روز 13 آبان که به عنوان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی است و اصلیترین شعار مرگ بر امریکا و مرگ بر انگلیس بود، ما شاهد بودیم که این جریان و کسانی که به نوعی حمایت از موسوی و کروبی میکردند زمانی که وارد خیابانها شدند، شعارهایی متفاوت دادند و مرگ بر امریکا و انگلیس را به شعار مرگ بر روسیه و مرگ بر چین تبدیل کردند که در جای خود قابل تأمل است. در روز 16 آذر اینها حرکتهایی کردند که برای بسیاری از مردم تأملبرانگیز بود که چطور آقایان موسوی و کروبی دم از امام میزنند اما در دانشگاه تهران تجمع کردند، تصاویر حضرت امام را به آتش میکشند و شعارهای مغایر با آرمانها انقلاب را سر میدهند. در نهایت در روز عاشورا بود که این جریان اساسا در یک هیبت و قامتی متفاوت از مردم عزادار وارد صحنه شدند. ما در کشور خودمان در مناسبتهای مختلف اعم از سوگواری اباعبدالله، مردمی که برای عزاداری به خیابانها میآیند از یک نوع پوشش خاص برخوردار هستند که نشاندهنده عزادار بودن آنهاست اما این افراد به گونهای وارد صحنه شدند که متفاوت از مردم بود چراکه چهرهها و پوششهای آنها با عزاداران واقعی امام حسین متفاوت بود. نکته مهم در این بین رفتارها و شعارهای اینها بود. آتش زدن خیمههای عزاداری، حمله به عزاداران، سوت زدن و کف زدن و هلهله کردن و توهین به مقام معظم رهبری مهمترین واقعهای بود که در روز عاشورا به وقوع پیوست، بنابراین همه این موارد دست به دست هم دادند و مردم با بصیرتی که به مرور پیدا کردند، متوجه این شدند که امروز جریانی که به صحنه آمده و ادعای خط امامی دارد تا چه اندازه سقوط کرده و از خط امام و راه انقلاب جدا شده و چگونه به جریانهای ضدانقلابی و دشمنان ملحق شده است و مایه امید دشمنان شده است.در اینجا مردمی که در طول 32 سال همواره در صحنههای دفاع از انقلاب بر اساس تکلیف دینی و انقلابی در صحنهها حضور داشتند، به شکل خود جوش حماسهای را شکل دادند که ما امروز از آن به عنوان حماسه 9 دی یاد میکنیم. مردم به صحنه آمدند و دست رد به سینه سران فتنه و پیکره آنها زدند و آنها را منزوی کردند. آنها حتی با شعارهای خودشان نشان دادند که از چه بصیرت بالای برخوردار هستند. 9دی قطعاً محصول بصیرت مردم بود. حال سؤال این است که مردم چطور به این بصیرت رسیدند؟بصیرت به معنای داشتن قدرت تشخیص است و انسان درست را از نادرست و حق را از باطل تشخیص دهد. مردم ما در طول 32 سال گذشته همواره نشان دادند که تفاوت زیادی با ملتهای دیگر و حتی مسلمانان دارند. این تفاوت آن است که از یک فهم و هوش بالایی برخوردار هستند.شاید حوادث تلخی که در تاریخ اسلام به ویژه در سده اول اسلام و دوران پس از پیامبر روی داد و همچنین حوادثی که در تاریخ معاصر ایران روی داد، به ویژه حوادثی که ما در مقطع مشروطه و پس از آن ملی شدن صنعت نفت شاهد آن بودیم و حتی در حوادث پس از انقلاب اسلامی که جریانهای مختلف با پوششهای پیچیده وارد صحنه میشدند و به دنبال این بودند که حرکت مردم مسلمان را به انحراف بکشانند و در واقع نظام اسلامی را با چالش روبهرو کنند، همه این موارد دست به دست هم داد و مردم به این نتیجه رسیدند که باید از انقلاب خود مراقبت ویژه داشته باشند. خصوصاً وقتی که مردم به حضرت امام(ره) یک اعتقاد راسخ و عمیقی داشتند و ایشان هم مردم را همواره توصیه میکردند که مراقب باشید که بیگانگان این نظام اسلامی را که نتیجه رنجها و محنتها و مجاهدتهای طول تاریخ است و امروز به دست شما رسیده، این را از دست شما خارج نکنند و این استقلال و عزت را از شما نگیرند. امام این جمله معروف را گفتهاند که من چه در بین شما باشم یا نباشم، نگذارید که انقلاب به دست نااهلان بیفتد، بنابراین مردم این جمله را در ذهن خود داشتند؛ جملهای که حضرت امام فرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشد تا آسیبی به این مملکت نرسد، این مطلبی بود که مردم به آن توجه کردند که شاخص و علامت اصلی برای حرکت، ولایت فقیه است. این جور مسائل باعث شده بود که مردم برای تشخیص درست از نادرست به سراغ معیارها بروند. مردم ما تجربه صدر اسلام را داشتند که نباید حق را از طریق شخصیتها به آن رسید. ما در صدر اسلام و پس از دوران پیامبر انحرافهایی را در خواص دیدیم. شاید اگر تجربه آن دوران نبود ما در این مقطع دچار مشکل میشدیم. مسلمانان به خوبی میدانند که چه شخصیتهای برجستهای و با چه سوابق تاریخی، سالهای سال در کنار پیامبر بودند، به دلیل دنیاگرایی دچار انحراف و سقوط شدند و در نهایت در برابر حق و امام علی(ع) ایستادند.این مجموعه مسائل باعث شد که وقتی فتنه سال گذشته پیش آمد و افرادی با سوابق انقلابی و مثبت، آمدند و در مقابل نظام اسلامی ایستادند، مردمی که تکلیف خود را در دفاع از انقلاب میدیدند و هیچ علقهای به افراد نداشتند و به خاطر این به افراد احترام میگذاشتند که در راه انقلاب و در کنار امام قدم برمیداشتند، وقتی میبینند دچار انحراف شدند و با استفاده از تجارب تاریخی خود در انحراف خواص، طبیعی است که در برابر اینها میایستند. خصوصاً وقتی که مردم به صحنهها نگاه میکردند، میدیدند کسانی که دم از امام میزدند، رفتارهایشان مغایر معیارهای امام هستند. به هر حال امام نیز معیارهایی را برای مردم مشخص کرده بودند و گفته بودند اگر دشمنان از شما تعریف کردند به خودتان شک کنید، بنابراین وقتی مردم میدیدند که چطور رسانههای بیگانه و صهیونیستی و ضد انقلاب از این جریان حمایت و آن را تأیید میکنند یا خود تأثیر مستقیم در دعوت مردم به اغتشاش داشتند، مردم به این جمعبندی رسیدند که حتماً اینها در مسیری حرکت میکنند که برخلاف منافع آنهاست. به نظر من مهمترین عامل بصیرت دهنده به مردم شاخص ولایت بود. ولایت در این مقطع به گونهای درخشید و مسائل را تبیین کردند که افرادی که اعتقاد خالص داشتند و به دنبال ادای تکلیف خود بودند به حرکت درآمدند. این خطبههای مقام معظم رهبری در 29 خرداد بسیار جهتدهنده و خطدهنده بود و ما در مقطع پس از انتخابات تا 9دی شاهد چندین سخنرانی از سوی ایشان هستیم که به تحلیل آنچه روی داده و در حال شکلگیری است پرداختهاند، البته دیگران هم در صحنه ورود داشتند و مسائل را بیان میکردند. نمونه آن را میتوان در رسانه ملی و سخنان برخی افراد دید، بنابراین مردم با کنار هم قرار دادن مجموعه این مسائل متوجه شدند که چگونه یک جریانی که در انقلاب و ساختار قدرت حضور داشته، دچار انحراف شده و زمانی که این انحراف را دیدند به یاد امام افتادند که به رغم آنکه آقای منتظری قائم مقام رهبری بودند و امام فرموده بودند که منتظری حاصل عمر من است، ایشان را به خاطر برخی انحرافات کنار گذاشتند و فرمودند که من با کسی رودربایستی ندارم و اسلام عزیز بزرگتر از آن است که به خاطر برخی علقههای شخصی به آن آسیب برسانیم، بنابراین مردم نیز نکته مهم را دفاع از اسلام و دفاع از انقلاب و ولایت دیدند بنابراین وقتی این تشخیص در مردم شکل گرفت مردم به صحنه آمدند و خداوند هم زمانی که خلوص این مردم را دید کمک کرد و به واقعیت میتوان گفت که این قدرت الهی بود که مردم همیشه در صحنه را با خروش انقلابی وارد صحنه کرد و معادلات را مردم برهم زدند، بنابراین روز 9 دی «نه» بزرگی بود که ملت ایران به جریان فتنه و سرانش داد و آنها را منزوی کرد. این انزوا به گونهای بوده که از 9دی سال گذشته تاکنون جریان فتنه در کما به سر میبرد و به گونهای خشم ملت گریبان آنها را گرفته که همچنان در سر در گمی به سر میبرند. از نکات جالبی که ما در راهپیمایی 9 دی شاهد آن بودیم، حضور بسیار زیاد هواداران فرقه سبز بود که به نوعی با حضور در این حرکت، توبه کرده بودند. شما این موضوع را چطور ارزیابی میکنید؟من معتقدم از 13 میلیون نفری که به آقای موسوی رأی دادند، بسیاری از آنها کسانی بودند که تحلیلشان در خصوص شخصیت میرحسین موسوی به شخصیت وی در دهه اول انقلاب باز میگشت. آنها میرحسین را یک عنصر انقلابی و در خط امام میدیدند و در این مقطع که وی وارد انتخابات شد، تصور آنها این بود که این میرحسین همان میرحسین قبلی است که در دوران دفاع مقدس مدیریت اجرایی کشور را به عهده داشته است و اگر امروز هم مدیریت قوه مجریه را به عهده بگیرد، کشور را بهتر اداره میکند و مشکلات کشور را بهتر حل میکند، بنابراین بر همین اساس بود که به وی رأی دادند و اگر در روزهای اول بعد از انتخابات برخی از آنها به خیابانها آمدند و حرفهایی زدند، هنوز فکر میکردند که میرحسین موسوی دلایل و مدارکی بر ادعاهای خود دارد اما با گذشت چند روز آنها متوجه شدند که تصور آنها منطبق بر واقعیت نبوده است و این میرحسین موسوی امروز در مسیر انقلاب قرار ندارد. میرحسین موسوی به گونهای عمل کرده بود که افرادی که کمتر مطالعه میکردند و از یک بینش قوی برخوردار نبودند، به ظواهر بسنده کردند. آنها تردید ایجاد میکردند که موسوی به ولایت فقیه التزام ندارد، اما میرحسین برای اینکه بتواند هواداران خود را جذب کند، به صراحت گفت کشوری که ولایت فقیه دارد هرگز به بنبست نمیرسد، ولی زمانی که انتخابات پیش آمد و موسوی مدعی تقلب شد و از طرف دیگر مقام معظم رهبری آن راهگشاییها و هدایتها را کردند، دیدیم که موسوی بدون توجه به این سخنان راه لشکرکشی به خیابانها و ایستادن در مقابل نظام را در پیش گرفت و اثبات کرد که التزامی به ولایت فقیه ندارد و حتی حاضر است برای منافع خود در مقابل ایشان بایستد. اینها به مرور متوجه شدند که اساساً بحث ادعای تقلب در انتخابات بهانهای برای به چالش کشیدن نظام است، بنابراین روشن است افرادی که این جمعبندی را داشته باشند و موضوع را درک کنند، خود را جدا کردند و به مردم پیوستند و در 9 دی نیز آمدند و اعلام برائت کردند و به همراه دیگران مجازات سران فتنه و فتنهگران را از دستگاه قضایی و مسئولان نظام خواستار شوند. در 9 دی ما شاهد بودیم که مردم بسیار جلوتر از نخبگان حرکت و این حماسه بزرگ را خلق کردند، اما این حماسه بزرگ بازهم نتوانست این نخبگان را به واکنش وادارد. دلیل این موضوع چه بود؟من معتقدم مشکل اصلی خواص و نخبگان انحرافات، آلودگی و دنیاگرایی آنهاست و موضوع سکوت آنها به بیبصیرتی آنها ربطی ندارد، البته این موضوع عمومیت ندارد چراکه برخی از خواص هم بیبصیرت هستند و گمراه شدهاند، بنابراین برخی از نخبگان و خواص ایستادن در مقابل نظام و حرکت در مسیر باطل نه به خاطر بیبصیرتی بلکه به خاطر آلودگی و دنیاگرایی و خودخواهی و قدرتطلبی و هواهای نفسانی آنهاست، بنابراین نباید توقع داشت که اگر مردم در صحنه حضور پیدا کردند، این خواص هم در کنار مردم حضور داشته باشند. این خواص به خاطر گرفتاری در دام این رزائل روی گفتههای خود پافشاری کرده و تلاش میکنند حقیقت را پنهان کنند. در طول تاریخ هم زمانی که نگاه میکنیم، عمدتاً خواص و نخبگان جبهه حق به دلیل هوای نفسانی دچار انحراف میشوند. بیبصیرتی عامل به بیراهه رفتن تودهها و عوام میشود. هواهای نفسانی و دنیاگرایی عامل انحراف خواص است، بنابراین هرموقع خواص آلوده به هواهای نفسانی شوند، اگر این انحراف خواص جبهه اهل حق با بیبصیرتی مردم همراه شود، این جامعه دچار انحطاط و سقوط میشود، چون خواص و نخبگان آلوده با سوار شدن بر تودههای بیبصیرت جامعه را به قربانگاه منافع خود میبرند و این جامعه سقوط خواهد کرد اما خوشبختانه در سال گذشته این اتفاق نیفتد چون ما از تودههای با بصیرت برخوردار بودیم و خواص منحرف به بیبصیرتی تودهها گره نخورد. شاید دشمنان و مخالفان و عوامل فتنه تصور نمیکردند که مردم با بصیرت باشند، چون افرادی نظام را به چالش کشیدند و ادعای تقلب کردند که سوابق آنها نشان میداد در این کشور زحمت کشیدند. این افراد متوجه این معنا نبودند مردمی که در ایران زندگی میکنند هوشمند و بابصیرت هستند و به راحتی تشخیص میدهند. بنابراین 9 دی تجلی بصیرت مردم بود و این بصیرت مردم مانع از آن شد که خواص منحرف انقلاب را به انحراف بکشانند و نظام اسلامی را با مشکل مواجه کنند. مولی امیرالمومنین همواره میفرمایند که در فضای فتنه باید با بصیرت قدم برداشت که مردم ما نیز اینگونه بودند و حماسه 9دی را رقم زدند.