
پیروزی بزرگ جمهوریخواهان در انتخابات اخیر کنگره، نه تنها برای باراک اوباما و حزب دموکرات بلکه برای محافل حاکم بر روسیه مسئله ایجاد کرده است. مسئولان روس نگرانی جدی دارند که ترکیب جدید کنگره سعی کند سیاست نوسازی روابط با روسیه را براندازی کند.
بدیهی است که نفوذ باراک اوباما در امور داخلی کشور تضعیف شده است ولی او مانند سابق طراح و سازنده سیاست خارجی امریکاست و برای مبارزه انتخاباتی دشوار سال 2012 باید امتیازات سیاسی هرچه بیشتری به دست آورد. در شرایطی که امریکا بعد از 20 سال فرمانروایی بر جهان به عنوان تنها ابرقدرت جهانی ناگهان سر از شرایط بسیار پیچیده ژئوپلتیکی، اقتصادی و مالی درآورده است، مبارزه سیاسی برای باراک اوباما دشوار خواهد بود. میتوان مسائل موجود را برشمرد و با انگشت نکوهش به مقصرین اشاره کرد ولی سؤال مهمتر این است که در آینده چه باید کرد؟
اگر درباره روابط بین روسیه و ایالات متحده صحبت کنیم، در وهله اول میتوان در واشنگتن طرفداران دو برخورد متفاوت را کشف کرد. شیوه عمل اول که قابل تشخیص است، راهبرد بوش- کلینتون است. خط سیاسی این گروه، خط شدید منزوی کردن و تضعیف روسیه از طریق گسترش ناتو، ساخت خطوط لوله انتقال نفت و گاز از خارج خاک روسیه، اعمال فشار بر اروپای قدیمی به خاطر سازشها با روسیه و حمایت بیچون و چرا از اروپای جدیدی که روسیه را دشمن میداند، است. باید حمایت از انواع و اقسام انقلابهای رنگین زیر پرچم آزادی و دموکراسی و تشکیل پیمانهای اقتصادی و نظامی- سیاسی با رژیمهای دیکتاتوری و خودکامه در خاک شوروی سابق را اضافه کرد. به عبارت سادهتر، طرفداران این خط سیاسی روسیه را به عنوان المثنای اتحاد شوروی تلقی کرده و به بهانه «دیپلماسی عمومی» (مردمی) به سیاست بازدارندگی و ادامه جنگ عقیدتی تن میدهند. هدف بلافصل امروزی این گروه، ممانعت از تصویب قرارداد استارت درباره کاهش تسلیحات راهبردی تهاجمی، تأکید بر ساخت خط لوله نابوکو و خطوط لوله دیگر از خارج خاک روسیه برای انتقال نفت و گاز اورآسیایی به اروپا، ممانعت از همکاری روسیه با ساختارهای امنیتی اروپایی و ادامه انتقاد از نقض حقوق بشر در روسیه است. ولی پیروان خط دیگر این سیاست را کوتهبینانه و مغایر با منافع خود ایالات متحده محسوب میکنند. در حال حاضر امریکا در شرایط بسیار سختی قرار دارد: بدهی ملی به 14 تریلیون دلار رسیده است، نرخ بیکاری برابر 10درصد است؛ این کشور در دو جنگ بیپایان شرکت میکند و میبازد و نیز با رشد و اعتلای اسلام پیکارجو در مناطق مختلف جهان روبهرو میشود. آیا ایالات متحده در این شرایط میتواند به خود اجازه دهد به رویارویی شدید با روسیه ادامه دهد در حالی که میتواند روسیه را به طرف خود جلب کند و اروپای قدیمی هم از این تلاشها دست نمیکشد؟
آندرس فوگ راسموسن دبیر کل ناتو را نمیتوان مأمور نفوذی جیرهخوار مسکو دانست ولی او هم در آستانه اجلاس رهبران ناتو و روسیه در لیسبون اظهار داشت که در حال حاضر «ناتو روسیه را به عنوان دشمن تلقی نمیکند و ما از امکان برگرداندن این صفحه روابط خود برخورداریم». دیمیتری مدودف رئیسجمهور فدراسیون روسیه تقریباً با همین لحن پاسخ داد: «ما از این شیوه عمل استقبال میکنیم زیرا در این صورت امکان توسعه همکاری ثمربخش و برقراری نظام پایدارتر امنیت اروپا و جهان فراهم میشود.» این فقط تبادل تعارفات دیپلماتیک نیست. اعمال واقعی به دنبال آن صورت میگیرد، از جمله ایجاد مسیر برای انتقال محمولههای نظامی ناتو و فروش بالگردهای روسی به ناتو، برپایی دورههای آموزشی برای نظامیان افغانی و حتی شرکت در عملیات مشترک با ایالات متحده در افغانستان، نزدیک شدن مواضع روسیه با ایالات متحده درباره ایران و سایر مسائل امنیتی. کسانی که با سیاست بازسازی روابط بین امریکا و روسیه موافق نیستند، باید بفهمند که باراک اوباما به منافع ملی ایالات متحده خیانت نمیکند (که سربازان سابق جنگ سرد بر این نکته پافشاری میکنند) و کار خیریه نسبت به روسیه انجام نمیدهد. این سیاست پاسخگوی منافع مشترک طرفین است و برای امنیت هر دو کشور اهمیت اساسی دارد. به کشورهای اروپای شرقی که نسبت به روند بازسازی روابط بین امریکا و روسیه سوءظن زیادی از خود نشان میدهند، باید گفت که زمان درخواست کمک برای مقابله با «خرس روسی» گذشته و حالا بهتر است که با همسایه نیرومند خود روابط بازرگانی و اقتصادی ثمربخشی توسعه دهند.
بعضی تحولات مثبت در این زمینه مشاهده میشود. برای مثال، در لهستان و اوکراین رهبرانی انتخاب شدهاند که از سیاست سابق رویارویی با روسیه امتناع میکنند. حتی در کشورهای بالتیک گرایش درک این واقعیت مشاهده میشود که سالمسازی روابط با روسیه برای اقتصاد و امنیت آنها مفیدتر است تا درخواست مستمر کمک از غرب.
اندیشه اساسی نوسازی روابط، ساده، منطقی و مؤثر است: همکاری از رویارویی بهتر است، سازشها لازم است و امنیت مشترک از اهمیت دست اول برخوردار است. بدیهی است که رسیدن به این اهداف کار سادهای نیست و برای این کار تلاشهای مستمر سیاستمداران هر دو سوی اقیانوس اطلس لازم خواهد شد. رأیگیری قریبالوقوع درباره قرارداد استارت، اولین آزمایش برای باراک اوباما خواهد شد. اگر مجلس سنا این قرارداد را تصویب کند، انتظار میرود که در روند بازسازی روابط بین طرفین دور مثبت جدیدی شروع شود. اگر مجلس سنا رأی منفی بدهد، ما باید برای تیرگی جدید روابط روسی- امریکایی و عواقب غمانگیز این وضع آماده شویم.
متأسفانه، تاریخ حاکی از آن است که سیاستمداران اغلب اشتباهات فاجعهباری مرتکب میشوند ولی احتمال زیادی میرود که در رابطه با این قرارداد مهم، عقل سلیم بر کمعقلی چیره شود.
روزنامه «نزاویسیمایا گازتا»، 19 نوامبر 2010، نوشته ادوارد لوزانسکی، رئیس دانشگاه امریکایی در مسکو، استاد دانشکده سیاست جهانی دانشگاه دولتی مسکو