
هیچ معلوم نیست که اگر کسی به جز حسنی مبارک بر مصر حکمرانی میکرد، یا اینکه شیوه منحصر به فردی که مبارک و حزب ملی در پیش گرفتهاند، در کشور دیگری اجرا میشد، امریکاییها چه بلایی بر سر آن فرد یا کشور میآوردند.
مدلی که امروز مبارک و حزب حاکم برای حکومت در مصر در پیش گرفتهاند در کمتر کشوری سابقه دارد. اگر هم سابقهای داشت بیشک دولت امریکا انواع سناریوها را علیه آن در پیش میگرفت. مبارک 83 ساله 32 سال است که بر سرزمین فراعنه حکومت میکند و در طول این مدت 6 بار انتخابات ریاست جمهوری برگزار کرده که در هر شش بار آن نیز خودش تنها نامزد انتخابات بوده است. طبق اصل 76 قانون اساسی، به جز حزب ملی هیچ کس دیگری نمیتواند برای انتخابات ریاست جمهوری مصر نامزد تعیین کند و حداکثر کاری که مصریها انجام میدهند این است که دستشان را دراز کنند و برگههای «بله» یا «خیر» را به صندوقهای رأی بیندازند، کاری که مبارک و همراهانش از همین حالا تکرار آن را برای هفتمین انتخابات ریاست جمهوری مصر در سال 2011 نیز از پیش تدارک دیدهاند.
حتی خود امریکاییها هم از روند آمیخته به تمسخر دموکراسی در مصر آگاه هستند. در اسنادی که همین چند روز قبل توسط ویکیلیکس منتشر شد، مارگارت اسکوبی فندت، سفیر امریکا در قاهره در نامهای که روز 19 می 2009 به واشنگتن ارسال کرده نوشته که «حسنی مبارک» رئیس جمهور این کشور به کسی اعتماد ندارد و تا پایان عمر خود رئیس جمهور خواهد ماند.
واقعیت این است که وضعیت دموکراسی در مصر روز به روز وخیمتر میشود و ظاهراً خود امریکاییها هم دیگر نمیدانند چه روشی را در مقابل حکومت پلیسی مبارک در پیش بگیرند. اگر در سال 2005، 88 نفر ازنامزدهای اخوانالمسلمین توانستند در قالب نامزدهای مستقل به پارلمان راه پیدا کنند، دولت مصر در انتخابات امسال همین راه باریکه را هم به روی مخالفانش مسدود کرد و فقط یک نفر از نامزدهای اخوان به مجلس راه پیدا کرد. احتمالاً دور اول و دوم انتخابات پارلمانی مصر در اواخر نوامبر و اوایل دسامبر سال 2010 را باید در تاریخ 32 ساله حکومت مبارک ثبت کرد. در حالی که دولت مصر میگوید 25 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردهاند، مخالفان میزان مشارکت در انتخابات را بیش از 10 درصد نمیدانند. از این گذشته، گزارشهای مختلفی درباره تقلب در انتخابات منتشر شده تا جایی که اخوان المسلمین رسماً اعلام کرد که دور دوم انتخابات را تحریم کرده است. در سایر سطوح سیاسی هم روند تحولات در مصر سمت و سوی چندان روشنی را طی نمیکند، دولت مصر نه تنها بعد از ورود محمد البرادعی به مصر، فشار بر اخوان و جنبش الکفایه را بیشتر کرده، بلکه محدودیتهای بیشتری را هم براقلیتها اعمال میکند، همین چندروز قبل، وزارت اوقاف مصر از اتخاذ تدابیر ویژه در مساجد شیعه قاهره به منظور ممانعت از برگزاری مراسم روز عاشورا خبر داد. مبارک از گسترش شیعه در کشورهای عربی ابراز نگرانی کرده و پا از این هم فراتر گذاشته و تعدادی از شیعیان را با تابعیتهای مختلف به اتهام تلاش برای گسترش تشیع در مصر دستگیر نموده است. حتی مخالفان لیبرال نیز ازمحدودیتهای حکومت سکولار مصر در امان نیستند. پرسش مهمی که در اینجا شاید ذهن و فکر ناظران بیطرف را آزار دهد این است، که امریکاییهایی که در اغلب کشورهای دنیا از رونددموکراتیکسازی روشها حمایت میکنند و با هر ابزاری که شده حکومتهای ملی را به سمت شکلهای جدید دموکراسی لیبرال سوق میدهند چرا از گروههای لیبرال مصری مانند حزب الله حمایت نمیکنند تا یک حکومت غربگرا در قاره برسر کار بیاید؟ رژیمی که مبارک در مصر برآن حکمرانی میکند، در خوشبینانهترین حالت یک رژیم سکولار کلاسیک است که هیچ کدام از ویژگیهای حکومتهای لیبرال امروزی را ندارد. ولی جامعه مصر طی چند دهه گذشته شاهد شکلگیری یک الیت نسبتاً قوی با گرایشهای لیبرال غربی بوده است که میتواند مبنای مستحکمتری برای سیاستهای منطقهای امریکا قرار بگیرد. فرض کنیم که امریکاییها با اسلامگرایان اخوانی مشکلات جدی دارند ولی چرا از نخبگان و طبقه متوسط لیبرال در مصر برای حرکت به سمت اصلاحات لیبرالی حمایت نمیکنند؟
واقعیت این است که سیاست خارجی امریکا در مصر از یکسو در بند گرایشهای محافظهکارانهای گرفتار شده که به شدت مانع اعمال تغییرات میشود و رژیم کنونی را اگر نه بهترین نسخه ولی نسخهای قابل تحمل قلمداد میکند و از طرف دیگر در تاروپود محذورات ناشی از نگاه امنیتی خود در خاورمیانه دست و پا میزند. نگاه غالب در واشنگتن این است که امنیت اسرائیل در خاورمیانه نقطه محوری پرگاری است علیه خطوط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی در خاورمیانه که باید براساس آن شکل بگیرد امریکاییها در یک دوره برای تأمین امنیت تلآویو، برتری نظامی آن بر کشورهای پیرامون را در اولویت خود قرار دادند و یک زمان هم ادغام اقتصادی تلآویو در چارچوبهای منطقهای را بهترین روش تأمین امنیت اسرائیل قلمداد کردند. هر دو دستور کار امروز نیز در واشنگتن روی میز مقامهای امریکایی است ولی باید توجه داشت که این دستور کار از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. در کشورهای عربی و به خصوص مصر، این اقتصاد نیست که در تاروپود امنیت تل آویو گرفتار شده است بلکه این دموکراسی است که در پای امنیت اسرائیل سربریده میشود. معادله بین دموکراسی، با رژیم 32 ساله مبارک و امریکا معادله چندان پیچیدهای نیست و در یک جمله خلاصه میشود. امریکا ظهور دموکراسی در مصر را پیش درآمد حوادثی غیر قابل پیش بینی قلمداد میکند که بالقوه میتواند امنیت نزدیکترین متحد خاورمیانهایاش را با خطرات جدی مواجه کند.