انجام دوکار از سوی مصرف کننده مواد مخدر اگر نگوییم محال است اما بسیار سخت است. معمولاً یک معتاد هر اندازه جانب احتیاط را در نظر بگیرد و به قول معروف حرفهای عمل کند باز روزی رازش برملا میشود و حداکثر پس از گذشت 4 الی 5 سال اطرافیان و خانوادهاش پیبه آلوده شدن او به مواد مخدر میبرند. همچنین موضوعی که کمتر دیده یا شنیده شده ترک مصرف مواد افیونی توسط معتاد در همان دفعات اولیه است. به عبارت دیگر به طور معمول هر شخص مصرفکنندهای برای اینکه از این بلای خانمانسوز نجات پیدا کرده باشد حداقل چندبار اقدام به ترک کرده و روشهای مختلف را آزمایش کرده است. مهمان این هفته ضربان زندگی اما این هر دوکار بسیار سخت را انجام داده است. «میثم اسماعیل قصاب» که از اواخر مقطع ابتدایی و اوایل دوره راهنمایی با مصرف الکل، سیگار و حشیش آشنا شده و پس از مدتی تبدیل به مصرف کننده دایمی انواع مخدرها شده، توانسته بود 14 سال این راز سنگین را از خانواده و بستگانش پنهان نگه دارد و وقتی هم تصمیم به ترک مصرف گرفت موفق شد با انتخاب روشی درست در همان اقدام نخست، خودش را از سرنوشت شومی که به آن گرفتار شده بود نجات دهد. «میثم» از روزهای سختی که طی 14 سال سپری کرده است به ضربان جوان میگوید.لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید نحوه آشنایی شما با مواد مخدر چگونه بوده است؟من میثم اسماعیل قصاب 29 ساله، ساکن افسریه تهران و دارای دیپلم کامپیوتر هستم. در رابطه با پرسش دوم شما عرض کنم که چهارم ابتدایی بودم که شروع به استعمال سیگار کردم و وقتی وارد اول راهنمایی شدم از طریق یکی از همکلاسیهایم با حشیش آشنا شدم و بعد از حدود دو سال نیز به مصرف تریاک رو آوردم و در مجموع ظرف حدود 14 سال تمام انواع مخدرها را مصرف کردم.گفتید از طریق یکی از همکلاسیهای خود با حشیش آشنا شدید، یعنی او باعث معتاد شدن شما بود؟خیر. من استعداد معتاد شدن را داشتم. شاید او هم نبود به سوی اعتیاد و مصرف مواد مخدر کشیده میشدم. میخواهم این را بگویم که اگرچه محیط و اطرافیانم در انحراف آدم میتوانند نقش داشته باشند اما این خود شخص است که مقصر اصلی برای ورود به هر وادی پر خطر از جمله اعتیاد است.حشیش و سیگار را در آن سن کم در کجا مصرف میکردید تا کسی متوجه نشود؟غیر از چند موردکه در مدرسه راهنمایی حشیش کشیدیم در بقیه موارد بیشتر در خیابانها و پارکها از این مخدرها استفاده میکردیم تا کسی متوجه ماجرا نشود. یعنی از اینکه خانواده و بستگان شما بفهمند و سر از ماجرادربیاورند احساس ترس داشتید؟بله، خودم شخصاً از این موضوع خیلی میترسیدم اما آن زمان بر خلاف آنچه که همه میگفتند حشیش یا تریاک اعتیادآور و خانه خرابکن هستند من از مصرف آن لذت میبردم و حرف کسی را باور نمیکردم به همین خاطر بود که کمکم به مصرف بقیه مواد رو آوردم.چرا تصور میکردید حرفهایی که اطرافیان از بد بودن اعتیاد و مصرف مواد مخدر میگفتند واقعیت ندارد؟چون آن زمان همه از بد بودن مصرف مواد مخدر و سرنوشتی که معتاد به آن گرفتار میشود سخن میگفتند اما هیچ کس به صورت منطقی دلیل نمیآورد که علت بد بودن مصرف مواد مخدر در چیست.شما علت بد بودن مصرف مواد مخدر را در چه میبینید؟در ابتدای مصرف حالت خوشی به مصرفکننده دست میدهد اما بدی آن به این است که بعد از مدت کوتاهی سیستمهای بدن را مختل و کارایی شخص را از بین میبرد.فکر میکنید چه تعداد از همکلاسیهای شما در مقطع راهنمایی و دبیرستان مواد مخدر مصرف میکردند؟در مقطع راهنمایی بچهها به خاطر ترسی که از خانوادههایشان داشتند بیشتر این موضوع را پنهان میکردند اما وقتی پا به دبیرستان گذاشتیم با از بین رفتن قبح مسئله متوجه شدم بعضی از بچهها مصرف میکنند. چگونه توانستید این موضوع را طی سالهای زیاد از خانوادهتان پنهان کنید بدون آنکه حتی شک کنند؟نمیدانم. شاید خواست خدا بود، یا غفلت از آنها. با این حال من هم خیلی احتیاط میکردم تا کسی به معتاد شدنم شک نکند. برای این منظور معمولاً شبها دیر هنگام به خانه میآمدم و صبح نیز پس از آنکه پدر و خواهر و برادرم از خانه خارج میشدند از خواب بیدار میشدم و به مدرسه یا سر کار میرفتم. علاوه بر این سعی میکردم رفتاری معقول در منزل داشته باشم، مواظب حرفهایم در بین اعضای خانواده بودم. حتی به دوستانم سفارش میکردم که در خانه گاف ندهند و طوری حرف بزنند که به قول معروف کسی به موضوع شک نکند.هیچ وقت درد خماری را کشیدید؟بله، فقط یک بار آن هم بعد از 7، 8 سال از گذشت اعتیادم بود. در واقع پس از آنکه اولین بار یکی از دوستانم کراک به مغازهمان آورد و گفت درصد نشئگی آن زیاد است و من از آن مصرف کردم و بعد دریافتم بدتر از هروئین است، ترسیدم. در نتیجه تصمیم گرفتم آن را مصرف نکنم بنابراین سه روز دچار تشنج و درد شدیدی شدم. بنابراین دریافتم فایده ندارد. نمیتوانم از چنگال اعتیاد رهایی یابم. از این رو با خودم گفتم حال که اینگونه است پس چرا درد خماری را تحمل کنم. اینگونه بود که ظرف 14 ماه مصرف کراکم به روزی پنج گرم رسید.خانواده شما چه زمانی پی به اعتیادتان برد.آنها خیلی دیر فهمیدند در واقع دیگر حالم خیلی وخیم شده بود. با این حال به طور اتفاقی یکی از بستگان دور ما به آنها فهماند که من معتاد هستم.فکر نمیکنید اگر خانواده شما زودتر در جریان موضوع قرار میگرفتند سریعتر برای نجاتتان اقدام میکردند؟نه. فکر نمیکنم اینگونه میشد. من آدم مغروری بودم. شاید اگر آنها زودتر میفهمیدند و این موضوع را به رویم میآوردند حال و روزم بدتر از آنچه که بود میشد. احتمال داشت جسدم را زیر پل پیدا کنند.چند بار در رابطه با مصرف مواد مخدر و یا احیاناً به دلیل جرایمی که مرتکب شدید از سوی پلیس دستگیر شدید؟چند بار به خاطر اعمال خلاف شرع دستگیر و مجازات شدم اما بابت مصرف مواد مخدر هرگز بازداشت نشدم. یعنی جرمی چون سرقت مرتکب نشدم تا مجازات شده باشم فقط یادم میآید یکبار پس از مصرف شیشه با دوستم تصمیم گرفته بودیم خودرو سرقت کنیم و با آن به شمال برویم و بعد از پایان سفرمان اتومبیل را در خیابان رها کنیم که به رغم تمام تلاشهایمان موفق به اینکار نشدیم.در واقع پلیس گشت برای بار دوم که از کنار دوستم که لباس راهنمایی و رانندگی به تن کرده و سر چهارراه ایستاده بود تا در یک فرصت مناسب یک دستگاه خودرو 206 را سرقت و به اتفاق هم به شمال برویم، گذشت به او شک کرد و به تعقیبش پرداخت و دستگیرش کرد اما من با مشاهده آنها بلافاصله به داخل شمشادها رفتم و با عوض کردن لباسهایم خود را به عنوان یک کارتن خواب جا زدم و اینگونه توانستم از معرکه فرار کنم.چرا ازدواج نکردهای؟تا حالا در موردش فکر نکردهام. یعنی الان آنقدر چیزهای باارزشی در زندگیام وجود دارد که این ارزش (ازدواج) هنوز خودش را به من نشان نداده است.وقتی به شما گفته میشد معتاد این موضوع چقدر روی روحیهتان تأثیر میگذاشت، معمولاً چه جوابی میدادید؟جای توصیف ندارد. این کلمه آنقدر از لحاظ روحی و روانی تخریب ایجاد میکندکه اگر فرد مصرف کننده یک روزنه امیدی برای ترک مصرف مواد مخدر را ایجاد کند آن هم از بین میبرد به همین دلیل است که ما در مرکز ترک اعتیاد به جای این کلمه از لفظ مصرف کننده استفاده میکنیم که بار منفی کمتری دارد. درخصوص بخش دیگر پرسشتان عرض کنم که آنقدر شخصیتم رو به زوال گذاشته بود که در مقابل مسائل اینچنینی یا آنچه را که به ناحق به من میگفتند فقط سکوت کنم. یک آدم مصرف کننده بهخاطر مشکلی که به آن گرفتار است در خیلی جاها باید از حق و حقوق خود بگذرد.هیچ وقت مورد اهانت یا تمسخر کسانی که زمانی خیلی دوستشان میداشتید قرار گرفته بودید، عکسالعملتان چی بود؟بله. هیچ دردی بدتر از این نیست که از سوی کسانی که با آنان زندگی میکنید و آنها را دوست دارید و برایشان ارزش قابل هستید مورد اهانت قرار بگیرید. این موضوع حتی برای یک مصرفکننده هم غیر قابل تحمل است. با این حال من حق هیچ واکنشی را نداشتم چون با مصرف مخدرها این حق را خودم از خودم گرفته بودم.شخص معتاد از نظر شما چه ویژگی و شخصیتی دارد؟اکثر اشخاصی که به مصرف موادمخدر رو میآورند باهوش هستند و دل نترسی دارند اما از لحاظ شخصیتی متزلزل هستند چه بسا به دلیل همین نقطه ضعف به دام اعتیاد میافتند و قادر به نجات خودشان نیستند.برای ترمیم شخصیت ترکخورده مصرفکننده مواد مخدر چه باید کرد؟خیلیها معتقدند که یک مصرفکننده بیاراده است یا شخصیت ندارد، در حالی که واقعاً چنین نیست. همه ما در ذاتمان عشق، محبت، دوستی و دیگر خصلتهای انسانی و خوب را داریم ولی این خصلتها تحت تأثیر مواد قرار دارند. به عبارت بهتر اگر مصرفکنند نشئه باشد انسان با محبتی میتواند باشد و اگر خمار باشد انتظار محبت و مهربانی از او نمیرود. بنابراین برای ترمیم شخصیتش همزمان باید مشکل جسمی و ذهنیاش را حل کنیم.چند درصد احتمال دارد کسی که دوست یک مصرفکننده است خودش گرفتار شود؟به نظرم درصدش خیلی ضعیف است مگر اینکه این استعداد در وجودش باشد. درواقع ما زمانی میتوانیم حرف از درصد بزنیم که دوست یا همراه مصرفکننده خودش میل برای مصرف مخدر داشته باشد. در حقیقت مهمترین دلیل اعتیاد خواست خود شخص است. خیلیها هستند به رغم آنکه سالها بین مصرفکنندهها زندگی میکنند اما آلوده به مصرف نمیشوند.با توجه به اینکه شما از چهار سال قبل و پس از ترک مصرف، مربی یا راهنمای مصرفکننده برای ترک مصرفشان شدهاید بفرمایید اولین نکاتی که به آنها میآموزید تا راحتتر بتوانند دوران ترک را تحمل کنند، چیست؟شاید اگر کسی مبتلا به ایدز باشد پنج نفر کمکش کنند اما همه از فرد مصرفکننده گریزانند در نتیجه این شخص خودبه خود از جامعه طرد میشود. به همین خاطر ما اولین کاری که میکنیم این است که به محض ورود یک مصرف کننده به این مرکز ترک و کاهش آسیب مواد مخدر به طرفش میرویم و بغلش میکنیم و از اینکه به جمع ما پیوسته اظهار رضایت و خشنودی میکنیم. شاید باورش برایتان سخت باشد همین بغل کردن شخص مصرف کننده در روز اول نقش بسزایی در اینکه او دوران ترک را تحمل کند، دارد. علاوه بر این ما اولین نکتهای که به مصرفکننده خواهان ترک گوشزد میکنیم این است که به خواست خودش به طرف مصرف رفته و یک مصرف کننده دایمی شده است اگر این اتفاق بیفتد و مصرف کننده این موضوع را بپذیرد آن وقت در مراحل بعد میتوان تخریبهایی که روی جسم و ذهنش شده است را ترمیم کرد.خانواده شخص مصرف کننده برای اینکه عزیز خود را از چنگال اعتیاد نجات بدهد باید چه نکاتی را مورد توجه قرار دهد؟در مرحله نخست خانواده باید از صورت مسئله اطلاع و آگاهی درستی داشته باشد تا بتواند در حل آن مفید واقع شود. بنابراین در حل مشکل اعتیاد هم خانواده باید از بحث اعتیاد، علتها و روشهای رهایی از آن آگاهی درست و کاملی داشته باشند و این را بدانندکه فرایند ترک اعتیاد زمانبر است. حداقل 11 ماه طول میکشد تا سیستمهای تخریب شده شخص مصرف کننده دوباره ترمیم شود. لذا با کتک درمانی و روشهای زودبازده نمیتوان انتظار داشت که شخص از اعتیاد نجات یابد.شرمآورترین عملی که در دوران مصرف مرتکب شدید؟از مصرف موادمخدر شرمآورتر چیزی وجود ندارد. چون وقتی صحبت از این موضوع میکنید باید یک هرم را تصور کنید که رأس آن مخدرها هستند و زیر مجموعهاش(پایین آن) تمام اعمال ناپسند که خواه و ناخواه مصرفکننده مرتکب آنها میشود.بهترین کار مثبتی که تاکنون انجام دادید که شایسته تقدیر باشد؟راهنمایی مصرفکنندههایی که میخواهند ترک کنند بهترین کاری است که در تمام طول عمرم دارم انجام میدهم. باور کنید طی 4 سالی که از دام اعتیاد رهایی یافتم و به عنوان راهنمای داوطلبین ترک اعتیاد انتخاب شدم روزی نبوده که با اکراه این کار را کرده باشم. من با این کارم بوی واقعی گل رز را استشمام میکنم.بزرگترین آرزویی که هنگام مصرف مواد مخدر داشتید چه بود؟آرزوی زیادی نداشتم. آنقدر شهر درونیام به هم ریخته بود که تنها چیزی که میخواستم مواد مخدر بود. البته این را هم بگویم که در همان حال نیز دوست داشتم روزی بتوانم مادرم و خانوادهام را خوشحال کنم که با ترک اعتیاد به این آرزویم رسیدم.در خاتمه تلخترین و شیرینترین خاطرهتان را برای خوانندگان جوان تعریف میکنید.تلخترین خاطرهام برمیگردد به دوران مصرف کراک. این ماده مخدر مرا از تعادل خارج کرده بود. هیچ کاری را نمیتوانستم انجام بدهم، لاغر و رنجور شده بودم. به ناچار شبها دیر وقت به خانه میآمدم. بااین حال شبی نبود که مادرم را پشت در منزل به انتظارم ندیده باشم. این موضوع خیلی عذابم میداد. دوست نداشتم مادرم در حالی که همه اعضای خانوادهام در خواب بودند مرا در آن حالت زار ببیند. اما شیرینترین خاطرهای که همه ما داریم آن است که داروی مصرفمان (تریاک یا شربت تریاک) به پایینتر دوز یعنی سیمیلیگرم میرسد و از روز بعد از آن به دستور رئیس مرکز مصرف به طور کامل قطع میشود. در اینجا این نکته مهم را نیز بگویم که شربت تریاک مشکلات خیلی از بچهها را حل کرده و موجب تغییر نگاه مصرفکنندهها و خانواده آنان شده است.