روز یکشنبه آیتالله آملی لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی سخنانی را ابراز داشت که در واقع مهر صحتی بود بر اخباری که پیشتر به عنوان «شنیدهها» مطرح میشد. اظهارات رئیس قوه قضائیه درباره جریانی انحرافی که هم در اعتقادات و هم در عمل فاسد است و به شدت ضد روحانیت است و تبلیغ دوری از روحانیت را میکند زنگ خطری است که نشنیدن صدای آن خساراتی را در آینده به همراه خواهد داشت و بر این اساس شکی نیست که باید از هماکنون با روشی کارآمد و عملکردی صحیح جلوی آن خسران عظیم را گرفت. اما آن روش کارآمد و عملکرد صحیح چیست؟بهترین راهکار تبعیت نظری و عملی از بیانات رهبر انقلاب است؛ ایشان در جلسهای با کارگزاران نظام در سال جاری به مسئله لزوم ایجاد وحدت در سطوح مسئولیتی بالا اشاره کردند و فرمودند: «من روى اتحاد تکیه میکنم. اتحاد و همدلى بین مسئولان کشور یک فریضه است. تعمد در مخالفت با آن، امروز یک خلاف شرع است؛ بخصوص در سطوح بالا. همه به این توجه داشته باشند.»رهبر انقلاب همچنین طی دیداری که امسال با دانشجویان داشتند، با انتقاد از اقدام مسئولان در علنی کردن اختلافات خاطرنشان کردند: «در این باره تذکر جدی داده شده است.»حال برای تفسیر بیشتر بحث بد نیست یادی از یاران اباعبدالله در کربلا کنیم. همه ما در این ماه محرم سعی کردیم در عزای مولایمان بنشینیم و همچون کسی که عزیزش را از دست داده سیاهپوش باشیم. مسئولان امر نیز فارغ از کسب این ثواب نبودند. همه اشک ریختیم و گریستیم از مصیبت و غم و اندوهی که در کربلا به امام سوم شیعیان وارد آمد. اما فلسفه این اشک چه بود و چه معرفتی باید پشت آن باشد؟ حقیقتاً عبرتهای عاشورا درسهایی را به ما میدهد که اگر امروز پس از گذشت قرنها از آن حادثه، در زندگی به کار گیریم، به اوج درجه بندگی خواهیم رسید. شاید این نکته از حقایق کربلا کمتر تأکید شده باشد و آن اینکه در سپاه حق همه حتی زینب (س) و عباس (ع) مطیع امام خود بودند و امری به عنوان مشورت وجود نداشت. اینگونه نبود که حضرت ابوالفضل که ما امروز در نوحه و روضه فراوان از او یاد میکنیم به حضور حضرت حسین (ع) رود و برای انجام کاری به مشورت بنشیند. خیر بلکه سراپا گوش بود و هیچ عملی را بدون فرمان امام انجام نمیداد. این یعنی مطیع بودن و اطاعت به معنای واقعی و اطاعت از امر مولا یعنی یکی از شاخصههای بصیرت. عباس (ع) بصیر به معنای واقعی بود و از ولایت چنان تبعیتی داشت که هرگز نه در برابر خواسته ولایت به زبان نمیآورد تا نظر خود را عملی کند.حتی حرکتی که نشانگر مخالفت با فرمان ولایت باشد انجام نداد. این یعنی که هم در قلب خود مطیع ولایت بود و هم در عمل. حال آیا معرفتی که ما باید از اشکها و گریههایمان در محرم کسب کنیم، غیر از این است که عباس را الگوی مردانگی و مسیر سربلندی قرار دهیم؟ اگر غیر این باشد آن اشک چه سودی دارد و آیا «اشک بیمعرفت» به مسلک همانانی ریخته نمیشود که وقتی زینب (س) در راه اسارت وارد کوفه شد، از گوشهای صدای گریه و زاری شنیده میشد و از جایی بانگ شیون و ناله برمیخاست و زنان کوفه نوحهگری نموده و گریبان چاک میزدند؟! به راستی در شرایطی که در حال گذر از آن هستیم و در دورهای که فتنهای عمیق علیه مقام ولایت را پشت سر گذاشتیم، کمترین انتظار از حامیان ولایت، نباید تبعیت قلبی و عملی از ولی فقیه باشد؟ اکنون دورهای است که فتنه همچنان نوک پیکان حملات خود را به سمت انقلاب و رهبر انقلاب نشانه گرفته و خصوصاً با آغاز هدفمندی یارانهها مسیر تشویش اذهان عمومی را با امیدهای واهی در حال پیمودن است. آنان در این مسیر قصد دارند بر هر موجی سوار شوند و سابقه فتنه به وضوح نشان میدهد که هیچ موجی برای آنان بلندتر و شتابانتر از اختلاف میان قوا نیست. این اختلاف نه فقط آنان را در پیمودن مسیر راسخ میکند بلکه بعید نیست عدهای از مردم را نیز به مسیری بکشاند که دلپذیر آنان است. لذا از این اختلافات اگرچه نمیتوان تعبیر به فتنه کرد، اما میتوان ادعا کرد که موج و تخته موجسواری فتنهگران را مهیا میکند. با این توصیفات بد نیست که هر روز ندای «این عمار» ولی فقیه را در گوش باطن بشنویم؛ ندایی که یکبار ابراز شد و تکرار آن برای مدعیان پیروی از ولایت خجالتآور خواهد بود.بد نیست در این شرایط عبرتهای فتنه 88 را در ادامه عبرتهای عاشورای 61 بنگریم و اگر میخواهیم به مملکتمان آسیبی نرسد، پیرو قلبی و عملی ولی فقیه باشیم و اگر اختلافی میان مسئولان است نه در برابر انظار عمومی بلکه در یک جلسه غیررسانهای میان خود منازعات را حل کنند. مهمتر آنکه از سوی مسئولان اقدامی انجام داده نشود که فضای مناقشه در جامعه را منجر شود و فتنه عقیم، بارور گردد. بیشک تغییر یک وزیر یا ابراز یک نظر و تشویق یا انتقاد از قوای دیگر میتواند طوری انجام شود که در زمین امن و امین و در راستای امنیت خاطر مردم و مملکت باشد.