
شيوا نوروزي | عملكرد خيرهكننده تيمملي بسكتبال ايران در سالهاي اخير، كسب دو عنوان قهرماني پياپي جام ملتهاي آسيا، تجربه حضور در المپيك پكن و حضور در مسابقات جهاني 2010 انتظارات را به شدت بالا برده بود تا آنجا كه ورزشدوستان و اهالي ورزش مسابقات تيمملي را تنها به اميد كسب عنوان قهرماني بازيهاي آسيايي 2010 تماشا ميكردند، اما شكست ثانيههاي پاياني مقابل رقيب اصلي بسكتبال ايران يعني چين، حسرت مدال طلاي مسابقات را به دل همه گذاشت. شكست ژاپن در ديدار ردهبندي و تصاحب مدال برنز در گوانگژو مرهمي بود براي جامعه بسكتبال و منتقداني كه همچنان كسب عنوان سومي گوانگژو را به نوعي ناكامي تلقي ميكنند و معتقدند شاگردان وسلين ماتيچ بايد با مدال زرين به ايران بازميگشتند. اگرچه مدال طلا در بازيهاي آسيايي آن هم در رشتههاي تيمي بسيار ارزشمند است، اما بيانصافي است كه زحمات مليپوشان، كادرفني و فدراسيون بسكتبال را ناديده بگيريم و مدال برنز 2010 را بيارزش تلقي كنيم. بسكتبال ايران در نخستين حضورخود در اولين دوره بازيهاي آسيايي 1951 دهلي موفق شد نشان برنز آسيا را برگردن بياويزد، اما پس از اين موفقيت 55 سال در حسرت تكرار آن سوخت تا اينكه در بازيهاي آسيايي 2006 يكبار ديگر به برنز مسابقات دست يافت. برنز دوم آغازگر رشد و پيشرفت دوباره اين رشته در ميان ورزشهاي تيمي ايران محسوب ميشود. در گوانگژو نيز با تمام مشكلات و كم و كاستيهاي موجود مليپوشان از هيچ تلاشي فروگذار نكردند تا سومين مدال برنز آسيايي تاريخ بسكتبال ايران به ارمغان آمد. نبايد اين نكته را از ياد برد كه در المپيك آسيايي امسال همه تيمهاي شركتكننده با بهترين نفرات و بهترين تداركات خود به مسابقات آمده بودند، در حالي كه تيمملي ايران به شدت از نبود مهرههاي كليدي و قضاوتهاي ناعادلانه رنج ميبرد.
تمرينات بيوقفهبا تدابيري كه فدراسيون انديشيده بود آسمانخراشها تمرينات را بلافاصله پس از مسابقات جهاني تركيه از سر گرفتند. در شرايطي كه حضور در جمع برترينهاي بسكتبال دنيا تجربه جديدي براي ماتيچ و مردانش بود، قهرماني در شانزدهمين دوره بازيهاي آسيايي كمترين انتظاري بود كه مردم و جامعه ورزش از تيمملي داشتند، به ويژه آنكه تدارك به مراتب بهتري نسبت به ادوار گذشته ديده شده بود. بسكتباليستها براي آمادگي هرچه بيشتر حضور در چهار تورنمنت آسيايي و اروپايي و چندين بازي تداركاتي را تجربه كردند، تركيه، صربستان، قطر و چين از جمله آن تورنمنتهاست.
غيبت مهرههاي كليدي و عدم خودباوريبهرغم تمامي امكاناتي كه در اختيار بسكتباليستها و كادرفني بود تيمملي مجبور بود غيبت سه بازيكن اصلي و كليدي را تحمل و با حريفاني تا دندان مسلح كه نه از آوردن بازيكنان امريكايي ابايي داشتند نه از داوريهاي جانبدارانه مبارزه كند. مصدوميت بدموقع صمد نيكخواه بهرامي پيش از مسابقات جهاني، رشتههاي ماتيچ را پنبه كرد. كاپيتان صمد كه تا روزهاي آخر اميدوار بود آسيبديدگياش تا اندازهاي برطرف شود، اما در فاصله اندكي مانده تا اعزام تيم به گوانگژو اميدش نقش بر آب شد. مشكلات ماتيچ به اينجا ختم نشد، حامد حدادي تنها ايراني شاغل در NBA به دليل مخالفت باشگاه خود نتوانست فرصت حضور در بازيهاي آسيايي را پيدا كند. اگرچه مسئولان فدراسيون براي راضي كردن سران ممفيس تلاش كردند و حتي مشحون به امريكا سفر كرد تا از نزديك با مقامات گريزليز ديداري داشته باشد، اما در نهايت تيم امريكايي به دليل آنكه بازيهاي آسيايي در تقويم NBA جايي ندارد، اجازه نداد حامد به كاروان ايران ملحق شود. از سوي ديگر ارسلان كاظمي ريباندر جوان تيمملي نيز به دليل بازي در ليگ دانشگاهي امريكا (NCAA) نتوانست باشگاهش را براي رفتن به گوانگژو متقاعد كند. غيبت ارسلان از آن جهت تأثيرگذار بود كه بهرغم سن و سال كمش در تركيه نمايشي قابل قبول داشت.غيبت اين سه نفر و همچنين عدم آمادگي كامل حامد آفاق كه تازه از بند آسيبديدگي رها شده بود و همچنين عود كردن مصدوميت كهنه كامراني اعتماد به نفس ساير مليپوشان را به شدت پايين آورد تا آنجا كه عدم خودباوري به وضوح در عملكرد تيمملي بسكتبال ايران به چشم ميخورد.
از شروع بد تا مدال برنزاز قهرمان دو دوره جام ملتهاي آسيا انتظار ميرفت حداقل در مرحله گروهي آنقدر مقتدرانه ظاهر شود كه هيچ تيمي جرأت قدرتنمايي به خود ندهد، اما در حالي كه تيمملي بسكتبال يكي از اميدهاي كاروان كشورمان در ميان رشتههاي تيمي به شمار ميآمد آسمانخراشها در دومين جدال در ديداري انتقادبرانگيز و كاملاً بيانگيزه با نتيجه 57 بر 56 شكست را پذيرا شدند. با اين وجود ماتيچ توانست تيمش را تا مرحله نيمه نهايي بالا بياورد، اما بدشانسيهاي ايران تمامي نداشت، چراكه حريف تيمملي بسكتبال در نيمه نهايي چين ميزبان بود، چيني كه در ثانيههاي پاياني با يك پرتاب سه امتيازي توانست انتقام چند سال اخير را از ايران بگيرد و خود را فيناليست ببيند. عنوان قهرماني آسيا را يدك ميكشيديم و بايد در ردهبندي هر جور شده مدال برنز را از آن خود ميكرديم. همين اتفاق هم افتاد، ژاپن كه در مرحله مقدماتي يك شكست را در كارنامه تيم ملي ايران ثبت كرده بود با هشت امتياز اختلاف شكست را پذيرفت تا مدال برنز مسابقات بسكتبال بازيهاي آسيايي بر گردن بسكتباليستهاي ما آويخته شود.
رؤيايي كه نقش بر آب شدرؤياي قهرماني نقش بر آب شد و خيليها به عملكرد تيم ملي انتقاد كردند. اگر چه ضعف برخي مليپوشان در پرتابهاي سه امتيازي و ريباند قابل كتمان نيست، اما سرمربي صربستاني بارها و بارها در مصاحبه با رسانهها و مطبوعات، هدف اول و آخر خود و شاگردان را كسب مدال طلا عنوان كرد:« تمام برنامهريزيها براي رسيدن به فينال و كسب مدال طلا بود، اما همه شاهد بودند مقابل چين چه ناداوريهايي صورت گرفت و حق ايران چگونه ضايع شد.»اين همان نكتهاي است كه محمدرضا مشحون، مدير تيمهاي ملي هم به آن اشاره ميكند:« همه ديدند كه چه بازيهاي سختي را پشت سر گذاشتيم، ژاپن، قطر و فيليپين را شكست داديم اما در بازي مقابل چين اگر خطاي روي اوشين ساهاكيان را داور اعلام ميكرد و پرتاب سه امتيازي جواد داوري را امتياز ميدادند، قطعاً تيم ملي ايران به فينال ميرسيد نه چين.» مشحون انتقاد برخي كارشناسان مبني بر ناكامي تيم بسكتبال در گوانگژو را غيركارشناسي ميداند:« اين انتقادها در صورتي قابل قبول است كه تيم با تركيب كامل راهي مسابقات ميشد. در صورتي كه ما مجبور شديم تيمي منتخب از جوانها و با تجربهها را به گوانگژو بفرستيم. نبود چند بازيكن اصلي اجازه نداد رؤياهايمان به حقيقت نزديك شود.» مدير تيمهاي ملي با اين حال از عملكرد تكتك بازيكنان در بازيهاي آسيايي رضايت كامل دارد:« از تيم جوان بسكتبال راضيام، همگي فوق تصور ظاهر شدند در حالي كه تعدادي از مليپوشان نخستين حضور خود در چنين سطحي از مسابقات را تجربه ميكردند. احمدپناه، كاردوست و جمشيدي براي اولين بار بود كه پيراهن ملي را بر تن كردند، مهدي كامراني با وجود مصدوميتي كه داشت در تمام بازيها به ميدان رفت و حامد آفاق هم تازه آسيب ديدگياش برطرف شده بود. بهترين نتيجه را مقابل قطر گرفتيم و با اختلاف 40 امتياز شكستشان داديم. همه تلاششان را كردند و به نظر من نتيجه كار عالي بود.»
اعتماد به نفس را از مليپوشان گرفتيممصطفي هاشمي، سرمربي پتروشيمي بندرامام نرسيدن به خودباوري را دليل اصلي عدم راهيابي تيم ملي بسكتبال ايران به فينال ميداند:« كسب مقام سوم به هيچ وجه ناكامي نيست، فقط نتوانستيم پتانسيل بسكتبالمان را بشناسيم. در گوانگژو تيم ملي مدعي اول بود اما چون به خودباوري لازم نرسيده بوديم در چند بازي اول عملكرد خوبي نداشتيم، ولي رفته رفته بهتر و بهتر شديم.»هاشمي معتقد است مليپوشان كشورمان توانايي شكست چين و رسيدن به فينال را داشتند اما اتكاي بيش از حد به چند بازيكن مانع تحقق اين رؤيا شد:« اين درست كه بسكتباليستهاي تيم ملي از سايرين بهتر هستند، اما بقيه بازيكنان يك دستي هستند. اي كاش به جاي اينكه اعتماد به نفس جوانترها را پايين ميآورديم به آنها شخصيت ميداديم. همين عدم خودباوري موجب شد تا مقابل هند خوب بازي نكنيم و به ژاپنيكه 20 سال از سطح بسكتبال ما عقبتر هستند ببازيم. ما ميتوانستيم بهتر از اينها نتيجه بگيريم.»سرمربي تيم بسكتبال پتروشيمي اميدوار است با برنامهريزيهاي مدون پيشرفت بسكتبال كشورمان تداوم پيدا كند:«اگر وضع همينگونه ادامه پيدا كند تا چند سال آينده هم ما قدرت اول بسكتبال قاره ميمانيم؛ چرا كه پيشرفت بسكتبال ايران به دليل سرمايهگذاريهاي خوب در باشگاهها و وجود مربيان حرفهاي از ساير كشورهاي آسيايي بسيار بيشتر است.»
سال پركارسال پركار تيم ملي بسكتبال با مدال برنز آسيا به پايان رسيده، اما اين نكته را در نظر داشته باشيم كه در سال آينده ميلادي جام ملتهاي آسيا 2011 برگزار ميشود، مسابقاتي كه بسكتبال ايران بايد از دو عنوان قهرماني پي در پي خود دفاع كند. اين در حالي است كه قرارداد وسلين ماتيچ به پايان رسيده و نه فدراسيون و نه شخص ماتيچ از تمديد اين قرارداد مطمئن نيستند. سرمربي 59 ساله اهل صربستان اسفند ماه 87 اولين بار به ايران آمد و جانشين ترومن شد و هدايت آسمانخراشها را بر عهده گرفت. وي طي يك سال و نيم حضورش در ايران عناويني چون قهرماني مسابقات غرب آسيا، جام ملتهاي آسيا، عنوان نوزدهمي مسابقات جهاني تركيه و مدال برنز بازيهاي آسيايي را به همراه تيم ملي بسكتبال كشورمان به دست آورد.بهرغم اينكه ماتيچ براي گذراندن تعطيلات يك ماهه راهي كشورش شده، اما محمدرضا مشحون بر ادامه همكاري با اين مربي صرب تأكيد دارد: «ماتيچ چه قرارداد داشته باشد و چه نداشته باشد بيبرو برگرد سرمربي تيم ملي ايران باقي ميماند. او روحيه خوبي دارد و با يك تيم جوان سوم آسيا شده در صورتي كه چهار سال پيش در قطر با تمام قوا و با يك تيم كامل هم سوم شديم. مذاكرات لازم را انجام ميدهيم ومسلماً مبلغ دستمزد او نسبت به قبل افزايش مييابد. حضور در جام ملتها و كسب سهميه المپيك 2012 لندن مهمترين برنامههاي پيشرو است. به علاوه سركشي از مسابقات ليگ برتر، ليگ دسته اول و آموزش مربيان، ديگر برنامههايي است كه براي ماتيچ در نظر گرفتهايم.»فدراسيون بسكتبال در ادامه آماده سازي تيمهاي پايه در نظر دارد يك مربي ديگر صربستاني را براي هدايت تيمهاي پايه به ايران بياورد. به گفته مدير تيمهاي ملي، مذاكرات اوليه انجام و شرايط براي عقد قرارداد با اين مربي مهيا شده است: « در سفري كه به همراه تيم ملي به صربستان داشتيم مذاكراتي را براي عقد قرارداد با يك مربي صرب انجام دادهايم و با اين حال نام او را تا پيش از آمدن به ايران فاش نميكنيم، اما درخواست ويزاي او را دادهايم و قطعاً اين مربي به زودي به كشورمان سفر ميكند. رزومه كاري او را به دقت بررسي كردهايم و قطعاً حضور او در رأس كادر فني به نفع تيمهاي پايه بسكتبال خواهد بود.»
منافع ملي را در نظر ميگيريمرئيس فدراسيون بسكتبال در چند هفته اخير تا توانست جواب منتقدانش را داد، منتقداني كه او و فدراسيونش را متهم به كم كاري كردند. اما محمود مشحون به اين راحتيها ميدان را خالي نميكند و مدعي است هر كاري از دستش بر ميآمده انجام داده و هيچ ايرادي به كارش وارد نيست: «از هشت سال پيش تاكنون كار خود را كردهايم و هيچ كدام از فعاليتهاي ما مغرضانه نبوده و در جايي كه مشاركتي انجام شده فقط به فكر منابع كشور بوديم. همه شاهد نتيجه فعاليتهاي مسئولان هستيم وحالا ميبينيم كه در اين سالها بسكتبال كشور از كجا به كجا رسيده، موظفيم كه نه تنها احترام بلكه حق و حقوق و وضعيت مربيان، مديران و بازيكنان را در نظر بگيريم.در شرايطي كه در سالهاي اخير استعدادهاي نابي به تيم ملي بسكتبال معرفي شدهاند مشحون باشگاهها را متهم به كم كاري كرده است. از نظر رئيس، باشگاههاي بسكتبال كار اصلي خود كه كشف استعدادهاست را فراموش كردهاند: «به جاي اينكه باشگاهها بازيكن ملي پوش و با استعداد را كشف و به تيم ملي معرفي كنند فدراسيون بازيكنهاي با استعداد را به باشگاهها معرفي ميكند. اين روزها فدراسيون در حال فعاليت بررسي كشف بازيكنان با استعداد است تا آنها را به تيم ملي بياورد. باشگاهها همين بازيكنان را بازي ندادند.بازيكنان وارد شده به تيم ملي پس از تمرين مناسب و كسب تجربه به شرايط آرماني ميرسند. همين بازيكنان جوان در تيمهاي باشگاهي فقط به عنوان تشويق كننده روي نيمكت مي نشينند و به اميد چند دقيقه بازي روزهاي خود را سپري ميكنند. فدراسيون بسكتبال مانند يك قطار است و به راه خود ادامه ميدهد و هر كس بخواهد با ما همراه شود بايد در ايستگاهها منتظر ما بماند. اينجا جايي براي تكرار و آزمايش وجود ندارد بايد تيم ملي را محترم شمرده و منافع شخصي را دور بريزيم.»زوماگر چه ليگ برتر بسكتبال در چند فصل گذشته با نظم و ترتيب خاصي پيگيري شده، اما همچنان با مشكلات جدي از جمله بيپولي و عدم سرمايهگذاري مواجه است. ملي پوشاني كه در بازيهاي آسيايي و مسابقات جهاني براي تيم ملي جنگيدند همگي فصل گذشته در بهترين تيمهاي باشگاهي ايران عضويت داشتند، مهرام، ذوب، صبا مهر و ... ولي حالا همان تيمها در فصل جديد رقابتها كه از اوايل دي ماه آغاز ميشود با انواع و اقسام مشكلات مواجهاند. مهرام كه در آسيا براي خود نامي دست و پا كرده، نتوانست سرمربي باتجربه خود را حفظ كند. مصطفي هاشمي كه در يكي دو فصل گذشته به خوبي با مهرام خو گرفت و افتخارات زيادي هم كسب كرد با مسئولان تيم به توافق نرسيد و ترجيح داد به پتروشيمي ملحق شود.صبا در قزوين كه اصلاً اين فصل در ليگ برتر جايي ندارد. صبا كه فصل قبل نتيجه بدي نگرفت امسال براي حضور دوباره با بيتفاوتي مسئولانش مواجه شد تا آنجا كه فدراسيون بسكتبال به دليل بدهيهاي سنگين به بازيكنان، كادر فني و صندوق پيشكسوتان اين تيم را از جمع ليگ برتريها كنار گذاشت اين در حالي است كه كاسپين قزوين با پرداخت مبلغ ورودي كه به گفته مشحون 200 ميليون تومان است، توانست اجازه حضور در ليگ را بگيرد. با اين وجود هيچ تضميني وجود ندارد كه اين تيم تازه وارد هم به سرنوشت صبامهر دچار نشود و زودتر از آنچه فكرش را بكنيد از ليگ برتر كنار بكشد.از طرفي ذوب آهن هم وضعيتي بهتر از بقيه ندارد. نماينده اصفهان كه به عنوان نايب قهرمان بسكتبال ايران خود را براي مسابقات باشگاههاي غرب آسيا (وابا) آماده ميكند نيز با مشكل كمبود بودجه و بدهيهاي سنگين مواجه است. بهرغم اينكه مسئولان باشگاه صنعتي ذوب آهن بودجه قابل توجهي براي تيم فوتبالشان خرج ميكنند، اما حاضر نيستند به داد تيم بسكتبال خود برسند. به ويژه آنكه حضور ذوب در مسابقات و با منوط به پرداخت بدهيها خواهد بود و اين همان مسئلهاي است كه فدراسيون به شدت بر اجراي آن تأكيد دارند.اين مشكل جديدي نيست كه برايمان تعجب آور باشد؛ چرا كه فصل پيش هم به ناگاه شاهد كنار كشيدن تيم پاسارگاد شيراز بوديم. اما نكته اصلي اينجاست كه چرا فدراسيون و حتي سازمان تربيت بدني به اين مشكلات رسيدگي نميكنند.