
این روزها برای تشخیص میزان آلایندههای هوای پایتخت، دیگر نیازی به مشاهده تابلوهای سنجش آلودگی هوا یا شنیدن اخبار رادیو پیام در این زمینه نیست! میزان وضوح برج میلاد از فاصلههای دور و نزدیک برای شهروندان تهرانی به معیاری قابل اعتماد جهت تشخیص میزان آلودگی هوای پایتخت تبدیل شده است.
وقتی شهروندی به شهروندی دیگر میگوید «برج میلاد اصلاً معلوم نیست» معنی اش این است که هوای تهران خیلی آلوده است و چشم، چشم را نمی بیند. اما جهت اطلاع مجدد شهروندان گرامی، بد نیست تذکر دهیم که برج چند صد میلیارد تومانی «میلاد» به جز کارکردی که اخیراً کشف شده است، ویژگیها و کارکردهای دیگری نیز دارد. برج میلاد با 435 متر ارتفاع، در رتبه بندی برجهای مخابراتی پس از برج تورنتو با 553 متر ارتفاع، برج مسکو با 540 متر و برج شانگهای با 467 متر، در جایگاه چهارم ایستاده است.
ایجاد و گسترش شبکه دسترسی بی سیم به اطلاعات، زیر ساخت مناسب برای سیستمهای جدید تلویزیونی دیجیتال، بهینه سازی پوشش رادیو و تلویزیون، گسترش و بهینه سازی پوشش شبکههای بی سیم و پیجو، ایجاد جاذبه گردشگری و بهره مندی از فضاهای گردشگری، تجاری و فرهنگی از جمله رستوران گردان، سکوی دید، گالری هنری، گنبد آسمان، موزه انقلاب اسلامی و... از جمله ویژگیها و کارکردهای این برج ذکر شده است. برای بالا رفتن از آن نیز باید دست در جیب کنید و هفت هزار تومان بپردازید تا بتوانید از آن بالا ابری از آلودگی را در آسمان تهران ببینید و اگر خوش شانس باشید و نسیمی در پایتخت بوزد، میتوانید تصویر دود آلودی از پایتخت را از آن بالا نظاره کنید.
----------------------------------------------------
کبری 11 در بزرگراههای پایتخت
ساعاتی از غروب آفتاب گذشته، خسته از کار روزانه، چراغ روشن در حال رانندگی به سمت خانه بودم. بعد از سبز شدن چراغ راهنمایی در شمال میدان هفت تیر، همراه با بقیه خودروها وارد بزرگراه مدرس شدم و گازش را گرفتم تا از رانندگی پرسرعت در بزرگراه لذت ببرم .
کمی بالاتر که بزرگراه به سمت راست متمایل میشود، ناگهان چندین چراغ روشن با شتاب و از روبهرو به سمت ما آمدند . تعادل خودروی من و دیگر خودروها با مشاهده این موتورسوارهای تیزرو که بر خلاف جهت بزرگراه میراندند به هم خورد و اگردقت و مهارت در کنترل خودرو نبود، حتماً یکی از آن صحنههای هیجان انگیز کبری 11 تکرار میشد. کمی بالاتر خودرو پلیس را دیدم که در تاریکی بعد از پیچ برای موتورسوارهای متخلف کمین کرده بود و موتورسواران به محض مشاهده آن دور میزدند و برخلاف جهت بزرگراه به سرعت از محل کمین پلیس دور میشدند .
این که پشت سر من چه اتفاقی افتاد و تصادف شد یا نه نمی دانم، ولی اینکه کمین پلیس برای موتورسواران نتیجه اش انجام خلافی به مراتب سنگین تر بود که شاید منجر به حوادثی ناگوار میشد مرا به فکر واداشت. حالا پرسش اینجاست که آیا اصولاً کمین پلیس راهور کار درستی است؟ بدون شک اکثر شما شاهد کمین پلیس در جادههای پیچ در پیچ یا پر فراز و نشیب خارج از شهر بودهاید. نتیجه این کمینها جریمه شدن رانندگان متخلف و خرد شدن اعصاب آنان در ادامه مسیر است. به طور قطع اگر هدف از حضور پلیس راهور جلوگیری از تخلف باشد، دیگر نیازی به کمین نیست. رانندگان در جادههای خارج از شهر به محض مشاهده خودروی پلیس یادشان میافتد که نباید سبقت غیر مجاز بگیرند و موتورسواران هم اگر پلیس را در ابتدای بزرگراههای شهری مشاهده کنند، قید ورود به بزرگراه را میزنند. اگر همین نتیجه کفایت کند نه نیاز به کمین هست، نه نیاز به جریمه و توقیف وسیله نقلیه!
----------------------------------------------------
مسیرهای غیر یارانهای
از فلکه اول شهران در غرب پایتخت که وارد آبشناسان میشوی، اگر مقصدت همان حوالی باشد که هیچ، اما اگر قصد ادامه مسیر تا بزرگراه نیایش را داشته باشی باید یک پازل مارپیچ را طی کنی تا به نیایش برسی. البته نمونه این مارپیچها را میتوانی در هر نقطهای از شهر که پروژهای بزرگراهی یا ساخت پلی در حال انجام است ببینی. نکته مثبت ماجرا این است که به هر حال شهرداری در هر گوشهای از شهر در حال فعالیت و سازندگی است و نکتههای منفی ماجرا نیز این است که به دلیل فقدان تابلوهای راهنمای مناسب و کافی، اولاً شهروندان سواره در مواجهه با این مارپیچها گاو گیجه میگیرند، ثانیاً به دلیل طی مسافت بیشتر، مصرف بنزین آنها مضاعف میشود که موضوعی کاملاً غیر یارانهای است ! واین در حالی است که با چند تابلو راهنما میتوان مسیری مناسب تر را انتخاب و در وقت و انرژی صرفه جویی کرد.
از این که بگذریم، ساختار اکثر بزرگراهها در تهران به گونهای است که مصرف انرژی بالا و مسافت زیادی را به شهروندان تحمیل میکند. فقدان دوربرگردانهای مناسب و به تعداد کافی، از جمله مواردی است که در این زمینه باید ذکر کرد. به عنوان مثال، اگر گذرتان به بزرگراه بسیج افتاده باشد متوجه خواهید شد که با یک اشتباه کوچک در انتخاب مسیر، باید کیلومترها به مسیر خود بیفزایید. رانندهای که از جنوب به شمال این بزرگراه در حال حرکت است اگر سهواً دور برگردان سه راه افسریه را رد کند باید مسیر را تا شمالیترین قسمت شرق تهران ادامه دهد. این تجربه تلخ را خیلیها در سایرمسیرهای طولانی و بزرگراههای داخل شهر تجربه کردهاند.
با این اوصاف به نظر میرسد با یک تجدید نظر در ساختار مسیرها، کم و زیاد کردن و مکان یابی درست پیچها و دوربرگردانها و همچنین افزودن تابلوهای راهنما، میتوان مسافتها را کوتاه و در برنامه ریزی شهروندان برای کاهش مصرف سوخت و همگامی با اجرای طرح هدفمندی یارانهها کمک کرد.