
فرانسه و آلمان همواره روابط پر فراز و نشیبی را تجربه کردهاند، به گونهای که در مقاطعی به عنوان رقیب و در مقاطعی مانند دو متحد به صفبندی در برابر یکدیگر پرداختهاند. هر چند که تحولات جنگ جهانی دوم همچنان بر مناسبات دو کشور سایه افکنده و طرفین با دیده تردید به یکدیگر مینگرند اما ظاهراً در حال حاضر بهبود مناسبات از اولویتهای مقامات دو کشور شده است.
دیدارهای مکرر مرکل صدر اعظم آلمان و سارکوزی رئیس جمهور فرانسه و ارائه طرحهای مشترک برای تحقق اهداف داخلی و جهانی گواهی بر این امر است. آنها چنان به دنبال توسعه روابط هستند که حتی برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم نیروهای نظامی آلمان در مرزهای فرانسه مستقر میشوند تا نشانهای بر تحکیم مناسبات طرفین باشد؛ اتفاقاتی که نشان میدهد سارکوزی و مرکل رؤیاهای شبیه یکدیگر در سر دارند، اما چه عواملی باعث شده تا این دو خوابهای شبیه هم ببینند؟
الف) سارکوزی و مرکل هرچند با ادعاهای بسیاری در زمینه اقتصادی قدرت را در دست گرفتند اما در نهایت هیچ کدام نتوانستهاند وعدههای خویش را اجرایی سازند. نظرسنجیها نشان میدهد که میزان محبوبیت مردمی آنها به پایینترین میزان رسیده است به گونهای که سقوط زودهنگام دولتهای آنها امری دور از ذهن است. سارکوزی و مرکل امیدوارند با توسعه مناسبات و ارائه طرحهای مشترک چنان وانمود کنند که در مسیر کاهش بحرانهای اقتصادی گام برمیدارند. آنها با این اقدامات برآنند که از میزان اعتراضهای مردمی را به طرحهای سیاستهای شکست خورده خویش بکاهند. آنها برای نمایش اقتدار طرحهای خویش، پیشنهادهای اقتصادی نیز به گروه 20 و حتی نهادهای بینالمللی ارائه میکنند. به هر تقدیر این دیدارها تا حدودی نیز افکار عمومی از مسائل اقتصادی به امور حاشیهای معطوف میسازد که تا حدودی از مشکلات مرکل و سارکوزی میکاهد.
ب) فرانسه و آلمان از ابتدا در رؤیای سلطه بر اتحادیه اروپا بودهاند. هر چند که هر کدام به دنبال مسائل مهمتر هستند اما در شرایط کنونی وحدت را راهکار تحقق سلطه بر اتحادیه اروپا میدانند. با توجه به بحران اقتصادی حاکم بر اروپا و مشکلات کشورهایی مانند انگلیس و ایتالیا، کشورهایی مانند آلمان و فرانسه قدرت مانور بیشتری پیدا کردهاند. سارکوزی و مرکل با رؤیای سلطه بر اروپا در دیدارهای مکرر خویش بر ارائه راهکارهای به اصطلاح عملی برای حل بحرانهای اروپا تأکید میکنند. رؤیای نهایی آنها نظارت اقتصادی، سیاسی و نظامی بر کل اروپاست چنانکه دو کشور از پیشگامان دگرگونی در ساختار اتحادیه اروپا و حتی تشکیل ارتش واحد اروپایی هستند.
ج) هر چند که فرانسه و آلمان اهداف جهانی متفاوتی را پیگیری میکنند اما در برخی مسائل در جبههای واحد قرار دارند. در کنار مسائلی نظیر همکاری در قالب ناتو و جنگ افغانستان، مرکل و سارکوزی به دنبال ایجاد نوعی تعادل میان روسیه و امریکا برای رسیدن به اهداف خویش هستند. با اینکه هر دو امریکا را متحد اصلی خویش در جهان میدانند اما با دیدارهای مکرر با مقامات روسیه و حتی میانجیگری میان مسکو و اروپا برآنند تا ضمن تأمین منافع خویش در مسکو به ویژه در حوزه انرژی، از این شرایط برای نمایش جایگاه جهانی خویش بهرهبرداری کنند. آنها به زعم خویش برآنند با بالهای امریکا و روسیه به بازیگری جهانی مبدل شوند.
د) نکته بسیار مهم در رؤیاهای مشترک مرکل و سارکوزی تلاش آنها برای تأمین منافع رژیم صهیونیستی است. هرچند آنها در این مسیر دائماً به دنبال سبقت گرفتن از یکدیگر میباشند اما تلاش دارند تا با اقدامات مشترک نیز این ارادت را به نمایش بگذارند. تأکید بر کمکهای اقتصادی و نظامی به رژیم صهیونیستی، تلاش برای به چالش کشاندن دشمنان صهیونیستها، تلاش برای یافتن منافع برای صهیونیستها در مذاکرات خویش با سران سایر کشورها و... از تحرکات مشترک سارکوزی و مرکل برای خدمت به صهیونیستهاست. در جمعبندی کلی از دیدارهای مکرر سارکوزی و مرکل میتوان گفت که آنها در توهم یافتن رؤیاهای مشترک برای مقابله با چالشهای داخلی و جهانی خویش هستند. البته آنها برای رسیدن به رؤیاهای خویش با مشکلات بسیاری مواجه هستند. اختلافات تاریخی میان فرانسه و آلمان، بحران شدید اقتصادی حاکم بر دو کشور، نارضایتی و عدم استقبال اتحادیه اروپا از بازیگری این کشورها در تحولات اتحادیه، ضعف و ناتوانی دو کشور برای حضور در معادلات جهانی و... از جمله موانع تحقق این رؤیاهاست.