
بحث بصیرت موضوعی است که هرچه در تبیین و واکاوی آن قلمفرسایی گردد بازهم کم بوده و نیازمند تبلیغ گسترده رسانهای است چرا که کار ویژه بصیرت به عنوان مهمترین اصل در تاریخ اسلام بوده و عدم برخورداری از آن در حادثه کربلا شهادت فرزند رسول خدا را به دنبال داشته است و در عصر کنونی نیز این رویکرد در برابر هجمه جنگ نرم دشمن بیشترین کارایی را داشته و مؤثرترین ابزار به حساب میآید. از این رو رهبر فرزانه انقلاب در سالهای اخیر به ویژه در حوادث بعد از انتخابات و در جریان فتنه 88 در باب بصیرت بسترهای فراوانی را مطرح نمودند که یکی از این موارد میدانداری جوانان و طرح برنامه در جهت تأمین نیازمندیهای بصیرتزایی است به گونهای که ایشان در این باره میفرمایند: «این تأکید من در واقع با این انگیزه است که شما که خودتان مخاطبید، خودتان میداندارید، کار بر دوش شماست، بروید سراغ کارها و برنامهریزىهایی که با بصیرتیافتن ارتباط دارد؛ این نیاز مهم را تأمین کنید». (در جمع جوانان و دانشجویان قم 89/8/5)
در همین راستا اولین رویکرد در تبیین بصیرت درک صحیح از مفهوم این مسئله میباشد. بنابراین در پاسخ به این سؤال این چنین میتوان عنوان نمود که: بصیرت در لغت به معنای عقیده قلبی، شناخت، یقین، زیرکی و عبرت آمده است؛ این مفهوم در قرآن، با واژگانی چون بصر و مشتقات آن و نیز رأی و برخی دیگر از عبارات و جملهها بیان شده است که شناخت، معرفت و اعتقاد حاصل شده در قلب نسبت به حقایق امور است. البته برخی از محققان نیز درباره بصیرت گفتهاند که بصیرت، شناخت و معرفت و نیز اعتقاد حاصل شده در قلب نسبت به امور دینی و حقایق امور است. از این رو در یک تعریف کلی بصیرت عبارت است از «داشتن آگاهی همهجانبه و ژرف به امور؛ فریب ظواهر امر را نخوردن و مشاهده سرانجام کار پیش از اقدام به آن». بنابراین بصیرت دانایی صرف نیست بلکه دانایی همراه با باور و ایمان است از این رو موجب هدایت و حرکت است در حالی که علم همواره مقرون باور قلبی نبوده و در نتیجه لزوماً مایه عمل به مقتضیاتش نیست. به عنوان نمونه خیلی از مردم میدانند سیگار برای انسان زیانبار است ولی به دلیل اینکه به مضرات آن باور ندارند از آن استفاده میکنند؛ از این روست که بصیرت موجب هدایت بوده و انسان را از غفلت بیدار میکند.
در تبیین و بررسی چیستی و چرایی بصیرت به این حقیقت میتوان اشاره کرد که بصیرت حالتی است که به وسیله آن حق از باطل مشخص گردیده و در غبارآلودی فضای فتنه مهمترین اصل در شناخت مسیر است. در واقع به کمک این قوه خطر گمراهی و فریب خوردن در امور و موضعگیری غافلانه و حساب نشده مرتفع خواهد شد؛ چرا که بصیرت مانند سپری است که در هنگام فتنهها و مواقع خطرناک انسان را مصون و محفوظ نگه میدارد و به انسان توانایی درک درست حقایق و تحلیل واقعیتها را میدهد. بنابراین منظور بصیرت این است که علاوه بر چشم سر، چشم دل انسان نیز بینا باشد و از این طریق گرههای کور مشکلات خود را پیدا کرده و راه گشودن آن را دانسته و دوستان و دشمنان خود را شناخته و به ضعفهای خویش آشنا و راه درمانش را بداند. بنابراین در چنین شرایطی است که او جریانهای سیاسی و فرهنگساز و ارتباط آنان را با ارباب دین و دنیا میشناسد، رابطه زر و زور و تزویر را درک میکند نسبت به علائم نفاق و صداقت و عناد شناخت کامل را نیز پیدا میکند. مقام معظم رهبری نیز در این باره به این مسئله اشاره میکند که «این که من در طول چند سال گذشته همیشه بر روى بصیرت تأکید کردهام، به خاطر این است که یک ملتى که بصیرت دارد، مجموعه جوانان یک کشور وقتى بصیرت دارند، آگاهانه حرکت میکنند و قدم برمیدارند، همه تیغهاى دشمن در مقابل آنها کند میشود. بصیرت این است. بصیرت وقتى بود، غبارآلودگى فتنه نمیتواند آنها را گمراه کند، آنها را به اشتباه بیندازد.» (دیدار عمومى مردم چالوس و نوشهر ۱3۸۸/۰۷/۱۵) بنابراین بنا به تأکید رهبر انقلاب «انسان باید بصیرت پیدا کند». (در جمع جوانان و دانشجویان قم 89/8/5). اما سؤال درخصوص اینکه چگونه میتوان به این بصیرت دست یافت نیز از نیازمندیهایی است که در رسیدن به بصیرت دارای اهمیت است؛ بنابراین حضرت آقا نیز در این باره که «چه جورى میشود این بصیرت را پیدا کرد؟» میفرمایند: «این بصیرتى که در حوادث لازم است و در روایات و در کلمات امیرالمؤمنین هم روى آن تکیه و تأکید شده، به معناى این است که انسان در حوادثى که پیرامون او میگذرد و در حوادثى که پیش روى اوست و به او ارتباط پیدا میکند، تدبر کند؛ سعى کند از حوادث به شکل عامیانه و سطحى عبور نکند؛ به تعبیر امیرالمؤمنین، اعتبار کند: «رحم اللَّه امرء تفکّر فاعتبر»؛ فکر کند و بر اساس این فکر، اعتبار کند. یعنى با تدبر مسائل را بسنجد - «و اعتبر فأبصر» - با این سنجش، بصیرت پیدا کند. حوادث را درست نگاه کردن، درست سنجیدن، در آنها تدبر کردن، در انسان بصیرت ایجاد میکند؛ یعنى بینایی ایجاد میکند و انسان چشمش به حقیقت باز میشود» (در جمع جوانان و دانشجویان قم 89/8/5.)
در همین راستا در یک جمعبندی کلی از مهمترین موارد اساسی بصیرتزا در درست سنجیدن و نگاه درست به مسائل و حوادث پیرامونی به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
1- تفکر واندیشه:
تفکر به عنوان یکی از ویژگیهای خاص انسان نسبت به سایر موجودات است، تفکر روشنیبخش انسان صاحب بصیرت است، همان گونه که نور، راه تاریک را بر رونده راه روشن میکند. به همین جهت در قرآن کریم بارها از لفظ اولیالابصار سخن به میان آمده است. (آل عمران آیه 13 – نور آیه 44 – حشر آیه 2 )
2- استفاده درست از حواس:
در رسیدن به بصیرت تذکر این مسئله نیز گفتنی است که درک حقیقت و مطالبه آن کاری سخت و دشوار نمیباشد و به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب نیز «مطالبه بصیرت، مطالبه یک امر دشوار و ناممکن نیست. . . انسان همین قدر نگاه کند و تدبر کند، میتواند واقعیت را پیدا کند. مطالبه بصیرت، مطالبه همین تدبر است؛ مطالبه همین نگاه کردن است؛ مطالبه چیز بیشترى نیست و به این ترتیب میشود فهمید که بصیرت پیدا کردن، کار همه است؛ همه میتوانند بصیرت پیدا کنند» کلام وحی نیز در این باره میفرماید: لَهُم قُلُوبٌ لَایَفقَهُونَ بِهَا وَلَهُم اَعیُنٌ لَایُبصِرُونَ بِهَا وَلَهُم آذانٌ لَایَسمَعُونَ بِهَا اُولئِک کَالاَنعامِ بَل هُم اَضّلُ اُولئِکَ هُمُ الغافِلوُن (اعراف: 179)
3- تقوا واخلاص:
اِنَّ الَّذینَ اتَقّوا اِذَا مَسَّهُم طَائِفٌ مِنَ الشَّیطانِ تَذَکَّرُوا فَاِذَا هُم مُّبصِرُون (اعراف: 201)
امام علی (ع): عِندَ تَحَقُقِ الاِخلَاصِِ تَستَنیرُ الضَّمائِر
4- ذکر و یاد خدا:
امام علی (ع) یکی از راههای کسب بصیرت را یاد خدا میداند و میفرماید: مَن ذَکَرَاللََّهَ اِستَبصَرَ. هرکس به یاد خدا باشد بینش و بصیرت یابد. (میزان الحکمه، ج 4، ص 1848)
5- همنشینی با علما:
بهرهمندی از علمای امور در حوزههای مختلف دینی، فرهنگی، سیاسی از راهکارهایی است که سنجش امور و نگاه صحیح در مصاحبت و همنشینی با آنان تحصیل میگردد. بنابراین امیرالمومنین علی (ع) در این باره میفرمایند: جَاوِرِ العُلَماء تَستَبصِر
6- ولایتپذیری:
ولایتپذیری موجب بصیرت انسان میگردد چرا که بسیاری از حقایق را ما نمیتوانیم درک کنیم ولی با اتصال به کسانی که از عقل و علم کافی برخوردار هستند و دارای عصمت هستند میتوان حقایق را درک کرد. حضرت علی علیهالسلام در حدیثی این گونه میفرمایند: کسی که به ولایت من اقرار کند حقیقتاً رستگار شده است و کسی که ولایت مرا انکار کند گمراه و زیان دیده و داخل آتش میشود. ( بحار الانوار، ج 10، ص 83)
7- عبرتگیری: دانستن حوادث گذشته موجب بصیرت انسان میگردد تا انسان از تکرار آنها خودداری کند، حضرت علی (ع) میفرماید: فِی کُلِّ اِعتِبَارٍ اِستِبصَارٌ در هر عبرت گرفتنی بینا شدن است.