
سید احمد حسینی
«سید احمد حسینی» معاون علمی پژوهشی سپاه محمد رسولالله در نوشتار حاضر تلاش مینماید در کنار بازخوانی کوتاهی از سیر تطور تاریخ علاقهمندی انسان به آینده پژوهی به ضرورت توجه به آینده بسیج تأکید نموده و علاوه بر آن به طور اجمالی به بیان روشهای روز آمد کردن کارکرد بسیج بپردازد.
آیندهنگری در بسیج امری ضروری
مقام معظم رهبری با عنایت به شرایط حاکم بر جهان در شهریور 1386 نکات مهمی را در خصوص توجه به آینده ارائه فرمودند و تأکید داشتند که «گر چه به تعبیر سپاه و بسیج در دوران دفاع مقدس و پس از آن عملکرد خوبی داشتند و این عملکردهای خوب نقاط برجسته و درخشندهای را در تاریخ خدمت سپاه به جامعه اسلامیمان به نمایش گذاشته، ولی نباید سرگرم این گذشته درخشان شد و از آینده غافل بود. اگر به فکر آینده نباشیم آیندگان با حوادثی که با آنها مواجه خواهند شد دچار دستپاچگی و تعجیل در عمل خواهند شد و ممکن است خسارتهای جبران ناپذیری دچار انقلاب و ناظم شود. » اکنون بیش از سه سال از زمانی که این مطالب بیان شده است سپری شده و ما میتوانیم این حقیقت را به نحو ملموستری در یابیم.
برخی گمان میکردند بسیج- با توجه به خاستگاه تاریخیاش- مولود اقتضائاتی است که در سالهای آغازین جنگ تحمیلی شکل یافتهاند و با تکیه بر همین فلسفه وجودی، بقای آن را در شرایط غیرجنگی امری دشوار و چه بسا دور از ذهن میپنداشتند. در حالی که کیفیت بقای بسیج طی سالهای پس از دفاع مقدس نه تنها ناظر به نقش دفاعی آن در عرصه پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامیبوده، بلکه با تعمیم فعالیت آن به عرصههای فرهنگی اجتماعی و سازندگی، ابعاد وسیعتری نیز یافته است. تنومند شدن بدنه بسیج به طور قطع نتیجه صُدفه و اتفاق نیست؛ بلکه نتیجه فرآیندی است که در بستر زمان و با برخورداری از آگاهی و معرفت به رسالت دینی و انقلابی و عمل به فرامین و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب روی داده است.
به هر روی سخن گفتن از بسیج صرفاً معطوف به بزرگداشت بسیج نیست، چرا که ملت مسلمان ما همواره قدردان زحمات، فداکاریها و رشادتهای بسیجیان پاکباخته و دلاور بوده و خواهند بود. صف طولانی شهدای بسیج، هم آنانی که هنوز هم گاه به گاه در خیابانهای شهرهای بزرگ و کوچک بر روی دوش مردم کوچه و بازار تشییع میشوند، گواه خلوص، رادمردی و شرافت آنان است.
اما اینک بسیج چه رسالتی بر دوش دارد؟
چگونه به آن آگاهی مییابد تا بتواند آیندهای بهتر بنا کند؟
دورانی که تغییرات شگرفی در عرصه مناسبات فرهنگی و اجتماعی و دفاعی و نیز در صحنه روابط بین الملل روی داده است؛ عصری که جهانخواران و مستکبران میکوشند با لطاف الحیل و با اختصاص میلیاردها دلار پول و امکانات مختلف، آینده را به نفع خود سامان دهند، در چنین اوضاع مغشوشی که مناقشه تاریخی حق و باطل صورت پیچیدهتری به خود گرفته است، «بسیج» در کجا ایستاده است و چه وظیفهای به عهده دارد؟ نکتهای بسیار حیاتی است. این «فهم زمان» است که به بسیج کمک خواهد کرد تا خود را بیابد و متناسب با آرمانها و ارزشهای والای اسلامی و انقلابی، آینده را بهتر از پیش بسازد. از چنین منظری است که آیندهنگری برای بسیج امری لازم و برای بقای فرهنگ بسیجی ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
مجهولاتی که در برابر انسان قرار میگیرند، معمولاً دو گونهاند: مجهولاتی که با جهد عقلی به زمره معلومات ملحق میشوند و دسته دیگر مجهولاتی هستند که عقل آدمیقدرتی برای کشف آنها ندارد. از خصائص ذاتی انسان یکی آن است که (از طریق به کار بردن عقل) به حل معماها و مجهولات سخت علاقه مند و شایق است. اساساً همین خرد گرایی و تمایل به رمزگشایی از رویدادها و حوادث طبیعی و غیر طبیعی است که آدمیرا از دیگر جانداران متمایز میسازد. با تکیه بر همین امتیاز است که ارسطو، مصنف علم منطق(Logic) و پیروان او در عالم اسلام نظیر فارابی و ابن سینا، «ناطق»بودن را وجه ممیز انسان میدانند. ناطق بودن به یک معنا ناظر به تمایل آدمیبه امر شناخت و تلاش برای نقاب افکندن از چهره مجهولات است.
از جمله اموری که عقل انسان هیچگاه نتوانسته است تمایل خود را به آن پنهان سازد، همانا «کشف آینده» است. آینده که به طور معمول مجهول است، گاه در دایره عقل و گاه در ساحت تخیل به گونههای مختلف و بعضاً متباین تصور میشود. چنین تمایلی است که از دیرباز آدمیان را به جعل فرضیاتی درباره راه و رسم پیش بینی آینده وا میدارد. تا همین اواخر، منجمان (نه به معنی ستارهشناسان) در دربار پادشاهان و سلاطین به صورت بندی فرضیاتی میپرداختند تا بتوانند با توسل به آنها، رویدادهایی چون بیماری و سلامت سلاطین، پیروزی و شکست در جنگها و چگونگی وقوع حوادث طبیعی و نظایر آن را پیش بینی کنند- قدما این نوع فعالیت را تنجیم مینامیدند- چرا که باور غالب چنین بوده- و شایدهنوز هم باشد- هنگامیکه بشر از دهلیز زمان عبور میکند و به آینده گام مینهد، آنچه به استقبال او میآید، قبلاً توسط ارادههایی برتر (خارج از اراده انسان)طراحی شده و رقم خوردهاند و لذا در برابر چنین وضعیتی انسان خود را موجودی مسلوب الاختیار میپنداشت. به همین سبب به پیشگویی میپرداخت؛ اما در برابر آن، تعالیم الهی بیان میدارند؛ نه چنین است که انسانها و جوامع بشری قربانی سرنوشت محتوم خویش باشند، بلکه آدمیان به میزان پایبندی به سنت الهی و در سایه تلاش و کوشش فردی و جمعی میتوانند آینده بهتری را برای خود رقم زنند. آیه مبارکه زیر ناظر به چنین معنایی است:
«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» به راستی که خداوند سرنوشت هیچ قومیرا تغییر نخواهد داد مگر آنچه را در ضمیرشان است تغییر دهند. (رعد-آیه 11)
بهرغم این، انسان همواره شیفته دانستن از تحولات در زمانهای دور دست بوده اما در نیل به این آگاهیها گرفتار کجاندیشیهای بسیار شده است. در گذشتههای دور به دلیل کمبود منابع علم و دانش و محدود بودن دامنه معرفت، تلاش بشر معمولاً مصروف پیش بینی آینده نزدیک میشده است، اما آیا اکنون نیز چنین است؟
در عصری بسر میبریم که مالامال از تغییر و دگرگونی است. امروزه رشد علم و توسعه فناوریهای گوناگون این امکان را برای انسان فراهم نموده است که به دورههای بلند مدت بیندیشد. اگر در مراحل نخستین، «بقا» به مثابه هدف عمده به شمار میرفت، امروزه پیشرفت علوم، انسان را در مرحلهای قرار داده که بتواند پیرامون چگونگی «کیفیت بقا» نیز تصمیم بگیرد.
در آغاز هزاره سوم که بسیاری از انگارهها، الگوها و چارچوبهای تجویزی (به دلایل گوناگون) به چالش کشیده شدهاند، نگرانی از آینده همچنان برای انسان باقی است. از این رو در تحقیقات اجتماعی رشته جدیدی تحت عنوان آینده پژوهی پدید آمده است که هدف آن مطالعه و بررسی منظم آینده است. آینده پژوهی در پی کشف، ابداع و ارزیابی آیندههای ممکن و محتمل و بهتر است. آنچه آینده نگری را از طالع بینی جدا میکند، آگاهی به این مطلب است که آینده به طور قطع و یقین در تمامیابعاد تعیین نشده است. از این رو به تصمیماتی وابسته است که انسانها در زمان «حال»میگیرند.
در عصری زندگی میکنیم که رسانهها بر تمامیشئونات زندگی بشر تفوق و استیلا یافتهاند. در سایه زندگی رسانه ای، جذب مخاطبان بیشتر، پیش نیاز تولید آینده مطلوب است. رسانهها میتوانند به گونهای افکار و تصورات افراد را شکل دهند تا آیندهای را طلب کنند تا مخلوق آنها است و با این شیوه، سمت، ضرباهنگ و ماهیت حرکت را تنظیم نمایند. ماهوارهها، اینترنت و دیگر مظاهر فناوریهای نوین در زندگی امروزه نقشی اساسی دارند. عرصههایی برای ظهور مناقشات ارزشی و فرهنگی، خلق و ابداع شدهاند که پیش از این در تاریخ زندگی بشر سابقهای نداشتهاند. بنابراین باید به این نکته بیندیشیم که جنگهای جدید لزوماً و منحصراً فقط در میدانهای نبرد و رویارویی دوطرفه روی نمیدهند. هم عرصهها و هم آرایش جنگی دستخوش تغییرات اساسی شدهاند.
بسیج مولوداندیشه تابناک حضرت امام
بسیج را «پشتوانه انقلاب اسلامی» میدانند. مقام معظم رهبری(مدظله العالی) نیز «بسیج را بدنه فعال ملت» قلمداد فرمودند. معظم له همچنین در دیدار با بسیجیان و پاسداران فرمودند: «این کانون عظیمیاست که شما جزء تشکیلدهندگانش هستید، دایماً دارد شعلههای مقدس و انوار تابناک خود را به سرتا سر دنیای اسلام و جهان بشریت میفرستد و آینده را روشنتر و افقها را تابناکتر میکند. این آیندهای است که هر جوانی را که در این کسوت و در این موضع و در این راه قرار دارد، امیدوار میکند. »
اگر بسیج بخواهد کماکان و همچنان با صلابت به راه پر افتخار خویش ادامه دهد، گریزی از آینده نگری و توجه به افقهای دور دست نیست. فرماندهان، مدیران و برنامه ریزان بسیج در این عرصه رسالتی بس عظیم بر عهده دارند. آنان باید بکوشند با تأسی به ارزشهای والای اسلامیو انقلابی و با پیمودن راهی که رهبر فرزانه انقلاب اسلامیترسیم نمودهاند، روز به روز به قدرت و صلابت و کارآمدی بسیج بیفزاید. بسیج همان ظرفیتی است که میتواند با سازماندهی و آموزش آحاد مردم، به نماد کاملتری از «قدرت ملی»تبدیل گردد؛ قدرتی که علاوه بردفاع ازدستاوردهای انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی ایران اسلامی، پایگاهی برای تربیت و آموزش جوانان مومن و انقلابی است. نیل به چنین اهداف والایی در پرتو آینده نگری امکانپذیر خواهد بود. زیرا روزآمد کردن کارکردها و اصلاح و پیرایش ساختارها نیازمند تدقیق و شناخت نیازها و جهت دهی به ظرفیتها و مقدورات موجود است. گذشته دیگر در دسترس نیست و زمان حال هم به سرعت میگذرد، آینده چیزی است که برای ما باقی مانده است تا در آن و با آن زندگی کنیم. بنابراین هم عقلایی و هم لازم و ضروری است که به آینده فکر کنیم، تمرکز داشته باشیم و برای آن با وجود تنوع، پیچیدگی و تغییر پذیری، برنامه ریزی و خود را برای رویارویی با شرایط دشوار آماده کنیم. غرق شدن در گذشته یا حال –یا هر دو- و غفلت از آینده با منطق دین و عقل ناسازگار است. چنانچه حضرت علی(ع)میفرمایند: «پیروزی در دوراندیشی است».
نتیجه آنکه نگاه به آینده یک ضرورت تام و تمام برای مجموعه بسیج است. آینده را نمیتوان پیشگویی کرد، بلکه باید آن را ساخت. در این راستا بسیج باید نقش واقعی خود را استمرار بخشد و به رسالت مهمیکه بر عهده دارد عمل کند.
مدیران بسیج باید بتوانند با نگرش به آینده و دست زدن به یک سلسله مطالعات در حوزه آینده پژوهی، مهارت خود را در فهم صحیح و مدیریت مطلوب زمان افزایش دهند و آینده بهتری را برای بسیج رقم زنند.
مراحل آینده پژوهی در بسیج:
مرحله اول: شناخت مشکلات، تهدیدها و فرصتها
ارزیابی و آشنایی با چالشهای فرارو، تهدیدات و فرصتهای موجود در بطن روندها و تحولات نخستین مرحله یک فعالیت علمیآینده پژوهانه است.
مرحله دوم: به چالش کشیدن مفروضات و الگوهای جاری
بسیاری از پیش فرضها را بایستی از نگاهی نقادانه مورد بازنگری قرار داد. از این منظر است که میتوان به ضعف و کاستیهای روشهای جاری پی برد و برای رسیدن به اهداف متعالی بسیج، روشهای جدید و کارآمدتری را پیشنهاد داد. درک صحیح از وضعیتهای آینده مستلزم به کار بستن چنین نگرشی است.
مرحله سوم: ایجاد چارچوبهایی برای تصمیم سازی
پس از رسیدن به برآوردی واقعی از تهدیدات و فرصتها و بازنگری در الگوهای موجود به چارچوبهای نوینی در فرآیند تصمیمسازی میتوان دست یافت.
مرحله چهارم: تعیین سیاستها و کنشهای بدیل
بدیهی است به دنبال رسیدن به چارچوبهای جدید، تعیین و تنظیم خط مشیها و اقدامات مقتضی که با قالبهای طرح ریزی شده، همخوان و متناسب باشد، ضرورت دارد.
مرحله پنجم: پیشنهاد انواع رویکردهای ممکن برای حل مساله
گام واپسین در آینده پژوهی ارایه رویکردهایی به منظور رفع مشکلات و مسائل است.
ممعاون علمی پژوهشی سپاه محمد رسولالله (ص)