
در روزهای اخیر و به استناد گزارشهای منتشر شده از سوی مؤسسه خانه کتاب گفته میشود که شمارگان انتشار کتاب در کشور تا پایان آبان ماه نسبت به مدت مشابه در سال گذشته با هفت درصد کاهش روبهرو بوده است. این در حالی است که همین گزارش میافزاید تعداد عناوین آثار منتشر شده در کشور در مدت مشابه با افزایش نزدیک به 13 درصد روبهرو بوده است.
در مقام مقایسه و نتیجهگیری از این دو خبر ولی باید از شمارگان پایین و این روزها پایینتر آمده کتاب در کشور اظهار تأسف کرد یا بر افزایش تعداد عناوین کتاب بالید. آیا کاهش شمارگان به این معنی است که علاقه به کتاب و کتابخوانی در کشور ما کاهش یافته و ریسک انتشار کتاب با شمارگان بالا همچنان در انتظار ناشران است یا از سوی دیگر افزایش تعداد عناوین منتشر شده را باید به تنوعطلبی مخاطبان مرتبط بدانیم.
بگذارید از زاویه نگاه خود شما به عنوان مخاطب به این موضوع نگاه کنیم. در کشور ما به دلیل شرایط خاص اقتصادی حاکم بر جامعه، به عنوان یک کارمند یا شاغل در بخش عمومی و بدتر از آن خصوصی، فرصت قابل توجهی برای مطالعه ندارید. بخش قابل توجهی از زمان مفید فعالیت روزانه شما به حرفهتان و احیاناً مشاغل دوم و گاهی سوم شما اختصاص دارد. اوقات فراغت شما منحصر به ساعات شبانگاهی حضور در منزل و نیز ایام تعطیلات هفتگی است، البته اگر پایتختنشین هم که باشید میتوانید زمان تلف شده در ترافیک حمل و نقل شهری را نیز به زمان تلفشده روزانهتان که عملاً کار مفیدی انجام نمیدهید، اضافه کنید.
در این سیکل شما چه زمانی را برای مطالعه اختصاص میدهید؟ برای پاسخ به این سؤال باید دید که شما در کدام طبقه کتابخوانان قرار دارید؛ کتابنخوانان، روزنامهخوانهای حرفهای که گاهی سرکی به کتاب میکشند، پاورقیخوانهای حرفهای که به دنبال هر مطلب هیجانانگیز مکتوب برای خواندن هستند، جوانان دانشگاهی که تحت تأثیر جو آموزشی گاهی مطالعه غیردرسی دارند، جوانان دانشگاهی که مجبور به مطالعه غیردرسیاند، کتابخوان، کتابخوان حرفهای و حریص، کسانی که به واسطه شغلشان به مطالعه روی میآورند و....
به نظر میرسد پاسخ به سؤالهای ابتدایی این یادداشت درست در همین تقسیمبندی نهفته است. تنوع تعداد عناوین منتشر شده کتاب که با افزایش سالانه نیز همواره مواجه است، با توجه به تعریف اقشار و طبقات اجتماعی جدید موضوعی قابل استحصال است و منطقی است. شما به تعداد دوستانتان و آشنایان و سلیقههایی که از آنها سراغ دارید میتوانید به تنوع موضوعی کتاب برای مطالعه آنها بیندیشید و در نتیجه روبهرو شدن با این جمله که عناوین منتشر شده کتاب هر ساله افزایش مییابد، مسئله چندان عجیبی نیست.
اما در بخش دوم این گزارش باید به ساعت مطالعه شما توجه کنیم. شما چه زمانی و کجا به مطالعه میپردازید؟ در تاکسی، مترو، انتهای ساعت ناهار در محل کار، انتهای شب در منزل، اول صبح پیش از خروج از خانه، حین خواباندن کودکتان، حین آشپزی، در سفر، آخر هفته و تعطیلات، پیش از خواب یا...
بسیاری از موقعیتهای مطالعه در جامعه شهری پیرامون ما محدود کوتاه و غیرمتمرکز است. کمتر میتوان موقعیتی را یافت که مخاطب کتاب در شهرهای بزرگ ایران فرصتی مناسب و توأم با فراغ بال برای مطالعه داشته باشد. مطالعه سطحی و غیرمتمرکز در بهترین حالت نفعش شخصی است؛ چیزی است برای خود مطالعهکننده و معمولاً بدون بازنمایی بیرونی، در پایان این نوع مطالعه معمولاً پیشنهاد مطالعه سوژه به دیگری داده نمیشود و در نتیجه کتابی برای مراجعه کمتر به دیگری معرفی میشود.
حال این دو را کنار یکدیگر قرار دهید. تعدد مطالعهکننده و سوژههای متنوع مد نظر او در کنار عدم معرفی کتاب به دیگری برای مطالعه که موضوعی غیرارادی است. حاصل این اتفاق توزیع مجموع شمارگان انتشار در میان تعداد آثار متنوع منتشر شده است تا ذوق مخاطب و نیز کیفیت اقتصادی نشر توأمان حاصل شود.
برگردیم به ابتدای این متن، آنچه گزارش مؤسسه خانه کتاب اعلام میکند نتیجه سلبی ایجاد و هدایت طبقات اجتماعی در کشور ماست؛ طبقاتی که تلاش برای بقایشان در سیکل اجتماعی پیرامونشان به عنوان نخستین اولویت برای آنها مطرح است و در این میان مطالعه نیز بنا بر آنچه گفته شد، معنی شده است.
اگر به رسم پایانبندی بخواهیم نتیجهگیری هم بکنیم (اگر تا این لحظه هنوز جان کلام برای شما حاصل نشده است) باید اذعان کرد که در یک کلام ساده تغییر نگاه اجتماعی ما به انسان موجب تغییر نگاه او به مطالعه (در کنار سایر اتفاقات مثبت حاصل از آن) خواهد بود؛ تغییری که در نخستین گام نقش او در جامعه و نحوه حضورش را با تعریفی دوباره روبهرو میکند.