کد خبر: 429378
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۷
بررسی جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ عمومی با استادیار دانشگاه علامه طباطبایی
در میان نمادهای قیام حضرت سید‌الشهدا علیه‌السلام از آغاز تا انجام و حتی در وصیت‌نامه آن حضرت مهمترین بعد فرهنگی و معرفتی آن امر به معروف و نهی از منکر است. احیای این واجب الهی که در دل آن روشن کردن چراغ اعتقاد و بیداری احساسات و در نهایت تزکیه رفتار مسلمین در مسیر خدایی و تدین هدف غایی و نهایی است امری است که در نهایت به بیان دانشمندان جدید «فرهنگ عمومی را متحول می‌‌کند». سخن درباره چیستی این واجب الهی و نقش فرهنگی آن در جامعه معاصر دست مایه گفتگوی جوان با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسین هاشم‌نژاد‌، نویسنده‌ و استادیار دانشگاه علامه طباطبایی بوده است .
استاد! در میان معارف گسترده اسلامی‌، یکی سری مباحث وجود دارند که ابعاد اجتماعی و فرهنگی بیشتری دارند مانند موضوع حج و گروهی هم اساساً مرتبط با اصلاح فرهنگ عمومی جامعه هستند مانند امر به معروف‌، نهی از منکر و تولی و تبری که اتفاقاً در میان مسائل مندرج در رساله‌های عملیه که بر محور فروع دین نوشته می‌‌شود بخش کمتری را به خود اختصاص دادند .به عنوان فتح باب از شما می‌‌خواهم به دور از آنچه مصطلح شده تعریفی واضح و دقیق از این واجب بزرگ الهی ارائه کنید.
نخست باید در نظر داشت که موضوع امر به معروف و نهی از منکر از مسائل مشترک علم اخلاق و علم فقه است و شاید به همین دلیل هم این قدر که در حوزه اخلاق به موضوع اخیر می‌‌پردازند‌، در شرع به ویژه در رساله‌های عملیه پرداختن به آن متعارف نیست. گرچه در کتب فقهی پایه و مرجع مانند وسائل‌الشیعه یا حتی مکاسب شیخ انصاری این مبحث باب گسترده‌ای است یا به عنوان نمونه ما در مبحث مکاسب محرمه موضوع غیبت را می‌‌بینیم که در رساله‌های عملیه درباره آن مطلبی به چشم نمی‌‌خورد و توضیح آن به کتاب‌های اخلاقی واگذار شده است. به هر صورت برای فهم این دو مفهوم باید از مثال‌ها و تعاریف ساده‌تر استفاده کرد. در زمینه امر به معروف دین می‌‌گوید تشویق و توصیه افراد به انجام یک واجب و یا مستحب موکد و حتی یک کار اخلاقی امر به معروف است مثل این که شما برادرت را امر به نماز بکنی یا این که با کسی که قطع رحم کرده و از فامیل خودش کناره گرفته بخواهی که صله رحم کند یا در باب مسائل جدید اجتماعی بیایی از فردی خواهش کنی که ماشین خود را پشت خط عابر پیاده متوقف کند؛ این کار امر به معروف است.
در باب تعریف منکر داریم: کاری که عرف‌، دین و عقل آن را انکار می‌‌کند. اگر این کار در حضور مسلمانی انجام پذیرد ما چند حالت می‌‌توانیم متصور باشیم: اول این که فرد مسلمان در مقابل این کار بی‌تفاوت باشد، دین ما این بی تفاوتی را نمی‌‌پذیرد یا این که فرد بخواهد با یک برخورد قهر‌آلود و بسیار خشن با عامل این منکر برخورد کند. باز این هم از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر نیست بلکه یک سوء‌برداشت از این موضوع است، اما اگر فرد مسئولانه سیاستی اتخاذ کند که در نتیجه آن فرد از انجام و ادامه این کار منصرف شود این یک مصداق بارز نهی از منکر است. بنابر این هم منکر و هم معروف دارای مراتبی است. از یک آب دهان پرت کردن در معابر عمومی که یک کج‌فرهنگی محسوب می‌‌شود در مراتب پایین گرفته تا ظلم طاغوت‌ها به اکثریت مردم این‌ها هم از مصادیق و مرتبه‌های منکر به شمار می‌‌روند.
از تعریفی که جناب عالی از معروف و منکر ارائه دادید و مثال‌هایی که زدید شاید این برداشت شود که موضوع تشخیص معروف و منکر در مسائل غیرشرعی به عقل و عرف واگذار شده و به همین دلیل نسبی است.
نگاه ما از عرف یک عرف عقلی است نه استحسان و تمایل و سلیقه جامعه به موضوعی. ما در اصول فقه به این موارد می‌‌گوییم مستقلات عقلیه یعنی آن چیزی که عقل فطری انسان صرف نظر از آن که دین دارد یا ندارد آن را خوب یا بد می‌‌داند. به طور نمونه شما در دورافتاده‌ترین قسمت‌های جنگل‌های آمازون هم بروید که به دور از تمدن و دین هستند می‌‌بینید که این افراد از ظلم بدشان می‌‌آید و ساز و کار خاصی برای اقامه عدالت در نظر گرفته‌اند.
درباره این ارزش‌های مستقل، دین هم می‌‌آید به صورت ارشادی آن را تأیید می‌کند از جمله این که می‌گوید: اعدلوا هو اقرب للتقوی یعنی دادگری کنید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است. بعضی از ارزش‌های دینی هم البته تأسیسی‌اند یعنی این که دین نیامده یک چیزی را که از قبل بوده باشد تأیید کند. بلکه یک ارزش جدیدی را پایه‌گذاری کرده مثل نماز‌، مثل روزه، مثل حج و اعتکاف. به همین دلیل نمی‌شود این برداشت را از عرف بکنیم که هر چه جامعه به صورت توافقی آن را درست می‌‌پندارد معروف است.
بر این اساس ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی مشمول دموکراسی نمی‌‌شوند!
همین طور است. ببینید مثلاً خداوند قوم لوط را مثال زده که 95 درصد آنان گرایش به عمل شنیع همجنس‌گرایی پیدا کرده بودند. یا همین الان در اروپا این افراد بیمار را برای آلوده کردن بیشتر اجتماع آزاد می‌‌گذارند و این مسئله را در قانون اساسی‌شان هم گنجانده‌اند. در حالی که عقل فطری چنین چیزی را تأیید نمی‌‌کند یعنی حتی اکثریت قریب به اتفاق حیوانات هم چنین جریانی را در خود ندارند یا به عنوان مثال دیگر، جامعه زمان امام حسین (ع) را در نظر بگیرید که به خاطر بیماری‌های فرهنگی، ناآگاهی و حرام‌خواری اکثریت آن، یزید را امیر مؤمنان و جانشین پیامبر می‌‌دانند و در جغرافیای آن روزگار اسلامی کمتر کسی است که مانند حضرت فکر بکند. اما قیام حضرت، برای احیای فرهنگ نبوی یک قیامی نیست که وابسته به تأیید مردم باشد چون ممکن است جامعه به دلیل عدم امر به معروف و نهی از منکر‌، به قدری بیمار شده باشد که معروف را جای منکر و منکر را جای معروف می‌‌شناسد. این جامعه نیاز به تلنگر جدی دارد.
با این بیانی که شما داشتید، رابطه امر به معروف و فرهنگ جامعه هر عصری چه می‌‌تواند باشد؟ به طور مثال برخی در جامعه امروز ما امر و نهی از دیگران را مصداق دخالت در آزادی‌های فردی تلقی می‌‌کنند و به همین دلیل هم ممکن است اصل آن را زیر سؤال ببرند و منکر بشمارند. به نظر شما با این تفاسیر آیا امر به معروف نسبت به فرهنگ عصری هر جامعه یک امر مستقل است؟
به نکته مهمی اشاره کردید. نسبت امر به معروف و فرهنگ یک نسبت چند وجهی است یعنی اولاً ما معتقدیم در زمینه ابزارهای امر به معروف و نهی از منکر، باید کاملاً با توجه به فرهنگ و آداب و رسوم جامعه عمل کرد و از ظرفیت‌های فرهنگی جامعه بهره برد. در قرآن هم این امر مورد تأیید است. هر قومی پیامبری به زبان خود دارند که آن‌ها ارشاد کند و این یعنی احترام به فرهنگ آن جامعه، یا این که به پیامبران امر شده در حوزه تبلیغ دین شرایط طرف مقابلشان را درک کنند. به بزرگان ملت‌ها احترام بیشتری بگذارند و... بنابر این در حوزه ابزار امر به معروف ما ناچار به بهره‌گیری از فرهنگ و دستاوردهای تمدنی هستیم. در عصر ما چه کسی منکر این است که ابزار هنر گویا‌ترین روش برای احیای این واجب الهی است؟در همین ماه رمضان گذشته که سریال «در مسیر زاینده‌رود» پخش شد، چه چیزی مثل یک فیلم آموزنده می‌‌توانست جوانان ما را از تکبر و خودبزرگ‌بینی نهی کند؟ چه کسی می‌‌تواند تأثیر یک نقاشی خوب، یک داستان و یک تئاتر خوب در ترغیب آدم‌ها به کارهای خوب را نبیند. لذا ما می‌‌بینیم در امر ابزار امر به معروف باید کاملاً عصری عمل کرد اما اگر بخواهیم اصل این فریضه را با فرهنگ هر عصر بسنجیم ممکن است دچار خطا و اشتباه بشویم.
در همین موضوع دخالت در آزادی‌های شخصی، شما ببینید مگر همیشه این کار بد است؟ به طور مثال در نظر بگیرید یک نفری دارد خودش را می‌‌کشد یا دو نفر با چاقو به جان هم افتاده‌اند. مگر می‌‌شود دخالت نکرد و گفت این دو نفر یا آن یک نفری که دارد خودش را می‌‌کشد آزادی شخصی دارد. این دخالت‌ها هم خوب است و هم واجب و لازم. یا می‌‌بینیم که قانون بسیاری از کشورها اجازه فروش سیگار را به نوجوانان یا استعمال آن را در کوچه و خیابان نمی‌‌دهد. آیا کسی می‌‌تواند به این امور بگوید دخالت در آزادی‌های فردی؟ بنابر این ما باید موضوعیت پیدا کردن امر به معروف و نهی از منکر را از حقیقت آن دریافت کنیم و نه اصولی که معلوم نیست از کجا آمده است؟
این حقیقت که صحت امر به معروف و نهی از منکر به آن وابسته شده‌، چیست؟
برای دستیابی به این حقیقت ما باید دو تا سخن را کنارهم قرار بدهیم تا به یک نتیجه تابناک برسیم. اولین سخن مربوط به وصیت‌نامه حضرت امام حسین خطاب به برادرشان محمد حنفیه است که در آن هدف قیام‌شان را امر به معروف و نهی از منکر اعلام کردند. دومین سخن هم مربوط به حضرت امام جعفر صادق (ع) است که در زیارت اربعین این امر به معروف و نهی از منکر را معنی کرده‌اند. ایشان می‌‌فرمایند امام حسین‌(ع) خون قلب - مهجت – خودشان را در راه خدا دادند که بندگان خدا را از جهالت نجات دهند. بنابر این وقتی این دو تا کلام را به قرینه هم تفسیر کنیم می‌‌بینیم که امر به معروف و نهی از منکر یعنی روشنگری و آگاه‌سازی.
نکته جالب این که این نتیجه‌گیری ما در علم روانشناسی نوین نیز تأیید شده است. در علوم جدید یک مکتب روانشناسی وجود دارد با عنوان شناخت‌گرایی که کشف یک ایده کهن است. یک ایده که کتاب‌های آسمانی هم بر همان اساس تعالیم ارائه کرده‌اند. این مکتب روانشناسی می‌‌گوید: رفتارهای اختیاری که از انسان سر می‌‌زند (که حدود98 درصد رفتارهای ما را شکل می‌‌دهد) از یک اعتقادی سر چشمه می‌‌گیرد. ما نمی‌‌گوییم این اعتقاد ضرورتاً از یک معرفتی و یا یک حقیقتی ناشی شده، مثل کسی که به خاطر یک عطسه کارش را به تعویق می‌‌اندازد (این فرد ممکن است خرافاتی هم باشد)، اما این هم در جای خودش یک اعتقاد است. یا به عنوان مثالی دیگر برخی اول صبح صدقه می‌‌دهند‌، خب این از اعتقاد است که از یک معرفتی درست شکل گرفته است. بر اساس این مکتب ما می‌‌گوییم که انسان ذاتا بد و طبعاً فاسد نیست، بلکه ذهن او دچار یک سری تاریکی است و به بیان سقراط باید این تاریکی‌ها را روشن کرد.
به طور مثال الان شما در جوامع شهری می‌‌بینید گرایش به نگهداری سگ به تقلید از غربی‌ها در حال رشد است. حالا ممکن است این آدمی که رفته یک سگ با فلان قیمت خریده به ظاهر آدم باایمانی هم باشد. محب اهل بیت هم باشد‌، اعتقادات دینی هم داشته باشد اما دچار تقلید کورکورانه شده است. شما بروید با این صحبت کنید و به او بگویید فلانی شما که امام حسین را دوست داری بگو سگ‌بازی و حیوان‌بازی کار یزید بود یا سیره اهل بیت؟
به او بگویید که خدای خالق انسان‌ها در کاتالوگ این موجود آورده که این موجود نباید در زندگی آدم نگهداری شود. مثل دانشمندها که می‌‌گویند مثلاً نباید در شعاع تابش امواج رادیولوژی به طور دائم قرار گرفت. این فرد اگر احادیث را ببیند و فرد لجوج و معاندی نباشد قبول می‌‌کند که این کار اشتباه است.
لذا ما که در عرض بندگان خدا قرار داریم و در مسیر هدایت مانند اولیای خدا در طول رابطه خالق و مخلوق قرار نگرفته‌ایم و در واقع برادران دینی افراد دیگر هستیم و نه ولی و بالاتر آن‌ها باید این روشنگری را تا جایی ادامه دهیم که بتوانیم به روشن شدن فکر طرف مقابل منجر شویم. این در حالی است که برخی بدون آن که احکام و حقیقت امر به معروف را متوجه بشوند بدون دلیل و برهان وارد مسائل می‌‌شوند و ایجاد مشکل و دردسر برای خود و دیگران می‌کنند.
این روشنگری چطور محقق می‌‌شود؟
قرآن کریم مشخص کرده «ادعوا الی سبیل ربکم بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم باللتی هی احسن» کاملاً مشخص است که باید با حکمت و خوب صحبت کردن و جدال نیکو سعی کنیم این موضوع را به اجرا برسانیم. در این جا باید به یک حکم شرعی هم اشاره کنم که آن کسی که می‌‌رود امر به معروف می‌‌کند باید به ابعاد مختلف معروف و منکری که درباره آن بحث می‌‌کند احاطه داشته باشد و الا این امر نه تنها از او ساقط است بلکه ممکن است به خاطر بد بیان کردن آن بر او حرام هم باشد.
بنابر این مهمترین شرط تأثیرگذاری فرهنگی امر به معروف توسط رسانه‌ها و اشخاص حقیقی و حقوقی فهم دقیق معروف و منکر و استفاده از روش درست برای آن است. چیزی که باید درباره ارزیابی آن در جریانات فرهنگی کنونی پژوهش و بازنگری جدی انجام داد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار