کد خبر: 427982
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۵
زمانی که طرح نظریه وحدت حوزه و دانشگاه از سوی اندیشمندان و متفکران انقلابی همچون شهید مفتح عزم پرکردن شکاف میان این دو نهاد علمی را کرد، اندیشه‌های الحادی وارداتی در جامه روشنفکری به بهانه تجدد، تحصیلکردگی و فرنگ زدگی در مراکز علمی و دانشگاه‌های کشور رسوب کرده بود.
آن روز شدت این بیماری به تدبیر و فرمان امام خمینی (ره) چند سالی تحت درمان انقلاب فرهنگی قرار گرفت، اما تجربیات 32 سال گذشته نشان داده که ویروس آن هرگز دست از سر مراکز علمی ما برنداشته است. ریشه این امر را می‌توان در دو مسیر هم هدف یافت؛ یکی انزوای دین و جدا کردن آن ازعلم و اندیشه روز جامعه که فی نفسه استکبارستیزی و آزادگی را باور می‌کند. دوم شناخت سنگر پرظرفیت دانشگاه و خزیدن و جاخوش کردن اندیشه‌هایی که در درازمدت توانایی وارد ساختن ضربه‌هایی اساسی بر پیکره اجزای استوار بر دانش کشور را خواهند داشت. اگرچه در طول این سال‌ها به مدد شهادت‌ها و رشادت‌ها و منشورهای نوشته و نانوشته و دلسوزی اندیشه‌ورزان متعهد روشنایی شمعی که 32 سال قبل بر فراز مسیر وحدت حوزه و دانشگاه روشن شد،‌حفظ شده است، با وجود این تغییر استراتژی استکبار از مقابله رو در رو به معادله‌های خزنده و برنامه‌ریزی شده نظیر خاکستر زدایی از جنازه افکار مارکسیستی و چپ و اطلاق عناوینی همچون نئومارکسیست به آنها یا یارگیری بی‌سر و صدا برای دجال لیبرال دموکراسی و سکولاریسم باید ما را در مسیر شناخت خلأ‌های موجود جدی‌تر کند. آن هم در دانشگاه و در قالب ارائه نظریات و القای آنها یا نفوذ در میان تشکل‌ها و بدنه دانشجویی، دانشگاهی که چشم امیدها از منظرهای متفاوتی به آن است. بر این مبنا شاید اسلامی کردن دانشگاه‌ها لباس دیگری بر اندام وحدت حوزه و دانشگاه باشد.
به تعبیر دیگر آغشتن تخصص آکادمیک و مهارت به تعهد دینی ثمره وحدت حوزه و دانشگاه است، به طوری که نظریه‌پردازان سناریوی «براندازی نرم» از مهم‌ترین دلایل وقوع انقلاب را تقویت روشنفکران دینی در دانشگاه‌ها برشمرده‌اند. بسیار این تعبیر را شنیده و خوانده‌ایم که حوزه و دانشگاه دو بال پیکر پیشرفت کشور اسلامی ایرانند و اوج این پیشرفت به همپوشانی و هماهنگی نظیر به نظیر این دو نهاد بستگی دارد.
در این راستا شناخت وظایف حوزه و دانشگاه به تفکیک، ورود جدی‌تر حوزه‌های علمیه بر نهضت نرم‌افزاری تولید علم،‌تدوین سرفصل‌های درسی در رشته‌های مختلف با همکاری اندیشمندان حوزوی، تحول در حوزه و شناخت نیاز جامعه دانشگاهی از سوی حوزه از طرفی و سرمایه‌گذاری روی نفوذ دانشجویان و اساتید دین‌مدار در دانشگاه‌ها از سوی دیگر می‌توانند در زمره اقدامات در این برهه زمانی قرار گیرند. به اضافه اینکه امسال و با طرح الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت از سوی مقام معظم رهبری به تمام آنچه گفته شد،‌ملزومات و الزامات تحقق این پیشرفت نیز که در سایه وحدت حوزه و دانشگاه میسر است، اضافه می‌شوند.
علاوه بر این خلأ وجود چشم انداز و منشور قابل استناد در مسئله‌ای که به این اندازه در شکل‌گیری و بالندگی انقلاب ما مؤثر بوده، آن هم در شرایط کنونی بیش از گذشته به چشم می‌آید. در این میان نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی که تا به امروز پرچمدار امینی در حفظ این وحدت مبتنی بر مبانی ایدئولوژیک، ساختاری و اجرایی بوده حساس‌تر می‌شود.
ناگفته نماند که رسیدن به آنچه در فهرست بایدهای این مقال قرار گرفت، در حالی دغدغه دلسوزان است که شرایط کنونی اوج بهبود روابط حوزه و دانشگاه در طول سال‌های بعد از انقلاب است.
ضمن اینکه تعابیر ارائه شده از سوی اتاق فکرهای غیرخودی و سرمایه‌گذاری عظیم با هدف کمرنگ کردن قدرت روحانیت در دانشگاه‌ها و ایجاد بدبینی در رابطه با تئوری وحدت حوزه و دانشگاه بر لزوم به روز رسانی آگاهی و هوشیاری می‌افزاید. الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت می‌تواند ظرفیت‌های جدیدی را برای این وحدت ایجاد کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار