
همانگونه که مقام معظم رهبری تأکید کردهاند، حماسه 9 دی ماه به عنوان یک حادثه ماندگار در تاریخ آیندگان ثبت خواهد شد و اندیشمندان عرصه سیاست و جامعهشناسی برای آن کتابها خواهند نوشت و نقش آن را در ظرفیتسازی برای نظام جمهوری اسلامی بررسی خواهند کرد. حماسه مذکور دارای علل و اهدافی است که بین علل و اهداف آن پیوستی مشخص و شفاف وجود دارد. تحلیلگران دینی، سیاسی، جامعهشناختی، مدیریت، رسانه و... هر کدام میتوانند از منظری خاص به این حماسه بپردازند که اجماع همه زوایای آن نیز امکانپذیر است. یکی از مناظری که در تحلیل این قیام نباید از قلم و بیان نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی بیفتد، پاسداشت و دفاع از مردمسالاری است.
ظاهر حرکت فتنهگران و آنچه برای توده قابل فهم بود عدم تمکین فتنهجویان به رأی اکثریت بود، چرا که رمز آشوب آنان اصل مردمسالاری را نشانه رفته بود. بنابراین یکی از ویژگیهای منحصربه فرد حماسه 9 دیماه قیام ملی برای دفاع از مردمسالاری در مقابل بیقانونی و تمامیتخواهی است، نکته جالب این است که تهدید به ابطال رأی اکثریت توسط کسانی تئوریزه و بازتاب داده میشد که با شعار مردمسالاری سالها در این کشور نان خورده بودند و نظام مظلوم جمهوری اسلامی یا جریانات رقیب را به عدم تمکین به رأی مردم متهم کرده بودند.
نکته جالبتر اینکه مدعیان دروغین دموکراسی در غرب، دیروز که عدهای به اسم مردم و اصلاحات مقابل نظام ایستاده بودند و شعار حاکمیت دوگانه مطرح کرده و خود را طرفدار یگانه مردمسالاری آن اعلام میکردند برای آنان کف و سوت میزدند و هماکنون که آنها در مقابل رأی اکثریت مردم ایستادهاند باز همان کف و سوت تکرار میشود. به تعبیر دیگر یکی از اعتراضهای مردم در 9 دیماه، فریاد علیه برخورد دوگانه و دروغین غرب با مردمسالاری بود.
مدعیان اصلاحطلبی که در نقد بنیادهای اعتقادی اسلام، تشیع، امام(ره) و انقلاب اسلامی به خط پایان رسیده بودند، پشت سنگر مردم و دموکراسی جاخوش کرده بودند اما از آنجا که خداوند اراده کرده بود عزت را از آنان دور سازد و نفاقشان را هویدا کند با دستپاچگی خود را مقابل رأی مردم قرار دادند و با دست خویش قبر خود را حفر کردند و برای همیشه انقلاب اسلامی، داغ نفاق را بر پیشانی خود چسباندند، بنابراین یکی از دستاوردهای قیام 9 دی این بود که طرح حاکمیت دوگانه رنگ باخت و حزبالله، «جمهوری اسلامی» را به عنوان یک «کل وحدتیافته» فریاد زد و اینچنین سردمداری شعار مردمسالاری به آبشخور خویش بازگردانده شد و نهتنها حاکمیت و مردم، بلکه کسانی نیز که قبل انتخابات به دیگران رأی داده بودند، صف خویش را به اصل انقلاب و نظام پیوند دادند و در حماسه 9 دی حضور فعال داشتند، حماسه 9 دی تا آنجا بر مشروعیت مردمی فتنهجویان اثر گذاشت که زهرا رهنورد اعلام کرد:«به قول همسرم یک اتوبوس آدم هم نداریم».
فتنه 1388 ثابت کرد که نهتنها ایستادن در مقابل اسلامیت نظام و ولایت، موجب محرومیت از عزت الهی خواهد شد(همانگونه که از اول انقلاب تاکنون افراد زیادی اینگونه شدهاند) بلکه ایستادن در مقابل اراده اکثریت و تمسک به الگوهای تجویزی بیگانه نیز جز رسوایی و خفت اجتماعی دستاوردی نخواهد داشت، بنابراین تحلیلگران امروز و قضاوتکنندگان فردا اگر ظرفیت قیام 9 دی ما را در راستای پیوند امام- ملت، فرقان در خط امام، اوجگیری پرچم بلند عاشورا، عمق مردمی جایگاه نظام اسلامی و... ارزیابی مینمایند، این نکته را فراموش نکنند که یکی از اهداف اصلی قیام 9 دی دفاع از استمرار مردمسالاری در کشور بود و این پرچم را نباید سکولارها، منافقان، روشنفکران واپسگرا، سلطنتطلبها و... بر دست داشته باشند. غربباوران هیچ موقع قادر به جمع بین دین و مردمسالاری نیستند و هنری جز تکرار کلیشههای عرفی غرب ندارند. این توده مردم است که رأی هدفمند خود را به صندوق میریزد و خود نیز از آن پاسداری میکند تا در راستای اهداف استکبار به کار گرفته نشود. جمعیت حاضر در راهپیمایی و قیام 9 دی ماه حدود 40میلیون نفر در سراسر کشور تخمین زده شد، آیا این آمار معادل آمار رأیدهندگان به خط انقلاب نبود؟