کد خبر: 429240
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۶
کمپ‌های غیرمجاز؛ معتادپروری به جای بازپروری
پریسا گربندی | قدم در چه راه پرخطری گذاشته بود و نمی‌دانست این جاده آنقدر طولانی، مبهم و وهم‌آلود است که حتی یک لحظه پناه بردن به آغوش دروغینش او را تا ابد اسیر دست‌های آهنین بدبختی و بیچارگی می‌کند. نمی‌دانست مواد او را نه تنها به خودش بلکه به ناسزا شنیدن، توهین و هزاران هزار اهانت دیگر معتاد خواهدکرد و حالا خسته از همه چیز و همه کس تصمیم می‌گیرد فانوس شکسته‌اش را بردارد و به دنبال روزنه‌ای از امید، پاهای خسته‌اش را بکشاند تا بلکه از پشت میله‌های سرد و آهنی اعتیاد رهایی یابد. آنقدر خسته است که زمین خوردن‌های مکرر، دردهای شبانه روزی و مشغله‌های فکری منصرفش نمی‌کند. او پناه به کسانی می‌برد که به او وعده‌های بسیار داده‌اند، او پناه به جایی می‌برد که می‌گوید همه از جنس خودش هستند، آری کمپ ترک اعتیاد! ولی اینکه وعده‌ها حقیقت است یا دروغ و اینکه واقعاً‌ همه از جنس هم هستند یا خیر،در حد یک تصور بود و تا زمانی که به آنها ملحق نمی‌شد، پی به حقیقتش نمی‌برد! افسوس که اینبار هم به بن‌بست می‌خورد و از چاه تاریکی و خفقان به مرداب
وهم و ترس منتقل می‌شود.
روانشناس قلابی معتاد در کمپ ترک اعتیاد!از آنجایی که امروز نوع مواد و نوع مصرف افراد معتاد تغییر کرده و اکثر آنها به مواد اعتیادآور صنعتی روی آورده‌اند، نوع ترک مواد و خارج شدن سموم مواد اعتیاد‌آور نیز با گذشته بسیار فرق کرده است. درگذشته بیشتر معتادان برای ترک موادی چون تریاک یک هفته درد می‌کشیدند تا سم مواد از بدنشان خارج شود، ‌چرا که مواد اعتیادآور غیرصنعتی جسم افراد را به خود وابسته می‌کند و در صورتی که آنها قصد ترک داشته باشند حتی با 10 روز عدم مصرف قادر به انجام این کار خواهندشد. مطمئناً‌ بارها شنیده‌اید که در گذشته معتادان خود را به تخت می‌بستند یا در اتاقی حبس می‌کردند تا سم مواد از بدنشان خارج شود. ولی مواد اعتیادآور صنعتی امروز بیشتر از آنکه بر جسم تأثیر بگذارد، بر روح و روان و مغز معتادان اثرات مخرب می‌گذارد و در پاکسازی مغز استفاده از طناب و بسته‌شدن به تخت و حبس شدن در اتاق هیچ اثری ندارد. بلکه پاکسازی مغز و آرامش روح و روان بیش از هر چیز محتاج یک روانشناس، متخصص و کارشناس است تا با جملات علمی و حتی حسی خود به ترک معتادان کمک کند. طی صحبت‌های کوتاهی که با م- ر که معتاد به کراک است و برای رهایی از اعتیاد به یکی از کمپ‌های غیرمجاز ترک اعتیاد پناه برده بود، پی بردیم که در این کمپ روانشناس محفل، سردسته و مدیر معتادان (که به ظاهر پاک بود ولی رفتار و چهره‌اش چیز دیگری می‌گفت) است، اینکه این افراد مدرک کارشناسی یا دکترای روانشناسی‌شان را از کدام دانشگاه خیالی گرفته‌اند هنوز کشف نشده است! از م-ر درباره عملکرد و نقش روانشناس کمپ می‌پرسیم که وی می‌گوید: هر روز ما را به دور خود جمع می‌کرد و می‌گفت علت و زمان اعتیادتان را به هم بگویید تا خالی شوید همه شما از یک جنس هستید، حرف بزنید! راحت باشید! هر روز این برنامه تکرار می‌شد ولی هرگز حرفی که از روی علم یا اینکه حداقل درمانی بر دردمان باشد، گفته نمی‌شد. در کمپ‌های مجاز وجود کارشناس روانشناسی و روانپزشک از ضروریات است و اگر کمپی از این مسئله که مهم‌ترین بخش برای ترک اعتیاد است چشم‌پوشی کرد مطمئن باشید که آن کمپ غیرمجاز است و نه تنها به ترک معتادان کمک نمی‌کند، بلکه شرایط آنها را وخیم‌تر و روح آنها را آسیب‌پذیرتر می‌کند.کتک به جای همدردی!به وفور از اعمال ناشایست مسئولان کمپ در کمپ‌های غیرمجاز شنیده شده است و با توجه به پیگیری‌های مسئولان مربوطه باز هم برخی از کمپ‌های ترک اعتیاد غیرمجاز هستند. س- الف می‌گوید با توجه به اینکه من در کمپ‌های زنانه بودم و تصور می‌شود روحیات خانم‌ها لطیف‌تر از آقایان است ولی مربیان(سردسته‌های معتادان) از هیچ توهین و ناسزایی نمی‌گذشتند و اگر کوچک‌ترین خطایی از کسی سر می‌زد، به جان او می‌افتادند و تا می‌توانستند او را می‌زدند و از جملات و لغاتی استفاده می‌کردند که به جرأت می‌گویم تا آن زمان نشنیده بودم. محمدرضا سلجوقیان، کارشناس ارشد روانشناسی و مشاور می‌گوید:‌دفاع کردن ما از معتادان و شکایت از این رفتارهای ناشایست به معنای دفاع از اعتیاد و رفتار معتاد نیست بلکه حمایت از انسانیت و جلوگیری از رفتارهای وحشیانه و گستاخی‌های مسئولان این کمپ‌هاست. ما کمپ‌های ترک اعتیاد را بنا می‌کنیم تا این افرادی که از همه کس و همه جا طرد شده‌اند به آنجا پناه بیاورند تا ما وسیله‌ای باشیم برای بهبودی آنها نه شکنجه و عذاب جسمی و روحی‌شان. شخص آنقدر از خود و از اعتیادش خسته است که تصمیم به ترک می‌گیرد و به این مراکز مراجعه می‌کند، بنابراین نباید مورد سرزنش و رفتارهای ناشایست قرار بگیرد، در این صورت نه تنها از ترک منصرف می‌شود بلکه به خاطر رفتارهای نادرست از تنها روزنه امیدی هم که داشت، ناامید می‌شود. وی می‌گوید: اعمال رفتارهای خشن در درمان و ترک اعتیاد با آرمان اخلاق حرفه‌ای منافات دارد.ترک اعتیاد با زور و جبر امکانپذیر نیست!در بحث ترک اعتیاد چیزی بالاتر از انگیزه فرد وجود ندارد در کمپ‌های مجاز، قبل از اینکه مسئولان بخواهند فرد را وارد مرحله ترک کنند، از او سؤال می‌شود که آیا شخصاً مایل به ترک است یا خیر، گاهی خانواده‌ها با زور و اجبار، فرد معتاد را به کمپ می‌آورند و فرد به خاطر فشارهای خانوادگی تصمیم به ترک می‌گیرد و هنوز انگیزه کافی ندارد. در کمپ‌های مجاز هیچ وقت تا زمانی که خود فرد معتاد اعلام خستگی و تصمیم جدی برای ترک نکند هیچ اقدامی صورت نمی‌گیرد؛ چرا که اگر شخص با انگیزه واقعی و کافی تصمیم به ترک نگیرد صددرصد به سمت اعتیاد بازمی‌گردد در صورتی که در برخی از کمپ‌های غیرمجاز اگر خانواده با زور و صبر و حتی با دست و پای بسته هم معتاد را به کمپ ببرند به خاطر پولی که نصیبشان می‌شود او را می‌پذیرند و گاهی می‌گویند ما او را توجیه می‌کنیم تا به انگیزه کافی برسد. اینها همه نشدنی است! احتمال بازگشت به سوی مواد در کسی که انگیزه ترک دارد هم وجود دارد، چه برسد به کسی که انگیزه هم ندارد؛ برگشت این فرد به سمت مواد حتمی است!انتقال ایدز در کمپ‌های غیرمجازدر کمپ‌ها از همه نقاط و همه نوع آدمی وارد می‌شوند. ممکن است این افراد بیماری‌های واگیردار و گاهی بیماری‌های خطرناک و واگیرداری مثل ایدز داشته باشند. در صورتی که نظارت و قانونی در کمپ‌ها وجود نداشته باشد این بیماری‌ها به راحتی به صورت فرد به فرد منتقل می‌شوند. متأسفانه در کمپ‌های غیرمجاز شاهد افزایش بیماری‌های واگیردار و افزایش مرگ و میر هستیم و گزارش‌های زیادی در این زمینه به گوش می‌رسد. این مسئله، مسئله کوچکی نیست و باید به خوبی بررسی شود. این عادلانه نیست که شخصی که برای ترک اعتیاد به کمپ‌های غیرمجاز مراجعه می‌کند، نه تنها ترک نمی‌کند بلکه دچار بیماری‌های مرگ‌آوری چون ایدز می‌شود و یک مشکل به انبوه مشکلاتش اضافه می‌شود، از آنجا که متأسفانه تعداد معتادان مخصوصاً معتادان کراک و شیشه بسیار زیاد است بسیاری از این افراد به علت از دست دادن حمایت‌های خانوادگی و اجتماعی چاره‌ای جز پناه بردن به مراکز ترک اعتیاد ندارند از سر ناچاری و استیصال این لذت و خواری را می‌پذیرند و به این کمپ‌ها مراجعه می‌کنند. هر چند ممکن است بسیاری از آنها با عواقب خطرناک عضویت در کمپ‌های غیرمجاز آشنا نباشند.حتی احترام سن من را هم نگه نداشتندبا خانمی میانسال (حدوداً 55 ساله) آشنا شدیم که به مدت یک هفته در یکی از کمپ‌های غیرمجاز پذیرفته شده بود. او می‌گوید: من از سن خودم خجالت می‌کشم ولی خب این راهی است که خودم انتخاب کردم. از وضعیتم خسته بودم، به یکی از این کمپ‌ها مراجعه کردم عاجزانه خواستم به من کمک کنند تا از شر این مواد لعنتی راحت شوم. روز اولی که رفتیم 150 هزار تومان از ما گرفتند و به فرزندانم قول دادند که به من کمک می‌کنند، آنها گفتند ما اینجا مشاور، روانکاو و روانشناس داریم و هزار جور از این حرف‌ها... ولی از زمانی که پا به کمپ گذاشتم چیزی به جز بی‌احترامی و حرف‌های زشت و حتی کتک و فحش نصیبم نشد! آنها حتی احترام سن من را هم نگه نمی‌داشتند تا حرفی می‌زدم و اعتراضی به رفتارشان می‌کردم می‌گفتند «پیر فلان و فلان تو دیگه چرا اعتراض می‌کنی که بوی حلوات دراومده؟» مثلاً‌ دختری که جای نوه من بود بی هیچ بهانه‌ای با من درگیر می‌شد و هر حرفی از دهانش بیرون می‌آمد به من می‌زد. دراین کمپ نه تنها روانشناسی نبود بلکه مسئول کمپ خودش هم اعتیاد داشت و گاهی ما از بوی تند سیگارهایی که پی در پی می‌کشید شکایت می‌کردیم. مسئول ما زنی جوان بود. یکبار به من گفت به جای اینکه آنقدر بخوابی، برو توالت را بشور، گفتم اما این وظیفه من نیست؟ با شنیدن این حرف به سمت من هجوم‌آورد و من را حسابی کتک زد.آن روز بود که از خودم متنفر شدم و به خانواده‌ام زنگ زدم تا هر چه زودتر به دنبالم بیایند و هیچ وقت نتوانستم ترک کنم. باید بگویم آنجا کسانی بودند که با همه این شرایط هر چقدر هم به خانواده‌هایشان می‌گفتند به دنبالشان نمی‌آمدند و چون مسئولان کمپ از خانواده‌ها پول گرفته بودند آنها را تا یک ماه نگه می‌داشتند هر چند خانواده من به دنبالم آمدند، ولی از آن روز کنایه‌های آنها مرا خسته کرده است. هر چه می‌گویم آنجا چه چیزهایی رخ می‌دهد باور نمی‌کنند و از طرفی خودم هم جرأت مراجعه به کمپ دیگری را ندارم. من خیلی ترسیده‌ام!اینجا کمپ است یا قرارگاه خلافکاران؟ه – الف که شرایطی مشابه به م- ر دارد می‌گوید: قبل از اینکه به این کمپ‌ مراجعه کنم، تصور خیلی خوبی از کمپ داشتم. ولی وقتی وارد محیط شدم دیدم چقدر همه چیز دور از تصور و خیلی وهم ناک است! آنجا هر کس خلافی بلد بود به دیگری آموزش می‌داد من معتاد بودم ولی هیچ وقت سیگار نمی‌کشیدم، آنجا برای اولین بار سیگار هم کشیدم، نه تنها با سیگار بلکه با موادی که حتی الان هم اسمشان را فراموش کردم آشنا شدم، موادی که می‌گفتند از شیشه و کراک هم خطرناک‌تر است، آنها به هم روش‌های مصرف مواد جدید و خیلی چیزهای دیگر را می‌آموختند. در آن کمپ آنقدر بی انضباطی و بی‌توجهی بود که بچه‌ها به هر چیزی فکر می‌کردند جز ترک کردن مواد،‌احساس می‌کنم آنجا قرارگاهی بود برای آشنایی بیشتر معتادان با یکدیگر! دخترها به هم شماره می‌دادند تا بعد از مرخصی همدیگر را پیدا کنند و به کارهای خود ادامه دهند. همه چیز خیلی بد بود، البته من بیشتر از دو روز طاقت نیاوردم و آنقدر به خانواده‌ام التماس کردم تا مرا به خانه بازگردانند. چون حتی یک لحظه دیگر هم تحمل ماندن در آن محیط کثیف و آلوده را نداشتم!ترک اعتیاد در سه روز!محمدرضا سلجوقیان می‌گوید: ‌روش بسیاری از کمپ‌ها اشتباه است، چرا که ترک اعتیاد بر خلاف تصوری که در عام و در جامعه وجود دارد با سم‌زدایی و عدم مصرف در یکی دو هفته انجام نمی‌پذیرد، ترک اعتیاد یک پروسه طولانی مدت است و مرحله سم‌زدایی تازه مقدمه‌ای برای ادامه ترک است و در مراحل بعدی است که فرد مکرراً برای مصرف وسوسه می‌شود. حتی تا دو‌، سه ماه و شاید تا یکسال این وسوسه به دنبال فرد است و احتمال مصرف دوباره در او وجود دارد بنابراین کمپ‌ها و مراکزی که دائماً تبلیغ می‌کنند و ترک اعتیاد را با یک سم‌زدایی ساده یا مدت کوتاه ماهانه، هفتگی یا حتی سه روزه تبلیغ می‌کنند کلاهبردارانی هستند که هدفی جز سودجویی ندارند.مسئولان به ویژه مسئولان کمپ‌ها و مراکز معتبر ترک اعتیاد باید با توجه به اینکه مصرف مواد مخدری چون شیشه و کراک در بین افراد رو به افزایش است با مشورت و به کارگیری متخصصان و کارشناسان به این افراد کمک کنند و کسانی که خسته از اعتیاد هستند را به طور گسترده‌ای پوشش دهند تا جلوی کار و سودجویی کلاهبرداران گرفته شود. روانشناسان و متخصصان باید فرد معتاد را توجیه کنند که در طول درمان و ترک اعتیاد از محیط‌های آلوده، دوستان معتاد و حتی فرد معتاد درون خانواده دوری ‌کنند تا با دیدن این چیزها وسوسه نشوند و به اعتیاد بازنگردند.وی می‌افزاید: تجربه ثابت کرده است، اگر فرد معتاد وارد مرکزی شود که مهارت‌های زندگی، پیشگیری از بازگشت اعتیاد و لغزش‌های پیش رو، در سه تا چهار ماه به او آموزش داده شود، پایداری درمان بیش از 40 درصد خواهد بود.معتادان محتاج توجه بیشتر مسئولانقصه کمپ‌های غیرقانونی، قصه مفصلی است که فقط با هشدار و تذکر پایان نمی‌یابد، این کمپ‌ها از واقعیات تلخ اجتماعی خبر می‌دهند، هر چند مسئولان درصدد کشف و پلمب کمپ‌های غیرمجازند ولی این اجتماع محتاج توجه و تلاش بیشتر آنها هستند. ما فقط با کارهای سلبی و دستور پلمب این مراکز نمی‌توانیم به این نیاز روز افزون اجتماعی پاسخ دهیم. در کنار کارهای سلبی باید کارهای ایجابی نیز انجام شود.به امید آسمانی آبی‌تردخترک خسته و دلشکسته از همه جا و گریزان از کمپ‌ها، پا به همان جاده‌ای می‌گذارد که اسیرش بود و خود را پشت میله‌های آهنی جای می‌دهد تا در تنهایی و سکوت و در شعله‌های اعتیاد بسوزد؛ چرا که همه کمپ‌ها برایشان همان محیط مرگ‌آور جلوه می‌کند، در شب کابوسی‌اش آرزو می‌کند کاش یک روزنه‌ای دیگر به او چشمک بزند و فردا آسمان آبی‌تر باشد و این قرارگاه‌های رعب‌آور جای خود را با کانونی گرم و مهربان تعویض کنند...به امید آسمانی آبی‌تردر حال حاضر شیشه و کراک رایج‌ترین و خطرناک‌ترین نوع مواد هستند که روش‌های ‌ترک آنها هم با سایر موا د اعتیاد آور متفاوت است. روش‌ترک کراک براى اولین بار در سال ۱۸۰۰ در تایلند با کاهش مصرف به ‌ترک تدریجى آغاز شد. سال ۱۹۶۴ با کشف متادون، روش‌هاى جایگزین با متادون شروع شد و امروز براى مرحله سم‌زدایى پروتکل‌هاى درمانى متفاوتى وجود دارد. شخصی که کراک مصرف می‌کند به سرعت در حالات و شرایط مختلف روانی در حرکت است که با خوشی و رضایت فراوان و احساس برانگیختگی و هیجان همراه است، سپس با کم شدن اثر این ماده، دلتنگی و افسردگی و متعاقب آن زودرنجی، بی خوابی و پارانویا بر شخص غلبه می‌کند. معتادان به کراک، ممکن است حالات روانی اسکیزوفرنیک، توهم و خطاهای حس را نیز تجربه کنند. کسانی که مصرف کراک بسیار زیادی دارند در یک binge (مصرف) تمام این حالات را از سر می‌گذرانند، عده‌ای از این افراد در اثر ابتلا به پارانویا و افسردگی ناشی از مصرف دائم کرک، دست به خودکشی یا جنایت می‌زنند. اما متأسفانه شیشه شخص را در وضعیتی قرار می‌دهد که تمایل به درمان ندارد و شاید این مصیبت بار‌ترین تأثیر شیشه بر مغز باشد که درمان و پیگیری این افراد را مشکل کرده است! به علت‌ترشح زیاد نوروترنسمیتر‌ها، بعد از‌ اندک زمانی انتهای اعصاب مغز تحلیل رفته و مغز نمی تواند روند طبیعی خود را داشته باشد و بیمار نه تنها علائم خوبی تجربه نمی کند بلکه فقط به خاطر‌ ترس از عوارض ‌ترک شیشه که مربوط به کارکرد ضعیف مغز است اقدام به سوء مصرف آن می‌کند!اما اگر فردی واقعاً قصد دارد قبل از مرگ از شر این افیون خلاص شود باید بداند که شخص معتاد با آگاهی از مراحل مختلف سم‌زدایی، دارو درمانی، شرکت در جلسات کمپ‌های معتبر و مجاز و این مطلب مهم که ‌ترک اعتیاد، بازگشت به زندگی و تولدی دوباره خواهد بود، به مراکز درمانی معتبر مراجعه کند. همچنین دوستان و خانواده این افراد باید شرایط ناگوار آنها را درک کرده و در این راه از پشتیبانی او دریغ نورزند تا شخص معتاد بتواند با موفقیت و در زمان کوتاه‌تری به حالت طبیعی باز گردد. فرد معتاد باید قبل از هر چیز بداند که مهم‌ترین بخش طول درمان و ترک مواد اعتیادآور مراجعه به مراکز درمانی معتبر و دارای مجوز است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار