اگرچه طي روزهاي گذشته يكبار ديگر گفتوگوهاي ايران با گروه 1+5 از سر گرفته شد و توافقهايي نيز براي ادامه اين مذاكرات صورت گرفت، با اين حال به نظر ميرسد اين گروه همواره تحت تأثير امريكا بوده كه همين امر موجب از بين رفتن اعتماد شده است. بخش عمدهاي از اين بياعتمادي، به سردرگمي دستگاههاي تصميمگيرنده امريكا در برخورد با ايران بازميگردد. به همين دليل نيز اين گروه زماني به تصويب تحريم عليه ايران ميپردازد و سپس خواهان مذاكره با تهران ميشود. بر اين اساس سردرگمي امريكا در برخورد با ايران را ميتوان به وضوح در سياستهاي اتخاذ شده از سوي واشنگتن طي دو سال گذشته مشاهده نمود. باراک اوباما كه سياستهاي خود در قبال ايران را با دراز کردن دست دوستي و تفاهم آغاز کرده بود، پس از مدتي تغيير رويه داد و سياستهايي را انخاذ نمود كه حتي از سياستهاي سلفش، جورج بوش نيز سختگيرانهتر بودند. ظاهراً اوباما به خاطر سياست به اصطلاح نرمش در قبال ايران، هزينه سنگين زيادي در صحنه سياسي امريكا داده است. البته اين هزينه تنها به خاطر سياستهاي اتخاذي اوباما نبود و شامل مجموعه سياستهايي نيز ميشد كه او در پيش نگرفت. شايد همين باعث شد كه ژنرال «جيم جونز» از سمت مشاور امنيت ملي امريكا كنار گذاشته شود و «تام دونيلون» به جاي او انتخاب شود. ظاهراً جيم جونز معتقد بود با حل شدن نزاع اسرائيلي- فلسطيني راحتتر ميتوان با معضل هستهاي ايران برخورد کرد. اين در حالي است كه تام دونيلون اعتقاد دارد جمهوري اسلامي ايران و کرهشمالي بزرگترين تهديد براي امنيت امريكا هستند. وي بر اين باور است که معضل اتمي ايران هيچ ارتباطي با نزاع اسرائيلي ـ فلسطيني ندارد و تلاشها براي حل اين دو مقوله بايد بدون قائل شدن پيوند ميان اين دو صورت گيرد. از اين رو تام دونيلون حامي تحکيم هرچه بيشتر مناسبات امريكا با اسرائيل است. وي از خروج نيروهاي امريكايي از عراق و بيرون کشاندن امريكا از نبرد افغانستان حمايت ميكند و به صحنه افغانستان، به عنوان عرصهاي که نبرد در آن تمامي ندارد، مينگرد. از نظر تام دونيلون، با کم شدن دردسرهاي حضور نيروهاي امريكا در عراق و افغانستان، ميتوان به گونه مؤثرتري با تهديدهاي ايران، کره شمالي و چين مقابله کرد. وي که (در سخني گستاخانه) ايران و کره شمالي را به عنوان دو حکومت ياغي و خطرناک که سرچشمه وخيمترين خطرات براي امنيت ملي امريكا تلقي ميشود، ميداند همواره از سختتر شدن تحريمها و بستههاي تنبيهي عليه جمهوري اسلامي ايران حمايت کرده و تنظيم ديپلماسي همهجانبهاي عليه ايران را پيشنهاد نموده است. شايد به همين دليل رئيس جمهور امريكا، اختيارات خود در ارتباط با اِعمال قوانين تحريم ايران را به هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه امريكا، محول کرد تا وي با مشورت با وزيران خزانه داري و بازرگاني، نماينده امريكا در سازمان تجارت جهاني، رئيس بانک صادرات و واردات امريكا، رئيس بانک مرکزي امريكا و ديگر نهادهاي مرتبط، بر دامنه تحريمها عليه ايران بيفزايد.تمام اينها در حالي است كه همچنان عدهاي از مشاوران اوباما در كاخ سفيد، نظر ديگري را ابراز ميكنند. به اعتقاد برخي از آنها، بهترين راه مقابله با تهديد برنامههاي هستهاي ايران، تقويت و تحکيم صلح در منطقه و همچنين تضمين چتر امنيت هستهاي امريكا به کشورهاي منطقه و تقويت توان بازدارندگي اسرائيل است. در عين حال به نظر ميرسد با رفتن چهرههايي که نرمش در قبال ايران را توصيه ميکردند و آمدن شخصيتهايي که ايران را تهديدي جدي ميدانند، تغييرات جدي در سياستهاي اوباما در قبال ايران شكل خواهد گرفت. به ويژه افرادي مانند تام دونيلون که «خطر ايران» را بالاترين تهديد براي امريكا عنوان ميکنند و حامي دوستي بيشتري با اسرائيل هستند، از تقويت در پيش گرفتن سياستهاي سختگيرانهتر دولت اوباما در قبال ايران در نيمه دوم رياست جمهوري او خبر ميدهد. علاوه بر اين به نظر ميرسد در چارچوب سختترشدن سياستهاي امريكا در قبال ايران است که رژيم صهيونيستي و عربستان سعودي پس از سالها خودداري امريكا، اينك براي برخي از خواستههاي ديرينه خود پاسخ مثبت دريافت كردهاند. بر اين اساس فروش ?? ميليارد دلار تجهيزات نظامي از سوي امريكا به عربستان سعودي که شامل جنگندههاي اف?? و نوسازي جنگندههاي اف?? عربستان ميشود، در راستاي تغيير توازن قواي نظامي منطقه و تضعيف ايران صورت گرفته است. همچنين امضاي پيمان دو ميليارد و ??? ميليون دلارى امريكا و رژيم صهيونيستي براي فروش ?? فروند جنگنده پيشرفته اف-?? امريكايي به نيروي هوايي رژيم صهيونيستي نيز يكي ديگر از نمونههاي چنين امري است. مسلماً اين جنگندهها توان نظامي تلآويو را براي مقابله با هرگونه تهديد نظامي در خاورميانه بالا خواهند برد. به خصوص که غير از ارتش امريكا تاکنون هيچ يك از ارتشهاي جهان به اين جنگنده مجهز نشدهاند. اين در حالي است كه اگرچه بيش از پيش بر روند تهديدهاي مقامات رژيم صهيونيستي عليه ايران هستهاي افزوده ميشود، اما بر همگان كاملاً آشكار است كه برخلاف اظهارات ديپلماتها و نظاميان اسرائيلي در خصوص حمله به ايران، رژيم صهيونيستي به تنهايي قادر نيست فعاليتهاي اتمي ايران را متوقف کند. بنابراين به نظر ميرسد سياست امريكا مبني بر مجهز كردن متحدان منطقهاي خود به پيشرفتهترين تسليحات نيز عملاً سياست شكستخوردهاي باشد.