
مذاکرات ژنو 3 پس از سه دور مذاکره بین هیئت ایرانی به ریاست دبیر شورای عالی امنیت ملی با 1+5 به ریاست کاترین اشتون پایان یافت. آنچه از این مذاکرات منتشر شده است توافق طرفین برای گفتوگو برای همکاری در نشست بعدی است که قرار است در استانبول برگزار شود. فارغ از اینکه آیا ژنو 3 دستاوردی به همراه داشته است یا خیر؟ آنچه مهم است مذاکرات رودرروی هیئت ایرانی با 1+5 است که برای مدتی متوقف شده بود. از این زاویه مذاکرات اخیر فرصتی برای طرح دیدگاههای طرفین بود، هر چند بخشی از این دیدگاهها پیشتر در قالب نامهنگاریها بین جلیلی و اشتون و یا مصاحبههای تلویزیونی مقامات سیاسی در چارچوب دیپلماسی رسانهای طرح شده بودند و بدین ترتیب ایران و 1+5 با نقطه نظرات یکدیگر آشنایی داشتند اما نشست ژنو که در آن هم گفتوگوی مشترک بین ایران و 1+5 برگزار شد و هم گفتوگوهای دوجانبه، این فرصت را به طرفین داد تا به نقاط مشترک و چالشبرانگیز مواضع همدیگر آشنایی بیشتری پیدا کنند و شاید هم به این علت بود که دو طرف توافق کردند در نشست بعدی به یافتن زمینههای مشترک همکاری بپردازند. البته چنین بروندادی از مذاکرات ایران و 1+5 مسبوق به سابقه است چراکه در سالهای اخیر بارها ایران و 1+5 با یکدیگر مذاکره داشتهاند و حتی بسته های پیشنهادی که زمانی فقط از سوی 1+5 به ایران ارائه میشد اکنون وضعیت دوسویه پیدا کرده، ایران نیز متقابلاً بسته پیشنهادی خود را به 1+5 به ایران ارائه کرده است. به نظر میرسد طرفین به مواضع و دیدگاههای یکدیگر به ویژه گرههای کور آن واقف هستند منتهی آنچه سبب شده است تاکنون مذاکرات ژنو حالتی سریالی پیدا کند و از ژنو یک به ژنو 3 کشیده شود عدم انعطاف برخی اعضای 1+5 نیست به مواضع و دیدگاههای ایران است. هسته مرکزی 1+5 شامل امریکا و تروئیکای اروپا به رغم آگاهی از ماهیت صلحآمیز فعالیت هستهای ایران همچنان براساس رویکرد نیتخوانی با آن برخوردی سیاسی داشته، بر طبل امنیتی بودن فعالیت هستهای ایران بکوبند. تکرار چنین نگاهی به رغم سپری شدن مباحثی همچون مدالیته در تعامل ایران با آژانس که آمانو نیز در گزارش چهارم خود به آن اشاره داشت این نگرانی را دامن میزند که 1+5 یا حداقل هسته مرکزی آن با هر دور مذاکره سعی میکند در صورت عدم انعطاف ایران، زمینه را برای تصویب قطعنامه جدید فراهم سازد. استمرار چنین سیاستی در حالی است که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر ادامه تعامل با آژانس و تأکید بر مذاکره به عنوان تنها راه برونرفت ازوضع موجود همواره به 1+5 توجه داده است که مذاکره صرفاً نبایستی برای مذاکره باشد بلکه مذاکرات ایران و 1+5 باید معطوف به نتیجه باشد. بد نیست بدانیم به رغم تصویب قطعنامههای شورای امنیت، جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی و پافشاری بر حقوق هستهای خود موفق شده است 1+5 را از مرحله مذاکرات با پیششرط به مذاکرات کنونی سوق دهد که طی آن و همانگونه که جهانیان در ژنو 3 شاهد بودند جمهوری اسلامی ایران از موضعی مقتدرانه 1+5 را به ویژه در خصوص ترور دانشمندان هستهای ایران به چالش بکشد و به آنها توجه دهد که مبنای مذاکرات نه صرفا دیدگاه آنها که پیشنهادات و ملاحظات ایران باید باشد. به نظر میرسد توافق طرفین برای ادامه مذاکرات در استانبول خود شاخصی از سازنده بودن مذاکرات ژنو 3 باشد. به عبارتی هر چند ژنو 3 خروجی قابل توجهی نداشته است اما همینکه خانم اشتون بر سازنده بودن مذاکرات و ادامه آن در نشست بعدی اصرار ورزیده است نشان میدهد 1+5 نیز در جمعبندی خود در قبال فعالیت هستهای ایران به اهمیت و محوریت مذاکره پی برده به این درک جمعی رسیده است که پافشاری صرف بر سیاست مبتنی بر قدرت، پاسخگو نبوده بهتر آن است با ایران که به لحاظ دستاوردهای هستهای صلحآمیز هر روز نیرومندتر میشود از کانال دیپلماسی وارد شد. اما اینکه امریکا و تروئیکای اروپا علاوه بر سیاست اعلامی تا چه میزان به کارآمدی دیپلماسی در سطح سیاستهای عملی خود اعتقاد داشته باشند سؤالی است که پاسخ آن را در رفتار و کردار آنها در فاصله نشست ژنو 3 تا نشست استانبول باید جستوجو کرد.