بر اساس تحلیلهای کارشناسان ساخت و ساز، دلیل توسعه نامتوازن ارضی و به موازات آن اغتشاش بصری، وجود نگاههای کاسبکارانه بدون نگرشهای اجتماعی و اقتصادی بوده که بیشترین آسیب را به شهر وارد کرد.سعید سادات نیا، مدیر جامعه معماران ایران و نایب رئیس انجمن صنفی مهندسان مشاور، در این ارتباط بحث بینش را مطرح میکند، میگوید: در طول سالیان متعدد ما با چندین مشکل در حوزه شهرسازی مواجه بودیم که نخستین آنها به بینش بر میگردد. این که شهر را از چه زاویهای نگاه کنیم و نگاه ما به شهرسازی و معماری طی سالهای 1348-1346یک نگاه سنتی و مربوط به نیمه قرن بیستم بود. نگاهی که در آن نگرشهای اجتماعی، اقتصادی و گزینشهای نوین جایی نداشت و شهرسازی را تنها یک ضابطه میدید. متاسفانه این دید که شهر را دو بعدی و ثابت و با قانون یک طرفه دیدن هنوز هم در شهر و کشور ما ادامه دارد و آموزشهای معماری و شهرسازی ما براین اساس است. این کارشناس معماری، وجود نماهای مختلف در شهر را ناشی از وجود این دیدگاه غالب میداند و در تشریح علل و ابعاد آن چنین توضیح میدهد: در دورهای نماهای آلکوبند( آلومینیومی) با رنگهای مختلف رواج داشت و در دورهای نماهای شیشهای و در دوره قبلتر نماها رومی ( سیمانکاری) و یک دوره قبلتر آجرها ـ آجرهای سه سانتی ـ آجر بهمنی ـ باب روز بودند که هر چند ضرورت زمان و تکنولوژی عامل این جریان عام بود؛ اما نباید از نگاه کاسبکارانه که خیلی بیشتراز نگاه فرهیختگی و فرهنگ است، غافل شد. مدیر جامعه معماران ایران، در این رابطه میگوید: اگر در یک شهر، فرهنگ غنی و قانونمندی حاکم باشد یا به عبارتی دوران صنعتی را گذرانده و مدرنیته را به خوبی درک و پروسه فرهنگی را نیز طی کرده باشند، این نماهای پراکنده دیده نمیشوند. به عنوان نمونه در لندن حق ندارید نماهای شهری را آن گونه که در شهر یا کشور ما دچار تغییر میشوند، تغییر دهید و حتما باید فیلترهای بسیاری جدی را بگذرانید.حفظ سابقه تاریخی شهر در اولویت است سادات نیا، در مورد این فیلترها میافزاید: اولین فیلتر در این مورد قانون است. یعنی نماهایی وجود دارند که ثبت شدهاند و این نماها متعلق به خانههایی هستند که در 500 یا 600 سال قبل ساخته شدهاند. شهروند این نماها را مطلقاً نمیتواند دست بزند؛ چرا که این نماها بخشی از ثروت شهر و فرهنگ عمومی است و نمیتوان آنها را از بین برد. دومین فیلتر اینکه شهروند باید از تمام شوراها، شورای محله، شورای شهر مجوز بگیرد و اگر یک نفر از اهالی از او در خصوص از بین بردن نمای حتی یک درخت شکایت داشته باشد، دادگاه به او حق میدهد؛ بنابراین فرد باید او را قانع کند یا آنکه طرح خود را طوری تغییر دهد که به نما آسیبی وارد نشود و حق شهروند عمومی حفظ شود. گسترش امکانات خصوصیمحمدی، مدرس رشته معماری دانشگاه، در مورد ابعاد بیتوجهی به فرهنگ در حوزه شهرسازی تهران میگوید: امروز نما در تهران تبدیل شده به یکسری ساختمانهای ناهماهنگ با نماهای مختلف و شهروندان تهرانی امروز در تهران کوه را نمیبینید، در صورتی که 20 یا 30 سال قبل مناظری از کوه داشتند. امروز دیگر چیزی به نام رود یا درههایی از تهران وجود ندارد و همه از بین رفته و ساخت و سازها امکانات عمومی را از بین برده و حریمها و امکانات خصوصی را گسترش داده است. این مدرس دانشگاه، در این باره به تجربه جهانی اشاره میکند و میافزاید:در سئول یک اتوبان سه طبقه را که بزرگترین معضل بود، ظرف سالهای 2000 تا 2005 به طور کامل حذف کردند و با احداث یک خط مترو دوباره فضای سابق را که رودخانه و دره بود را احیا کردند. حالا مردم در وسط شهر سئول یک فضای مناسب تمیز و زیبای شهری پیدا کردهاند. در حالی که در تهران بر عکس این اتفاق افتاده است. وی با بیان اینکه بی توجهی به نظر مهندسان مشاور شهرها به هدف خود نرسیدهاند و نتوانستهاند جمعیت مورد نظر خود را پیدا کنند؛ میافزاید: این مسئله فاجعه است و این شهرها مرده است. وی ادامه میدهد: ما صدها میلیارد هزینه کردهایم. هزینهای که میشد آن را صرف شهرهای پر تاریخ و با فرهنگ کنیم و این شهرها را پر از فرهنگ انسانی و همسایگی کنیم؛ اما ما آب، کوچه، گذر، بازار و چهارسو و همه را نابود کردیم و این هزینه صرف ایجاد شهرهای جدید شد که البته در این رابطه نباید نگاه کاسبکارانه را نادیده گرفت .توسعه پایدار در شهرسازی زمانی محقق میشود که چارچوب درست داشته باشد. احترام به فرهنگ و هنر حفظ شده زیبایی از فرهنگ و کار ایجاد شود. آنها در حالی این موضوع را مطرح میکنند که اخیراً شهرداری گامهایی را در این ارتباط برداشته و امروزه هنر در معماری تا حدودی جایگاه خود را باز کرده هر چند هنوز باید برنامهریزیهای جامعتری در این زمینه صورت بگیرد.