
«من وقتی خارج از وطن بودم، فکر میکردم راه به خانه میرسد و خانه از راه زیباتر است، اما وقتی به آنچه خانه نامیده میشود و خانه حقیقی نیست بازگشتم، این گفته را تغییر دادم و گفتم راه خانه همچنان از خانه زیباتر است.»
این جمله تنها یکی از پاسخهای محمود درویش شاعر فقید و نوگرای فلسطینی است که حس او را به عنوان یکی از بزرگترین شاعران مقاومت اسلامی به سرزمین خودش عنوان میکند.
درویش و شعر او برای مخاطبان ایرانی مقوله تازهای نیست. جستوجوی کوتاهی در رابطه با وی انبوهی از یادداشتها و مقالات در رابطه با وی و شعرش را پیش روی مخاطبان میگذارد اما ورود به دنیای زندگی و شاعرانگی درویش از زبان خودش و آن هم نه در قالب شعر بلکه در قالب گفت و شنود لذت کشف نشدهای است که کتاب«هر روز زاده میشوم» که از سوی انتشارات فرهنگ جاوید روانه بازار کتاب شده است، آن را مهیا میکند.
«هر روز زاده میشوم» به زبان سادهتر زندگینامه خود گفته درویش است که در قالب گفتوگوی مفصل «عبده وازن» سردبیر وقت روزنامه الحیات با وی انجام شده است که پس از انتشار آن در پنج شماره این روزنامه در هفتهنامه ادبی الکرمل که با سردبیری خود درویش منتشر میشد نیز به چاپ رسیده است.
درویش در این کتاب از سیر تحول جوان آزادیخواه و در عین حال با ذوقی میگوید که در شش سالگی از سرزمین مادریاش؛ عکا رانده میشود و مجبور به گذران نوجوانیاش در حیفا میشود و همین اقامت نسبتاً بلند نخستین جرقههای هنر شاعرانگی و نویسندگی او را شعلهور میکند تا به دوران بلوغ و جوانی درویش که نقطه عطف زندگی هنری وی نیز به شمار میرود.
درویش در بخش قابل توجهی از این کتاب از چگونگی ورودش به دنیای سیاست به عنوان مشاور فرهنگی یاسر عرفات و نیز خروج جنجالبرانگیز خود از این حیطه سیاست سخن میگوید. او در واقع در این گفت و شنود به منتقدانی پاسخ میدهد که شاعرانگی وی و دوریاش از بیان خطابههای آتشین سیاسی را پشت کردن وی به آرمان سرزمینش مینامند.
«نمیتوان از سر و صداها رها شوم. سرنوشت میهنی و انسانی ما جان فکر را آزار میدهد. ما در حال حاضر در مقطعی از تاریخ قرار داریم که نمیخواهم بگویم قانون جنگل، بلکه یک استبداد جهانی بر آن حاکم است....ما بحران بودن و حضور داریم؛ بحران در روابط خود با تاریخ و آینده و از آن خطرناکتر بحران ارتباط با آینده است. اینجاست که هیاهو بسیار قوی است، اما نباید با جنجال نوشتاری، به آن پاسخ دهیم....نمیتوانی هیاهو را با هیاهوی زبانی پاسخ بدهی، چرا که هیاهوی مادی، از صدای درونی قویتر است. باید در برابر این هیاهو با نقیض آن بایستیم، با زبانی آرامتر، با تأمل، با ارتباطی والاتر با زندگی، با ستایش زیباییهای زندگی و جستوجو برای کشف نیروهای نهفته در روان انسان. این گونه میتوانی صدایت را برسانی.»
محمد حزباییزاده مترجم این اثر در انتهای این گفتوگوی جذاب منتخبی از اشعار درویش را از مجموعه سرودههای قدیمی و نیز جدید او را ضمیمه کرده است به گونهای که از هر مجموعه شعری او لااقل یک قطعه در میان آنها گنجانده شده است.
«هر روز زاده میشوم» در غیاب وجود زندگینامهای مدون از محمود درویش اثری مغتنم است برای ورود به دنیای انسانی که آرمان آزادی سرزمینش را به زبان نرم و شاعرانه خویش تا پایان عمر پیگرفت و کلام انسانی خود را ماندگارتر از بسیاری از جنجالها و هیاهوی حزبی و سیاسی آن قرار داد.
هر روز زاده میشوم /عبده وازن/ترجمه: محمد حزباییزاده/تهران/نشر فرهنگ جاوید/1389