کد خبر: 426876
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۸۹ - ۱۶:۴۵
گزارش و عکس/حسین فصیحی


به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاکمه در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اکبر ساعی و مستشاران، محمدی کشکولی، سالاری، بومی و مرادی برگزار شد.
پس از آنکه قاضی ساعی رسمیت جلسه را اعلام کرد، روشن نماینده دادستان در جایگاه ویژه قرار گرفت و متن کیفرخواست را قرائت کرد، روشن گفت: در این پرونده بخش علی (25 ساله) برابر محتویات اعلام کرده است صبح روز دوازدهم مرداد سال گذشته با قصد سرقت به درخانه مقتول «جیران» مراجعه کردم. سه روز بود که نقشه سرقت طلاهایش را کشیده بودم و می‌دانستم پس از رفتن داماد و دخترش به سر کار او در خانه تنها خواهد ماند. خانه ما در همسایگی آنها بود و روز حادثه با این بهانه که کلید خانه‌ام را به همراه ندارم و می‌خواهم از پشت بام خانه‌شان به خانه بروم به در خانه‌اش رفتم.پیرزن در را باز کرد و زمانی که دلیل آمدنم را به او گفتم مرا به خانه راه داد. از جلو می‌رفت و من در پی‌اش روان شدم. هنوز به راه پله نرسیده بودیم که چاقویم را بیرون آوردم و به او حمله کردم.
من پیرزن را با ضربات چاقو از پای درآوردم. پیرزن مقاومت می‌کرد و دست انداخته بود و موهایم را می‌کشید اما من او را کشتم.
بعد از آنکه از مرگش مطمئن شدم به دستشویی رفتم و دست و صورتم را شستم. از دستشویی که بیرون آمدم متوجه شدم نگین کوچولو هم در خانه است. او در حالی که تازه از خواب بیدار شده بود داشت مرا نگاه می‌کرد. با خودم گفتم او مرا لو می‌دهد، بنابراین در حالی که چاقو را به او نشان می‌دادم به سراغش رفتم. نگین را به داخل خانه بردم و او را به شدت آزار دادم. بعد از آن دست‌های کوچکش را با روسری بستم و برای سرقت به طبقه بالا رفتم. همه جا را گشتم اما فقط یک گوشی تلفن همراه پیدا کردم و با طلاهایی که از پیرزن سرقت کردم خواستم از خانه بیرون بروم، وقتی از کنار نگین کوچولو رد می‌شدم دیدم از شدت درد دست‌هایش باز شده برای اطمینان او را خفه کردم اما باز هم ترسیدم زنده شود، بنابراین او را سربریدم و آرام از خانه خارج شدم.
اولیای دم
قاضی در ادامه اولیای دم را به جایگاه فراخواند. پدر و مادر نگین کوچولو در جایگاه حاضر شدند. مادر نگین در حالی که اشک‌هایش را پاک می‌کرد خطاب به دادگاه گفت: از شما می‌خواهم تا قاتل را در ملأعام اعدام کنید تا درس عبرتی برای شیاطین شود.
شغال در جایگاه
قاضی در ادامه جلسه متهم را به جایگاه فراخواند. او سرافکنده خود را به جایگاه رساند. قاضی او را از اتهام قتل، تجاوز و سرقت تفهیم اتهام کرد اما متهم به رغم آنکه قبلاً هشت بار اعتراف کرده بود که به تنهایی و با نقشه قبلی دست به ارتکاب جنایت زده است ادعا کرد دو نفر از دوستانش او را همراهی کرده‌اند.
متهم گفت: من به همراه یدالله و فرامرز نقشه همان روز را طرح کردیم. من با آنها دوستی چند ساله دارم و در رفت و آمد به خانه‌ام از موقعیت همسایه‌مان با خبر شده بودند.
قاضی: شما در طول هشت جلسه بازجویی اعتراف کرده‌اید که به تنهایی مرتکب جنایت شده‌اید؟
متهم...
قاضی: آیا ارزش داشت که دو انسان بی‌گناه را برای سرقت مقدار اندکی طلا بکشید؟
متهم: من شیشه کشیده بودم. یک معتاد برای 1000 تومان هم آدم می‌کشد.
متهم در ادامه گفت: ما سه نفر وارد خانه شدیم. فرامرز پیرزن را از پشت با چاقو زد. من روبه‌روی او قرار گرفتم تاطلاهایش را سرقت کنم که پیرزن موهایم را کشید و فرامرز با چاقو گردنش را زد.
متهم ادامه داد: من و یدالله به طبقه بالا رفتیم تا اشیای قیمتی را سرقت کنیم اما زمانی که به طبقه پایین رسیدیم فرامرز نگین را به قتل رسانده بود.
قاضی:‌طلاها را چه کردی؟
متهم: همه پول و طلاها را فرامرز و یدالله بردند.
قاضی: چه دلیلی دارید که روز حادثه دوستانت در صحنه بودند.
متهم: سکوت کرد.
دادگاه پس از شنیدن آخرین اظهارات متهم در دفاع از قتل برای رسیدگی به اتهام آزار نگین کوچولو به صورت غیرعلنی ادامه پیدا کرد.
در پایان قاضی ساعی و مستشاران وارد شور شدند و پس از مشاوره رأی نهایی را صادر کردند.
بخشعلی به اتهام قتل عمدی به دو بار قصاص، به اتهام تجاوز به نگین به اعدام و به اتهام سرقت مقرون به آزار به 10 سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق و رد اموال محکوم شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار