
مذاکرات ژنو بین گروه 1+5 و جمهوری اسلامی با توافق برای گفتوگو برای همکاری پیرامون نقاط مشترک در استانبول به پایان رسید و گرچه کاترین اشتون تلاش کرد آنچه را پای میز مذاکره به دست نیاورده در مصاحبه با رسانهها جبران نماید، اما با واکنش بهنگام و هوشیارانه دکتر جلیلی ناکام ماند و مجبور به سکوت شد.
لذا اینکه جمهوری اسلامی به گروه 1+5 اجازه نداد که حقوق کشورمان را در خصوص غنیسازی به مذاکره گذارند و ادامه مذاکره نیز در کشور ترکیه دنبال شود که با همکاری در صدور بیانیه تهران بر حقوق هستهای جمهوری اسلامی و حمایت از آن شهرت دارد، این نشست به نفع ایران پایان یافته و انتقاد مذاکرهکننده ارشد تیم هستهای کشورمان به شورای امنیت و کشورهای غربی، نسبت به سکوت آنان در برابر ترور دانشمندان هستهای ما و نصب تصویر شهید شهریاری روی تریبون مصاحبه رسانهای خود در ژنو و انعکاس این خبر با استفاده از فرصت رسانهای فراهم شده برای مذاکرات، ابهام و اتهام جدی را متوجه مخالفان پرونده هستهای جمهوری اسلامی کرده است که بهتنهایی دستاورد بزرگی برای دیپلماسی کشورمان بود. این در حالی است که غرب تلاش کرد با اقدامات زیر، پیام خود را مبنی بر آمادگی برای هموار کردن مسیر گفتوگو اعلام کند که البته نوعی فریب برای تأثیرگذاری بر مواضع تهاجمی جمهوری اسلامی بود:
1- اتخاذ موضعی ملایم از سوی وزیر خارجه امریکا در نشست منامه و تلاش برای احوالپرسی وگفتوگو با وزیر خارجه جمهوری اسلامی در حاشیه این نشست که با بیاعتنایی آقای متکی مواجه شد.
2- درخواست دیدار با دکتر جلیلی از سوی خانم اشتون در حاشیه نشست ژنو به صورت جداگانه و تلاش برای تأثیرگذاری به روی قبل و حین گفتوگوهای گروه 1+5 با جمهوری اسلامی ایران.
3- تلاش برخی دیگر از نمایندگان کشورهای غربی برای دیدار جداگانه با آقای جلیلی و گشودن مسیر موازی مذاکره و ارزیابی یا تأثیرگذاری بر مواضع هستهای کشورمان. اما برخلاف این اقدامات که حتی با نوعی تغییر اولیه درمواضع رسانهای کشورهای غربی نیز همراه بود و همچنین تأخیر 15 ماهه مذاکرات، دکتر جلیلی از آغاز تا پایان گفتوگوها از مواضع عزتمندانه و تهاجمی کشورمان کوتاه نیامده و ضمن متقاعدسازی افکار عمومی جهان به برخورداری ایران اسلامی از روحیه و رویه گفتوگو و منطق حقوقی و سیاسی در دفاع از حقوق خود، اراده مردم و مسئولان کشورمان را در ایستادگی برای این حقوق به نمایش گذاشت.
چنین پدیدهای نشان میدهد که اگر کارگزاران و دولتمردان از روحیه و شهامت انقلابی برخوردار باشند، میتوانند بسترها و زمینههای لازم برای پیشبرد اهداف و منافع نظام جمهوری اسلامی را فراهم ساخته و خود را مقهور ساختار ظالمانه حاکم بر نظام تصنعی و ساخته وپرداخته قدرتهای جهانی ندانند.
ساختاری که سالهاست بر آن تزلزل افتاده و کسانی که توانستهاند خود را از شیفتگی به لیبرال- دمکراسی رها نمایند به عمق و پیامدهای این تزلزل پی برده و به رجزخوانیها و کرشمههای فریبکارانه آن اعتنایی ننمایند. چرا که سیاست ماکیاولی هویج و چماق غرب، سالهاست که تأثیر خود را از دست داده و با کشف بعد سوم قدرت یعنی جذب و اقناع مزیت دنیای لیبرال- دمکراسی که ابزار سخت فشار و تهدید میباشد، به کلی از بین رفته است. ضمن آنکه هرگونه تصمیم و اقدام لیبرالی متناسب با ارزیابی هزینه- فایده است که در مقابله با قدرت کشورهایی چون جمهوری اسلامی ایران که برخوردار از توان بازدارندگی با اتکا به قدرت نرم عاشورایی و قدرت سخت برآمده از جهادی هشت ساله و دستیابی به فناوریهای پیشرفته نظامی و بومی است، چارهای جز گردن نهادن به واقعیت نمیبیند، بنابراین زمینهها و بسترها نیز برای دفاع از عزت و غرور ایران اسلامی فراهم است.