کد خبر: 427198
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۸
کیهان

«حلقه تنگ محاصره» عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن می‌خوانید:
«تنها گزینه پیش روی ما انتخاب موجودیتی ادغام یافته در منطقه است. طولانی شدن آتش سوزی جنگل‌های حیفا نشان داد که ما در اداره خود ناتوانیم. ما نمی‌توانیم با «تسلیحات قدرتمند» مسایل خود را حل کنیم، چاره‌ای جز مذاکره نداریم وقتی به اطراف خود نگاه می‌کنیم درمی یابیم که «جبهه مصمم جهانی» علیه ما در حال شکل گیری است.»

این نزدیکترین گزاره‌ای است که از درون محافل صهیونیستی به بیرون درز کرده است. نزدیک به دو دهه پیش «اسحاق رابین» نخست وزیر معدوم رژیم صهیونیستی گفته بود اگر تیزهوش باشیم درمی یابیم که باید مذاکره کنیم و اگر خیال پرداز باشیم می‌گوئیم جنگ. رابین با همین نگاه در سال 1370 به مذاکرات اسلو آمد و حال آنکه مهمترین پشتیبان بین المللی رژیم صهیونیستی در آن سال خود را در اوج قدرت می‌دید و فروپاشی بلوک شرق نگرانی کشورهای آسیایی را در پی داشت اما با این همه، تل آویو دریافته بود که اوضاع جهان در حال دگرگون شدن است.

از آن زمان تاکنون، اسرائیل در عرصه بین المللی و منطقه‌ای دچار محدودیت‌ها و مشکلات فراوانی شده است. در این فاصله این رژیم ناچار به ترک خاک لبنان- با تحمل حداکثر حقارت-، تخلیه منطقه غزه- با برجا گذاشتن اردوگاه‌های خود- شکست در جنگ 33 روزه علیه لبنان و شکست در جنگ 22 روزه علیه غزه شده است. در این دوران موج مهاجرت معکوس گردیده، درآمد رژیم صهیونیستی از توریسم، تجارت و فروش تسلیحات به یک سوم رسیده و امید به آینده در بین شهروندان غاصب سیر نزولی داشته است. از آن طرف، آمریکایی ها- بنا به اظهارات مقامات رژیم صهیونیستی- دیگر قدرت «جمع کنندگی» ندارند و اوضاع کاملا از دست آنان خارج شده است. در این شرایط بنیامین نتانیاهو دیوانه وار علیه فلسطینی‌ها وارد عمل گردیده است.

این روزها در فضای منطقه‌ای و بین المللی، اتفاقاتی افتاده که نشان می‌دهد آن احساس رابین اینک عمومی شده است. با هم این موارد را مرور کنیم:

1- کاروان آسیایی با حضور تعداد زیادی از فعالان کشورهای شرق و غرب از هند به سمت غزه در حرکت است. اعضای این کاروان چندصد نفره مردم عادی هم نیستند هرکدام به دلیل جایگاه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، علمی و رسانه‌ای شان انبوه از مخاطبان را با خود همراه دارند. این موج انسانی به خوبی نشان می‌دهد که امروز آزادی فلسطین تبدیل به یک مسئله جهانی شده و در سطح ملت‌ها با جدیت پیگیری می‌شود. کاروان دریایی کشورهای جنوب اروپا و کاروانی زمینی از شرق آسیا آیا اسرائیل نباید نگران راه افتادن یک کاروان هوایی باشد.
2- دو روز پیش در یک روز در سطح بین المللی 4 قطعنامه علیه رژیم صهیونیستی به تصویب رسیده است، تصویب کنندگان متحدان تاریخی رژیم تل آویو- آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و...- نبوده‌اند یکصد و شصت و پنج کشور عضو سازمان ملل، تخریب منازل فلسطینی‌ها توسط رژیم صهیونیستی را محکوم کرده‌اند. همزمان با آن مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه دیگری شهرک سازی و ساخت دیوار حایل را محکوم کرد. در قطعنامه دیگر، این رژیم ملزم به خروج از جولان(براساس قطعنامه 497) شده است و در قطعنامه دیگر بکارگیری زور علیه فلسطینی‌ها محکوم شده است. این قطعنامه‌ها ممکن است تغییری در مواضع رژیم صهیونیستی به وجود نیاورد ولی مطمئنا این قطعنامه‌ها از یک روند در عرصه دولت‌ها خبر می‌دهند.


جمهوری اسلامی

«گوانتانامو، تحقیری برای اوباما» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوذری اسلامی است که در آن می‌خوانید:
کنگره آمریکا با تصویب طرحی، با بسته شدن زندان مخوف و قرون وسطایی گوانتانامو مخالفت کرد. نمایندگان کنگره با 212 رای مخالف در برابر 202 رای موافق، با طرح بسته شدن زندان گوانتانامو و انتقال زندانیان به داخل آمریکا مخالفت نموده و به ادامه کار آن رأی دادند.

مقامات آمریکایی درحالی با ادامه کار زندان گوانتانامو موافقت می‌کنند که بستن این سیاه چال مخوف وضد بشری یکی از وعده‌های باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در برنامه‌های انتخاباتیش بود.

اوباما حتی در نخستین مصاحبه‌اش پس از پیروزی در انتخابات اعلام کرد: من مرتباً گفته‌ام که قصد دارم گوانتانامو را ببندم و این کار را خواهم کرد.

با اینحال پس از گذشت نزدیک به دو سال از این اظهارات اوباما، نه تنها این زندان بسته نشد بلکه تا آینده نامعلوم این زندان، که باید از آن به عنوان یکی از شکنجه‌گاه‌های بزرگ تاریخ نام برد، دایر خواهد بود.

براساس آمار رسمی مقامات آمریکائی، هم اکنون حدود 178 زندانی در این بازداشتگاه به سر می‌برند که حدود نیمی از آنها را زندانیان یمنی تشکیل می‌دهند.
زندان گوانتانامو، در پایگاه دریایی آمریکا در خلیج گوانتانامو قرار دارد که پس از انفجارهای مشکوک 20 شهریور 1380، محل نگاهداری و شکنجه افرادی شد که آمریکایی‌ها آنها را به تروریست بودن متهم کردند.

افشای رفتارهای غیرانسانی با زندانیان و اعمال شکنجه‌های هولناک علیه بازداشت شدگان، گوانتانامو را به رسوایی بزرگی برای دولت آمریکا تبدیل ساخت و پرده از چهره مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر فرو افکند.

انتشار تصاویری تکان دهنده از درون زندان گوانتانامو، که نشان دهنده تنها بخش کوچکی از واقعیات این زندان بود موجی از تنفر و انزجار جهانی علیه دولت آمریکا برانگیخت و اعتراضات و تظاهرات گسترده‌ای در سراسر جهان در مخالفت اعمال ضدانسانی و وحشیانه زندانبانان گوانتانامو و مسئولان دولت آمریکا به راه افتاد. این اعتراضات آنچنان دولتمردان آمریکا را بی آبرو کرد که آنها مجبور به عکس العمل گردیده و مدعی شدند این شکنجه‌ها خارج از حوزه اختیارات آنان صورت گرفته است! درحالی که محافل مطبوعاتی غرب، از سران ارشد دولت جورج بوش، نظیر رایس، پاول، رامسفلد و دیک چنی به عنوان متهمان جنایات گوانتانامو اسم بردند که در جنایات گوانتانامو مسئول بوده‌اند.

معترضان در کشورهای مختلف جهان خواستار محاکمه این افراد به عنوان جنایتکار جنگی شدند اما دولت آمریکا با گستاخی تمام مدعی شدند شکنجه محدود علیه تروریستها قابل توجیه است!


قدس

«خباثت انگلیسی در پوشش دیپلماتیک» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در آن می‌خوانید:
در حالی که در روزهای اخیر در کشور انگلیس حقوق قشر فهیم جامعه، یعنی دانشجویان به راحتی از سوی ابزارهای سرکوب حاکمیت در معرض نقض شدیدی قرار دارد، سفیر گستاخ این کشور در اقدامی مداخله جویانه به بهانه نقض حقوق بشر، عملکرد جمهوری اسلامی را در این زمینه زیر سؤال برده است.

نقش مداخله جویانه لندن در حوادث داخلی ایران در سال گذشته بر کسی پوشیده نیست. اکنون لندن به پایگاه برای فراریان و مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل شده است که در زیر سایه پشتیبانیهای دولت انگلیس، سمپاتهای داخلی را حمایت فکری می‌کنند. نقش این کشور در همراه با واشنگتن در صدور قطعنامه‌های ضد ایرانی در شورای امنیت و اعمال تحریمهای گسترده علیه ایران، از موارد دشمنی و همراه با دشمنان این کشور است. همکاری سازمان جاسوسی MI6 با سرویسهای جاسوسی موساد و سیا در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران با هدف توقف رشد علمی کشور، از نمونه‌های همراه با دشمنان است. گذشته حضور این کشور در ایران در آینه تاریخ، مملو از خیانتها و جنایتهاست که در این نوشتار مجال پرداختن به آنها نیست.

وی در یادداشت خود آورده است: «در هیچ جای دنیا مانند ایران افرادی که برای حقوق دیگران برخاسته‌اند، در معرض خطر قرار ندارند»، در حالی که بر اساس برخی گزارشهای نمایندگان اعزامی، ادعاهای مطرح شده در مورد نقض حقوق بشر در ایران بی اساس معرفی گردید و بر همگان آشکار است که امروزه مفهوم حقوق بشر ابزار سیاسی علیه کشورها شده است. اکنون باید از وی سؤال کرد، آیا در کشور انگلیس موارد نقض حقوق بشر وجود ندارد؟

در روزهای اخیر، دانشجویان بی دفاعی که نسبت به افزایش سه برابری شهریه خود معترض بودند، به خیابانهای لندن ریختند تا در یک تظاهرات آرام، ادعاهای مقامهای خود درباره دموکراسی را محک بزنند، اما دولت انگلیس در اقدامی وحشیانه و کم سابقه، خون دانشجویان را در کف خیابانهای سرد پایتخت این کشور جاری کرد.

پس از حوادث 11 سپتامبر، صدها عمل ضد بشری علیه مسلمانان، مساجد و اماکن متعلق به آنان در انگلستان و اتحادیه اروپا صورت گرفته است. این موارد در دانشگاه‌ها شامل خشونت، ناسزا گفتن، تهدید و بمب گذاری در مراسم نماز و عبادات در دانشگاه منچستر، ایراد مواضع منفی وطن پرستانه و بیگانه انگاشتن مسلمانان بوده است. «فیل شاینر» رئیس گروه طرفدار حقوق بشر موسوم به «وکلای مدافع عمومی» در مقابل ساختمان دادگاه عالی انگلیس، موارد شکنجه زندانیان عراقی را برهنه کردن اجباری، محروم کردن از خواب، تهدید به اعدام، اعدامهای ساختگی و مواردی دیگر اعلام کرد. این سؤ رفتارها نقض ماده 3 کنوانسیون حقوق بشر اروپاست و همچنین می‌تواند بر اساس مقررات جنایی مربوط به قانون دادگاه جنایی بین المللی مصوب سال 2001، در بخش «جنایات جنگی» طبقه بندی شود.


مردم سالاری

«تورم و چشم انداز مبهم» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم شهرام صدوقی است که در آن می‌خوانید:
تورم پدیده‌ای است که مردم کشورمان با پوست و گوشت خود طی سالها آن را درک کرده‌اند. تورم اقتصادی یا رشد قیمتها در یک مقطع معین کوتاه مدت پدیده‌ای است که متاسفانه بنا به دلا یل مختلف حاکم بر اقتصاد ایران، سالها گریبان گیر مردم بوده است. اگرچه این رشد طی مقاطعی از زمان با شیب تند و کند متفاوتی همراه بوده است، اما نکته‌ای که از 30 سال گذشته تاکنون در بازار ایران مشهود بوده محسوس بودن نرخ تورم و افزایش قیمتها است.

حال، طبق گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلا می‌ایران نرخ رشد قیمتها یا همان نرخ تورم چند ماه است که با رشد کاهنده مواجه بوده و حتی براساس آخرین گزارشها این نرخ به زیر ده درصد یا همان «نرخ تک رقمی» معروف رسیده است. کشور که اکنون در مرحله آمادگی برای ورود به طرح بزرگ هدفمندسازی یارانه‌ها یا جراحی بزرگ اقتصادی قرار گرفته و براساس اهداف پیش بینی شده در این طرح آزادسازی قیمتها در عرضه کالا و خدمات مصرفی جامعه صورت خواهد پذیرفت.

در این میان توجه به نرخ تورم همچون مردم و کارشناسان باید مورد توجه مسوولین و متولیان اجرای طرح بزرگ مذکور نیز قرار گیرد. طبق پیش بینی کارشناسان اقتصادی از تاثیر اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها و آزادسازی قیمتها بر افزایش نرخ تورم در کشور، این کارشناسان رشد حداقل30تا 50 درصدی تورم را حاصل اجرای این طرح می‌دانند. با افزایش قیمت انواع سوخت و حامل‌های انرژی در پی آغاز اجرای این طرح در کشور، تمام ارکان تولید، صنعت، توزیع و پخش کالا و خدمات دستخوش تغییرات قیمتی خواهند بود.

اگر چه دولتمردان برای پیشگیری از عوارض سو» آزادسازی قیمتها در جامعه در حوزه‌های گوناگون وارد عمل شده و برنامه ریزی‌هایی نیز صورت داده‌اند اما براساس سوابقی که از بازار ایران پیداست پیش بینی می‌شود تورمی خارج از برآورد مسوولین بر این بازار حکم فرما شود. تورم ناشی از افزایش هزینه حمل و نقل کالا‌ها و خدمات و همینطور رشد هزینه تمام شده به صورت یک رابطه تصاعدی بر بازار عرضه کالا و خدمات تحمیل خواهد شد و البته باید به این افزایش نرخ‌های طبیعی، افزایش سود واسطه‌ها را نیز در بازار افزود.

در بازاری با مختصات خاص ایران که به دلا یل ضعف نظارتی، تنوع قیمت در یک نوع کالا یا خدمت به وفور دیده می‌شود، با ایجاد تغییری هر چند مختصر در مبادی قیمتی، تغییرات همچون حرکت بهمن گونه به مصرف کنندگان منتقل می‌شود و رشد قیمت چند برابری در مورد آن کالا یا خدمت مشاهده خواهد شد.


تهران امروز

«مردم را متقاعد کنید» عنوان سرمقاله‌ِ روزنامه تهران امروز به قلم کمال بردبار است که در آن می‌خوانید:
دو اتفاق همزمان زیست محیطی (آلودگی هوای تهران و آتشسوزی جنگلها) افکار عمومی جامعه را جریحه‌دار کرده است. آزردگی افکارعمومی فقط به علت ابعاد این دو حادثه و خسارت‌های هنگفت مالی و جانی ناشی از آنها نیست. آنچه سبب خراشیده شدن اذهان مردم شده است تصور ناتوانی و عدم کارآمدی مسئولان در مواجهه با این مشکلات است.

تبعات این اتفاق حتی می‌تواند دردناکتر از آمارتلفات مادی این دو حادثه زیست محیطی باشد. حاصل این اتفاق، بی‌اعتمادی یا حداقل کم‌اعتمادی مردم به توانمندی‌های مسئولان در حل مشکلات و بحران‌هاست.

این دو واقعه در نگاه دیگر محکی بود برای سنجیدن میزان انعطاف، قدرت تصمیم گیری و همینطور دور‌اندیشی مسئولان در مواجهه با بحران‌های روزمره. اینکه مسئولان چقدر تلاش کردند وتا چه حد تصمیماتشان درست بوده، جای صحبت و بحث کارشناسی دارد و مقوله دیگری است اما آنچه مسلم و ملموس است عدم متقاعد شدن افکار عمومی نسبت به این راهکارهاست.

تهران 34 روز را در شرایط بحرانی آلودگی هوا گذراند و در این 34 روز مسئولان نتوانستند افکار عمومی را به جهت راهکارهای ارائه شده برای حل این معضل متقاعد کنند.

همین اتفاق برای آتش‌سوزی جنگل‌های گلستان هم رخ داده است. دیروز برنامه صبحگاه رادیو جوان عرصه تلفن‌های ده‌ها شهروند گرگانی و مازندرانی بود که بر مبنای مشاهدات خود درباره از بین رفتن جنگل‌های آن نواحی به شدت اظهار نگرانی و تاسف می‌کردند. حتی توضیحات مسئولان نیز آنها را متقاعد نساخته که این حادثه در دست کنترل است.

مسئولان دولتی برای حل هردو معضل چه در تهران و چه در گلستان راهکارهای متفاوتی را ارائه داده و به کار بستند(که زحماتشان ماجور) اما نه آن ترفندها به نقطه مثبت ومناسبی ختم شد و نه - بدتر از آن - افکار عمومی درباره سودمندی این راهکارها متقاعد شد.

این عدم اقناع افکار عمومی ربطی به شیطنت‌های رسانه‌ای ندارد؛ یک واقعیت ملموس است که هرکدام از دولتمردان با قدم زدن در سطح شهر و حضور در محافل عمومی با آن روبه رو می‌شوند. واقعیتی که راه فراری نیز از آن وجود ندارد.


ابتکار

«بحرانی که در امان خدا رها شد» عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار به قلم سید علی محقق است که در آن می‌خوانید:
سرانجام پس از یک ماه کلافگی عمومی مردم پایتخت و برخی از کلانشهرها دیروز باد و کمی باران آمد و تا حدودی شهر و مدیران کشور را از بلا رهانید. طی یک ماه که گذشت از بخت بد مردم و شاید مسئولین، همه چیزدست به دست هم داد تا قضیه وارونگی هوا بر روی مردم نگون بخت شهر آوار شود و این پدیده به بحرانی حتی مرگبارمبدل گردد.

دولت به عنوان مسئول و اتاق فرمان مدیریت بحران‌هایی از این دست، در این مدت راهکارهای متفاوتی را در پیش گرفت که تقریباهمه آن‌ها با شکست مواجه شد تا در کارایی این اتاق فرمان، دچار شک شویم.اگر از راهکار بدیه اعمال نصف ونیمه طرح زوج و فرد سراسری خودروها بگذریم در این مدت مردم دیگر هیچ اقدام موثردیگری را برای مقابله با این بحران شاهد نبودند و به عبارتی انگار که شهر و آلودگی هایش به امان خدا رها شده بود.

تردید و بی تصمیمی محض برای تعطیل کردن یا تعطیل نکردن پایتخت، روی آوردن به طرح‌های غیراجرایی و تخیلی پرماجرا مانند هواپیماهای آبپاش، عدم استفاده بهینه از رسانه فراگیری مانند تلویزیون برای آگاه بخشی و شفاف سازی ابعاد بحران، تلاش مذبوحانه و چندگانه برای انداختن تقصیربرگردن سایرین و مهم تر از همه عدم پیش بینی وکنترل متغییرهای اثرگذار بلند مدتی مانند افزایش کیفیت سوخت و توسعه حمل و نقل عمومی از جمله دلایلی است که همه را متقاعد کرده که در این مدت تهران به امان خدا رها شده بود و خبری از مدیریت و کنترل این بحران به معنای واقعی کلمه نبود.

همانگونه که از واژه برمی آید مدیریت بحران ترکیبی است از عقلانیت، تجربه و استفاده بهینه از زمان برای فائق آمدن بر یک وضعیت نامساعد عمدتا کوتاه مدت. معمولا صاحبنظران به تجربه بحران‌ها را بر حسب محدودیت‌ها و شرایط زمانی به سه دسته فوری، در حال ظهور و پایدار تقسیم می‌کنند. اگرچه ماهیت کلی آلودگی تهران از نوع بحران پایدار و سابقه دار و قابل پیش بینی است اما ترکیب وارونگی یک ماهه اخیر هوا با متغیرهای دیگر دست به دست هم داد تا این پدیده در دسته بحران‌هایی که ابعاد واقعی آن بطور دقیق قابل پیش بینی نیست، قرار گیرد.وظیفه و کارکرد اصلی متولیان امر مدیریت بحران در گام اول این است که کارشناسانه همه ابعاد و واکنش‌ها و متغییرهای مساله را به درستی تشخیص داده و به نحوی درکنار یکدیگر قراردهند که عکس العمل‌های آتی بحران قابل پیش بینی و قابل کنترل گردد.

اگر مبنای بررسی عملکرد کمیته متولی مدیریت بحران آلودگی اخیر تهران را تاثیر تصمیمات و اقدام‌های انجام شده بر بهبود اوضاع، بازخورد رسانه‌ای اقدامات و بازتاب تصمیمات اتخاذه شده در بین مردم تلقی نماییم، واقعیت این است که این مجموعه در آزمون مهم توانایی در کنترل یک بحران و تامین اعتماد مردم در شرایط بحرانی نمره قبولی نگرفته است.


آفرینش

«بازنشستگان تأمین اجتماعی در انتظار» عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم مهدی اسلامی است که در آن می‌خوانید:
در حالی که طرح همسان سازی حقوق بازنشستگان کشوری و لشگری براساس قانون مدیریت خدمات کشوری در حال اجرا است، اما بازنشستگان تامین اجتماعی نزدیک به دوسال است که تنها به اخبار امیدوار کننده این طرح دل خوش کرده‌اند. در سال 87 و در سفر استانی هیات دولت به مازندران،‌ رییس جمهور محترم این نوید را به بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی داد که تفاوت سطح حقوقی آنها با بازنشستگان کشوری و لشگری برطرف شود و در پی آن بود که در زمان نوشتن بودجه سال 88، دولت اولین قدم را با اختصاص بودجه 2500 میلیارد تومانی برای یکسان سازی حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با بازنشستگان کشوری و لشگری برداشت و آن را به مجلس ارائه داد.

در این تعهد قرار شد، تامین منابع این طرح به وسیله فروش سهام برخی شرکت‌های دولتی انجام شود اما در پایان سال 88 تنها 900 میلیارد و 370 میلیون تومان از 2500 میلیارد تومان به صندوق تامین اجتماعی واگذار شد. اما این پایان راه نبود چراکه دولت در بودجه سنواتی سال 89 نیز اختصاص مابقی این پول را در افزایش بودجه سازمان تامین اجتماعی برای اجرای قانون همسان سازی حقوق بازنشستگان پیش بینی کرد اما مجلس با این شیوه تامین اعتبار مخالفت کرد و به این ترتیب از دولت خواست این کسری بودجه را از طریق دیگری تامین کند.

در این رهگذر نمایندگان مجلس نیز با تشکیل کمیته‌ای در اواخر سال 88 برای تسریع در اجرای قانون همسان سازی حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی وارد عمل شدند اما آن کمیته نیز در جایی که موضوع تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی به میان آمد نتوانست اقدامی موثر برای تسریع در اجرای این قانون انجام دهد تا همچنان همسان سازی حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با علامت سوال مواجه باشد؟ حال نزدیک به دوسال است که بازنشستگان تامین اجتماعی با اظهارنظرهای متفاوتی از سوی مسوولان درباره قانون همسان سازی حقوق مواجه هستند، قانونی که به روشنی تکلیف را مشخص کرده و با نظم خاصی برای بازنشستگان کشوری در حال اجرا است، آیا علی رغم تاکید ریاست محترم جمهور بر اجرای قانون همسان سازی حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی، اینقدر زمان! برای اجرای آن توجیه خاصی دارد؟


آرمان

«اعراب ومساله هسته‌ای ایران» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم داوود هرمیداس باوند است که در آن می‌خوانید:
به طور کلی اعراب مایل نیستند که ایران دارای توان هسته‌ای باشد. در هر حال هر چه که بر وزن و قدرت ایران بیفزاید موجب نگرانی آنها می‌شود. اعراب با نگرش آمریکا همسو شده‌اند، کشورهای عربی می‌گویند؛ پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران پیش از اینکه جنبه جهانی داشته باشد، پیامدهای منطقه‌ای درپی خواهد داشت و بنابراین در سرنوشت آنها اثر گذار خواهد بود.

پس با این استدلال آنها معتقدند که باید اعراب نیز در جریان تصمیم گیری در این باره قرار گیرند. اعراب نمی‌خواهند به گفتن اینکه هر کشوری حق دستیابی به انرژی هسته‌ای را دارد، بسنده کنند، در واقع آنها قصد دارند به صورت جدی‌تری این مساله را پیگیری کنند، چنانچه در بیانیه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس آمده است که 1+5 نظرات این کشورها را به نحوی از انحا ملحوظ کند. بعید است که 1+5 این درخواست اعراب را بپذیرد، چرا که اگر آنها وارد مذاکره شوند، باید ترکیه و کشورهای دیگر نیز وارد مذاکرات شوند.

1+5 فقط می‌تواند اعلام کند که نظرات آنها را ملحوظ می‌‎دارد. مساله هسته‌ای بهانه‌ای شده است که کشورهای عربی مکنونات قلبی شان را بیان کنند، این کشورها ایران را به عنوان یک قدرت تاثیرگذار برای جهان عرب به خصوص کشورهای عربی منطقه هلال حاصلخیز تلقی می‌کنند.


دنیای اقتصاد

«درس‌های اقتصادی آلودگی هوای تهران» عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دکتر علی دادپی است که در آن می‌خوانید:
گرچه آلودگی هوای تهران موضوع کهنه‌ای است، اما بحران اخیر فرصت خوبی برای مرور درس‌هایی است که می‌شود از آن گرفت؛ درس‌هایی که اگرچه تغییر نمی‌کنند، ولی در یادگیریشان عجله‌ای نداشته‌ایم.

درس اول: هیچ بحرانی فقط یک علت ندارد. سوای دلیلی که این روزها برای آلودگی هوای تهران می‌آوریم بهتر است فراموش نکنیم که هوای تهران قبلا هم آلوده بود و این آلودگی وجود داشت به‌دلیل: تعدد خودروها در شهری که از سه جهت کوه‌ها محاصره‌اش کرده‌اند، موتورهای پرمصرف و فاقد استانداردهای جهانی، حمل و نقل عمومی ‌محدود و کم‌ظرفیت و مصرف بی‌رویه بنزینی که یارانه قیمتش را پایین نگه داشته است. همچنین افزایش جمعیت و افزایش تعداد خودروها در شهر و نابودی فضای سبز شهری در محله‌های گوناگون تهران باعث افزایش آن شده است. بحران وجود داشت و مسائل اخیر تنها جدی بودن آن‌را به رخ ما کشید.

درس دوم: فرار از حل بحران تنها تشدیدش می‌کند. طی سال‌های گذشته راه‌های بسیار زیادی برای مبارزه با آلودگی تهران پیشنهاد شد، از حذف یارانه بنزین در تهران تا خرید و نصب تجهیزات لازم برای تصفیه آن تا احداث و گسترش شبکه حمل و نقل عمومی ‌و متروی تهران. با این حال هرگز اراده لازم برای تصویب و اجرای این سیاست‌ها وجود نداشته است. ترس از آثار تورمی‌ حذف یارانه بنزین باعث شد تا در کلانشهر کشور بنزین بهایی برابر با دورافتاده‌ترین شهرها داشته باشد.

گسترش شبکه حمل و نقل عمومی ‌شهری در مقاطعی با جدیت دنبال شد؛ اما هر از گاه هم به موضوع دعوا و بحث گروه‌های سیاسی تبدیل شد و به تاخیر افتاد. زمانی که از دست رفت باعث اتلاف منابع و افزایش هزینه‌های ناشی از این آلودگی شد و بدتر آنکه حاشیه بحران را آنقدر کم کرد که با کوچک‌ترین تغییر آب‌وهوایی تهران زنگ هشدار بحران آلودگی را به صدا درآورد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار