به گزارش خبرنگار «جوان»، هفتم آذر مأموران 140باغ فیض در جریان خبر دیگری منجر به جرح در فرحزاد قرار گرفتند که پس از حضور در محل مشخص شد این درگیری میان پدر و پسری اتفاق افتاده است.
با حضور اورژانس پسر جوان «رضا – ع» (31 ساله) به بیمارستان و پدرش «داوود – 52 ساله» نیز به کلانتری منتقل شدند.
«رضا» یک روز پس از حادثه در بیمارستان تسلیم مرگ شد.
با اعلام مرگ «رضا» متهم ویژه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، تحقیقات پلیسی برای رمزگشایی از جنایت را آغاز کردند. براساس اوراق پرونده مشخص شد «رضا» نزدیک 10 سال به کراک اعتیاد داشت که روز حادثه پدرش به دنبال او به سمت فرحزاد رفته تا مانع مصرف مواد شود.
***
متهم «داوود – ع» (52 ساله) کارمند بازنشسته یکی از ادارات دولتی است او دارای چهار فرزند است که «رضا» تک پسر خانواده بود.
او به افسر پرونده گفت: چند بار پسرم را برای ترک در کمپ بستری کردم اما بعد از اینکه برمیگشت دوباره به سمت مواد میرفت. در سال 81 پس از پایان دوره درمان برای او یک مغازه موتورسازی در منطقه حسامالسلطنه کرایه کردم تا بهانهای برای کار نکردن نداشته باشد، اما حریفش نشدم و دوباره یک خانه در منطقه 30متری جی خریدم حتی سند را هم به نام او کردم.
متهم ادامه داد: مدتی بعد دختری را برای او خواستگاری کردیم و به او گفتیم که «رضا» چه شرایطی دارد که او هم پذیرفت تا به ما کمک کند.
من که بازنشسته شده بودم یک تاکسی خریدم اما «رضا» هر روز بهانه میآورد که از موتورسازی خسته شده و من هم با وجود اینکه میدانستم بهانه میگیرد تاکسی را به نامش کردم تا دیگر بهانهای نتراشد تا اینکه عروسم به خانه ما آمد و گفت قصد دارد از «رضا» جدا شود.
متهم در رابطه با روز حادثه به افسر پرونده گفت: هفتم آذر به همراه «رضا» و همسرم به خیابان فرهنگ رفته بودیم تا برای او داروی ترک اعتیاد بخریم و از آنجا هم به مطب یک روانشناس رفتیم، وقتی از مطب بیرون آمدیم و به خانه رسیدیم، دیدیم برادرم منتظر ماست.
وقتی ماجرا را برای او توضیح دادیم به «رضا» گفت: از این به بعد با هم کار کنند اما «رضا» به عمویش جواب داد یک موتورسازی در خیابان اقبال میشناسد که برادرم به همراه او به آنجا رفتند اما بعد از نیم ساعت به من زنگ زد و گفت: «رضا» در این مدت برای گرفتن کلید مغازه رفته و هنوز برنگشته من هم به سمت آنها رفتم تا «رضا» را پیدا کنم.
متهم ادامه داد: دو ساعت از گم شدن «رضا» گذشته بود که با مشاهده آن محل متوجه شدم برای تهیه مواد به آنجا آمده بنابراین ماشینم را وسط خیابان رها کردم و از پلههای یک باغ بالا رفتم که یکدفعه رضا را به همراه چند نفر دیگر در حال مصرف کراک دیدم. یک سیلی به او زدم و او هم از باغ به طرف خیابان دوید، وقتی به خیابان رسیدم «رضا» را دیدم که یک چاقو در دستش است و وقتی خواستم چاقو را از دستش درآورم، چاقو وارد پهلوی او شد که بلافاصله با اورژانس و پلیس تمامی گرفتم.
این پدر گفت: همیشه آرزو داشتم تا پسرم را در مسیر درست زندگی هدایت کنم، خدا میداند که از هیچ کوششی دریغ نکردهام اما نمیدانم چرا تلاشهایم بیثمر میماند. من حتی حاضر نبودم او را یک ساعت در بستر بیماری ببینم چه رسد به اینکه او را در دام اعتیاد ببینم.
به گفته سرهنگ عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ با توجه به اظهارات صریح متهم پرونده جهت صدور دستور قضایی در اختیار مقام قضایی قرار گرفته است.