اگرچه در ظاهر جولین آسانژ، یکی از بنیانگذاران ویکی لیکس، مانند آنارشیستها و هرج و مرج طلبهای اوایل قرن بیستم، مدعی است که خلاف نظم حرکت میکند، با این حال افشای بیش از ۲۵۰ هزار مدرک از مکاتبات دیپلماتیک امریکا در داخل و خارج از کشور، اتفاق چندان سادهای نیست و باید به صورت عمیقتری به آن نگریسته شود. بر این اساس افشای مدارک محرمانه امریکا از سوی پایگاه اینترنتی ویکیلیکس، از چند جهت برای منطقه خاورمیانه و واقعیتهای موجود در این منطقه حائز اهمیت است. واقعی بودن اسناداگر این اسناد و مدارک را واقعی تصور کنیم و چنین بپنداریم که به واقع، یک افشاگری بزرگ رخ داده است، آنگاه میتوان به نتایج زیر رسید:نخست آنکه تمامی کشورهای منطقه، هژمونی ایران را تأیید کردهاند و حتی برخی از آنها نگرانی خود را نیز در آن خصوص ابراز کردهاند. اگرچه برخی فکر میکنند با مشخص شدن موضع اعراب و فاش شدن این مسئله که آنها طرف امریکا هستند، بنابراین هماکنون میتوان علیه تهران به اقدامات شدیدتر دست زد، اما واقعیت این است که با فاش شدن این اسناد، فقط مرتبه ایران بالاتر رفته است. این در حالی است که همزمان ناتوانی اعراب در برخورد مستقیم با ایران نیز به خوبی مشخص شده است. در واقع به رغم آنکه دولتهای عربی در سالهای گذشته به خرید سلاح و تجهیزات بسیار پیشرفته از امریکا و دیگر کشورها دست زدهاند، با این حال همچنان ناتوان و ضعیف هستند چراکه هنوز نمیتوانند مشکل و مسئله خودشان را حل کنند. این دولتها همگی وابسته به امریکایی هستند که در جهان عرب به دلیل سیاستهایش در منطقه، خیلی طرفدار ندارد و محبوب نیست. شاید به همین دلیل است که عربستان سعودی و دیگر کشورهای منطقه، از یکسو از امریکا میخواهند سر ما را قطع کرده و فعالیتهای اتمی ایران را نابود کند و با این کار منطقه را از شر خطر ایران خلاص کند و از سوی دیگر به شکل عمومی، به مردم کوچه و خیابان میپیوندند و به عمو سام و شیطان بزرگ دشنام میدهند و برخلاف حمله امریکا به ایران حرف میزنند. واقعیت آن است که امریکا رهبران غیرانتخابی کشورهای عربی را حمایت میکند و آنها را در قدرت نگه میدارد، بدون آنکه آنها بتوانند در مواقع ضروری از خود تحرکی مناسب نشان دهند. اما این پایان کار نیست، زیرا مطابق با اسناد افشا شده از سوی ویکیلیکس، کشورهای عربی علاوه بر ناتوانی در مقابله با تهدیدات منطقهای خود و در حالی که از امریکا میخواهند به برنامه اتمی ایران پایان دهد، عملاً علیه ایالات متحده امریکا نیز فعالیت میکنند. بر این اساس اگر به دقت نگریسته شود، مشخص میگردد که اعراب و به خصوص عربستان سعودی مهمترین تأمینکننده مالی شبهنظامیان سنی و اسلامگرا و طالبان در پاکستان و افغانستان هستند که در قالب انجمن خیریه، مدرسه و مسجد به کشتار و ترور مشغول شدهاند. نکته جالبتر آنکه منابع مالی این گروهها از پول نفتی تأمین میشود که این کشورها به امریکا میفروشند. از سوی دیگر فاش شدن این اسناد، توانایی گفت وگوهای امریکا در منطقه را کاهش میدهد، زیرا از این به بعد، رهبران کشورهای عربی پیش از گفتوگو با نمایندگان امریکایی، بیشتر فکر و تأمل میکنند که آیا صادقانه به امریکاییها همان چیزی را که میخواهند بگویند یا اینکه در لفافه صحبت کنند. دروغین بودن اسنادحال اگر چنین بپنداریم که این افشاگری تنها یک بازی سیاسی و دیپلماتیک بوده و با هماهنگی مقامات امریکایی صورت گرفته است، آنگاه میتوان به نتایج دیگری دست یافت.مهمترین نکتهای که درخصوص خاورمیانه در اسناد افشا شده وجود دارد، به نگرانی اعراب درخصوص فعالیتهای هستهای ایران مرتبط میشود. نکته قابل توجه این است که در تمامی اسناد منتشر شده، برنامههای هستهای ایران، غیرصلحآمیز توصیف شده و به همین دلیل سران کشورهای عربی از امریکا خواستهاند که به ایران حمله کند. این دقیقاً همان چیزی است که امریکا و رژیم صهیونیستی از مدتها پیش به دنبالش بودند. در واقع امریکاییها و صهیونیستها مدتهاست میکوشند نشان دهند که سایر کشورهای منطقه نیز ضد ایران هستند و از این کشور میهراسند. چنانکه پس از افشای اسناد نیز اسرائیل خیلی سریع وارد عمل شد و گفت که این مدارک نشان میدهد هراس و واهمه کشورهای عربی و اسرائیل از خطر ایران در خلیجفارس، همسان و به یک اندازه است. بر این اساس بنیامین نتانیاهو در پاسخ به پرسشی درباره فاش شدن این مدارک با تأکید بر این نکته گفت: «همه کشورهای منطقه در این نقطه اتفاق نظر دارند که با بزرگترین خطر اساسی در جهان روبهرو هستند.» بدین ترتیب دیگر هیچکس نمیتواند اسرائیل را متهم کند که خارج از دستور عمل میکند، زیرا وقتی پادشاه عربستانسعودی و پادشاه اردن خواهان قطع سر مار هستند، دیگر هیچکس نمیتواند بگوید که آنها با عملیات نظامی اسرائیل مخالفت خواهند کرد. در نتیجه مشخص میشود که افشای اسناد تا چه حد در راستای مقاصد صهیونیستها بوده است، زیرا اسرائیل مدتهاست که از امریکا خواسته به تأسیسات اتمی ایران حمله کند. بنابراین در شرایطی که واشنگتن تاکنون به دلایل مختلف از آن اجتناب کرده، اینک اسرائیل از میدان بازی وسیعتری برای حمله یکجانبه به ایران برخوردار شده است. در واقع صهیونیستها میخواهند با حمله به تأسیسات هستهای ایران، امریکا را ناگزیر کنند که به اسرائیل ملحق شود. به خصوص که پس از افشای اسناد، بر همگان مشخص شده که اعراب نیز با حمله نظامی به ایران کاملاً موافق هستند. به هر حال اگر چه افشای این مدارک باعث شروع جنگ با ایران نمیشود و اسرائیل همچنان در تهاجم نظامی به ایران با تردیدها و چالشهای بسیار زیادی مواجه خواهد بود، اما باید بیش از پیش به واقعیتهای موجود در منطقه توجه کرد.همچنین نباید از این واقعیت گذشت که در سالهای قبل از انقلاب با آنکه دیپلماتهای امریکایی در هیچ کشور دیگر خاورمیانه همچون ایران دارای ارتباطات گسترده نبودند، اما در هیچ کشور دیگری هم مانند ایران اینگونه به خطا نرفتند که نتوانند انقلاب ۱۹۷۹ را پیشبینی کنند.بنابراین در شرایط فعلی نیز بازیهای اطلاعاتی امریکا و اقداماتی نظیر افشای اسناد نمیتواند ایالات متحده را به اهداف و مقاصد نهایی خود برساند. در واقع تمام این اقدامات از بزرگترین ارزیابیهای غلط سیاست خارجی امریکاست.