
در امتحانهای الهی معمولاً با دو خصوصیت مواجه هستیم. اول اینکه امتحانهای الهی بدون اعلام قبلی و برخلاف امتحانهایی است که بشر انجام میدهد و دوم اینکه امتحانهایی که انسان با آن محک زده میشود، پیچیده هستند. در امتحانات بشری هم گاهی شاگرد جواب سؤالات یک معلم را میداند اما به جهت آنکه معلم در طراحی سؤالات از شگرد پیچیدگی استفاده کرده است،چه بسا یک موضوع ساده به نحوی پیچیده و چند پهلو طرح شود و شاگرد از فهم سؤال و به طریق اولی از پاسخ آن عاجز باشد.
اگر هر دو این خصوصیتها یک آزمونی یا رخدادی در نظر گرفته شده باشد، یعنی از طرفی انسان از اینکه در بوته آزمون است، غفلت داشته باشد و از طرف دیگر، سؤال امتحان هم آنچنان از پیچیدگیای برخوردار باشد که فرد در فهم و حلاجی آن مشکل داشته باشد، طبیعتاً یکی از این دو حرکت را انجام خواهد داد یا گیج و منگ، برگه آزمون را سفید تحویل استاد میدهد و با عصبانیت جلسه را ترک میکند یا به جای مثلاً مباحث تاریخی، نصفالنهار، خط استوا و. . . که از مباحث جغرافیایی است برای استاد تعریف میکند و به تعبیری، به مطولنویسی بیربط روی میآورد و تازه پس از خروج از جلسه آزمون در حالی که بهدرستی میداند چگونه پاسخ داده است، طلبکارانه از استاد و آموزشگاه نمره قبولی را مطالبه میکند و با مشاهده نتیجه منفی آزمون خود، شروع به فحاشی به این و آن میکند.
آنچه در طول هشت ماه حوادث تلخ پس از انتخابات در رابطه با خواص مردود انتخابات رخ داد، از نوع آزمون نه چندان سختی بود که با آن مواجه شدند. منتهی تفاوت این آزمون با آزمون درسی یک معلم یا استاد در این بود که در امتحان درسی، معلم درس خود را داده و سؤالات را چه ساده یا پیچیده از متن کتاب انتخاب کرده و در جلسه امتحان منابع درسی را جمع کرده تا شاگرد به تناسب فراگیری و آموختههای خود به سؤالات پاسخ دهد ولی در آزمون انتخابات 88، استاد تاریخ اسلام و انقلاب نه تنها منابع آزمون را از دسترس خارج نکرده است بلکه بهطور مکرر مردم و بهویژه خواص را به این منابع ارجاع داده و همچون آینه، تاریخ را در منظر آنها نمایانده تا با بهرهگیری از این تاریخ عبرتآموز، در تشخیص راه، دچار اشتباه نگردند. خطبههای درسآموز امیرالمؤمنین علی(ع) درباره فتنه و شرایط حاکم بر آن مکرر توسط دلسوزان به خواص و عوام جامعه گوشزد شد، اهمیت قانونگرایی و پرهیز از قانونگریزی از کلام نورانی امام راحل و آن یار سفر کرده که انگار حوادث امروز جامعه ایران را به درستی دیده بودند، از منظر مردم و خواص جامعه گذشت. رهبر فرزانه انقلاب در خطبههای 29 خرداد 88 همچون آینه مسائل انتخابات را برای ملت شفاف بیان فرموده و نسبت به قانونگریزان، هشدارهای لازم را دادند و صدها منبع، مدرک و سند ارائه شد تا فتنهای که شروع شده بود مهار گردیده و در نطفه خفه شود تا با حوادثی همچون عاشورای سال گذشته شرمنده مقربترین و عزیزترین بنده پروردگار که 1400 سال است همه بشریت از خون گرانبهای او ارتزاق میکنند، نشویم.
آنچه در روز عاشورای 88 اتفاق افتاد، تنها محصول غفلت از منابع آشکار آزمون انتخابات نبود، بلکه حاصل عدمپذیرش این منابع توسط کسانی بود که تنها خویش را منبع متقن تشخیص حق و باطل میپنداشتند و بیتوجه به خواسته مردم و دلسوزان نظام راهی را میپیمودند که مسیر باطل و ناصواب بود. این جماعت خطبه 93 امیرالمؤمنین علی(ع) را بارها خوانده بودند و میدانستند علی(ع) فرموده است:«فتنه زمانی که میآید از روبهرو شناخته نمیشود و وقتی که تمام میشود از پشت سر شناخته میشود.ای مردم امام حاکم خود را در این فتنهها تنها مگذارید تا بعدها خود را سرزنش کنید. همانا من برای شما چراغم در تاریکی، هر کس در تاریکی است و حق را از باطل نمیشناسد، به این چراغ بنگرد، به من بنگرد و راه را بیابد.»
خواص اهل باطل انتخابات 88 بارها در نهجالبلاغه خوانده بودند«در فتنه، دلهای سابقاً مؤمن و دودل سست میشوند، مردان سالم گمراه میشوند، رأی درست و نادرست درهم میآمیزد، فرزند با پدر کینه میتوزد، پدر و فرزند علیه یکدیگر کینه میورزند» اما تصور نمیکردند آنها که روزگاری در جرگه مؤمن به انقلاب بودند و همراهی با امام(ره) را یدک میکشیدند، امروز خود گرفتار این فتنه شوند. آنگونه که مشتی لاابالی و دینستیز حادثهآفرین در عاشورای حسینی که اموال مردم را تخریب، به مقدسات دین اهانت و همچون یزیدیان در روز عاشورا هلهله سرمیدهند، عزاداران حسینی قلمداد شوند.
قطعاً موسوی، کروبی، خاتمی و بسیاری از خواص مردود در انتخابات 88، منابع آزمون همراهی با دین و انقلاب را در اختیار داشتند و میدانستند آزمون انتخابات تنها از همین منابع انتخاب شده است ولی تلاش داشتند به جای پاسخ به سؤالات همراهی با انقلاب، به سؤالاتی که اوباما، کلینتون و مقامات انگلیسی و صهیونیستی از منابع ضدیت با دین و انقلاب برای آنها طراحی کرده بودند، پاسخ سؤالات خود را دهند و طبیعی بود با این پاسخها مردودی آنها قطعی است و فرد مردود نیز جایی در درون ملت نداشته و مطرود میگردد.
در این سوی میدان، میلیونها مردمی بودند که نشستند حوادث را خوب رصد کردند و به تعبیر مقام معظم رهبری هشت ماه همچون هشت سال جنگ تحمیلی صبر پیشه کردند، خون دلها خوردند، تصاویر پاره شده پیر خوش ضمیر جماران را دیدند، عدول از خط و شعارهای حضرت امام(ره) در قضیه لبنان و فلسطین را شنیدند، در کنار خود نماز جمعه خواندن دینستیزان را با کفش- که تمسخر دین بود-تحمل کردند، حوادث روز قدس، روز دانشجو و دهها تجمع غیرقانونی و هتاکانه را مشاهده کردند و تا روز عاشورا هر آنچه در طول این هشت ماه اتفاق افتاد را تحمل کردند ولی با مشاهده صحنههای تکاندهنده عاشورا، یکباره به خیابانها آمدند تا برای همیشه تکلیف خود را با این جماعت فتنهگر و سران آن روشن کنند، بنابراین نهم دی پاسخ دندانشکن به سران فتنه و خواص بیبصیرتی بود که از امتحان بزرگ انتخابات مردود شده بودند.