
جعفر تكبيري | اين دفاع از حقوق هستهاي به گونهاي بود كه مقامات كشورهاي حاضر در اين نشست نيز كه پيشتر با اتخاذ مواضع خصمانه از لزوم توقف فعاليتهاي هستهاي كشورمان سخن به ميان ميآوردند، ناچار شدند موضعي منفعلانه و خلاف خواستههاي خود در اين خصوص اتخاذ كنند و با به رسميت شناختن حقوق هستهاي ايران، برحق ايران براي استفاده مسالمتآميز از انرژي هستهاي اعتراف كنند. اين اعتراف به گفته اكثر كارشناسان بزرگترين دستاورد مذاكرات ژنو براي ايران بود كه در سايه اتخاذ سياستهاي اصولي در ديپلماسي و پافشاري روي حقوق مسلم ملت ايران حاصل شد. سياستهايي كه ميرود پس از سالهاي فراوان پاياني باشد بر تمامي كش و قوسها و فراز و فرودهاي اين پرونده.ژنو نقطه مقابل سعدآباداما در كنار انتشار اخبار موفقيتهاي مذاكرهكنندگان كشور با گروه 5+1، شايد مهمترين سؤالي كه ذهن قاطبه مردم را به خود مشغول كرده است،علت به درازا كشيدن اين روند و باج خواهيهاي متعدد غربيها بر سر برنامه هستهاي كشورمان است. برنامهاي كه اگرچه تمامي زواياي آن مشخص و در چارچوب قوانين بينالمللي بود، اما به يك اهرم فشار عليه مردم و كشور تبديل شده بود. شايد بتوان پاسخ به اين سؤال را در سالهاي دورتر و زمان دولت اصلاحات جستوجو كرد. زماني كه ديپلماتهاي پرمدعاي اصلاحطلب پشت ميز مذاكره با كساني مينشستند كه روزي ميزبان همين ديپلماتها در دوران تحصيلشان بودند. بيشك پلمب شدن تأسيسات هستهاي كشورمان و توقف چندين ساله اين فعاليتها كه باعث ايجاد تأخير در روند هستهاي شدن كشورمان شد، دستاورد مذاكره همين ديپلماتهاي مرعوب با سران كشورهاي غربي بود. غربيها با اشراف امنيتي و اطلاعاتي كه روي چند نفر از اعضاي تيم مذاكرهكننده هستهاي كشورمان در دولت اصلاحات داشتند و همچنين اطلاع از فعاليتهاي اقتصادي اين افراد توانسته بودند كه به راحتي روي تيم مذاکره کننده ايران تسلط داشته باشند و هر آنچه كه ميخواهند به آنها ديكته كنند. در همين خصوص توني بلر كه سمت نخستوزيري وقت انگليس را به عهده داشت در جلسهاي خصوصي به صراحت گفته بود كه دست ايرانيها همواره در مذاکرات هستهاي خود از پيش باز است و عملاً مذاکرهکنندگان اروپايي هيچگونه نگراني و دغدغهاي از روند مذاکرات هستهاي با طرف ايراني ندارند و متنهايي که قبل از جلسات در مورد موارد مطرح شده در مذاکرات تهيه ميشود، بدون کم و کاست به تأييد و تصويب طرفهاي ايراني ميرسد!بنابراين تحليلهاي غلط و عدم درک دنياي استکباري و همچنين ناآگاهي و نداشتن بصيرت و دانش کافي از وضعيت اروپا و امريکا و تواناييهاي داخلي کشورمان، شرايطي را به وجود آورد كه روز به روز طرفهاي غربي به زيادهخواهي خود در ارتباط با موضوع هستهاي ايران ادامه بدهند.در اين دوره نه تنها هيچ كدام از سانتريفيوژهاي ايران چرخشي نداشتند بلکه غربيها شرايطي را براي کشور ايجاد کردند که در معاهدههاي بروکسل، پاريس و سعدآباد حتي صنايع پاييندستي هستهاي ايران که هيچگونه ارتباطي با غنيسازي اورانيوم نداشتند نيز جزو مجتمعهاي به تعليق درآمده و تعطيل ايران قرار گرفتند. البته اين موضوع به همين صورت باقي نماند چراكه در ماههاي آخر فعاليت دولت اصلاحات و با ورود رهبر معظم انقلاب به اين ماجرا و دستور مستقيم ايشان مبني بر از سرگيري فعاليتهاي هستهاي كشورمان، نه تنها قطار هستهاي ايران روي ريل پيشرفت قرار گرفت، بلكه آب سردي بر پيكره كساني بود كه به دنبال برچيدن فناوري هستهاي از داخل ايران بودند. تغيير لحن غرباما اين موضوع چندان خوشايند دنياي غرب نبود. چراكه آنها هرگز حاضر به پذيرش عضوي جديد در باشگاه هستهاي انحصاري خود نبودند. بنابراين رويكردي خصمانه را در قبال ايران پيش گرفتند و با ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت، قطعنامه تحريمي عليه كشورمان تصويب كردند. تحريمهايي كه خود نيز امروز اعتراف به ناكارآمدي آنها دارند. از اين رو غرب با مشاهده ناتواني تحريمها در روند پيوستن ايران به باشگاه هستهاي جهان، مجبور به پذيرش واقعيتي بزرگ در قبال ايران شد.واقعيت ايران هستهاي. حال دنياي غرب با پذيرش اين واقعيت و تغيير لحن كه به ظاهر مثبت ميآيد پشت ميز مذاكره با ايران مينشيند. ميزي كه بر خلاف گذشته دستور كار آن را ايران مشخص ميكند و با پذيرش شروط ايران براي لاپوشاني شكستهاي خود از مذاكرات موفق سخن به ميان ميآورد و حتي يك مقام امريكايي نيز با افتخار از گفتوگوي دو طرفه غير مستقيم با ايران سخن به ميان ميآورد. اين مقام رسمي وزارت خارجه امريکا که نخواست نامش فاش شود به خبرگزاري رويترز گفت: «گفت وگوهايي دشوار ولي صادقانه داشتيم. » اين مقام امريکايي گفت که مذاکراتي دو طرفه ميان نمايندگان ايران و امريکا در جريان نبوده ولي در مورد مسائل مهم، گفتوگوها پيش رفته و انجام شده است. اين مقام امريکايي گفت: «چند گفت وگوي دوطرفه و غيررسميداشتيم که به ما کمک کرد نکات مورد نظر خود را مورد تأييد قرار دهيم.» وزير امور خارجه آلمان نيز پس از اين مذاكرات آن را شروعي خوب عنوان كرده و گفته است كه ما حق فعاليتهاي صلح آميز ايران را محترم ميشماريم. بنابراين با نگاهي به گذشته پرونده هستهاي ايران و آرزوي مقامات وقت براي چرخش تنها چند سانتريفيوژ و مقايسه آن با وضعيت كنوني كشورمان كه نه تنها چندين هزار سانتريفيوژ مشغول به كار هستند بلكه تكنولوژي توليد سوخت با غناي 20 درصد را نيز در اختيار گرفته و از همه مهمتر تعيينكننده دستور كار مذاكرات خود با ابرقدرتهاي جهان است، درك پيروزيهاي بزرگ ايران در ديپلماسي خارجي خود چندان سخت نيست.