*فاطمه تورانی
طبق ماده 556 قانون مجازات اسلامی هر کس بدون مجوز به صورت علنی لباسهای رسمی مأموران نظامی یا نشانها و سایر امتیازات دولتی را مورد سوء استفاده قرار دهد به حبس از سه ماه تا یک سال و جزای نقدی محکوم خواهد شد اما آیا مجازاتهای قانونی برای پیشگیری از چنین جرائمی به تنهایی کافی است؟
واقعیت این است که تشدید مجازات هر چند هزینه ارتکاب جرائم را افزایش میدهد اما هرگز کافی نیست بلکه باید فرصت ارتکاب به جرم تا حد ممکن محدود شود.
*دکتر فریدون کامران جامعه شناس، استاد دانشگاه و رئیس دانشکده علوم اجتماعی رودهن :
آقای دکتر چرا بعضی از مجرمان به خودشان جرأت میدهند که در پوشش مأمور نیروی انتظامی از مردم زورگیری کنند؟
به نظر بنده ریشه اصلی این موضوع مسئله حادی است که ریشه در اقتصاد کشور دارد. همان طور که شاهدیم بحران اقتصادی همراه با تورم راکد علت و ریشه بزهکاری و جرائم موجود شده است. از آنجایی که مجرمان هم میدانند مردم از پلیس حساب میبرند بنا به هر دلیل شاید میترسند یا شاید هم احترام میگذارند، مرتکب این گونه جرائم میشوند از طرفی اگر به وضعیت زندانها نگاه کنیم کاملاً مشهود است که تبدیل به یک محیط آموزشی و دانشگاه جرمپروری شده، اگر مجرم در زندان فکر نکند و پشمان نشود، آن محیط دیگر زندان نیست، از طرفی در زندان همه افراد بزهکار در کنار هم زندگی میکنند آن هم با جرمهای مختلفی که مرتکب شدهاند، بنابراین زندان تبدیل به یک دانشگاه جرم میشود چون هر کدام از مجرمان از خودشان تعریف میکنند و سعی دارند خود را برتر از دیگری در جرمی که مرتکب شدهاند نشان دهند، در نتیجه هنگامی که آزاد میشوند آموزشهای تکمیلی را دیدهاند و ماهرتر شدهاند از آنجایی هم که مطمئن هستند پس از آزادی به دلیل سابقهدار شدن هیچ محیطی پذیرای آنها نیست، دوباره دست به سرقت یا دیگر جرائم میزنند تا امرار معاش کنند، بنابراین باید مشخص شود این رفتارها با چه متغیرهایی ارتباط دارند آنها را تغییر داد تا پدیده جرم تغییر کند زیرا جرم وابسته به متغیرهاست که یکی از اصلیترین آنها بیکاری و معضلاتی است که در پی آن میآید.
از آنجا که سرقت در پوشش پلیس آن هم با تجهیزات پلیسی در جامعه ما رو به افزایش است، آیا باعث نمیشود مردم به پلیس بیاعتماد شوند و به مرور آن احترام و اطمینان سلب شود؟
رسانهها در آگاهسازی مردم نقش بسزایی دارند یعنی اگر قرار باشد با یک مأمور پلیس صحبت کنیم آن مأمور نباید آنقدر غرور کاذب داشته باشد که اگر مخاطب از او کارت یا حکم مأموریتش را بخواهد به او بربخورد. از طرفی همه افراد خلافکار نیستند پس باید پلیس آموزشهای لازم را دیده باشد و بیجهت کسی را بازرسی نکند چون این عمل بزرگترین توهین به مردم جامعه و خلاف مقررات است، در نتیجه استمرار این حرکات باعث میشود مردم از این افراد فاصله گرفته و به خود اجازه نمیدهند از مأموری که جلوی آنها را گرفته طلب کارت شناسایی یا حکم مأموریت کنند، از طرفی برخی مواقع شاهدیم که رابطه بعضی از مأموران با مردم ضعیف است، بنابراین دقیقاً افراد بزهکار از این موضوع آگاهند و چون دیدهاند پلیس خشونت هم به کار میبرد آنها هم از این فرصت سوء استفاده کرده و دست به اینگونه جرائم میزنند. متأسفانه در کشور ما این قانون هنوز جا نیفتاده که یک مأمور پلیس تا وقتی مطمئن نشده فرد بزهکار یا خلافکار است، حق برخورد و بازرسی از او را ندارد.
از طرفی معتقدم تا قانون حاکم نشود در رفتار افراد چه پلیس چه ... این مشکلات دیده میشود، پس اگر چنانچه ارتباط پلیس و مردم قویتر شود و زمانی که شهروندی نیاز به کمک پلیس دارد سریع حاضر شود، هیچ گاه این جنایتها اتفاق نمیافتد نه اینکه بر عکس زمانی که به حضور پلیس نیازمندیم نتواند خود را برساند، بنابراین آموزش به پلیس یکی از اصلیترین وجه پیشگیری از جرم توسط مجرمان است، زیرا اگر سارق این ارتباط تنگاتنگ را میان مردم و پلیس ببیند، هیچ گاه در مقابل مقاومت طعمهاش نمیایستد تا گیر نیفتد در نتیجه این ابهت پلیس را میتوان تنها با یک آموزش حفظ کرد.
به نظر شما دسترسی آسان به لباس پلیس میتواند در ارتکاب این جرم توسط مجرمان سابقهدار مؤثر باشد؟
ما هیچ قانونی برای منع این کار نداریم، از طرفی محدودکردن جامعه نیز کار درستی نیست و از آنجا که در یک کشور آزاد زندگی میکنیم هیچ وقت نمیشود با روش قهری رفتار کرد. با ممنوع کردن و اجبار هیچ مشکلی حل نمیشود اگر هم شود در کوتاهمدت این تأثیر را دارد. بر فرض اگر البسه نظامی فقط دراختیار نیروی انتظامی باشد کسی که هدفش سوءاستفاده و رسیدن به اهداف پلید خودش است با روشهای مختلفی میتواند وارد شود، بنابراین راه خلاف هموارتر میشود و کمکم به داخل این ارگان نیز سرایت میکند و با دادن رشوه و پولهای هنگفت که چند برابر قیمت لباس است، دوباره مرتکب این جرم میشود، بنابراین برای حل این معضل نیازمند فرهنگسازی قوی و راهحلهای جدیتر و علمیتری هستیم در حالی که به موازات برخورد با این مأموران قلابی احساس میشود موضوع آموزش مأموران و مردم در مقابله با این افراد در اولویت است اگر چه هراز چند گاهی در این زمینه هشدارهایی داده میشود اما این هشدارها کافی نیست.
از سویی تبعات و پیامدهای جرائمی که این افراد مرتکب میشوند از منظر اجتماعی دارای اهمیت است چرا که این قبیل جرائم باعث ایجاد رعب و وحشت در جامعه شده و امنیت عمومی را هم تهدید میکند به همین دلیل قانونگذار باید مجازات مضاعفی را برای این افراد پیشبینی کند تا در رسیدن به اهدافشان ناکام بمانند.