
سيد علي اصغر حسيني | مديريت هر حرکت راهبردي در درون خود داراي ريز مديريتها در سطوح مختلف اجرايي است، اين تدابير مديريتي در ثمر بخشي حرکت خود، نقشي فراوان دارد، آنچه ميخوانيد حاصل نگاه مديريتي بر فعاليتهاي امام حسين(ع) در واقعه عاشوراست. يکي از اقدامات مقدماتي در برنامهريزيها، بررسي و حصول اطمينان منابع انساني و مادي و تطبيق آن با واقعيتهاي اجراي برنامه است. از اين رو در شب عاشورا، امام حسين (ع) با تمام حساسيت اين نکته را مورد توجه خويش قرار داده است.
به نقل از مورخان واقعه عاشورا، حسينبن علي در طول حرکت از مدينه تا کربلا و در مواقع مختلف، موضوع خطرناک بودن عمليات عاشورا و شهادت خويش را اعلان كرده و به يارانش اجازه مرخصي داده و بيعت را از آنان برداشته بود. در شب عاشورا نيز براي آخرين بار اين موضوع را با صراحت تکرار کرد. اين پيشنهاد در واقع آخرين آزمايش و برآورد واقعي از منابع نيروي انساني بود که توسط امام (ع) انجام گرفت. - در اختيار داشتن نيروي انساني شايسته و کارآمد از مهم ترين عوامل موفقيت مديران و برنامههاي آنان است. لذا حضرت از اين نکته غافل نبوده است، حتي در شرايط سخت و بحراني که عموم مديران و رهبران ملاک گزينش و پالايش را در جذب نيروي انساني قائل نميشوند. از اين رو ميبينيم که نيروي انساني حضرت عموماً از نظر موقعيت سياسي، اجتماعي و فضائل اخلاقي، بسيار برجسته و عالي و داراي سوابق اجتماعي و سياسي و از اصحاب کبار حضرت پيامبر اکرم (ص) و حضرت علي (ع) بودند و در غزوات آنان شرکت داشتند در واقع از نخبگان قبائل خود بودند - سازماندهي مجموعه نيروهاي انساني و منابع مادي براي تحقق اهداف و برنامهها، يکي از کارکردهاي مديريتي است. حضرت امام حسين (ع) در ابتداي حرکت خود، 12 پرچم برافراشت و هر پرچم را به دست يک نفر از اصحاب داد تا يک پرچم باقي ماند. لذا بعضي گفتند اين پرچم را به ما بسپاريد. حضرت در پاسخ آنان فرمود: خداوند به شما جزاي خير بدهد، صاحب اين پرچم خواهد آمد. پس از چندين روز، به دنبال فراخواني حضرت حسين جناب حبيب بن مظاهر به حضور رسيد و حضرت نيز پرچم باقي مانده را به دست ايشان سپرد. همچنين در روز عاشورا امام (ع) پس از ايراد خطبه براي يارانش صفوف لشکر خويش را که بنا به مشهور، 72 تن بودند، منظم كرد. فرماندهي ميمنه سپاه را به زهير بن قيس و ميسره را به حبيب بن مظاهر و خود و برادرش ابوالفضل (ع) فرماندهي قلب سپاه را به عهده گرفتند. اين مطالب نشان ميدهد که امام (ع) به تقسيم وظايف و سپردن مسئوليت به اهلش تا چهاندازه اهميت قائل بود. - يکي از اصول اساسي و شايد مهم ترين کارکردهاي مديريتي «هماهنگي » است. از اين رو امام حسين(ع) در ابتدا با طولاني کردن مسير حرکت و افزايش توقفگاهها، سعي در ايجاد هماهنگي برون سازماني و اطلاع رساني داشت. علاوه بر آن در روز عاشورا براي هدايت مؤثر سپاه خويش، نقطهاي مرتفع را در ميدان عمليات به عنوان مرکز فرماندهي قرار داده بود که مشاهده عمليات، هدايت نيروها و حتي حملاتش از آنجا ممکن بود زيرا هم به يگانهاي صفي (عمليات کننده) و هم يگانهاي ستادي (پشتيباني کننده) يعني خيام نزديک بود. - شناسايي و استفاده از ابزار قويتر براي اجراي بهتر مأموريت، يکي از تدابير مديريتي است که حضرت بارها از آن سود جسته است. در روز عاشورا حضرت براي ايراد خطبه، جهت آگاهي اذهان عمومي سپاهيان دشمن، دستور دادند که شتري بياورند. از اسب خود پياده و سوار شتر شدند تا در ديد مخاطبان قرار گيرند و صدايشان به همه برسد. - کارکرد مديريتي يا «کنترل و نظارت» براي شناسايي برنامهها و چگونگي اجراي آنها جهت حصول مؤثر هدفهاست از اين رو مديران بايد سعي در کشف نارساييها و موانع موجود بر سر راه رشد استعدادهاي نيروهاي انساني و پيشرفت برنامه داشته باشند. در شب عاشورا نيز امام حسين(ع) از محيط خيمهها بيرون رفت تا نزديکي لشکر دشمن. نافع بن هلال (يکي از ياران آن حضرت بود) از امام(ع) سؤال کرد که دليل نزديک شدنش به لشکر دشمن در اين وقت شب چه بوده است؟ امام(ع) در پاسخ فرمود: آمده ام تا پستي و بلندي اطراف خيمهها را بررسي کنم که مبادا براي دشمن، مخفيگاهي باشد و از آنجا براي حمله خود يا دفع حمله شما استفاده کند. همچنين ذکر کردهاند که يکي از فعاليتها و وظايفي که در شب عاشورا توسط آن حضرت تعيين شده بود، آماده سازي و کنترل سلاحهاي جنگي بود. از اين رو مردي به نام جون (آزاد شده ابوذر غفاري) که متخصص در کار اسلحه سازي بود، در خيمهاي به اين کار مشغول شده بود. امام (ع) نيز در شب عاشورا خيمه او را بازديد كرد. با ذکر اين نمونهها به روشني ميتوان گفت که کارکردهاي مديريتي در تمام مراحل فرماندهي نهضت عاشورا به نحو شايستهاي جاري و ساري بود.
جلوههاي رهبري در روز عاشورا - اصل آگاهي بخشي کارکنان نسبت به اهداف و قوانين سازمان، يکي از وظايف مديران در نقش رهبري است. از اين رو امام حسين (ع) از ابتداي حرکت خويش در هر فرصتي نسبت به آگاه کردن اذهان عمومي به ويژه کساني که قصد همراهي او را داشتند، اقدام ميكردند. در شب عاشورا نيز پس از ايراد خطبهاي مفصل ياران خود را نسبت به ماندن و رفتن از ميدان عمليات در روز عاشورا آزاد گذاشت، زيرا امام (ع) براي تحقق حماسه مقدس عاشورا تأكيد داشت که ياران زير پرچم با بصيرت عمل کنند و هر کدام از آنها چنانچه با انگيزههاي ديگر آمدهاند، پالايش شوند. - يکي از وظايف مديران در نقش رهبري، فراهم آوردن شرايط روحي و رواني مناسب براي اجراي عمليات و فعاليت در سازمان است. از اين رو امام (ع) نه تنها به بازسازي و تعالي مستمر روح و فکر ياران خويش پرداخت تا در مناسبترين شرايط روحي به مجاهدت بپردازند بلکه ميکوشيدند بر روح و روان دشمن نيز تأثير بگذارند تا اگر هنوز در کسي استعداد و امکان برگشت وجود دارد، باز گردد. در اين راستا به يکي از نمونههاي برجسته هدايتهاي امام حسين (ع) در روز عاشورا اشاره ميکنيم: حر (يکي از فرماندهان برجسته سپاه دشمن) از کساني است که خصايل انساني و کرامت در سپاه امام حسين (ع) او را بيدار و به وجد آورده با خود گفت: خودم را در ميان بهشت و دوزخ ميبينم، اما من بر بهشت چيزي را بر نميگزينم هر چند پيکرم پاره پاره شود و مرا در آتش بسوزانند. بنابر اين خود را از دوزخ (سپاه يزيد) رها و به سپاه امام حسين (ع) رسانيد و در رکاب آن حضرت جنگيد تا به شهادت نائل آمد. اين فراز انساني از الگوي رهبري امام حسين (ع) که حتي توانست نيروي انساني دشمن را جذب و وادار به فداکاري نمايد، براي مديران و رهبران، مايه درس و عبرت است. - يکي ديگر از برجستهگيهاي رهبري عاشورا، دادن اختيار و تفويض آن به نيروهاي عمل کننده است. در اين مورد ميتوان، مراجعه حر را به امام(ع) اشاره نمود: در روز عاشورا حر نزد امام (ع) آمد و گفت: اگر سوار بر اسب باشم، بهتر توان جنگاوري خواهم داشت تا پياده باشم. امام (ع) نيز فرمود: هرگونه ميپسندي عمل کن. همان طور که ملاحظه ميکنيد، آزادي و اختيار نيروهاي انساني موجب تلاش و مجاهدتهاي بيشتر در سازمان ميشود. - يکي از اصول مهم رهبري نهضت کربلا اصل انگيزش بود. از اين رو امام (ع) در روز عاشورا پس از نماز صبح رو به سوي يارانش كرده، براي ايجاد آمادگي رواني کامل آنان چنين فرمود: اي بزرگ زادگان، صبر و شکيبايي به خرج دهيد که مرگ چيزي جز يک پل نيست که شما را از سختي و رنج عبور داده به بهشت پهناور و نعمتهاي هميشگي آن ميرساند. چه کسي است که نخواهد از يک زندان به قصري باشکوه انتقال يابد. همين مرگ براي دشمنان شما مانند آن است که از کاخي به زندان و شکنجهگاه منتقل شود. - يکي از نکاتي که مديران را در به عهده گرفتن نقش رهبري موفق ميسازد، پيشقدم بودن در مصاف با مشکلات و آسيبهاست. در اين رابطه امام عليبنالحسين (ع) ميگويد: روز عاشورا چون کار بر امامحسين (ع) سخت شد، اصحاب وي ديدند هر چه کار دشوارتر ميشود، رخساره آن حضرت برافروخته تر و بدنش آرام و قلبش مطمئن تر ميگردد. پس يارانش با يکديگر ميگفتند: نميبيني چگونه امام(ع) روي مرگ ميخندد و از مرگ بيم ندارد. اين ايستادگي و پيشقدمي امام (ع)، روحيه يارانش را تقويت ميکرد.
چگونگي روابط انساني در نهضت عاشورا آنچه در عصر کنوني، در سازمانها مورد توجه است، مسئله روابط انساني است و اينکه اعضاي سازمان، خود داراي اهداف، تمايلات، خواستهها و انگيزههايي باشند. اگر مديريت سازمان تنها به هدفهاي سازمان پايبند باشد و به ويژگيها و روحيات اعضا و خواستههاي آنان بيتوجهي كند علاوه بر آنکه به نقش رهبري خويش لطمه وارد ميسازد، به ساختار سازمان نيز آسيب وارد خواهد کرد. از اين رو مديريت و رهبري از ديدگاه مکتب اسلام، هماهنگي و ايجاد روابط اسلامي و انساني بين کارکنان، فراهم آوردن زمينههاي رشد و خلاقيت استعدادها و به کار گرفتن صحيح و شروع نيروهاي انساني و مادي سازمان است. به نظر ميرسد که امام (ع) بر اين نکته تأكيد داشتند. روابط دروني ميان فرماندهان و نيروهايشان بر اساس ارزشهاي سلسله مراتبي نبوده و روح برابري، همکاري و وفاداري بر آنان حاکم بود زيرا در هر محيط اجتماعي که عواطف و دوستي و محبت و عشق وجود نداشته باشد، آن محيط، محيط انساني نيست. از اين رو روش مدبرانه امام حسين (ع) در رهبري و هدايت اصحاب خويش در نهضت کربلا، بهترين سرمشق و عاليترين نمونه براي مديران دستگاههاي مختلف، به ويژه سازمانهاي نظامي است. رابطه امام(ع) با اصحاب خويش واقعاً خواندني و آموزنده است و رهبري امام را در بهره گيري از عناصر تحت مديريتش نشان ميدهد و اين چنين بود که امام حسين(ع) در شب عاشورا اصحاب خود را اين چنين ستايش کرد: «فاني لا اعلم اصحابا اوفي و لا خيرا من اصحابي و کاين من نبي قاتل معه ربيون کثير، فما وهنوا لما اصابهم في سبيل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله يحب الصابرين.» «من ياراني [در جهان] بهتر از ياران خودم باوفاتر و بهتر سراغ ندارم. چه بسيار رخ داده که پيامبري جمعيت زيادي از پيروانش در جنگ کشته شده است و با اين حال با سختيهايي که در راه خدا به آنها رسيده مقاومت کردند و هرگز بيمناک و زبون نشدند و سر در مقابل دشمن فرود نياوردند و راه صبر و ثبات پيش گرفتند. خداوند صابران را دوست ميدارد.»