
نفيسه ابراهيمزاده انتظام | مركزي كه بتواند مصوبات شورا را تغذيه پژوهشي و مطالعاتي بكند و در عين حال از تحقيقات موازي و تكراري در سطح ملي جلوگيري كند. براين اساس اين مركز با آئيننامه هشت بندي و سه وظيفه اصلي كه برجستهترينش مهندسي فرهنگي است كار خود را آغاز كرد. رئيس اين مركز در طول اين سالها احمد فضائلي است؛ وي دكتراي مديريت آموزش با گرايش دانشگاه دارد و تمام اين كافي است براي اينكه سپاهي از سؤال قصد كاغذم كنند. نهايتاً اين سپاه موفق شد مرا به دفتر مركز مطالعات راهبردي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و اتاق رياست آن بكشاند. در بدو ورود نماز خواندن مسئول دفتر آقاي رئيس باعث شد تمام دفعاتي را كه براي مصاحبه به ساختماني بيتابلو مراجعه كرده ام بشمارم كه البته از انگشتان يك دست تجاوز نميكردند. اما فكر كنم از بزرگي شنيدهام، يك خبرنگار جوابهاي بكري براي سؤالاتش در مراكز بيتابلو دور از هياهوي رسانهها مييابد.به هر رو حاصل مصاف لشكر سؤالاتم از يكطرف و حوصله خواننده و مجال كاغذم از طرف ديگر گفتوگوي ما را با رئيس مركز مطالعات راهبردي شوراي عالي انقلاب فرهنگي به شرح زير رقمزده است.
با توجه به نقش شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مهندسي فرهنگي، بدون تعارف آنچه كه در اين حوزه در كارنامه فعاليتهاي شورا ديده ميشود در حد برگزاري يك همايش بوده و كارها آنطور كه بايد بازده نداشته، شما با اين طرز تلقي موافقيد؟البته قسمت عمده كارهاي صورت گرفته رسانهاي نشدهاند. كار بسيار سنگين است، ولي از بيش از چهار سال پيش آغاز شده، هر چند كه حضرتآقا خيلي قبل از آن دستور داده بودند. قدر مسلم اقداماتي انجام شده، منتها خيلي كمرنگ. شايد علت نپرداختن به آن هم اوج و حضيضهاي مسائل حكومتي و مسائل جانبي شورا بوده اگر شما برگرديد به شوراهاي سابق در دولتهاي قبلي به هر حال خيلي اين موضوع وجهه همتشان نبوده است. در چند سال اخير مورد اهميت قرار گرفته نسبت به آن فكر و برنامهريزي شده و كارهاي متعدد و سنگيني انجام شده است. خوشحالم خدمتتان عرض كنم كه اين موضوع روي ريل پرشتابتر و پيش برندهاي قرار گرفته كه خيلي بدبينانهاش اين است كه تا پايان سال 90 حتماً مجموعه مهندسي فرهنگي به صورت يك مجموعه در اختيار شوراي عالي براي تصويب قرار ميگيرد. كار با سرعت و در حجم زياد در حال انجام است. مثل نقشه جامع علمي كشور ممكن است براي بسياري متصور نباشد كه بيش از دو هزار انديشمند كشور را درگير خود كرده است. بيش از 60 جلد كتاب تهيه شد. بيش از 40 هزار صفحه سند تهيه شده و حاصل تمام اينها يك جزوه 50 صفحهاي است كه رفته براي تصويب. اين 50 صفحه پشتوانه عظيمي از محتواي فكري و سندي و مطالعاتي دارد. درست است كه اين كار سنگين است. اما آيا نقد ندارد؟البته كه دارد. يا اين پايان كار است؟ خير. بعد از اينكه وارد صحنه عمل شد تازه كارهاي بعدي ما شروع ميشود. در مهندسي فرهنگي هم همينطور. كارها در جنبههاي مختلفي انجام شده است. فقط در يك كارش كه اخيراً نهايي شده، 12 هزار صفحه سند از مطالبات حضرت آقا در مورد فرهنگ تهيه و تبديل به كتاب شده است.كارهاي ديگر در تبيين مباني چشمانداز، اهداف و تحليل وضع موجود فرهنگ به عنوان مقدمه براي رسيدن به وضع مطلوب صورت گرفته. تنها درگام اول 430 منبع موجود در كار تحليل وضع موجود بررسي تبديل شده به سند حدود 1400-1300 صفحهاي گروههاي مختلفي روي مباني و اصول چشمانداز در حال كارند. هم حوزه و هم در دانشگاهها و هم در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان گروه ستادي و هدايتگر آن. تمام اينها در حال فراهم شدن است و ميآيد در ستاد مهندسي فرهنگي در دبيرخانه شورا تنقيح ميشود، بعد ميآيد در شوراي تخصصي مهندسي فرهنگي كه برخاسته از شوراي عالي انقلاب فرهنگي است، دانه دانه چكشكاري ميشود. رفتوآمدهاي متعدد و مكرر ادامه مييابد تا هر كدام از اينها برسد به جايي كه پختگي لازم را پيدا كند و اگرچه اين كار با سرعت در حال انجام است، با اين حال دير هم است كه در اين زمينه مركز مطالعات راهبردي شبانهروزي درگير است و من مطمئن هستم كه به زودي خبرهاي خوشي در اين زمينه به اطلاع جامعه دلسوز ما ميرسد.
از زماني كه فرمان امام خميني(ره) بر تشكيل شورا قرار گرفت تاكنون، شورا در حوزه دانشگاه و آموزشعالي عموماً ورود زيادي دارد. با اين حال گاهي احساس ميشود كه آموزش عالي كشور دچار يك سردرگمي است. در حال حاضر نگاه راهبردي به آموزش عالي در شورا چيست؟بيش از يك ذره سردرگمي است. خيلي در حوزه آموزش عالي سردرگميم. نه تنها در آموزش عالي بلكه در كل تعليم و تربيت كشور. شوراي عالي انقلاب فرهنگي نسبت به كل تعليم و تربيت كشور مسئوليت دارد، ولي موضوع بسيار پيچيده و عميق است. هر زماني به صورت تصادفي يا انتخابي با بعضي از گوشههاي آن درگير شده و كارهايي را انجام داده است. شورا هيچگاه متوقف در امر بهبود، بهينهسازي و بهسازي وضعيت آموزش عالي و تعليم و تربيت كشور نبوده است. منتها اين فعاليتها تأثيرات اساسي و بنيادي بايد داشته باشد.اين تأثيرات وقتي مشخص ميشوند كه به كارهاي ريشهاي و زيربنايي پرداخته ميشود. شاهديم كه بسياري از مؤسسات آموزش عالي بعد از انقلاب توسعه پيدا ميكنند، يكي از عوامل مؤثر در اين روند شوراي عالي انقلاب فرهنگي است. حجم آموزش و پرورش كشور چقدر افزايش پيدا كرده است در طول 30 سال گذشته؟ اين انفجار همراه با انفجار علمي در كشور صورت گرفته است، انصافاً شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجموعه تعليم و تربيت كشور در سالهاي بعد از انقلاب غوغايي از تحليل دارد. منتها وقتي ميرسيم به جهتهاي منفي كار، ميبينيم خيلي كار بر زمين مانده باقي است. به فرض مثال آيا متناسب با توانمنديهاي مورد نياز جغرافيايي كشور، توزيع آموزش عالي و تعليم و تربيت مناسبي داريم؟ اين علامت سؤال وجود دارد. چرا؟ چون هيچ مدرك و نقشهاي براي اثبات خلاف آن نداريم. درحال حاضر يكي از وظايف نقشه جامع علمي كشور همين است كه نظامدهنده به مسائل و جنبههاي مختلف آموزش عالي كشور است. يعني چنانچه اين نقشه در معرض اجرا قرار بگيرد، 90 درصد مسائل و مشكلات موجود در اين حوزه را ميتواند ساماندهي كند. بعد از اجرا هم كه نقشه در مسير خود اصلاحي قرار بگيرد، نقش بيشتري ايفا ميكند.يقيناً با پرداختن به مسائل بنيادي تعليم و تربيت مثل نقشه جامع علمي كشور، مثل تعيين فلسفه تعليم و تربيت كشور، مثل سند تحول تعليم و تربيت كشور كه يكي پس از ديگري به صحن علني شورا تقديم ميشوند براي تصويب، ميتوانيم بگوييم كارهاي بنيادي و اصلاحات اساسي در كشور انجام شده است. هرچند كه اين كارهاي بزرگ انجام شده، ولي تمام آنها در قالب يك مجموعه متحد و به هم پيوسته معناي ديگري پيدا ميكند و زيبايي خود را آنجا نشان ميدهد و بسياري از چهرههاي نامطلوبي را كه در حال حاضر شاهد آنهاييم، از بين ميروند و اصلاح ميشوند.
مثال زديد كه گسترش آموزش عالي كشور بر مبناي يك اطلس جغرافيايي صورت نگرفته است، از طرفي طبق آخرين اخبار آموزش عالي، بسياري از اين گسترشها خصوصاً در حوزه غيرانتفاعيها تحت تأثير نفوذ برخي افراد، اشخاص و چهرههاي سياسي بوده است، اين نقشه براي جلوگيري از اين امر در آينده چه مانعيتي دارد؟چون ما در اين گسترش نقشي نداشتهايم ميتوانيم اعتراض كنيم كه بدون اساس و نقشه صورت گرفته، ممكن هم هست در صورت وجود نقشه ببينيم كه واقعاً خيلي از آنها هم سر جاي خودشان هستند. به هر حال چون نقشهاي نداريم اين اعتراض به ما وارد است. حتماً بايد هدف و نقشه و برنامه داشته باشيم. در مورد سؤال شما هم بگذاريد خود نقشه بيايد، گويا خواهد بود. منتها در نقشه تمام اين موارد ديده شده است. با دقت تمام و بر مبناي برنامه جمعيتي كشور و برنامهريزي تخصصي مورد نياز جامعه تدوين شده است.
يعني جاي خالي براي اعمال نفوذ و قدرت در هر دوره و دولتي ندارد؟اگر مطابق اين نقشه عمل شود خير. در حال حاضر آنچه تدوين شده هيچ راه نفوذي نگذاشته است، اما اينكه ميگوييم هيچ، تا نقشه اجرا نشود نميتوان نظر صددرصدي داد. ممكن است در طول اجرا ببينيم خلأهايي است كه اين طبيعي است. اگر شما يك انتظار صددرصدي از يك كار داشته باشيد، اصلاً نبايد آن كار را شروع كرد، بنابراين شما هم قضاوت صددرصدي در اين مورد نكنيد.
عمر پروژه اسلامي كردن دانشگاهها حداقل 15 سال است. در حال حاضر چه منشوري چه در حوزه تئوري و چه در حوزه عملي قابل استناد، ارائه و البته دفاع در اين زمينه وجود دارد؟واقعاً حركت اسلامي شدن دانشگاهها خارج از مسائل اجتماعي ما نيست. البته اين مسئله را براي فرار نميگويم، ميخواهم تكيه كنم روي اينكه مسئوليت. تأخيرات ما در اين زمينه تنها به عهده يك جا نيست و خرده، خرده بايد احصا شود. اين كار بايد با صبر و حوصله انجام شود. هر چند كه انتظار ما اين است كه خيلي زودتر از اينها و قويتر از اينها كار بايد انجام ميشد. كه انتظار بجايي هم هست، اگر دقيقتر يا تحت محاسبات منطقيتر عمل مي شد، بهتر بود. اما برسيم به اينكه سر جمع ظرفيت ما اين بوده و با جهتگيري مثبت و براي رسيدن به وضعيت مطلوب حركت كردهايم.منتها ممكن است خيلي چيزها را نديده باشيم يا فهم و ظرفيت انديشه ورزي ما به آنجا نرسيده باشد. خيلي جاها موانع بسيار سخت بوده، خيلي جاها سرمايهگذاريهاي دقيق و كلان و با پشتوانه دشمن، ميزان نفوذ ما را در آنجا كم كرده است. ميبينيم كه تمام صحنهها به صورت يكسان در دست ما براي دنبال كردن و اصلاح نبوده است. تأثيرگذاري روي انسان به مراتب سختتر از زمين و گياه و حيوان است كه در برابر انسان تسخير پذيرند. ببينيد چندين سال است كه مقام معظم رهبري روي اصلاح علوم انساني تأكيد ميكنند. امام(ره) با چه گرمي و شوقي درباره انقلاب فرهنگي و تغيير دانشگاهها وارد ميدان شدند و روي اين كار چه سرمايههايي گذاشته شده است. با اين حال وقتي ميخواهيم قضاوت كنيم ميبينيم كه خيلي بايد بهتر از اينها باشد. وضع كنوني سؤالاتي را براي ما ايجاد ميكند؛ يكي اينكه آيا ما نخواستيم كار انجام دهيم؟ اثبات ميكنيم كه نه واقعاً جامعه و مسئولان در اين زمينه در حد توانشان فعال بودند. انواع و اقسام فكرهايي كه به ذهن ميرسيده، عملياتي شده است، از تأسيس نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها گرفته تا بسيج و كار روي نفوذ دانشجويان مثبت صورت گرفته تا تربيت اساتيد جديد، هر حوزهاي را كه ميبينيد سراغش رفتهاند و رويش كار شده است. بنابراين محورهاي تأثيرگذار روي دانشگاهها كشف شدهاند منتها باز ميبينيم كه نتيجه مطلوبي حاصل نميشود. چون واقعاً كار سخت است. بنابراين مطمئناً كار شده، اما ظرفيتهاي جديدتري هم توليد مي شوند و مي بينيم كه مطالبات و اراده حضرت آقا هم تندتر ميشود. حوزه و جامعه علمي و دانشگاهي امروز ما در علوم انساني خيلي توانمندتر از 10 سال پيش ميتواند وارد صحنه شود. اگر 10 سال پيش ميتوانست يك سنگريزه در مقابل آن سيل خروشان بگذارد، الان ميتواند شروع به سد سازي كند. پس به اين موضوعات بايد با توجه به ظرفيتهاي موجود يك نگاه طولاني مدت داشت. به عبارتي با وجودي كه كار انجام ميشود، اما دشمن هم آشناست و ميداند كه كجا بايد سنگر بگيرد، سرمايهگذاري كلان ميكند و نبايد از اين غافل شد، به هر حال ميلياردها دلار كه براي مقابله با اين نظام و دامنزدن به تهاجم فرهنگي كه هزينه ميكنند، اگر نتيجهاي نميگرفتند كه بيشتر و بيشتر هزينه نميكردند. با اين حال و با اينكه كار سخت و پيچيده است، هم تقريباً ابعادش و هم راههاي حصول نتيجه شناخته شدهاند و مسير حركت و مقصد تقريباً روشن است. ديگر زمان لشكر كشي و تنظيم قواست. منتها بايد حوصله كرد. بخش عمدهاي از مسئله اسلامي كردن دانشگاهها در نقشه جامع علمي كشور ديده شده است. كار به اندازه اعماق ناشناخته وجود انسان، ابعاد ناشناخته دارد. بنابراين نبرد سختي است و ساليان درازي بايد در اين هماورد كار كنيم و اصلاً توقف پذير نيست. بر آورد ناشيانه من به عنوان كسي كه اين صحنهها را ميشناسد اين است كه اگر ما همين جور حركت كنيم، با همين شتاب و حتي شتاب فزاينده، حدود 30 سال طول ميكشد كه دانشگاههاي كشور اسلامي شوند.
جذب اساتيد همواره يكي از مسئوليتهاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي بوده، با همه اين احوال هر از چندگاهي فعاليت و نفوذ اساتيد سكولار را در دانشگاهها شاهديم. به طوري كه حتي دامن رسانهها را ميگيرد و مسئولان ردههاي مختلف مواضع متفاوتي ميگيرند. به نظر شما چه طور ميشود اين معادله را تغيير داد؟فعاليت جذب و گزينش اساتيد در سه، چهار سال گذشته مسير و جهت حركت متفاوتي با گذشته داشته است. آئين نامهاش بازبيني شده و وزارت علوم و بهداشت در اين زمينه خوب وارد صحنه شدهاند و جهتي متناسب با شوراي عالي انقلاب فرهنگي اتخاذ كردهاند و با مدلهاي ديگري نسبت به گذشته حركت ميكنند.منتها انتظار خيلي بيشتر از اينهاست، يعني همين الان ما كه داخل كار هستيم، احساس ميكنيم ميشود خيلي قويتر و عميقتر حركت كرد. مقداري احتياطها مانع كارها شده، ضمن اينكه متأسفانه در دولتهاي گذشته به صورت حساب شده، در زماني كه سكولارها نقش زيادي در دولت داشتند، با هدايت خارجي يا شايد خودشان خوب فهميدند، خوب محل نفوذ و ورود به قضيه را توانستند تشخيص بدهند و خيلي از اهداف خودشان را و خيلي از كساني كه همفكر مكتب سكولاريسم بودند را به نام نظام به انواع مختلف وارد دانشگاهها كردند. آنها در اين جهت بيپروا عمل كردند، همه چيز دستشان بود و به راحتي افرادي را كه ميشناختند و ميدانستند مؤثر در ارتباط با فرهنگ و تفكر هستند، جا ميدادند و وارد ميكردند از طرفي در صحنه علمي و فكري خيلي سخت است كه مقابلههاي تصفيهاي انجام دهيم. الان هم هنوز خيلي از همان افراد درون سيستم هستند. هر چند خيلي از همانها هم تغيير كردهاند. اما تغيير با اينكه با تفكر و روح انقلابي وارد صحنه شوند، خيلي تفاوت دارد. در اين جهت نتوانستيم توفيقات مطلوب داشته باشيم. ضمن اينكه حركتها كنترل شده است و خيلي از اينها شناخته شدهاند و به همين دليل اميدواري براي تغيير وضعيت با رفتن جلو و تغيير نسلي تا 10 سال آينده اصلاح ساختار اساتيد نيز خيلي دور از ذهن نيست.