بسیاری از مجرمان سابقهدار با تشکیل باندهای خشن اقدام به سرقتهای مسلحانه میکنند. سارقان مسلح در حالی اهداف شوم خود را دنبال میکنند که پلیس هم تلاش مضاعفی را برای دستگیری آنها به کار بسته است. یکی از آسیبهایی که ارتکاب این جرائم به همراه دارد بر هم زدن نظم عمومی و خدشهدار شدن افکار مردم و کسانی است که خلأ امنیت را احساس میکنند اما رئیس دستگاه قضا در دو سخنرانی اخیر خود به سارقان مسلح به شدت هشدار داد تا مردم امیدوار باشند دستگاه قضایی به این تبهکاران رحم نکند.
«جوان» در سلسله گفتوگوهایی که با کارشناسان انجام داده تلاش کرده آسیبهای این حوزه را بازکاوی کند.
بیست و یکمین بخش از این گفتار در گفتوگو با حجتالاسلام سیدمصطفی طباطبایینژاد نماینده مردم اصفهان و عضو کمیسیون قضایی و حقوق مجلس شورای اسلامی در پی میآید:
آقای طباطبایینژاد لطفاً با ارزیابی وضعیت فعلی جامعه از لحاظ جرم سرقت- به ویژه سرقت مسلحانه- بفرمایید آیا مجازاتهای پیشبینی شده در قانون برای این جرم بازدارندگی کافی را دارد؟
مجازات سرقت را خداوند مهربان در قرآن کریم تعیین کرده که بهترین و بازدارندهترین نوع مجازات است. قانون مجازات اسلامی هم برگرفته از فقه اسلامی است از این رو با قاطعیت میتوان گفت: بازدارندگی کافی را دارد، اما بحث اینجاست که این قانون در عمل خوب اجرا نمیشود.
به طور مثال یکی از مجازاتهایی که قانون مجازات اسلامی البته با در نظر گرفتن شرایطی پیشبینی کرده اجرای حد و قطع انگشتان دست سارق است. در حالی که در طول 30 سال گذشته اجرای این حکم را ندیدهایم.
بعید میدانم که طی این مدت هیچ یک از سارقان شرایط قطع انگشتان دست را دارا نبوده باشند. از سوی دیگر مجرمانی که با اسلحه دست به سرقت میزنند طبق قانون محارب شناخته میشوند و باید حکم اعدام برایشان جاری شود و این را بدانیم که اگر در بحث سرقت یا مقابل سارقان کوتاه بیاییم در واقع آنها را به انجام این جرم تشویق کردهایم و این موضوع در آینده مشکلات زیادی را به همراه خواهد داشت.
روح قانون اساسی کشورمان نسبت به مجرم اصلاحگرایانه است، فکر میکنید این نگاه تا چه اندازه در عمل اجرایی شده است؟
همانطور که اشاره کردید این نگاه در قانون وجود دارد و در عمل هم سعی شده تا مورد لحاظ قرار گیرد، اما باید به این مهم هم توجه کنیم که گاهی یک شخص به خاطر نیاز و مشکلات مالی و اقتصادی، بدون آنکه دست به سلاح ببرد و خشونتی به خرج بدهد سرقت میکند و با رفع نیازش زندگی سالمی را در پیش میگیرد و زمانی یک فرد با سلاح سرد و گرم و با ایجاد رعب و وحشت دست به سرقت میزند در نتیجه میبینیم که عمل ارتکابی این افراد کاملاً با هم فرق دارد. اینکه اسلام میگوید نگاه اصلاحی به مجرم داشته باشید مربوط به دسته اول است؛ افرادی که سرقت خوی آنها شده اصلاحپذیر نخواهند بود.
اگر قانون مجازات اسلامی بازدارندگی کافی را دارد و اصلاح مجرمان و سارقان تا حد ممکن انجام میشود پس چرا شاهد کاهش این جرم در جامعه نیستیم.
اول اینکه ما در اجرای قانون ضعیف هستیم و آنچه را در دستور الهی است، اجرا نمیکنیم چون از اینکه کشورهای غربی به ما بگویند چرا دست سارق را قطع میکنید وحشت داریم. در نتیجه میبینیم که سارقان جریتر شدهاند از طرف دیگر باید نیاز اقتصادی افراد جامعه را هم برطرف کنیم و زمینههای سرقت را از بین ببریم که متأسفانه در این راستا خوب کار نکردهایم. اگر این کارها انجام شود جلوی سرقت گرفته میشود.