کد خبر: 426758
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۷
گفت‌وگو با کارگردان انیمیشن پرفروش و دیدنی مگامایند
انیمیشن «مگامایند» جدید‌ترین محصول مشترک کمپانی‌های دریم ورکیس (dream worker) و پارامونت (picture) paramount است که به تازگی به اکران عمومی در سینمای جهان در آمده است. تا به اینجا مگامایند نقد‌های مثبت خوبی از جانب منتقدان نصیبش شده و در اکران جهانی هم فروش خوبی دست پیدا کرده است. در «مگامایند» «براد پیت»، «ویل فرل»، «تینا فی»، «جونا هیل»، با بازی (صدا ) خوش درخشیدند. «تام مک گراتز» که قبلاً کار آن را در انیمیشن ماداگاسکار دیده بودیم کسی است که ما را با ابر قهرمان‌های این فیلم آشنا می‌کنند.
یک فیلم انیمیشنی را چگونه می‌سازید؟
به همان شیوه‌ای که یک فیلم زنده اکشن ساخته می‌شود. باید با نویسنده‌ها، طراح تولید و غیره سر و کله بزنید. در ساخت یک فیلم انیمیشن در واقع شما تنها با گروه بازیگران سر و کار ندارید بلکه با حدود 60 انیماتور، شخصیت‌های انیمیشنی و طراح تولید طرف هستید. طراحی تولید خیلی سخت است؛ چراکه شما در این زمینه باید مفاهیم مادی را طراحی کنید. باید تصاویر را مانند یک سینماتوگراف طرح‌بندی و چیدمان کنید و بعد نوبت به نورپردازی می‌رسد که آن هم مثل کار کردن با یک سینما توگراف است، بنابراین ابزار یکی است. تنها تفاوت این است که برای ساخت انیمیشن باید زمان بیشتری را صرف کرد. می‌توانم برایتان این مثال را بزنم که فیلم زنده اکشن مثل یک دو سرعت می‌ماند و در مقابل انیمیشن مانند دو ماراتون و شما باید با 400 الی 600 هنرمند همکاری کنید.
پس مزیت یک فیلم انیمیشن نسبت به یک فیلم زنده در چیست؟
مزایای ساخت یک انیمیشن یا به قول بعضی‌ها بلای ساخت آن همین زمانبر بودنش است. شما باید حداقل سه سال را صرف طراحی فیلم کنید؛ بعد روی شخصیت‌هایش صدا بگذارید و در مرحله آخر ببینید که آیا انیمیشن خوب از آب در آمده یا خیر. در ساخت انیمیشن می‌توانید در یک لحظه تمام سکانس‌ها را حذف کنید کاری که در فیلم اکشن امکانپذیر نیست. از نظر علمی می‌توانید بهترین داستان را پایه‌ریزی کنید. مشکلاتی که در ساخت انیمیشن پیش می‌آید همیشه مثل مشکلات ساخت یک فیلم اکشن است. انیمیشن برای من یک خلاقیت مبتکرانه بر مبنای عقل است که در آن همه چیز اعم از آب و هوا و زمان را تحت کنترل دارید. اگر بخواهید می‌توانید ساعات روشنایی روز را هر چقدر که بخواهید افزایش دهید. چیزی که در انیمیشن مشکل‌ساز است و در عین حال برایتان اهمیت دارد عناصری مثل آب و باران است. در فیلم از صحنه خیابانی تصویر‌برداری می‌شود که در آن باران می‌بارد. اما ایجاد چنین صحنه‌ای در انیمیشن بسیار سخت است و فناوری‌های متعددی صرف نزدیک کردن یک صحنه بارانی انیمیشنی به واقعیت می‌شود. مسلماً همه می‌دانند که آب و باران چه شکلی است. اگر که صحنه‌های این چنینی در انیمیشن خوب از آب در نیاید، مخاطب از جریان فیلم جدا می‌شود. بنابراین ساخت انیمیشن مزایا و موانع زیادی دارد که البته بیشترش مزیت است.
آیا انیمیشن «ذهن برتر» (مگامایند) نکته جدید و هیجان انگیزی دارد؟
بله، بسیار، به خصوص قالب سه بعدی ! و می‌دانم که همین عامل به نوبه خودش هیجان انگیز است. البته من در ساخت این انیمیشن سه بعدی خیلی نگران بودم چون «ذهن برتر» اولین تجربه سه بعدی من بود و من باید مثل دادن شمشیر به دست یک مبارز و فرستادنش مقابل دوربین ساخت آن را متقبل می‌شدم. خوشحالم که تمام این سختی‌ها را پشت سر گذاشتم. از آنجایی که ساخت «ذهن برتر» در قالب سه بعدی طراحی شده بود، برای طراحی دوربین و صحنه‌های آن فرصت‌های متنوعی داشتیم و با انجام یک کار دقیق تصویر‌برداری توانستیم به شیوه ثمربخشی نقاط عاطفی داستان را بیرون بکشیم؛ درست مثل برجسته‌سازی احساسات که با استفاده از یک رنگ دیگر یا نورپردازی روی یک صحنه خاص انجام می‌شود. در انیمیشن هم از فضا و حجم آن، فاصله میان کاراکترها برای اشاره به یک نکته احساسی استفاده می‌شود. به نظرم ایجاد چنین فضایی با استفاده از تکنولوژی جالب است. برایتان مثال می‌زنم: هشت سال پیش، در ساخت اولین سری از انیمیشن ماداگاسکار باید آن را در فضای نیویورک طراحی می‌کردیم اما ما نتوانستیم شهر را بسازیم و آن را در رایانه بازسازی کنیم، چراکه هیچ رایانه‌ای به دلیل وجود جزئیات فراوان در چنین صحنه‌ای قادر به انجام این کار نبود. حالا هشت سال گذشته است و ما توانستیم یک شهر کامل را برای «ذهن برتر» طراحی کنیم. منظورم شهر «مترو سیتی» است که ما در آن از شکاف‌های خیابان گرفته تا قیر روی شکاف‌ها و بلند‌ترین آسمانخراش با شیشه‌های رفلکس و حتی فضای درونی آن را به نمایش کشیدیم و اما هنوز در طراحی آب و صحنه‌های بارانی با مشکل مواجه هستیم. در واقع امروز انیماتورها همراه با ارتقای مهارتشان در گذر از عصر انیمیشن‌های سنتی تا انیمیشن‌های رایانه‌ای و پیشرفته‌تر شدن ابزارهایی که به کار می‌برند می‌توانند شاهکارهایی را با دقت و ظرافت از خود بر جای بگذارند و این دقت و ظرافت مایه افتخار ما در ساخت انیمیشن است.
از باران سخن گفتید. چالش‌های دیگری که در ساخت این انیمیشن با آن روبه رو شدید چه بود؟
جدای از زمانبر بودن کار، داستان خیلی پیچیده، زیرکانه و چالش انگیز بود. به علاوه شما در «ذهن برتر» با یک کمدی اکشن فوق‌ قهرمانانه روبه‌رو هستید که در مرکز آن محوریت عشق وجود دارد و همین مورد باعث بیشتر چالشی شدنش می‌شود. در واقع این سخت‌ترین قسمتی است که باید با آن دست و پنجه نرم کنید. باید داستان صادقانه و باورکردنی باشد و ایجاد چنین چیزی اندکی دشوار است؛ علاوه بر این در «ذهن برتر» داستان از زبان یک آدم تبهکار روایت می‌شود که این شخصیت در طول داستان باید کم‌کم با بیننده همدل و همراه شود.
به نظر می‌رسد که بخش‌هایی از داستان «ذهن برتر» از افسانه «سوپر من» الهام گرفته است؛ آیا در این فیلم به جز «سوپر من» از فوق قهرمان دیگری هم الهام گرفتید؟
گاهی الهام از بعضی افسانه‌های فوق قهرمانان برای جذابیت کار لازم است. برای مثال وقتی قهرمان و شخصیت تبهکار داستان با یکدیگر ازدواج می‌کنند، کسی آنها را به زندان نمی‌اندازد؛ چراکه باید در داستان اندکی از چاشنی طنز و شوخی را به کار گرفت. برای ساخت انیمیشن، بازی با نکاتی اینچنینی جالب است؛ یا برای مثال کاراکتر تبهکار داستان، اتومبیلی نامرئی دارد که چون قابل دیدن نیست گاه خودش هم آن را گم می‌کند. با به تصویر کشیدن صحنه‌های اینچنینی می‌توان طعم کمدی را به بیننده چشاند. اما اساساً نمی‌توان گفت که «ذهن برتر» بر پایه داستان یک ابر قهرمان خاص شکل گرفته است.
وقتی کوچک بودید، ابر قهرمان مورد علاقه‌تان که بود؟
از بتمن و سوپرمن خوشم می‌آمد. هنوز هم از این دو شخصیت خوشم می‌آید، اما فیلم‌ها بیشتر از کتاب‌های کمدی روی من تأثیر می‌گذارند. هشت سالم بود که تصاویر محرک بت‌من با کمپانی «آدام وست» بیرون آمد اما چون کوچک بودم نمی‌دانستم که این انیمیشن یک کمدی است. پس از آن سوپرمن با ریچارد دونر در دهه 70 وارد عرصه تلویزیون شد. من آن موقع نوجوانی خیالپرداز و عاشق تماشای انیمیشن‌هایی اینچنینی بودم.
آیا از سطح خشونت و گاهی درجه بالای وحشیگری در این فیلم احساس نگرانی نکردید ؟ آیا اصلاً به این توجه داشتید که بیش‌ترین مخاطبان شما را کودکان تشکیل می‌دهند؟
بله، استفاده از خشونت به این سبک چیزی در یک فیلم ابرقهرمانانه، اجتناب‌ناپذیر است. در داستان صحنه‌های تخریب شهر به نمایش در می‌آید که ما نمونه آن را در زندگی واقعی هم دیده‌ایم. حواسمان به این بود که درجه خشونت را در حدی حفظ کنیم که برای کودکان 9 تا 11 سال مناسب باشد اما این یک فیلم ابرقهرمانانه است که صحنه‌های مخاطره‌آمیز در آن زیاد و بسیار شبیه به واقعیت است. در یک بخش ساختمانی بزرگ بر سر مگامایند کوبیده می‌شود اما قسمت خنده دارش این است که او بی‌سر و صدا از زیر آوار بیرون می‌آید. خیلی حساسیت داشتیم که کارمان به فیزیک کاری باگز بانی شبیه نشود. در باگز بانی شما احساس می‌کنید که شخصیت‌ها به هیچ‌وجه آسیب نمی‌بینند. در انیمیشن باید باور داشته باشید که کاراکترها هم آسیب می‌بینند. به این ترتیب صحنه‌های مخاطره‌آمیز به نظرتان واقعی جلوه می‌کنند و در پایان فیلم احساس می‌کنید که این شخصیت‌ها واقعاً زندگی دیگران را نجات می‌دهند. این بخشی از کار است که به وسیله آن نشان می‌دهید دنیا و شهر انیمیشنی شما واقعی است.
شما در فیلم‌های قبلی در نقش دوبلور هم ظاهر شدید. آیا در «ذهن برتر» هم صدای شخصیتی را ایفا کردید؟
بله، ولی نمی‌خواهم از آن شخصیت نام ببرم. (با خنده)
یعنی نمی‌خواهید بگویید؟
بسیار خوب؛ من صدای پدر شخصیتی را ایفا می‌کنم که براد پیت به جای او سخن گفته است.
سؤال آخر که اگرچه ممکن است کمی احمقانه به نظر برسد اما مردم مشتاق شنیدن پاسخ آن هستند، آیا پنگوئن‌ها باز می‌گردند؟
بله، صددرصد. علاوه بر این ماداگاسکار سه بعدی در سال 2012 با «بن استیلر» و «اریک دارنل» می‌آید که من دیگر کارگردانی آن را بر عهده ندارم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار