
علي رضائي | زمينهساز وستفاليا به عنوان نماد رنسانس در حوزه روابط بينالملل، جنگهاي 30 ساله مذهبي بود، اما تاريخ رنسانس علمي و انقلاب فرهنگي در ايران نشان ميدهد كه دانشجويان و فرياد آنان محور تعاملات يا تغييرات قدرت، نوزايي و پيدايش تحولات بوده است. اين فرياد گاهي در اوج غم و مظلوميت به گوش حاكمان جبار رسيد و از سه قطره خون بر زمين ريخته به آسمان برخاست تا 16 آذر روز دانشجو نام گيرد و ماهيت استكبارستيزي دانشجويان به اثبات رسد،گاهي نيز در اوج صلابت به مقابله با فتنه عميق منافقان شتافت و آنان را زمينگير و آواره ساخت. نوانديشي و قدم در مسير پيشرفتانديشههاي نو و علمي دانشجويان مذهبي و ظهور و بروز آن در محيط دانشگاه و تلاش دانشجويان براي انتقال آگاهي اسلامي به تمام سطوح جامعه به قدري حائز اهميت است كه امام راحل در اين رابطه اعتقاد داشتند:«مبدأ همه تحولات و مقدرات يك كشور، دانشگاه است و دانشگاه است كه يك كشور را اصلاح يا تباه ميكند.»بر اين اساس پس از آنكه امام (ره) به ديدار حق شتافت، تأكيدات مكرر مقام معظم رهبري درباره احساس مسئوليت قشر جوان به ويژه دانشجويان كه در ادامه فرمايشات نوراني امام (ره) بود، باعث شد تا بدنه اصلي دانشجويي كشور كه جنبش دانشجويي را تشكيل ميدهد، حتي يك لحظه از نقش كليدي خود غافل نباشد. بيشك بيداري و حركت دانشجويان در مسير پيشرفت كشور طي سه دهه عمر انقلاب موجب شد تا مقام معظم رهبري پس از آنكه هدف و چشمانداز دهه چهارم انقلاب را بحث «پيشرفت و عدالت» مطرح کردند، در ديدار جمعى از نخبگان علمى و دانشجويان دانشگاههاي كشور يکي از سنگينترين مسئوليتهاي مسئولان و انواع نخبگان جامعه از جمله جريان دانشجويي را تلاش براي فهميدن و تفکر و تشکيل جلسات فکري بدانند و در اين راستا تأكيد كنند: «يکي از کارهاي لازم، تشکيل جلسات فکري وسيعي است که مجموعه دانشجويي، همراه با مجموعه حوزوي، با برنامهريزي خوب ميتواند به وجود بياورد تا بنشينند درباره مسائل گوناگون فکر کنند. گسترش فکر و پراکندن فکر درست و صحيح ميتواند همان ثمراتي را ببخشد که ما در زمينههاي مسائل علم و فناوري و پيشرفت علوم از دانشجو توقع داريم؛ يعني شکوفايي، آوردن حرف نو به ميدان انديشه با يک حرکت صحيح و جهتگيري درست.»
همت مضاعف براي خلاقيت علميبر اساس همين موازين و در راستاي تحقق اهداف متعالي نظام جمهوري اسلامي، جنبش دانشجويي همواره تلاش كرده تا انحرافات را در نقطه مبدأ شناسايي و خاموش كند. يكي از روشهايي كه در ماههاي اخير دانشجويان انقلابي توانستند بصيرت فكري خود را عملياتي كنند، برگزاري كرسيهاي آزادانديشي در دانشگاههاي سراسر كشور بود. رويش اين عملكرد كه در واقع پس از سفارشات مقام معظم رهبري بود، موج بيداري و آگاهي دانشجويان را قوام تازهاي بخشيد. اهميت اين موضوع تا آنجاست که رهبر انقلاب در ابلاغ سياستهاي کلي برنامه پنجم توسعه در چارچوب سند چشمانداز 20 ساله، آن را در زمره سرفصلهاي فرهنگي برنامه قرار داده و با عنوان «تحول و ارتقاي علوم انسانى، با تقويت جايگاه و منزلت اين علوم، جذب افراد مستعد و با انگيزه، اصلاح و بازنگرى در متون و برنامهها و روشهاى آموزشى، ارتقاي کمى و کيفى مراکز و فعاليتهاى پژوهشى و ترويج نظريهپردازى، نقد و آزادانديشى» مطرح ساختند.همچنين در بيانات خود در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي در نوروز امسال هم فرمودند: «يکى از مسائل مهم که همت مضاعف و کار مضاعف ميطلبد، مسئله توليد فکر است؛ کتابخوانى و افزايش معلومات عمومى در زمينههاى گوناگون. اين کرسىهاى آزادانديشى که ما عرض کرديم، پيشنهاد کرديم در دانشگاهها و در حوزهها به راه بيفتد،ميتواند يک جريان سيال فکرى بسيار باارزشى را در جامعه به راه بيندازد.»با اين حساب گرچه جريان دانشجويان انقلابيكشور توانسته در برهههاي مختلف حضور مؤثري داشته باشد و هرچند كه جنبش دانشجويي از سال 32 تا 89 نقاط عطفي را در تاريخ ايران رقم زده، اما نگاهي به اطراف، تكاليف بسيار گستردهاي را براي ادامه راه اين جنبش تبيين ميكند كه مقابله علمي با جريان ضدانقلاب از اهم آن به شمار ميرود. اكنون زمان جنگ رنسانس علمي ايران با رنسانس غربي است که در يک فرآيند نظامي پديد آمد و برآيند امروز آن هم چيزي نيست غير از نظامي گري و ستايش ديوانگي در هوا و زمين. اکنون نبرد عقلانيت و خلاقيت علمي است در برابر سلاح و توحش سخت و نرم مستکبران.