
تا به حال شده کارتان برای گرفتن وام گیر بانک بیفتد؟ تا به حال شده برای یک وام دو میلیونی ساده که بهرهای در حدود 500 هزار تومان دارد از این بانک به آن بانک بروید؟ تا به حال شده وام خودرو بخواهید در شرایطی که با گذشتن از هزار گیر بنیاسرائیلی به ارائه ضامن برسید تا به زبان بی زبانی بگویند که از وام خبری نیست؟ یقیناً این موضوع برای اکثر مردم به معنای واقعی اتفاق افتاده و گیر و دار گرفتن وام دست و پایشان را حسابی در خود فشرده و عرصه را برایشان تنگ نموده است. امروزه وام گرفتن چنان سخت شده که حتی برای دریافت وامی همچون ازدواج که هر از چند گاهی دولت با ذوق خاصی از افزایش آن سخن به میان میآورد به این در و آن در باید زد تا شاید بعد از گذشتن هفت خوانی سخت تر از هفت خوان رستم به سد عظیمی به نام یافتن ضامن رسید. با یک نگاه کلی به مقوله وام و مراحل آن به این نتیجه خواهیم رسید که این مهم تنها برای مردم عادی، دارای بندها و لوایح خاص است و افرادی که با خود لقب آقازاده یا دردانه را یدک میکشند و نور چشمی بعضی از آقایان هستند بدون دادن حتی دستنوشتهای میتوانند وامهای کلان دریافت کنند. این علاقه به برخی از آقایان تا جایی پیش رفته که باید ضرر و زیان ناشی از بد حسابی آنها را که امروز دیگر هیچ ارگانی یارای باز پس گیری معوقات آنها را ندارد از مردم گرفت و با چهار میخ کردن مردم این نکته را گوشزد کرد که دیواری کوتاهتر از آنها یافت نمیشود و شانههای قشر ضعیف و متوسط جامعه نردبان صعود اقشار خاص و عزیز دردانه هاست.
کاغذ بازیهای الکیمشکل مردم فقط پول است و شاهرگ حیاتی آن هم در دست بانک هاست. پولهایی که بعضی وقتها در قالب وام به مردم داده میشود و برای باز پرداخت آنها سودهایی دریافت میشود. سودهایی که در حرف و روی برگههای بانکی چیزی بین 16 تا 19 درصد است اما در یکسری محاسبات خاص بانکی که هنوز هیچ کس از جمع و تفریق و ضرب و تقسیم آنها سر در نیاورده در عمل به ارقامی بین 26 تا 30 درصد میرسد.امروز وام دادن و پول گرفتن برای بانکها به قصه «به من بده ولی از من نگیر» تبدیل شده به نحوی که حاضرند برای دریافت ته مانده پول مردم هزار و یک تبلیغ رنگارنگ در انواع رسانهها به راه بیندازند و به عنوان قرض الحسنه پول بی زبان را در اختیار خود قرار دهند و این فکر را در بین عموم جا بیندازند که جایزههای کلان در انتظار شماست در حالی که شاید در پایان یک سال مالی دلشان به حال صاحبان حساب بسوزد و دو زار ده شاهی به عنوان جایزه به حسابش واریز نمایند. اما سؤال اینجاست این پولهایی که به عنوان قرض الحسنه از مردم دریافت میشود و قرار است به عنوان قرض به افراد متقاضی ارائه گردد در بوروکراسی و کاغذ بازی اداری چه بر سرش میآید که نیازمندان واقعی وام؛ طعمی از شیرینی آن نمیچشند و هر چه هست به آنهایی میرسد که حساب بانکیشان سر به فلک کشیده و با این وامهای به اصطلاح قرض الحسنه به دنبال خریدن خانهای در سواحل مدیترانه هستند.بعضی از مقامات پولی و مالی بر این باورند که قرض الحسنه باری است بر دوش بانکها و سوددهی خاصی ندارد اما اگر قرض الحسنه برای بانکها سود آور نیست چرا این همه پول بی زبان صرف ساخت انواع و اقسام تیزرهای تبلیغاتی میشود؟
گروکشی برای 50 هزار تومانعلی یکی از جوانهای در شرف ازدواج که شش ماهی را برای گرفتن وام ازدواج به این در و آن در زده در حالی که آشفتگی از این همه این طرف و آن طرف شدن در صورتش موج میزند، میگوید: «خیلی جالبه وقتی بانک میخواد ازمون پول بگیره یا حساب وا کنیم تنها یک دفترچه به ما میده که هزینه اونم ازمون قبلاً دریافت کرده ولی وقتی میخواد یه وام 2 تومنی که مصوبه دولته رو بده ده جور سند و بنچاق و کاغذ میذاره جلوی آدم امضاش کنه تا خدای نکرده یه دفعهای به سرت نزنه پول رو برنگردونی.»وی میافزاید: «ماجرا به همین جا خلاصه نمیشه. چرا که دوتا کارمند دولتی باید به عنوان ضامن بهشون معرفی کرد. من سؤالم اینه کدوم جوونی حاضره آبروشو به خاطر پرداخت 50 هزار تومن در ماه به خطر بندازه؟ وقتی بانک میگه مشتری مداری اولین رویکردمون تو بانکداریه باید به این حرفش پایبند باشه نه اینکه هزار جور مانع برای یه پرداخت ساده جلوی پای دریافت کننده وام بذاره. این نشون میده که بانک هیچ اعتمادی به مشتریش نداره ولی موقع پول گرفتن از مردم هزار جور دروغ سر هم میکنه».علی که خبر آماده شدن وامش را پس از شش ماه دوندگی شنیده بیان میدارد: «وقتی حرف وام رو به متصدیان بانک میزنی انگار با یک بدبخت تمام عیار رو به رو شدهاند و نگاه سنگینشون رو آدم میافته و توقع دارن هر کاری که میکنن ازشون تشکر بشه در حالی که اینها وظیفه شون رو انجام میدن و نباید چنین برخوردهای زنندهای رو با مشتریان داشته باشن. این کجاش بانکداری اسلامیه که هم سود دریافت میکنن، هم میدوانند و هم چشم و ابرو نازک میکنن».اگر نگاهی اجمالی به نوع بانکداری در ایران و دیگر کشورهای جهان داشته باشیم به این نکته خواهیم رسید که درهای بانکهای خارجی برای دریافت کنندگان وام همیشه باز است و مسئولان پولی و مالی با سود اندک دو درصد به استقبال متقاضیان میروند این در حالی است که در کشور ما نه تنها برای دریافت وام باید از سدهای بسیاری عبور کرد بلکه باید پول را با چند میلیون سود دو دستی به بانک بازگرداند. جالب اینجاست وام دو درصد که سقف سود بانکی در دیگر کشورها به حساب میآید در کشور ما وامی است که به صنایع تعلق میگیرد و برای دادن آن تبلیغات بسیاری انجام میشود که گویای این موضوع باشد که ببینید ما وام کم بهره نیز میدهیم.امیر که وام 15 میلیونی جعاله یا همان باز سازی مسکن را دریافت نموده و قرار است 22 میلیون پرداخت نماید، میگوید: «من برای ازدواجم مجبور به تهیه وام جعاله از روی سند خانه مادرم شدم. دستشان درد نکند ولی همچین سود میگیرند و سند خانه را در رهن خود در میآورند که هیچ کار دیگری برای خانه نمیتوان انجام داد؛ در حالی که اول 7 میلیون سود خود را دریافت میکنند بعد میرسیم به مبلغ اصلی وام برای پرداخت. هم اکنون ماهی 448 هزار تومان بازپرداخت دارم و زندگی برام خیلی سخت شده. خداییش کجای اسلام گفته که از من جوون پول به این حجم را دریافت کنن ولی خیلیهای دیگه بدون هیچ مشکلی هر وامی که میخوان از بانک مطالبه کنن و آخر سر هم بدون هیچ قید خاصی سود که هیچ اصل پول رو هم پس ندن و تنها اسمشان در لیست مفسدان اقتصادی وارد بشه. خداییش اگر من یا امثال من چند برج قسط رو پرداخت نکنیم ضامنو به صلابه میکشند در حالی که هیچ کس جرأت تو گفتن به اون بالا دستیها رو نداره. قانون که عاری از اشتباه نیست باید وامو برای طبقه ضعیف با سود کم در نظر بگیرن و برای طبقات بالا که از نظر معیشتی مشکل خاصی ندارند سود بیشتری را لحاظ کنن. کار بانکها منو یاد این مثل میاندازه که میگه «از گشنه بگیر بده به سیر» .بانکها با تمام توان در برابر وام گیرندگان میایستند و آنان را با چالشهای عظیمی به نام باز پرداخت بالا و سود سرسام آور رو به رو میسازند که یکی از پیامدهای اصلی آن تنگ شدن سفرهها میباشد. کارشناسان بر این باورند که روند موجود چیزی جز ضعف پایههای اجتماعی را به بار نخواهد آورد و اساس خانواده به دلیل مضیقه پیش آمده با چالشی جدی رو به رو خواهد کرد.در همین رابطه مخبر کمیسیون اجتماعی مجلس میگوید: «مردمی که واقعاً نیاز به پول دارند برای دریافت وام با مشکلات عدیدهای روبهرو هستند. وام یعنی کارگشایی برای افرادی که نیاز دارند، البته مواردی را هم داریم که افراد از وامها سوء استفاده کردهاند».سید جواد زمانی در ادامه میافزاید: «مبلغ وام باید تعیین کننده شرایط دریافت باشد. وقتی وام ازدواج برای دو نفر 4 میلیون تومان یا خرید خودرو 5 میلیون تومان پرداخت میشود، مشخص است که فرد دریافت کننده برای این مبلغ حساب باز کرده و در زندگیاش تأثیرگذار است. به عبارت بهتر افراد مرفه هرگز خودشان را درگیر چنین وامهای کوچکی نمیکنند.»وی با انتقاد از اینکه برای چنین مبالغ ناچیز باید کارمندان قربانی شوند، میگوید: «سؤال من این است اگر کسی وام خودرو دریافت میکند چرا بانک برای پرداخت وام حاضر نیست خودرو را وجه المصالحه قرار دهد؟»زمانی با بیان اینکه ارزش دادن به کارمند آن هم با ضامن کردن برای این و آن، باعث اختلال در زندگی روزمره کارمندان شده است، میافزاید:«این احترام به کارمند نیست، بلکه دردسری است که برای خانواده کارمندان به وجود میآید، زیرا مجبور هستند از کار و زندگی بمانند و بعضاً به خاطر تأخیر در پرداخت اقساط وام، دیگران پاسخگوی بانک باشند.»وی در عین حال از وام هایی که به افراد غیر و در مسیر غیر واقع پرداخت شده خبرداده و اضافه میکند: «اکنون 40 هزار میلیارد تومان وام پرداخت شده که دریافت کنندگان حاضر به باز پرداخت آن نیستند به عبارت بهتر ضامن معتبری ندارند و حتی وثیقه لازم دریافت نشده است، اما برای آنکه یک وام ازدواج بدهند تا یک دختر و پسر سرخانه و زندگی خود بروند ضامن میخواهند، آن هم دو ضامن که این دیگر از عجایب است.»
بانک حساب و کتاب خود را دارداز بین این همه شکوه و گلایه که بر سر نظام بانکی کشور وارد شده شنیدن صحبتهای یکی از رؤسای بانک جالب توجه است.وی که نمیخواهد نامش فاش شود، میگوید: «نظام بانکی حساب و کتاب خاص خودش را دارد و باید محدودیتهایی را برای دریافت کنندگان وام ایجاد نماید وگرنه افراد تقیدی به باز پرداخت وام دریافتیشان پیدا نمیکنند.»این رئیس بانک در پاسخ به این سؤال که «این چه تقیدی است که باید فرد چند برابر پول دریافتی را برگرداند در حالی که همین بانک در تبلیغاتش شعار پیشرو بودن در بانکداری اسلامی را سر میدهد؟» بیان میدارد:« بانک باید سود کارمزد خود را دریافت نماید و گرنه بانکها با ورشکستگی مواجه میشوند.»وی از معرفی ضامن کارمند در زمان دریافت وام از سوی افراد به این نکته اشاره مینماید: «کارمند دولت همیشه در دسترس است و میتوان به راحتی از حسابش قسط پرداخت نشده را وصول کرد. بعضیها از ما میپرسند که چرا از اسناد خودروها به عنوان ضمانت استفاده نمیشود، جواب آنها، این است که کدام عقل سلیم حکم میکند شرایط دریافت اقساط آسان از حقوق ضامن کارمند را نپذیریم و خودمان را درگیر خودرویی کنیم که برای پیدا کردنش باید مدتها وقت صرف شود!»وی میگوید: «بانک نیز مشکلات خودش را دارد، زیرا بسیاری از دریافت کنندگان وام حاضر نیستند اقساطشان را بپردازند.»اما این رئیس بانک در توجیهات خود این سؤال را که «چرا از آنهایی که وامهای سرسام آور دریافت میکنند و کسی نمیتواند در برابر آنها قد علم کند؟» تنها با سکوت پاسخ میدهد.
من برای بانک اعتباری ندارمرئوف راننده تاکسی پژویی است که به تازگی آن را تهیه کرده و در خط امام حسین – آزادی مسافرکشی میکند.وی با گلایه از اینکه شغلش یکی از مشاغل سخت جامعه به حساب میآید و از امکانات خاصی بهرهمند نیستند، میگوید: من برای دریافت وام خودرو خیلی این طرف و آن طرف شدم که این برای من سؤالات بسیاری را به وجود آورده است.این راننده تاکسی با اشاره به وام 5 میلیونی خودرو که برای تاکسی پژو صفر خود دریافت کرده بیان میدارد: «برای وام خودرو باید کارمند به بانک معرفی کرد در حالی که میتوانند ضمانت خود فرد را قبول کنند و سند ماشینش را تا زمان اتمام اقساط در اختیار بانک در آورند.»رئوف میگوید:« من میخواهم نان حلال در بیاورم و این توقع زیادی نیست و به خاطر همین رانندگی را انتخاب کردم ، اما اکنون تأسف میخورم که صبح ماشین را روشن میکنم و بابت هر مسافر 200 الی 300 تومان کرایه میگیرم، در حالی که تاکسی ام 15 میلیون تومان میارزد، اما برای بانک به اندازه 5 میلیون تومان اعتبار ندارم و ضامن میخواهند!»
و اما ...نظام بانکی به جای اینکه دستگیر مردم باشد و راهها را برای کمک رسانی هر چه بیشتر به آنها هموار نماید خود به بزرگترین معضل نظام پولی در جامعه مبدل شده است.سؤال اینجاست چگونه بانکها میتوانند در قبال سودی که از حسابهای قرض الحسنه به دستشان میرسد و هیچ حساب و کتابی از آنها به عمل نمیآید که این سرمایهها در چه بخشهایی جز جیب آقازادگان هزینه میگردد این توقع را دارند که ضامن و سودهای کلان از مردم طلب کنند و جامعه را بیش از پیش به سوی خط فقر هدایت نمایند.