
سفر غیرمنتظره امیر قطر به ایران صرفنظر از نزدیکی روابط دو کشور، این سؤال را مطرح میکند که چه اتفاق مهمی در منطقه رخ داده یا در حال وقوع است که رئیس دولتی به صورت غیرمنتظره یکباره برای چند ساعت به ایران سفر میکند و با مسئولان تراز اول کشور دیدار و گفتوگو میکند. در یک نگاه کلی از چند منظر این سفر را میتوان مورد بررسی قرار داد و برای رد یا اثبات آن استدلالاتی را برشمرد:
1- با انتصاب سرپرست جدید دستگاه دیپلماسی کشور و تأکید دکتر صالحی و دولت مبنی بر توجه بیشتر به کشورهای منطقه و تبادل دیدگاه با کشورهای همسو در منطقه، سفر امیر قطر به ایران را باید در این راستا ارزیابی کرد. این دیدگاه نمیتواند چندان قابل اتکا باشد چرا که اولاً از انتصاب سرپرست جدید وزارت خارجه بیش از دو روز است که نمیگذرد و سوابق گذشته نشان داده است هماهنگی برای سفر بالاترین مقام یک کشور نیازمند رعایت پروتکل سفرها میباشد و این سفر خارج از پروتکل صورت گرفته است و پیش از این نیز هیچ خبری دال بر اینکه امیر قطر برای تبادل نظر یا هر هدف سیاسی دیگر به ایران سفر خواهد کرد، منتشر نگردیده بود، بنابراین با این استدلال که امیر قطر پس از تغییر وزیر خارجه و با هدف توجه بیشتر ایران به کشورهای منطقه در دور جدید فعالیت دستگاه دیپلماسی به ایران سفر کرده است، نمیتوان این سفر را تحلیل کرد.
2- پس از مذاکرات ایران با 1+5 در ژنو و توافق طرفین بر ادامه گفت و گو در ترکیه، از آنجا که قطر و ترکیه نسبت به دیگر کشورهای منطقه ظرفیت دیپلماسی مناسبی در اختیار دارند و تاکنون این دو کشور در منطقه نشان دادهاند ارادهای برای ظهور ظرفیتهای خود برای حل برخی چالشهای منطقهای را داشتهاند، امیر قطر با هماهنگی مقامات ترکیه اقدام به این سفر نموده است تا مقدمات مذاکرات ایران با 1+5 را در ترکیه فراهم نماید و در کنار این اقدام، در بستر نیاز غرب به مذاکره با ایران، وزن سیاسی خود را در منطقه افزایش دهد.
این تحلیل با توجه به دو پیشفرض چندان نمیتواند مبنایی برای سفر امیر قطر آن هم با این عجله باشد چرا که اولاً جمهوری اسلامی پس از مذاکره ژنو 3 و به دنبال بیاخلاقی خانم اشتون در اعلام نوع توافقات انجام شده، به صراحت نظر خود را اعلام نمود و اختلاف دیدگاه تیم مذاکرهکننده ایران با 1+5 باعث شد حداقل ایران نسبت به تعیین زمان مذاکره تجدید نظر کرده و ادامه مذاکرات را با تردید مواجه نماید، بنابراین سفری در سطح رئیس یک دولت آن هم بدون انجام مقدمات آن دور از انتظار است که برای مباحث هستهای ایران صورت گرفته باشد.
ثانیاً اخبار منتشر شده از دیدارهای امیر قطر با مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی نشانی از مباحث هستهای ندارد که مبنایی برای تحلیل سفر امیر قطر به ایران باشد.
3- در کنار این فرضیات، یک فرضیه قویتری وجود دارد که میتواند مبنایی برای تحلیل سفر امیر قطر به ایران باشد و اخبار آشکار منتشر شده از آن نیز پایه این تحلیل را تقویت میکند. در میان فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با امیر قطر دو نکته مهم برجستهتر بود. یک نکته تأکید رهبر فرزانه انقلاب در خصوص ضرورت امنیت در منطقه خلیج فارس به دور از تبعیضها و پرهیز از خدشهدار شدن امنیت این منطقه حساس بود که این تأکید نشان میدهد چهبسا شیخ محمد بن خلیفه آل ثانی حامل پیامی در رابطه با شیطنت برخی کشورهای فرامنطقهای برای برهم زدن امنیت خلیج فارس بوده است.
بیان اوضاع حساس لبنان و احتمال صدور رأی دادگاه حریری توسط امیر قطر و پاسخ قاطع رهبر فرزانه انقلاب نسبت به رأی دادگاه و فرمایشی بودن و مردود بودن هر حکمی که در این رابطه صادر میشود، گویای آن است که پیام امیرقطر در رابطه با دادگاه حریری و هشدار نسبت به برهم خوردن امنیت منطقه بوده است. شاید در میان این گفتوگوها امیر قطر خواهان دست کشیدن ایران از حمایت حزبالله لبنان به بهانه دادگاه حریری بوده است که پاسخ قاطع رهبر فرزانه ایران و دیگر مقامات جمهوری اسلامی نشان میدهد این مأموریت امیر قطر با ناکامی مواجه گردید. صرفنظر از اینکه امیر قطر از سر خیرخواهی اقدام به انتقال این پیام غربیها و دولتهای عربی بهویژه عربستان داشته است، باید گفت امنیت منطقه با امنیت حزبالله در خاورمیانه گره خورده است و اگر قرار باشد غرب به بهانه واهی و با سندسازیهای جعلی بهدنبال حذف جریان مقاومت در لبنان و فلسطین به عنوان طلایهداران مبارزه با رژیم جعلی صهیونیستی باشد، جمهوری اسلامی در خط مقدم حمایت از این جریانها قرار دارد و این خدشهناپذیر ایران است و تحت هیچ شرایطی دستخوش تغییر نخواهد شد؛ خواه کشورهای منطقه در قالب سیاست«ایجاد هراس» در زرورق «دادگاههای فرمایشی» بهدنبال مطلوب خویش و کشورهای سلطهگر در منطقه باشند، خواه از سرخیرخواهی و در بستر ترس از برهم خوردن امنیت منطقه خلیج فارس بهدنبال پیچیدن نسخه وادار کردن ایران از سیاستهای اصولی خود در حمایت از جریان مقاومت در خاورمیانه باشند. درهر صورت، پاسخ ایران روشن است و این پاسخ را میتوان از مواضع قاطع رهبر فرزانه کاملاً استنباط کرد.